رحم و مهربانی به حیوانات- جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست و زندگی انسان

http://lab.noghtenazar2.info/node/1397
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال مقالۀ زیر:

رحم و مهربانی به حیوانات- جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست و زندگی انسان

"تا توانید خاطر موری میازارید" (عبدالبهاء)

فرح دوستدار

حیوانات درتمام ادوار تاریخ بشر نقش مهمی در زندگی انسانها داشته اند. از بهره برداری از فرآورده های حیوانی گرفته تا حمل ونقل و یا مقاصد تفریحی و در سده های اخیر در آزمایشگاه ها و در تجربه های علمی حیوان پیوسته در خدمت بشر بوده است. توجّه و رعایت حیوانات نه تنها از جنبۀ سود رسانی آنها به انسان بلکه جهت حفظ محیط زیست نیز حائز اهمیّت است. آثار بهائی دراین زمینه تنها بر بعد اخلاقی و رعایت حقوق سایر جانداران تکیه نکرده بلکه از آن فراتر رفته و رفتار توأم با عطوفت و مهربانی را نسبت به سایر حیوانات درخور شأن و کرامت انسان می داند.

در سالهای اخیر عوامل متعددی موجب نقد و بررسی نحوه رفتار انسان نسبت به حیوانات گشته. این مقاله به بررسی سه دسته از این عوامل پرداخته و آنها را با دیدگاه بهائی مواجه میسازد: ١- مسئله زیست محیطی و جایگاه حیوانات ٢- عوامل بهداشتی و عواقب بهره برداری نامتعادلانه از فرآورده های حیوانی (خصوصا گوشتخواری) ٣- مسئولیت اخلاقی انسان در برابر سایر جانداران.

جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست

مدافعین حفظ محیط زیست و انجمن های حمایت حیوانات نه تنها بر رفتار متعادلانه انسان نسبت به حیوانات اهلی و مفید تکیه می کنند بلکه حفاظت از حیات وحش را نیز برای بقای شهروندان مهم می دانند در حالی که بسیاری این سؤال را مطرح می سازند که کشته شدن یوزپلنگ، خرس، کفتار، گوزن یا سایر جانوران وحشی در کیلومترها دورتر از شهر ها چه تأثیری بر زندگی شهر نشینان دارد؟

در علم زیست شناسی دو نظریه متضاد در زمینه رفتار انسان نسبت به حیوان موجود است:

١- فرضیه معروف به "میخ پرچ" (Rivet Hypothesis ) بر این استدلال استوار است که انواع مختلف جانوران و گیاهان چه اهلی و چه وحشی مانند میخ های پرچی هستند که تکه های بدنه هواپیما را به یکدیگر متصل می کنند و اگر چند عدد از آنها مفقود شود هواپیما استحکام خود را ازدست داده و در معرض سقوط قرار می گیرد. بهمین ترتیب از بین رفتن انواع مختلف جانداران و گیاهان تعادل اکوسیستم یا محیط زیست را مختل می سازد.

٢- دومین نظریه "فرضیۀ رانندگان و مسافران" (Driver and passenger hypothesis ) است. طرفداران آن بر این باورند که انواع مختلف جانوران و گیاهان را می توان به سرنشینان هواپیما تشبیه کرد. کم شدن و نبود چند مسا فر تأثیری بر پرواز آن ندارد و نقش اصلی را خلبانان و کارکنان هواپیما بعهده دارند ازاینرو تا زمانی که این گروه موجود و صحیح و سالم است پرواز به مقصد خواهد رسید.

با استناد به چنین فرضیه ای گروهی بخود اجازه می دهند بدون رویه به دامدارای نامتعادلانه پرداخته و شکار بی رویه حیوانات وحشی، حیوان آزاری و کشتن عمدی حیوانات اهلی، بی توجهی به مصرف آب ، آلودگی هوا و نگهداری جنگل ها را اهمیتی ندهند غافل از اینکه این رویه نسل های آینده و فرزندان و نوادگان آنها را با فاجعه های زیست محیطی مانند آلودگی هوای تنفسی، کمبود آب و خشکسالی، بیماری های بی علاج و فجایع پیش بینی نشده ای روبرو خواهد ساخت که هم اکنون شواهد آن در بسیاری از نقاط جهان و بنحو شدیدی در ایران آشکار است.

