"همدردی" پیش شرط حل مشکلات سیاسی جهان

http://lab.noghtenazar2.info/node/1437
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله:

"همدردی" پیش شرط حل مشکلات سیاسی جهان

فرح دوستدار

تو کز محنت دیگران بیغمی

نشاید که نامت نهند آدمی

سال ٢٠١٥ یکی از پرحادثه ترین سالهای تاریخ سیاسی جهان بشمار می آید. سالی مملو از بحران هائی پیچیده و چالش برانگیز که سیاستمداران و مسئولین را در برابر تصمیم گیری های مشکلی قرار داد. در مطبوعات حهان ده بحران مهم سال ٢٠١٥ را به این ترتیب عنوان میکنند: جنگ های متعدد در خاور میانه و خاور نزدیک - بسط جنگهای جهاد اسلامی به صحرای جنوب افریقا ، آلودگی خفقان آور هوای چین - خشکسالی های شدید مانند آنچه در کالیفرنیا حکمفرماست - بازگشت طالبان به حکومت افغانستان - پائین آمدن شدید قیمت نفت و بحران های حکومتی مانند ونزوئلا که چاره ای جز سرنگونی دولت وجود ندارد - خطر پخش ویروس های اینترنتی با توجه به وجود ١٨ میلیارد دستگاه کمپیوتر در جهان که به اینترنت متصلند چنین ترور اینترنتی میتواند منجر به فلج شدن شهرها و فاجعه ای جهانی شود - بحران اتحادیه اروپا و بحران اقتصادی برخی از اعضای آن و بیش از همه خطر خروج بریتانیای کبیر از این اتحادیه که عواقب وخیمی خواهد داشت - موقعیت حساس روسیه و بحران مالی آن ناشی از سقوط قیمت نفت از سوئی و بلند پروازی های نظامی سران آن از سوی دیگر - و بالاخره دهمین بحران روانه شدن سیل پناهجویان به کشور های همسایه در خاور میانه و خصوصا به اروپا.

با وجود تمامی این بحران ها و مشکلات ناشی از آن حد اقل سه نشانه امید بخش را میتوان در سپهر سیاسی جهان مشاهده نمود : افزایش آگاهی در برخی از سیاستمداران که اختلافات سیاسی را باید بوسیله مذاکره و معاهدات حل نمود و نه بوسیله حمله مسلحانه و جنگ – لزوم همکاری بین المللی و اقدام همگانی کشورها جهت حل بحران محیط زیست که ابعاد نابود کننده ای یافته است – حل مشکل پناهجوئی و درک موقعیت فاجعه بار هزاران هزار انسان آواره و بی پناه در جهان. نقطه مشترک این علائم امیدوار کننده افزایش حس "همدردی" در جهان است. تنها با درک موقعیت انسانهائی که قربانیان این بحران ها هستند میتوان امید به تحولی در روند سیاست های جهان داشت. هزاران آواره بی خانمان جنگی ، زخمی ها و کودکان یتیم و یا افرادی که در شهر های بسیار آلوده دچار انواع امراض و سرطانهای مهلک میشوند و یا انشانهای فراری که فشار بی خانمانی و کمبود ها آنان را به قبول هرگونه خطری تا غرق شدن در آبهای سرد دریاها وامیدارد همه چشم امیدشان به قیام زامدارانی انساندوست است.

