تأثیر جامعۀ بهائی در رشد جریان حقوق بشر

http://lab.noghtenazar2.info/node/1003
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

برگرفته از: اخبار روز
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=49296

تأثیر جامعۀ بهائی در رشد جریان حقوق بشر

جامعۀ بهائی ایران در بیش از قرن و نیمی که از پیدایشش می گذرد با استقامت شجاعانه در برابر تعصّبات مذهبی و ستم هایی که در دوره های قاجار و پهلوی و جمهوری اسلامی بر آن وارد گشته توانسته است بدون مقابله به مثل و بر طبق تعالیم حضرت بهاءالله نمونه ای از جامعه ای را به جهانیان ارائه کند که ضمن استقامت بر عقاید بدیع دینی خویش و پایبندی به حقیقتِ اهداف و روش های خاصِّ خود، در اِحقاق حقوق خود و اِحقاق حقوق دیگران نیز از طریق خدمات خالصانۀ اجتماعی بکوشد. در این خصوص به عنوان نمونه بیش از ۲۰ پیام در فواصل سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ یعنی در سال های پر تلاطم اخیر ایران عزیزمان از طرف مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم، صادر شده است که در آنها اشارات مهمّی در مورد راه های کمک به توسعۀ ایران و حقوق ایرانیان و بهائیان و رفاه همگان شده است.(۱)

در کنار آن، جامعۀ جهانی بهائی بر اساس تعالیم و روش بهائی در زمینۀ حقوق بشر، هم در مورد دفاع از حقوق جامعۀ ستمدیدۀ بهائیان ایران و هم در خصوص سایر انسان هایی که حقوقشان پایمال شده، اقداماتی انجام داده است که در رشد و توسعۀ جریان و روند حقوق بشر در جوامع انسانی تأثیر بسزا داشته است. «این جامعۀ جهانی که در آن افرادی از همۀ پیشینه های فرهنگی، دینی، جنسی و قومی، حول هدف محوریِ «یگانگی نوع بشر» با هم یگانه شده اند، مدّت¬هاست در کشورهای مختلف نیروی خود را صرف این کرده که با «ترویج احترام به حقوق دیگران» و «احساس مسئولیت نسبت به رفاه خانوادۀ بشری» و آموزش «فضائل اخلاقی که در ایجاد یک تمدن جهانی عادلانه، هماهنگ و صلح آمیز مؤثرند»، در ایجاد «فرهنگ جدیدی که به اجرای حقوق بشر در سطح جهانی منجر می شود» سهیم باشد.»(۲)

در این خصوص جامعۀ بین المللی بهائی از جمله در سند شمارۀ ۰۴۰۱-۹۷، مورخ مارچ ۱۹۹۷، به مناسبت دهۀ سازمان ملل متّحد در رابطه با آموزش حقوق بشر(۳) در بیانیه ای کتبی خطاب به پنجاه و سوّمین جلسۀ کمسیون ملل متّحد در رابطه با حقوق بشر (ژنو سویس، دستور جلسه شمارۀ ۹) اشاره می نماید: «جامعه جهانی بهائی از نظر تاریخی از یکی از حامیان قدرتمند فعّالیت ها و برنامه های حقوق بشر سازمان ملل متّحد است. بهائیان در ۱۹۴۷ بیانیه ای درباره تعهدات و حقوق هیئت جدید التأسیس حقوق بشر ارائه نموده به محض اینکه سازمان ملل متّحد روز دهم دسامبر را روز حقوق بشر اعلان نمود مؤسّسات ملّی و محلّی بهائی شروع به برنامه ریزی بزرگداشت به آن نمودند. سال ها بهائیان بیانه های بین المللی را در رابطه با حقوق بشر به زبانهای مختلف در سطح گسترده انتشار داده اند زمانی که سازمان ملل متحد شروع کرد به تشکیل همایش ها و اجراء مقاله های متنوّع در اعلان جهانی حقوق بشر، مجامع بهائی این مدارک را در کلّ جهان توزیع نمودند و همایش های عمومی برای توضیح آنها ترتیب دادند و بعضی مواقع در مجاهداتی جهت صحّه گذاشتن به آنها در کشورهای خودشان شرکت نموده اند...»

