سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

مژده- بِشاراتِ حضرت بهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۸ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

مژده ای تازه- بِشارات- یا در زبان انگلیسیِ قدیم- انجیل. که در زبان عربی هم «بِشارت» گفته می شود.

لوحِ مُبارکِ «بِشاراتِ» حضرت بهاءُالله مجموعه ای از تعالیم است که هدفش اصلاحِ عالَم و مخاطبین این تعالیم عالَمِ بشریّت است.

حضرت بهاءُالله نتیجۀ محو و از بین بردن احکام قدیمۀ زیر را بشاراتی حقیقی برای بشر محسوب فرمودند. اِلغای احکام زیر:

«حکمِ جِهاد، حکمِ عدمِ معاشرت با اَحزابِ عالَم، حکمِ مَحوِ کتب»

بطور کلّی تعدادِ چهارده بشارت در این لوح مبارک نازل گردیده. در زیر تعدادی از این بشارت ها بطور خلاصه ذکر گردیده که بعضی از آنها انعکاسی از نظرات شخصی نویسنده است. مسلماً بهترین نتیجه را هر نفسی قادر است مستقیماً از متنِ لوحِ مبارک بِنَفسِه درک نماید.

اوّلین بشارت حکمِ مَحوِ جِهاد است. (۳) (بشارتی که هنوز به قلب و ذهن بسیاری نرسیده ولی نهایتاً خواهد رسید.)

دوّمین بشارت مُعاشرت با تمامِ نفوسِ بشری به رَوح و رَیحان [شادی و رحمت و راحت و مهربانی] است.(۴) (جنگ ها هنوز ادامه دارد امّا فِی الواقع روزی دوستی جای تنفّر را خواهد گرفت.)

بشارتِ سوّم بشارتِ انتخاب زبانِ واحد است برای عالمِ بشریّت. (۴) (که همگان می توانند در منازل خود و یا در هر نقطۀ دنیا با تمام نفوسِ خانوادۀ بشری لذّتِ مصاحبه و مکالمه را احساس نمایند.)

ششمین بشارت حُکمِ صلحِ عمومی است- «لابُدّ بر این است مجمع بزرگی در اَرض برپا شود» که دربارۀ صلحِ اَکبر مشورت و آن را برای همیشه مستقر نمایند. (۶)

«لابُدّ بر این است مَجمَعِ بزرگی در اَرض برپا شود و مُلوک و سَلاطین در آن مَجمع مُفاوضه [گفتگو و مذاکره] در صلحِ اَکبر نمایند و آن اینست که دُوَلِ عظیمه برای آسایشِ عالَم به صلحِ محکم مُتشبِّث شوند.» (۷)

بشارتِ هفتم- زمامِ اَلبِسه [لباس و پوشش] و ترتیبِ لِحا [ریش] و اصلاح آن در قبضۀ اختیارِ عِباد گذارده شده. حضرت بهاءُالله می فرمایند انسان باید به «کمالاتِ انسانی» مُزیّن گردد. (۸)

بشارتِ دهم- اِلغاءِ حُکمِ مَحوِ کتب است. (۹)

انصاف و عدالت برای کلّیۀ مخلوقات (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۰ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

اکثریّت این مقالات تا حال یا صریحاً و یا ضمنی در مباحثی در مورد روابط انسانی و یا نگرانی های بشر صحبت نموده. علاوه بر آن، آثار و کتب حضرت بهاءُالله هم چنین نظر را به روابط انسانی با طبیعت که ما بخشی از آن هستیم جلب می نماید.

به عنوان مثال حضرت بهاءُالله دربارۀ وظیفۀ بشر در رعایت حیوانات چنین می فرمایند:

«... رعایت حیوان را منظور نماید...» (۳)

«لا تَحمِلوا عَلَی الحَیَوانِ ما یَعجِزُ عَنْ حَملِه اِنّا نَهَیناکُم عَنْ ذلِکَ نَهیاً عَظیماً فِی الکِتابِ» (۴) [مضمون به فارسی: حمل نکنید بر حیوان چیزی را که از حملش ناتوان است بدرستی که ما شما را از این کار نهی کردیم؛ نهیِ عظیمی در کتاب.]

ممکن است تصوّر شود «حمل بار» نکتۀ بسیار ضعیفی در مورد رعایت حال حیوانات است ـ ولی در حقیقت به نظر می رسد حضرت بهاءُالله دیدگاهی بسیار والاتر در این مورد دارند زیرا که در ادامۀ نصِّ مبارک اشاره می فرمایند:

«کُونوا مَظاهِرَ العَدلِ وَ الاِنصافِ بَینَ السَّمواتِ وَ الاَرَضینَ» (۵) [مضمون به فارسی: مَظاهرِ عدل و انصاف بین آسمان ها و زمین ها باشید.]

به نظر می رسد تا آنجائی که مربوط به «طبیعت» است حکمِ انصاف حکمی است نامتجانس، بجز چند اِستثنا: به عنوان مثال شناختن حقِّ قانونی رودخانه ای در کشور نیوزیلند.(۶)

به طور کلّی و عمومی قانون «حقّی» برای طبیعت قائل نیست ـ یا وظیفۀ انسان در مورد عدالت نسبت به آفرینش چیست. مجدداً به طور کلّی در هیچ دادگاهی «طبیعت» نمی تواند بشر را به محاکمه بکشد و طلب عدالت از صدماتی که کشیده نماید.

ارائۀ این حقیقتِ رابطۀ عدالت و انصاف مابین عالم بشر و عالم طبیعت، این سؤال را مطرح می کند که ما از «عالم مادّی» چه درکی داریم.

در این رابطه تناقضی فاحش در اخلاقیاتِ مادّی دنیای امروز مشاهده می شود. از یک جنبه بشر به ستایش مادّیات پرداخته و آن را یکی از هدف های اوّلیۀ فعالیّت های انسانی می داند ـ بنحوی که «موفّقیّت» و حتّی «رفاه» را در جمع آوری و مصرف «موادّ تولیدی» اندازه می گیریم.

از جنبه ای دیگر عالم مادّی را «غریبه» (۷) محسوب داشته و تصوّر می کنیم طبیعت زنده نیست ـ حیات ندارد ـ بی ارزش است ـ یک چیز است ـ چیزی که باید مورد مصرف قرار گیرد. چیزی که در مرتبۀ اولیٰ ارزشش فقط برای استفادۀ انسان است.

در بیان زیر حضرت بهاءُالله از ما می خواهند که جهان را بصورتِ نَفْسی «ناطق» «موجود» مشاهده کنیم؛ «کتابِ خلقت» که با عالم بشر در گفتگوست.