جای آن دارد که در موقعیت کنونی جهان فراسوی ایده آل ها و رؤیای دستیابی به دنیائی آرمانی که مملو از صلح و صفا خواهد بود واقعیت ها را درک کرده و در گسترش همدردی و همبستگی در جهان سعی نمائیم. در سالهای اخیر موضوع "همدلی" (Empathy) و دلسوزی در بسیاری از زمینه ها بوسیله روانشناسان و جامعه شناسان مطرح میگردد. از جمله روانکاو آلمانی- سوئیسی آرنو گرون (Arno Gruen) که سالها در ایالات متحده امریکا تدریس کرده و کتب متعددی در این زمینه نگاشته معتقد است که نه تنها اخلاق بلکه نیازهای اولیه روحی انسانها نیز در جوامع لیبرال و دموکراتیک در معرض نابودیست. هر فردی در زندگی روزمره نیازمند احساس همدردی با دیگران است تا بتواند جهت فکری خود را بیابند. جامعه مدرن با تکیه بیش از حد بر خرد گرائی بسیاری از احساسات طبیعی را از حیطه اجتماع دور ساخته و عمل گرائی و مصلحت گرائی را جایگزین آن نموده. اکثر انسانها با وجود آنکه دائما در رسانه ها شاهد حوادث ناگوار و صحنه های خشونت آمیز و جنایتبارند با بیتفاوتی روی خود را گردانده و با استناد به واقعیت گرائی به روال گذشته و زندگی روزمره خود ادامه میدهند.

دنیائی که در آن همدردی نیست دنیائی غیر واقع بینانه است که در آن رقابت و نبرد حکمفرماست. در چنین دنیائی کسانی کامروا هستند که طرف خود را بزانو در آورده و یا او را بکلی نابود سازند. چنین جامعه ای نیازمند وجود دشمن است زیرا رقابت و نبرد بدون دشمن مفهومی ندارد. بگفته بسیاری از مفسران اجتماعی جامعه بشری از واقعیت بدور شده و رو بقهقرا میرود. دنیای امروز بر لب پرتگاه قرار دارد ولی مردم جهان چنان در آن غرقند که خطرات آنرا در نمی یابند.

برخی از دانشمندان بر این عقیده اند که در زمینه اجتماعی و سیاسی "همدردی" و شفقت (compassion) مهمتر از "همدلی" (Empathy) است. در یک آزمایش تجربه ای روانشناس امریکائی پال بلوم (Paul Bloom) استاد روانشناسی در دانشگاه ییل امریکا (Yale University) نشان میدهد که "همدلی" بدان معنی که انسان خود را جای دیگری گذاشته و همان احساس را داشته باشد در مواردی مانند وقایع تروریستی موجب حس انتقام جوئی و مقابله بمثل در انسان میشود. شاهد بارز آن عکس العل دولتها در چنین مواقعیست که گمان میبرند با کشتار متقابل مشکل خشونت را حل خواهند کرد. تلخ ترین تجربه دو دهه اخیر حمله تروریستی به دو ساختمان آسمانخراش در نیویورک بود که موجب هلاکت چندین هزار انسان بیگناه شد و در مقابله با آن دولت امریکا در دوران ریاست جمهوری جرج بوش همراه با متحدین اروپائی خود به کشور عراق حمله کرد. جنگی که عواقب آشوب بر انگیز آن ثبات تمامی خاور میانه را متزلزل ساخته و خشونت گروه های جدید تروریستی را دامن زد.

روانشناس امریکائی پال بلوم در پژوهش علمی خود با کمک دستگاه های نشان دهنده فعالیت های مغز افراد شرکت کننده در آزمایش به این نتیجه میرسد که اشخاص در حالت همدلی (Empathy) دچار حس انتقام گیری میشوند در حالی که افرادی که حس "همدردی" (compassion) را در خود میپرورانند ، به این معنی که من درد تو را فهمیده و چاره جوئی خواهم کرد ، اراده جهت کمک به دیگری را در خود میپرورانند. نتیجه گیری او اینست که در سیاست همدردی منجر به اقدام عاقلانه تر و شایسته تری میگردد.

با توجه به مشکلات پیچیده اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در جهان بسیاری از مفسران بر این نظریه اند که دانش بشری به حدی رسیده است که قادر به حل مشکلات جهان باشد بگفته ای مشکل در کمبود آگاهی یا علم بشرا نیست بلکه در نبود نیروی محرکه لازم جهت اجرای آنست. تا زمانی که سیاستمداران و بازیگران کلان اقتصادی احساس عمیق همدردی را نداشته باشند نمیتوان انتظار داشت که با اراده ای مصمم در پی چاره جوئی بر آیند.