همراه با انتشار ده ها بیانیۀ دیگر(۴) از طرف جامعۀ بین المللی بهائی در بارۀ حقوق بشر و مسائل و موضوعات گستردۀ مربوط به آن، اقدامات عملی متنوعی نیز در سراسر جهان از طرف جوامع محلّی و ملّی و بین المللی بهائی در موارد فوق بر اساس تعالیم و روش های بهائی انجام گرفته است که به عنوان نمونه قسمتی از یکی از این بیانیه های مهم را با عنوان «قرن انوار»(۵) که در نوروز ۲۰۰۱ صادر شده و موضوع اصلی آن ارائۀ تحلیلی از کم و کیف جامعۀ بهائی و جامعۀ جهانی در قرن بیستم است و ضمن آن اشارات مهمّی به تأثیرات عملی جامعۀ بهائی در توسعۀ حقوق بشر در جهان و ایران شده است(۶) تقدیم می کند.

«در سال ١٩٨٠ اقدامات مداوم محافل ملّی و نيز جامعه بين المللی بهائی در ژنو در ملل متّحد در امور روابط خارجی ناگهان به مرحله جديدی ارتقاء يافت. آنچه باعث اين ترقّی شد آن بود که روحانيّون شيعه بر قلع و قمع امر الهی [دین بهائی] در کشور زادگاهش ايران مصمّم گشتند و نتيجه‌ای که از آن اقدامات حاصل شد چنان غيرمنتظره بود که ستمکاران و اصحاب تعدّی و حتّی مدافعين امر بهائی [دین بهائی] را به حيرت انداخت.

در دوران طولانی تاريخ خويش همواره بهائيان ايران به واسطه اعتقاداتشان دچار تعدّی می‌شدند. ملّا‌يان که محرّک و رهبر حمله و هجوم به اهل بهاء [بهائیان] بودند هميشه با همکاری فرمانروايان آن سرزمين به تعدّيات خود ادامه می‏د‌ادند. امّا پادشاهان مستبدّ که به ظاهر صاحب‌اختيار تامّ در امور کشور بودند در حقيقت به ملاحظه حساب‌های سياسی با دول خارجه دچار محدوديّت‌هائی بودند که ايشان را نسبت به فشارهای خارجی مخصوصاً از سوی دول غربی آسيب‌پذير می‌ساخت. چنان که در زمان ناصرالدّين شاه انزجار شديدی که نمايندگان دولت‌های روسيّه و انگلستان و ساير مقامات ديپلماتيک از آن مظالم ابراز داشتند سبب شد که شاه را وادار سازند بر خلاف اراده‌اش به هنگامه قتل عامّ بابيان در سال‌های نخست دهه ١٨٥٠ که به قتل عدّه کثيری از اهل ايمان انجاميد و جان حضرت بهاءاللّه را نيز به مخاطره انداخت پايان دهد. ديگر پادشاهان قاجار در طول قرن بيستم نيز مواظب آرام ساختن آراء عمومی دولت‌های خارجی بودند. در زمان ما نيز سرگذشت قديم تکرار شد يعنی در سال ١٩٥٥ ملّا‌يان دومين پادشاه سلسله پهلوی را وادار ساختند که موجی از تجاوز و تعدّيات ضدّ بهائی را به راه اندازد. در اين وقايع با اعتراض سازمان ملل متّحد و نيز مخالفت دولت امريکا مواجه شد و مجبور گرديد که آن تعدّيات را يکباره متوقّف سازد و اين مداخلات طليعه اقداماتی بود که در موارد مشابه برای حفظ جامعه بهائی ايران مبذول شد.

در سال ١٩٧٩ که انقلاب اسلامی در ايران شروع شد به نظر می‏ر‌سيد که چنين مانع و رادع سياسی از پيش راه روحانيّون برداشته شده است. ملّا‌يان ناگهان خود به قدرت رسيدند و ابتدا برگزيدگان خود در خارج از حوزه روحانيّت را بر مسند عالی‌ترين مقامات جمهوری اسلامی نشاندند ولی به زودی آنان را کنار زده اين مناصب را خود به دست گرفتند. "دادگاه‌های انقلاب" که تحت مسؤوليّت روحانيّون عالير‌تبه بود تشکيل شد و لشکری از "پاسداران انقلاب" که از پليس سرّی شاه کاربرتر ولی به همان اندازه ظالم و ستمگر بود بر جميع شؤون حيات مردم تسلّط يافت.

