سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

مُنتخباتِ آیات از آثارِ حضرتِ نُقطۀ اولیٰ (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت نقطۀ اولیٰ [از القاب حضرت باب] مَظهَرِ ظهوری [پیامبر و شارع] مُستقل و در عینِ حالْ مُبَشِّرِ حضرت بَهاءُالله می باشند. امروز سال روز ۱۹۸ سال تولّد حضرتِ باب [بر حسب تاریخ مقاله] می باشد و ایشان دو سال از حضرت بَهاءُالله کوچک تر بودند. در حالی که حضرت بَهاءُالله در شهر طهران متولّد شدند مَحَلِّ تولّد حضرت باب شهر شیراز است که صدها کیلومتر جنوب طهران قرار دارد. گرچه به طورِ ظاهرْ حضرت بَهاءُالله و حضرت باب در این عالم با هم ملاقات ننمودند ولی حضرت باب اوّلین نفسِ مؤمن به خویش یعنی جناب ملّاحسین بشروئی را برای تقدیم پیامی به حضورِ حضرت باب فرستادند. حضرت بَهاءُالله هم بعد از تأئیدِ صداقت و صحّتِ پیامِ حضرت باب، ملّا حسین را با دریافت هدیه ای از حضور مبارک حضرتشان مرخص فرمودند. گرچه هدیۀ حضرت بَهاءُالله عنایتی نُمادین بود ولی عاملِ شَعَف و شادی قلب جناب ملّا حسین گردید. نَبیلِ اَعظم مورّخ بهائی عکسُ العمل جناب ملّا حسین را در تاریخ ثبت نموده. بیانات ملّاحسین در هنگامی که طلبه ای از طرف ایشان پیام حضرت باب را به حضور حضرت بَهاءُالله تقدیم نموده در زیر آمده.

«ديگر چيزى نفرمودند و مرا از حضور خود مُرَخَّص کردند. يک کلّه قندِ روسى و يک
بستۀ چاى به من مرحمت فرمودند که با اِبلاغِ مَحَبَّت و مهربانی هاى ايشان به مُلّا حسين بدهم. من در حالی که سَراپا مَشعوف و مَسرور بودم برخاسته نزد مُلّا حسين برگشتم و پيغام و هديۀ بَهاءُالله را به او دادم. مُلّا حسين با سرور بى مُنتهائى ايستاده با خُضوعِ تمام هديه را از من گرفت و بوسيد بعد مرا در آغوش گرفت چشم هاى مرا بوسه زد و گفت رفيق عزيز و محبوب من همان طور که قلب مرا مَسرور کردى خداوند قلب تو را با سُرورِ اَبَدى مَسرور نمايد. من از رفتار مُلّا حسين خيلى متعجّب و با خود گفتم چه چيز سبب ارتباط اين دو قلب شده است.» ۳

این سِرِّ ارتباطِ قلوب تا سالیانی بعد هم فاش نشد گرچه تمامیِ تعالیمِ حضرتِ باب از حضرت بَهاءُالله نَشأة گرفته بود، نَفْسِ نَفیسی که حضرت باب ایشان را «مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ » موسوم فرمودند.

کتاب «مُنتخباتِ آیات از آثارِ حضرتِ نُقطۀ اولیٰ» مجموعه ای از تمامی آثارِ حضرتِ باب گرفته شده و بِنَفْسِه شاهد و گویندۀ عشقِ عمیق و حقیقی نسبت به قادرِ مُتَعال و مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ می باشد.

« یٰا اِلٰهیٖ وَ مَحْبُوبَ قَلبیٖ» ۴ [مضمون به فارسی: ای خدای من و محبوبِ قلبِ من]

مُنتخباتِ آثارِ حضرتِ نقطۀ اولیٰ [باب] با دو توقیعْ خطاب به مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ آغاز می گردد.

در این دو توقیع حضرتِ باب به مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ و نَفْسِ مبارکِ خودشان با عنوان خدا خطاب می نمایند. حضرت بَهاءُالله هم در اَلواحِ خویش خطاب به رُؤسایِ عالَم و سَلاطین همین لغات و کلام را به کار گرفته اند که در رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ توضیحاتی مُفصّل در مورد استفادۀ این کلمات نازل فرمودند. می فرمایند که اشاره ای است به آیاتِ اِلهیّه در قرآن کریم و دیگر کتبِ مقدّسه که زمانی خواهد رسید که جامعۀ بشری در مَحضَرِ اِلهی حضور خواهند یافت.

«در جمیعِ کُتُبِ اِلهی وعدۀ لِقاء [لِقاءُالله یا دیدار خدا] صریح بوده و هست و مقصود از این لِقاء، لِقاءِ مَشرِقِ آیات و مَطلَعِ بَیِّنات و مَظهَرِ اَسماءِ حُسْنیٰ و مَصدَرِ صفاتِ عُلیایِ حَقّ جَلَّ جَلاله [همۀ این تعابیر اشاره به مَظهَرِ ظهور یا فرستادۀ خداوند است.] است. حَقّْ بِذاتِهٖ وَ بِنَفْسِهٖ غَیبِ مَنیعِ لایُدْرَکْ [ذاتِ خداوند که غَیب و بلندمرتبه و غیر قابل درک است.] بوده. پس مقصود از لِقاء، لِقاءِ نَفْسیٖ است که قائمْ مَقامِ اوست مابینِ عِباد.» ۵

رسالۀ شیخ محمّد تقی نجفی- نصایحِ حضرت بَهاءُالله به عالَم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» در ظاهر خطاب به یکی از ظالِمین و ستمگران نازل گردیده که به بسیاری از پیروانِ حضرت بَهاءُالله ستم و ظلم روا داشته.