زیست شناسانی که طرفدار فرضیۀ اوّل یعنی وابسته بودن تمامی عناصر حیات و جانوران و گیاهان به یکدیگرهستند با قاطعیّت نظریه خود را به اثبات می رسانند. بنا بر این فرضیه تمام جانوران و عناصر موجود در طبیعت مانند حلقه‌های زنجیره حیاتند که بهم متصل بوده و برای چرخه حیات مفید ند. اگر حلقه‌ای از این زنجیره از بین برود دیگر آن زنجیره توانایی‌های نخستین‌ را نخواهد داشت.

بطور نمونه هنگامی که نسل یکی از حیوانات شکارگر وحشی از بین می‌رود جمعیت جانوران دیگر که طعمه آن جانور بودند افزایش می‌یابد. افزایش جمعیتِ سایر گونه‌ها، باعث برهم خوردن تعادل طبیعی شده و خسارت‌های دیگر و شدیدتری را ببار می‌آورد. بطور نمونه با انقراض پلنگ، جمعیت گراز افزایش یافته و به‌عنوان آفتی به زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها حمله‌ور می‌شود. در چنین حالتی بسیاری بر این کمانند که با کشتار و از بین بردن گراز ها آفت را ازمزارع خود دور سازند غافل از اینکه کمبود گراز ها موجب مشکلات دیگری میگردد. گراز را باغبان طبیعت یا تراکتور طبیعت نام نهاده‌اند. این جانور در انتشار دانه‌های درختان و زیر و رو کردن خاک نقش مهمی دارد. علاوه بر آن، گرازها نه‌تنها سبب افزایش نفوذپذیری آب در خاک و غنای حاصلخیزی آن می‌شوند، بلکه خطر مرگبار سیل را نیزکاهش می‌دهند.

نمونه دیگر از جانوران مفید برای طبیعت کفتار است. این جانور نقش کلیدی در طبیعت بازی می‌کند و از اینرو آنرا رفتگر طبیعت یا شهردار طبیعت می‌نامند. کفتارها با خوردن بازمانده‌ غذای دیگر جانوران و لاشه حیوانات به پاکسازی محیط طبیعی و محل زندگی جانوران دیگر کمک می‌کنند. در حقیقت کفتار با تغذیه از حیوانات مرده، در تمیز نگه‌داشتن طبیعت و جلوگیری از انتشار انواع بیماری‌ها و آلودگی‌ها، نقش بسیار مهمی دارد. از این قبیل نمونه‌ها در مورد اهمیت حیات‌وحش و نقش آنان در نگهداشتن تعادل طبیعت بسیاراست. در نتیجه حفاظت حیات ‌وحش، نوعی بیمه طبیعت در برابر حوادث ناگوار به‌شمار می‌رود و می‌تواند به‌عنوان شاخصی برای تعیین سلامت محیط ‌زیست مطرح شود.

این نظریه که هر آنچه که در طبیعت وجود دارد از ضروریات طبیعت است در آثار بهائی تأیید می شود. به بیانی طبیعت عرصه ضرورت است. حضرت عبدالبهاء طبیعت را مجموعۀ روابط ضروريۀ منبعث ازحقايق اشياء بیان می کنند (مكاتيب حضرت عبدالبهاء - جلد ۳ ، صفحه ٤٨٥). در کتاب مستطاب اقدس حضرت بهاءالله در آیۀ ٤٤ با استناد به این واقعیت که هرآنچه در خلقت وجود دارد حکمتی در آن هست تراشیدن موی سر را نهی می کنند. ترجمۀ بیان به نقل از کتاب "تقريرات درباره کتاب مستطاب اقدس" صفحۀ ١٢٠ چنین است:

"سرهای خود را نتراشيد زيرا خداوند زينت داده است سرهای شما را به مو و در خلقت مو و زينت دادن سرها به مو نشانه ها و اسرار و رموزی است، برای کسانی که نظر می کنند به مقتضای طبيعت. اين موهبت از طرف خداوندی به خلق داده شده است که مالک بريّه است..."

نویسنده کتاب عبدالحمید اشراق خاوری در تفسیر خود سپس اضافه میکند:

"اگر مو زائد بود، طبيعت که نمايندۀ قدرت الهی است، در سر انسان اين مو را ايجاد نمی کرد. اين يک رمزی است و دارای محسّنات بسياری است که از جمله حفظ حرارت غريزيّه و طبيعيّه مغز انسان است..."