با آنکه حکمرانان تازه‌کار همّشان متوجّه تهديدهائی بود که می‌پنداشتند از ناحيه دولت‌های خارجی صادر می‌شود ولی عناصر صاحب‌نفوذ داخل جرگه ملّا‌يان ملاحظه کردند که بالاخره فرصتی پيش آمده تا بتوانند جامعه بهائی ايران را نابود سازند. تفاصيل جانکاه چنان حملات گسترده‌ای موضوع سخن ما نيست امّا آنچه اهمّيّت دارد اينست که ملاحظه کنيم که هزاران نفر از بهائيان زن و مرد و کودک در سراسر کشور در مقابل آن هجوم با تمام وجودشان ايستادگی نمودند. به بهای جان ترک ايمان نگفتند و همين مقاومت بهائيان ايران الهام‌بخش همکيشانشان در سراسر جهان شد و تمسّک و تعلّقشان را به امر الهی [دین بهائی] که چنان فداکاری‌هائی را به وجود آورده بود صد چندان افزايش بخشيد. فقط بهائيان نبودند که از چنان وقايع هولناکی تأثّر پذيرفتند. حتّی ده‌ها سال پيش از آن فی المثل در سال ١٨٨٩ يکی از معاريف اهل غرب در باره حماسه پيشقدمان جانباز امر بهائی چنين نوشته و در شرح بليّات و مصائبی که بر آنان وارد آمده چنين پيش‌بينی نموده است:

در زندگی و مرگ اميد اين جانبازان يأس و حرمان نمی‌پذيرد و آتش عشقشان خاموش نمی‌شود، استقامت و پايداريشان تزلزل نمی‌گيرد. اين است که اين نهضت بديع را ممتاز می‌سازد... پايداری در زير چنان شکنجه‌ها و عذاب‌ها آسان نيست. پس شايسته است که در باره چيزی که به اعتقاد اين جانبازان حيات حقيقی بود تحقيق نمائيم. در باره نفوذی که به عقيده من يقيناً امر بابی (کذا) در آينده خواهد داشت سخنی نمی‌گويم و نيز از جان تازه‌ای که شايد اين نهضت در مردمی مرده بدمد چيزی نمی‌نويسم، امّا چه توفيق نصيب آن نهضت شود و چه به شکست بيانجامد جانبازی و حماسه‌ای که شهيدان بابی آفريدند جاودانی و شکست‌ناپذير است... چيزی که اميد ندارم بتوانم هرگز بر گفتنش توانا گردم صميميّت و صداقت و خلوص نيّت و نيز نفوذ اين صميميّت و سجايای ديگر اين جانبازان است که در هر کس که نزديکشان آيد تأثير شديد می‌نمايد.(۷)

چنين سخنان پيش در‌آمد همان احساساتی است که در سال‌های انقلاب اسلامی از طرف افراد غيربهائی شنيده شد که خود يکی از علل نيرومندی بود که امر حضرت بهاءاللّه [دین بهائی] را از پرده مجهوليّت بدرآورد. جنبه روحانی وقايع مهد امراللّه [منظور زادگاه دین بهائی، ایران است] در سخنانی که مذکور شد کاملاً پيداست يعنی افکار و آراء خارجيان گذشته از انزجاری که از ظلم و ستم بيمعنی و ابلهانه اصحاب تعدّی يافتند به نحوی روزافزون از رفتار و مقابله بهائيان ايران در مقابل آن مظالم متأثّر گرديدند.