«یا شَیْخُ اِنّا سَمِعْنا اَنَّ جَنابَکَ... اَمَرْتَ النّاسَ بِسَبّیٖ وَ اَفْتَیْتَ عَلیٰ سَفْکِ دِماءِ العِبادِ.» ۳ [مضمون به فارسی: ای شیخ بدرستی که ما شنیدیم جنابِ شما... مردم را به فحّاشی و دشنام به من اَمر کردی و بر ریختن خون هایِ بندگان فتوا دادی.]

در صدمه زدن و ستم روا داشتن اِبْنِ ذِئْبْ http://noghtenazar.org/node/1812 تنها نبوده ولی این چنین به نظر می رسد که نزولِ «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» هدفش نشان دادنِ بی عدالتی و عَدَمِ تطابقِ این بی عدالتی با حقائقِ مذهبی است. برای رسیدن به این هدف حضرت بَهاءُالله هم از عللِ حوادثِ واقعه و هم از عللِ لازمۀ آن سخن گفته اند.

مانند حضرت مسیح که فَریسیان را در مورد آزار و ستم وارده بر مسیحیانِ اوّلیه مورد عِتاب [سرزنش] قرار دادند حضرت بَهاءُالله هم توجّهِ خویش را به «عُلماء» معطوف می فرمایند که اکثرِ هَمّ و غَمشان مربوط به تکیه بر مَسنَدِ قدرت بوده بجای این که این علماء منصفانه به خدمت جامعه مشغول گردند. قسمت های بسیارِ شبیهِ مطالبِ نازله در این لوحِ مبارک هم در «کتابِ مُستطابِ ایقان» می توان یافت.

«ریاست را نهایتِ وصول به مطلوب دانسته‌اند و کِبر و غرور را غایتِ بلوغ به محبوبْ شمرده‌اند. تَزویراتِ نَفْسانی را مقدّم بر تَقدیراتِ رَبّانی دانند، از تسلیم و رضا گذشته‌اند و به تدبیر و ریا اشتغال نموده‌اند و به تمام قوّت و قدرت حفظِ این مراتب را می نمایند که مبادا نقصی در شوکتْ راه یابد و یا خَلَلی [تباهی/ شکاف] در عِزّت به هم رسد و اگر چشمی از کُحْلِ [سُرمۀ/ مَرهَمِ چشمِ] مَعارفِ اِلهی روشن شود ملاحظه می کند سَبُعی [حیوان درنده/ درنده] چند را که بَر مُردارهایِ نُفوسِ عِباد افتاده‌اند. حال کدام ضَیْقْ [شدّت و سختی و تنگی] و تنگی است که اَزْیَدْ [زیادتر] از مراتبِ مَذکوره باشد که اگر نَفْسی طلبِ حَقّی و یا مَعرفتی بخواهد نماید نمی داند نزدِ کدام رَوَد و از کِه جویا شود.» ۴

در «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» حضرت بَهاءُالله میان آنانی که در واقع در قولْ صادِقَند و هدفشانْ هدایت است و آنانی که بَرعکسِ آنان می باشند تفاوتی محسوس محسوب می دارند.

«امّا عُلمائی که فِی الحَقیقه به طِراز [زینتِ] عِلم و اخلاق مُزَیّنند، ایشان بِمَثابه [مانندِ] رَأسَند [سَر] از برایِ هیکلِ عالَم و مانندِ بَصَرند از برایِ اُمَم.» ۵

امروزه هم مانند ایّام و دوران حیات حضرت بَهاءُالله پیروانِ دیانت بهائی مورد ستم و ظلم قرار می گیرند. حضرت بَهاءُالله دلائل چنین رفتاری را که کاملاً با حقائقِ دیانت مُغایر است صریحاً بیان می فرمایند.

«مقصود از اِرسالِ رُسُل و اِنزالِ کُتُبْ مَعرِفَةُ الله [شناخت خدا] و اُلفت و اِتّحادِ عِباد بوده. حال ملاحظه می شود شریعتِ اِلهی را سبب و علّتِ بَغضا و عِناد [کینه و دشمنی] نموده اند. زِهیٖ [افسوس از این] حَسرت و نِدامت...» ۶

در میان مطالب لازمی که حضرت بَهاءُالله نظرِ همگان را به آن مَعطوف می فرمایند کَلِماتِ نصیحت آموزی است که بخصوص پیروان ایشان باید بدان توجّه نمایند.

«و بعضی از بیانات که در اَلواحْ مخصوصِ این حِزب [در اینجا منظور بهائیان هستند] نازلْ ذکر می شود تا به یقینِ مُبین کُلّ بدانند که این مظلوم [حضرت بَهاءُالله] عمل نموده آنچه را که نزدِ عُقَلاء و مَظاهِرِ عَدل و انصافْ محبوب و مقبول بوده...» ۷

آنچه که بعد از این بیان مبارک آمده تأئیدِ میزانِ مِقیاسِ اَعلائی است که حضرت بَهاءُالله از پیروان خویش می خواهند که در اجرایِ آن باید نهایتِ مراقبت و مواظبت را رعایت نمایند و از آنچه که در اِجرایِ آن ایشان را از حقیقتِ دیانت دور می نماید پرهیز نمایند.