در جهانی که ثروتمندان دائما ثروتمند تر شده و فقرا فقیر تر میگردند ، دنیائی که بر طبق آمار یونیسف هر پنج ثانیه کودکی در اثر فقر و کمبود تغذیه جان میدهد ، شهرهائی با هوای آلوده که منجر به بیماری های علاج ناپذیر میگردد و با کمبود بی آبی و محصولات غذائی روبروست ، جهانی مملو از خرابی های جنگی و سیل آوارگانی که بسوی سایر کشورها گسیل شده و ممالک بسیاری را با چالش های فرهنگی و اقتصادی روبرو ساخته اند ، در چنین جهانی تنها سیاستمدارانی که احساس همدردی داشته باشند قادر خواهند بود روش های قدیمی را بکنار گذاشته و چاره ای بیندیشند.

با وجود تمامی بحران ها در سال ٢٠١٥ وقایع مثبتی نیز بوقوع پیوست که میتوان آنرا چرخشی نوید بخش در رویه برخی از سیاستمداران دانست. در ماه جون این سال نخست وزیر کشور آلمان در ضمن برنامه هائی که جهت گفتگو و ملاقات با شهروندان نقاط مختلف کشور در زمینه زندگی بهتر دارد با شاگردان مدرسه ای در شهر روستوک در شمال آلمان ملاقات میکند. در بین شاگردان دختربچه ای فلسطینی حضور داشت که از کشور لبنان با خانواده اش به آلمان پناهنده شده ولی تقاضای آنان پس از چهار سال انتظار رد شده بود. او در حضور صدر اعظم آلمان از مشکل زندگیش و اینکه نمیتواند مانند سایر شاگردان از زندگی امن و امکانات تدریس بر خوردار شود صحبت میکند. نخست وزیر سعی میکند که شرح دهد چگونه دولت آلمان قادر به قبول همه پناهندگان نیست در ضمن صحبت او دختر بچه شروع میکند به گریه کردن و گریه او خانم صدر اعضم را بحدی پریشان میکند که نمیتواند به حرفش ادامه دهد. او صحبت خود را قطع کرده و به سوی دختر فلسطینی رفته و به نوازش او میپردازد. ویدیوی این واقعه که از تلویزیون ملی پخش میشود بسرعت در رسانه ها و فضای مجازی منتشر شده و احساسات عمومی مردم را نسبت به موقعیت پناهندگان بر می انگیزد. در همین ماه های تابستان سیاست دولت آلمان نسبت بقبول تعداد بیشتری پناهجو تغییر می یابد و صدر اعظم در صحبت های خود در رسانه ها عنوان میکند که ما این چالش را پذیرفته و از عهده سیل پناهندگان برخواهیم آمد. بسیاری از شهروندان و بطور جمعی رسانه ها این خبر را بصورت مثبتی انتشار میدهند بطوری که جو عمومی تغیر می یابد و موج انساندوستی در رسانه حکمفرما میگردد و بحث ها را بر حل مشکلات پناهجویان متمرکز میسازد. هم اکنون پس از ورود حدود یک میلیون پناهنده جدید به کشور آلمان دولت با مشکلات متعددی روبروست و در بین مردم نارضایتی ها افزایش مییابد ولی دولت همچنان با عزم راسخ به سیاست خود ادامه میدهد.

رویه انسان دوستانه دولت آلمان توجه مردم و مطبوعات جهان را بخود جلب میکند بگونه ای که در یک همه پرسی که فرستنده بی بی سی از سی هزار شهروند جهان بعمل می آورد در جواب این سؤلها که بنظر شما چه کشوری باید بر سیاست جهان اثر گزار باشد؟ و سیاست کدام کشور میتواند اثر مثبتی در جهان داشته باشد؟ کشور آلمان در ردیف اول قرار میگیرد و کانادا و اتحادیه اروپا پس از آن در ردیف دوم و سوم. نتیجه این همه پرسی در اینترنت قابل دسترسی است.