متأسّفانه قرن بيستم شاهد مصائب و مظالمی است که به مظلومان بی‌شماری وارد آمده است. امّا آنچه وضع بهائيان را از اوضاع نظيرش به کلّی ممتاز و يگانه می‌سازد همين رفتاری است که در مقابله با مصائب از خود نشان داده‌اند. بهائيان ايران از آنچه که معمولاً مظلومان را به زانو درمی‌آورد سر باز زدند و بهائيان بودند که با پيروی از مؤسّسان مقدّس آئينشان بر دشمنانشان تفوّق اخلاقی يافتند و ثابت کردند که اين دادگاه‌های انقلاب يا پاسداران انقلاب نبودند بلکه بهائيان بودند که شرايط مقابله فيمابين را تعيين نمودند و چنين پيروزی شگفتی بود که غيربهائيان را شيفته خود ساخت. جامعه ستمديده بهائی نه بر ظالمين حمله‌ای روا داشت و نه از اين بحران متوقّع منافع سياسی گرديد و نه مدافعان بهائی در ديگر کشورها خواهان تغيير قانون اساسی ايران شدند و نه طالب انتقام گشتند. آنچه توقّع داشتند عدالت بود و خواهان حقوقی بودند که در اعلاميّه حقوق بشر مدوّن است که تمام ملل از جمله دولت ايران آن را صحّه گذاشته حتّی بسياری از آن موادّ در قانون اساسی جمهوری اسلامی نيز آمده است.

اين بحران عالم بهائی را به پيروزی فوق العاده‌ای رسانيد. از بسياری از محافل ملّی که عملاً تجربه‌ای در ارتباط با مقامات رسمی دولت‌هايشان نداشتند دعوت شد که به حکومت رجوع کنند و دولتشان را تشويق نمايند تا از لوايحی که در تشکيلات يا ادارات يا دوائر دستگاه‌های سازمان مربوط به حقوق بشر مطرح بود حمايت نمايند. محافل نيز چنان کردند و نتائج فوق العاده‌ای گرفتند. بيست سال متوالی هر سال قضيّه بهائيان ايران در دستگاه‌های مربوط به حقوق بشر مطرح شد و در لوايح پی در پی به تصويب رسيد و سبب شد شکايات بهائيان ايران در گزارش رابطينی که کميسيون حقوق بشر ملل متّحد تعيين می‌نمايد منعکس و از آن حمايت شود و اين پيروزی با تصميمات کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متّحد استحکامی بيشتر پذيرفت و رژيم ايران نتوانست از تقبيح بين المللی کشورها از رفتاری که با اتباع بهائی خود می‌نمود جلوگيری نمايد و از حمايتی که اکثريّت نمايندگان کشورهای دلسوز عضو کميسيون حقوق بشر مبذول می‏د‌اشتند بکاهد. اگر ملاحظه شود که اعضاء کميسيون حقوق بشر مرتّباً تغيير می‌يابد و خود کميسيون نيز بايد به نقض حقوق بشر در ساير کشورها که ميليون‌ها نفر را دچار ساخته رسيدگی نمايد آن وقت اهمّيّت پيروزی بهائيان بيشتر جلوه می‌نمايد.

به موازات اقدامات برای وارد ساختن فشار مستقيم به دولت ايران قضيّه بهائيان در سراسر جهان به نحوی بی‌سابقه در جرائد و مجلّا‌ت و رسانه‌های جمعی منعکس شد. جرائدی از قبيل «نيويورک تايمز» The New York Times ، «لوموند» Le Monde «فرانکفورتر آلگماينه زايتونگ» Frankfurter Allgemeine Zeitung که سرحلقه جرائد بين المللی هستند عليه تعدّيات وارده به بهائيان مقالات مفصّل نوشتند و شبکه‌های تلويزيونی استراليا و کانادا و امريکا و برخی از کشورهای اروپائی برنامه‌های مفصّل و گويائی به صورت مجلّه تلويزيونی پخش کردند. در سرمقالات جرائد اين مظالم غالباً با عباراتی محکم تقبيح گرديد. تمام اين اقدامات علاوه بر آنکه به نحوی مؤثّر ضامن دخالت کميسيون حقوق بشر می‌شد عملاً امر بهائی [دین بهائی] را شايد برای بار اوّل به گوش ده‌ها ميليون مردم می‏ر‌سانيد و تعاليمش را به درستی و با تمجيد و تحسين به خاصّ و عامّ اعلان می‌نمود. اين تبليغات و نيز اقدامات مهمّی که در سيستم سازمان ملل متّحد صورت گرفت به مقامات صاحب‌نفوذ در سراسر عالم فرصت کافی بخشيد که بتوانند از تعاليم امر بهائی و از رفتار و خصائل جامعه بهائی خبر گيرند و خود در باره‌اش قضاوت نمايند.