حضرت عبدالبهاء درکتاب مفاوضات در مبحث خیر و شّر آنچه را که توحش و یا شّر بودن برخی از جانوران بحساب می آید نسبی تلقی کرده و آن را چنین توجیه می کنند:

"... بلی عقرب شر است اما بالنسبه بما ، مار شر است اما بالنسبه بما ، اما بالنسبه بخودش شر نيست بلكه ان سم سلاح اوست كه بان نيش محافظه خويش مينمايد . اما چون عنصر ان سم با عنصر ما مطابق نمي ايد يعنی در ما بين عناصر ما و عنصر او ضديت است لهذا شر است و بالنسبه بهم شرند ولی فی الحقيقه خيرند. خلاصه كلام انكه يمكن يك شيئی بالنسبه بشی ديگر شر است اما در حد ذاتش شر نيست. پس ثابت شد كه در وجود شر نيست انچه خدا خلق كرده خيرخلق كرده... " (مفاوضات عبدالبهاء صفحه ٤^١ )

مسئله حفاظت و دفاع حیوانات از خود دلیل دیگری بر لزوم بقای آنان در طبیعت است. در مجموع تصویری که آثار بهائی از طبیعت ارائه میدهد نشان دهنده انواع گوناگون حیات و هدفمند بودن آنان است از اینرو آنچه در خلقت یافت میشود نقشی در حیات جمعی داشته و از میان بردن آن موجب اختلال در چرخه حیات میگردد.

سوء استفاده از حیوانات وعواقب بهره برداری نامتعادلانه از فرآورده های حیوانی

یکی از پدیده های صنعتی شدن جوامع و گرایش به اقتصاد آزاد وسود طلب افزایش روش های کارآمد تولید فرآورده های حیوانیست. گوشتخواری مفرط و عرضه کردن انواع فرآورده های حیوانی یکی از شاخص های جوامع مرفه و ثروتمند است. از سوی دیگرروش های آزاردهنده پرورش حیوانات در جوامع صنعتی مانند نگهداری گله ها یا مرغ ها در فضای کوچک و عدم امکان حرکت آنان و خوراندن انواع مواد و داروهای چاق کننده به آنان شدیدا مورد اعتراض انجمن های حمایت حیوانات و مسئولین بهداشتی است. علاوه بر ظلم به حیوان مظلوم و بی دفاع عواقب ناشی از تغذیه حیوانات با مواد شیمیائی و تزریق هورمونهای رشد و آنتی بیوتیک ها مستقیما متوجه سلامت انسان بوده و در شیوع بسیاری ازبیماری ها نقش مؤثری دارد.

در ماه اکتبر ٢٠١٥ سازمان بهداشت جهانی ننتجه تحقیقات پزشکی وسیعی را منتشر نمود که در آن متخصصان رابطه مستقیم گوشت قرمز و فرآورده های گوشتی مانند انواع کالباس ها و کنسرو ها را با سرطان ها خصوصا سرطان روده هشدار میدهند. این گزارش بازتاب وسیعی در رسانه های جهان داشت وتأییدی بود بر نظرات گیاه خواران خصوصا وگان ها (vegans ) که از مصرف هرگونه فرآوره حیوانی تا استفاده از کفش و کیف چرمی نیزخودداری میکنند. ضرر پرورش روزافزون حیوانات تنها متوجه انسان نیست بلکه در آلودگی محیط زیست نیز نقش مؤثری دارد.

سالیانه هکتارها زمین جنگلی را با قطع درختان و مسطح کردن تبدیل به مزارع کشت علوفه جهت تغزیه دام ها مینمایند. از بین بردن اراضی جنگلی موجب از بین رفتن انواع متعددی از گیاهان و جانوران میگردد. حدود پنجاه در صد غلات تولید شده صرف تغذیه دام ها میشود. جهت تولید یک کیلو گوشت حدود شانزده کیلو غله مصرف میشود. دامداری بمقدار زیادی مصرف آب را بالا برده و آلودگی آنرا تشدید میکند.