در سال ٢٠١٥ بیش از سالهای گذشته از زبان سیاستمداران این نظریه شنیده شد که اختلافات سیاسی را باید غیر مسلحانه و با گفتگو و بستن معاهده ها حل کرد. بدون تردید لازمه چنین سیاستی مهار کردن صنعت تولید سلاح در کشور های صنعتی جهان است ولی دنیای ما هنوز با آن فاصله زیادی دارد.

تشکیل مهمترین کنفرانس حل مشکل محیط زیست در سالهای اخیر در اواخر سال ٢٠١٥ با شرکت نمایندگان بیش از صد کشور جهان موفقیت دیگری برای جامعه جهانی بود. برای اولین بار پس از روزها و شبها مذاکره عهد نامه ای به اتفاق آراء بین کشور ها امضاء شد همراه با تعهد جهت اجرای مفاد آن. جشن پایانی امضای این قرار داد پس از تلاش بسیار با چنان شادمانی و هیجانی همراه بود که میزبان و مسئول این کنفرانس آقای لوران فابیوس وزیر خارجه کشور فرانسه با بغض در گلو و اشک در چشمان این موفقیت را اعلام نمود.

با وجود تمامی مشکلات و موانع موجود در جهان چنین وقایع مثبتی میتواند برای جامعه بهائی طلیعه طلوع عصر جدیدی باشد که شارع این آئین وقوع آنرا اجتناب ناپذیر اعلام نموده. لازمه پیشرفت بسوی جهانی بهتر و انسان دوستانه تر اشاعه همدردی در بین توده ها و رؤسای تصمیم گیرنده جهان است. از دیدگاه تعالیم بهائی همدردی و غمخوار ی دیگران شرط لازمه یک مؤمن حقیقی و بخشی از هویت بهائی را تشکیل میدهد.

دعوت به همدردی و شفقت در تعالیم گوناگونی گنجانده شده و با تکرار در آثار بهائی دیده میشود. اولین شرط چنین احساسی فرق نگذاشتن بین افراد خصوصا مؤمن و غیر مؤمن است. بفرموده حضرت عبد البهاء :

" در اين دور بديع هر عمل خيری بايد عمومی باشد يعنی شمول بر جميع بشر داشته باشد اختصاص ببهائيان نداشته باشد در جميع ادوار انبياء امور خيريّه تعلّق بنفس آن ملّت داشت مگر مسائل جزئيّه مثل صدقه که تجويز شمول بر عموم داشت امّا در اين دور بديع چونکه ظهور رحمانيّت الهی است جميع امور خيريه شمول بجميع بشر دارد بدون استثناء لهذا هر امر عمومی يعنی که تعلّق بعموم عالم انسانی دارد الهی است و هر امر خصوصی و مشروعی از مشروعات عالم انسانی که تعلّق بعموم ندارد محدود است لهذا اميدم چنانست که احبّای الهی هر يک از برای عموم بشر رحمت پروردگار باشند و عليکم البهاء الْأبهی" (خطابات جلد سوم صفحه ١٠٣)

همدردی در زندگی یک فرد بهائی اصلی پایه ای و لازمه اجرای تعالیم اجتماعی این آئین است :

"پس بايد که محرمان حريم حکمت رحمان و روحانيان بزم محبّت يزدان در عبوديّت آستان حقيقت بکوشند و غمخوار و مهربان با جهانيان باشند هر زخمی را مرهم گردند وهر دردی را درمان شوند و هر خائفی را ملجأ امن و امان... ( منتخباتى از مكاتيب حضرت عبدالبهاء - جلد ۴ صفحه ٢٣٠)

حضرت عبدالبهاء بعنوان مثل اعلای یک فرد بهائی قلبها را با حلاوت بیان خود به اهتزاز در آورده و راهنمائی مینمایند:

ای بنده الهی ، لطف خداوندی باش و سبب آسايش عالم آفرينش مهرجوی شو و خوشخوی و مشکبو و روشن دل و خندان رو و جهانيان را غمخوار و مهربان باش تا بخشش بی‌پايان يزدان يابی و آرايش جهان آفرينش گردی . ( منتخباتى از مكاتيب حضرت عبدالبهاء - جلد ٢ صفحه ١٠٩)

نظر خود را بنويسيد