يکی از مشکلاتی که در اثر اين تضييقات پيش آمد آن بود که چندين هزار از ايرانيان بهائی که در خارج به مهاجرت رفته بودند ناگهان فاقد گذرنامه معتبر گشتند و يا عدّه ديگری چون خود و يا خانواده‌شان هدف ستم و کشتار قرار گرفتند ناچار از وطن مألوف گريختند. در سال ١٩٨٣ کانادا که دولتش روی مساعدت داشت تقاضای محفل ملّی آن سامان را به گوش قبول شنيد. دفتر بين المللی پناهندگان بهائی تأسيس شد و تا چند سال بعد با مساعدت کميسيون پناهندگان ملل متّحد عدّه ديگری از ممالک درهای خود را به روی بيش از ده هزار بهائی ايرانی گشودند که بسياری از آنان در آن کشورها به عنوان مهاجر در مراکز لازمه ساکن گشتند.

فقط جامعه بهائی نبود که از اين مبارزات مفصّل بهره برد بلکه سيستم حقوق بشر ملل متّحد نيز از آن منتفع گرديد. در آغاز چون جمهوری اسلامی روی کار آمد موجوديّت جامعه بهائيان در ايران مورد تهديد قرار گرفت ولی کميسيون حقوق بشر ملل متّحد به موقع با وجودی که بعضی از ناظران خارجی طرز کارش را کند و پيچيده ميد‌يدند توانست که رژيم ايران را وادارد که بدترين مظالم خويش را متوقّف سازد و از اين راه "قضيّه بهائيان ايران" برای کميسيون حقوق بشر و نيز برای بهائيان پيروزی بزرگی را پديد آورد و مثالی گشت که نشان می‏د‌اد که چه نيروی خفته‌ای در جامعه بشری موجود است که چون با دستگاهی که برای حقوق بشر ساخته شده کار کند می‌تواند از مظالمی که صفحات تاريخ بشری را در طيّ اعصار سياه نموده جلوگيری نمايد.

چنين وضعی نمايان می‌سازد که امر بهائی در حيات جامعه بزرگ غيربهائی چقدر مؤثّر است. در تاريخ امروز ما صلح جهانی و نيز لزوم اقدامات بين المللی مؤثّرتری که آرمان‌های اعلاميّه حقوق بشر و ميثاق‌های مربوط به آن را برآورد چيزهائی است که عالم انسانی بايد برای حصولش مبارزه نمايد. در عالم کم‌تر نقطه‌ای می‌توان يافت که اقلّيّت‌ها به سبب تعصّبات دينی يا قومی يا ملّی از حوائج ضروری انسانی خود محروم نباشند. هيچ کس بهتر از جامعه بهائی اين مطلب را درک نمی‌کند زيرا جامعه بهائی بدون هيچ مجوّز حقوقی يا اخلاقی ستم‌های گوناگون کشيده و هنوز در بعضی از ممالک می‌کشد، قربانی‌ها داده و اشک‌ها ريخته امّا از اين عقيده که کينه و انتقام سبب تباهی روح انسانی است دست برنداشته است. جامعه بهائی بيش از بسياری جوامع ديگر آموخته است که بدون آنکه وارد هر نوع دسته‌بندی‌های سياسی شود يا به خشونت و تجاوز دست يازد چگونه از دستگاه حقوق بشر ملل متّحد به نحوی استفاده جويد که مورد نظر پديدآورندگان اين دستگاه بوده است. امروز جامعه بهائی با اتّکاء به اين تجربه مشغول اجراء تدابيری است تا در بسياری از کشورها دولت‌ها را تشويق نمايد که برنامه‌های عمومی برای آموزش حقوق بشر ترتيب دهند و به وسع خود آنچه در اين راه لازم است فراهم می‌سازد. جامعه بهائی در سراسر جهان علمدار ترويج حقوق زنان و کودکان می‌باشد و از همه بالاتر نمونه و مثالی برای برادری و محبّت شده است که افراد بی‌شماری از غيربهائيان را تشويق نموده و اميد بخشيده است.»