مسئله گیاهخواری و مصرف گوشت در موارد متعددی در حضور حضرت عبدالبهاء مطرح گشته. از جمله در سفرنامه این بیان از ایشان نقل میشود:

" خدا بر حسب ايجاد برای هر ذی روحی رزقی معيّن کرده طيور را منقار داده تا دانه را غذای خود نمايند و حيوانات مثل گاو و گوسفند را دندان مانند داس خلق کرده تا علف‌خوار باشند امّا حيوانات درنده را چنگال و انياب داده که شکار نمايند زيرا نميتوانند علفخوار باشند . گوشت غذای آنهاست ولکن خوراک انسان گوشت نيست چه که در ايجاد آلات گوشت خوری باو داده نشده خدا او را احسن صور داده و مبارک خلق فرموده نه درنده و خونخوار" ( سفرنامه جلد اوّل ص ٢٧٢ )

در لوح "ادوين فر نيويورک" مي فرمايند :

"انسان محتاج و مجبور بر خوردن گوشت نيست اگر ابداً گوشت نخورد باز در نهايت خوشی و قوّت زندگانی نمايد مثل آنکه طايفه برهماء هند ابداً گوشت نخورند با وجود اين در قوّت و قدرت و بنيه و قوای حسّيّه و مشاعر عقليّه از طوايف ديگر پست‌تر نيستند و فی الحقيقه ذبح حيوانات و خوردن گوشت قدری مخالف رحمت و شفقت است اگر کسی بتواند که به حبوبات و فواکه و اثمار و روغن‌ها و مغزها مانند پسته و بادام قناعت کند البتّه بهتر و خوشتر است و عليک البهاء الابهی ع ع ". (امر و خلق - جلد ٣، صفحه ۳۲)

مسئولیت اخلاقی انسان در برابر سایر جانداران

بهره‌کشی از جانوران و رنج و ستمی که بر آنها وارد می‌آید امروزه به یکی از چالش‌برانگیزترین مقوله‌های اخلاقی تبدیل شده است. کشتن حیوانات برای غذا یا تجارت یا تفریح در واقع تجاوز آشکار به حقوق یک موجود جان دار است. در اصطلاح برخی از فلاسفه، این کشتن نه تنها پایان یک زندگی بلکه پایان انسانیت است. طرفداران انجمن حمایت از حیوانات بر این نظریه اند که در جایی که حقوق حیوانات رعایت نمی‌شود نباید انتظار داشت که حقوق انسان‌ها نیز رعایت شود.

رعایت و حفظ حق حیات در درجه اول مسئله ای وجدانی و اخلاقیست. رفتار انسان نسبت به سایر جانداران بر طبق آثار بهائی رابطه مستقیم دارد با کرامت و مقام انسان. بگفته حضرت عبدالبهاء :

"حضرت کبريا در انسان چنگ و دندان سباع درنده خلق ننموده بلکه وجود انسانی باحسن التّقويم و بنهايت کمالات وجودی ترکيب و ترتيب شده لهذا سزاوار کرامت اين خلقت و برازندگی اين خلعت اينست که بالفت و محبّت نوع خويش پردازد بلکه بکافّه حيوانات ذی روح بعدل و انصاف معامله نمايد" ( منتخباتي از مكاتيب حضرت عبدالبها - جلد ١، صفحه ۲۷۶)

انسان نه تنها موظف به رعایت حقوق حیوانات است بلکه رحم ومهربانی ورعایت عدالت نسبت به آنان بنا به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء نمادی از انسانیت است. تأکید آثار بهائی بر این نکات ما را برآن می دارد که به یاری انجمن های حفظ محیط زیست و حمایت حیوانات پیوسته و با عزمی راسخ و قلبی رئوف آنان را دراجرای این وظیفه حیاتی یاری دهیم:

"...تا توانيد خاطر موری نيازاريد چه جای انسان و تا ممکن سرماری مکوبيد تا چه رسد بمردمان همّت بر آن بگماريد که سبب حيات و بقا و سرور و فرح و راحت و آسايش جهانيان گرديد خواه آشنا و خواه بيگانه خواه مخالف و خواه موافق نظر بپاکی گهر و يا ناپاکی بشر ننمائيد بلکه نظر برحمت عامّه خداوند اکبر فرمائيد که پرتوعنايتش جهان و جهانيان را احاطه نموده و فيض نعمتش عارفان و جاهلان را مستغرق فرموده بيگانه مانند آشنای يگانه برخوان انعامش حاضر و منکر و مدبر مانند مقبل از دريای الطافش مغترف احبّای الهی بايد مظاهر رحمت عامّه باشند و مطالع فيض خاص مانند آفتاب بر گلشن و گلخن هر دو بتابند و بمثابه ابر نيسان بر گل و خار هر دو ببارند جز مهر و وفا نجويند و طريق جفا نپويند و غير از راز صلح و صفا نگويند اينست صفت راستان و اينست نشانه بنده آستان" (مكاتيب حضرت عبدالبهاء - جلد ۲، صفحه ٢٤٨ )

نظر خود را بنويسيد