هم اکنون نیز که این مقاله نوشته می شود بیش از صد نفر از زنان و مردان بهائی در کنار دیگر دگراندیشان ایران عزیزمان در زندان های رجائی شهر و اوین و سایر زندان ها عملاً به روش و منش بهائی در حال دفاع از حقوق خود و دیگران هستند.(۸)
حامد صبوری
۳/۹/۱۳۹۱
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت ها:
۱- برای مطالعۀ پیام های مزبور به این آدرس مراجعه فرمایید: http://www.uhjmessages.org/
۲- http://www.khandaniha.eu/items.php?id=992
۳- ۱۳۸۳-۱۳۷۳ مطابق ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴میلادی: http://www.hrea.org/decade/index.html
۴- برای مطالعۀ اسناد و بیانیه های متعدد دیگر در مسائل مختلف توسعۀ اجتماعی و حقوق بشر و ... که توسط جامعۀ بین المللی بهائی صادر شده است، از جمله رجوع شود به این آدرس ها:
http://www.persian-bahai.org
http://www.bahai-projects.org/taxonomy/t/480
از جمله عناوین بیانیه ها عبارتند از: «اجلاس جهانی پیگیری مسائل کودکان»؛ «ایجاد فرهنگ جهانی حقوق بشر»؛ «بررسی و ارزیابی دستاوردهای برنامۀ دهسالۀ سازمان ملل»؛ «تأثیر تبعیض نژادی بر زنان»؛ «تدابیری برای پیشرفت زنان در آفریقا»؛ «حقوق زنان»؛ «زنان روستای»؛ «تساوی و فرزند دختر»؛ «پایان خشونت علیه زنان»؛ «حقوق و مسؤولیت در ترویج حقوق بشر»؛ «خانواده در یک جامعۀ جهانی»؛ «رفع تبعیض علیه زنان»؛ «رویکرد مردان نسبت به بهبود زندگی زنان»؛ «مدارای مذهبی»؛ «مبارزه با نژادگرایی»؛ «مسائل مهم زنان»؛ «حق آموزش»؛ « فعّاليت هائی در حمايت از سال بين المللی سواد آموزی»؛ «آموزش دختران»؛ «ارزش های جهانی پیشرفت زنان»؛ «شهروندی جهانی: اخلاق جهانی برای توسعه پایدار»؛ «صلح : پناهندگی و زنان و کودکان آواره»؛ «حقوق کودک»؛ «پیشبرد مدارای مذهبی»؛ «دیدگاه دیانت بهائی در خصوص پیشگیری از استعمال مواد مخدر»؛ «اعلامیۀ جامعۀ بهائی در بارۀ حقوق و وظایف بشر»؛ «راهبرد حفاظت از منابع طبيعی جهان در دهه 1990»؛ «مبارزه بر علیه گرسنگی»؛ «منع تبعیض نژادی و حمایت از اقلیّت ها»؛ «نقش مردان و پسران در اجرای تساوی جنسیت» ...
نیز رجوع شود به: پیام رضوان سال ۲۰۰۰ بیت العدل اعظم شامل اقدامات بهائیان در زمینۀ حقوق بشر و دیگر امور اجتماعی:
www.bahai-projects.org/node/2425
و بیانیۀ ۲۶ نوامبر ۲۰۰۳ بیت العدل اعظم: http://www.velvelehdarshahr.org/node/89
و بیانیۀ رفاه عالم انسانی:
http://www.uhjmessages.org/refah-e-alame-ensani/prosperity-of-mankind.html
۵- برای دانلود «بیانیۀ قرن انوار» به آدرس های زیر رجوع فرمایید:
http://www.uhjmessages.org/qarn-e-anvar.html
http://reference.persian-bahai.org/fa/t/uhj/
۶- در این مورد رجوع شود به کتاب «حقوق بشر، سازمان ملل، و بهائیان ایران" از خانم نازیلا قانع در این آدرس: http://agahee.org/node/3210 و مقالۀ «توطئه علیه بهائیان در راه است» در این آدرس:
http://www.khandaniha.eu/items.php?id=992
۷- Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative
Religion, 3rd ed. (New York: Macmillan, - 1892), pp. 352-353
(گزیده‌ای از سخنرانی ادوارد براون)
۸- از جمله رجوع شود به:
http://www.hra-news.org/component/search/%25D8%25A8%25D9%2587%25D8%25A7%...

نظر خود را بنويسيد