وابستگی تمام آنچه خلق گردیده

http://lab.noghtenazar2.info/node/1654
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

وابستگی تمام آنچه خلق گردیده (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۵ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

تمامی آنچه خلق گردیده بنحوی با یکدگر مرتبط می باشند.
https://beyondforeignness.org/wp-content/uploads/2017/06/interconnection...

«فَالْکَونُ مُرتَبِطَةٌ مِنْ جَمیعِ الجِهاتِ رَبْطاً قَویّاً لا یَجُوزُ الخَلَلُ وَ الفُتورُ فیهِ بِوَجهٍ مِنَ الوُجوهِ» ۳ [مضمون به فارسی: پس عالمِ وجود از جمیع جهات قویّاً به هم مرتبط است. به هیچ وجه تباهی و نقصانی در آن جائز نیست.]

زمانی که حضرت عبدُالبهاء این بیانات را در ارتباط عَوالِمِ جسمانی، گیاه، حیوانات و عالمِ انسانی در خاطر داشتند محتملاً منظورشان روابط تمامی این عَوالِم با یکدیگر بوده. هر ذره از اتم که از تمامی این عَوالِم قدم به قدم به عالم انسانی منتقل شود در حقیقت هیچ تغییری نکرده اند گرچه ممکن است کیفیّات ظاهریشان تغییراتی یافته باشد. در واقع حیات بشری امکان پذیر نبود اگر اتم هایی که اجزاء بدن انسانی را می سازند در دورانی بسیار دور در ترکیباتِ هسته ای سیاره ها تشکیل نشده بودند.

«در هر جوهرِ فردی از کائنات انتقال در صُوَرِ نامتناهی دارد و در هر صورتی کمالی. از این واضح شد که کائنات یکی است، عالمِ وجودْ واحد است» ۴

در واقع اگر به ساختمان داخلی عناصری که بنام «آهن»، «کلسیم»، «اکسیژن» می شناسیم دقیق توجّه کنیم متوجّه خواهیم شد که ذرّاتِ مشترکی دارند- تمامی ذرّاتِ کوچک تری که اتم را تشکیل می دهد در تمامیِ خلقت یکی است و تفاوتی ندارند.

با توجّه به حیات و عالمِ انسانی- می توانیم شاهد باشیم که تمامی اجزاء حیات به یکدیگر مرتبط است: تمامی به یک درختِ حیات مرتبط می گردد، به همان نحوی که در تصویر بالا نشان داده. این نکته که در موردِ حیات صادق است در مورد جامعۀ انسانی هم صادق است. لذا حضرت بهاءُالله تشبیهِ درخت را بکار گرفته اند که درک این ارتباط برای نوع بشر آسان تر باشد.

«مِشکوٰةِ [چراغدان] بیان را این کلمه بِمَثابهِ مِصباح [چراغ] است: ای اهلِ عالَم همه بارِ یک دارید [میوۀ یک درخت] و برگِ یک شاخسار. بکمالِ مَحَبَّت و اِتّحاد و مَوَدَّت و اِتّفاق سلوک نمائید. قسم به آفتابِ حقیقتْ نورِ اِتّفاقْ آفاق را روشن و منّور سازد. حقّ آگاهِ این گفتار بوده و هست.» ۵

در مقامی دیگر حضرت بهاءُالله جامعۀ بشری را به هیکلِ انسانی تشبیه می فرمایند.

فَانْظُرُوا العالَمَ کَهَیکَلِ اِنسانٍ اِنَّهُ خُلِقَ صَحیحاً کامِلاً اِعْتَرَتْهُ الاَمراضُ بِالاَسبابِ المُختَلِفَةِ المُتَغایِرة.» ۶ [مضمون به فارسی: پس جهان را مانند یک هیکل و پیکرِ انسانی ببینید بدرستی که صحیح و کامل خلق شد؛ بیماری ها به اسباب مختلف متغایر بر این هیکل عارض شد.]

در هیکلی که در حال رشد و نموّ است تمام اجزاءِ چنین هیکلی به یکدیگر مرتبط می باشد. با چنین مثالی می توان گفت امروزه ما هم در دنیایی زندگی می کنیم که مانند آن است که شُش هایِ جامعه در حالِ جنگ با قلب است. این است دلیلی که حضرت بهاءُالله همگان را دعوت به اِتِّحاد می فرمایند.

همبستگی و وابستگیِ حقیقتِ تمامی اشیاء قوایِ اصلیّه در جهان امروز است.

«اَلمَحَبَّة ُهِیَ النِّظامُ الوَحیدُ بَینَ الجَواهِرِ الفَردِیَّةِ بِالتَّرکیبِ وَ التَّدبیرِ فِی التَّحَقُّقِ المادّی. اَلمَحَبَّةُ هِیَ القُوَّةُ الکُلّیّةُ المِغناطیسیَّةُ بَینَ هٰذِهِ السَّیّاراتِ وَ النُّجُومِ» 7 [مضمون به فارسی: مَحَبَّت نظام یگانه ای بین جواهر مفرد است که موجب ترکیب و تدبیر در بوجود آمدن دنیای مادّی است. مَحَبَّت قوّۀ کلّی مغناطیسی و جذب کننده بین این سیّارات و ستارگان است.]

بسیاری از دانشمندان لغت «کشش یا جاذبه » را بکار می برند- ولی در واقع این کلام فقط یک عنوان است. عنوانی است که نشان دهندۀ جذّابیّت و کششی است که کلیّۀ اجزاءِ حقیقی مایلند با دیگر اجزاءِ حقیقی در ارتباط باشند.

در مرحله ای عمیق تر وحدتِ حقیقت انعکاسی از وحدتِ عالمِ اِلهی است- چیزی که حقیقتاً بشر قادر به درک آن نمی باشد- حقیقتی که پروردگار نامیده می شود.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۸۰ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدُالبهاء، جلد اوّل، شمارۀ ۱۳۷.
(۴). خطابات حضرت عبدُالبهاء، جلد دوّم، صفحۀ ۲۷۰.
(۵). منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۱۳۲.
(۶).ایضاً، شمارۀ ۱۲۰.
(۷). منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدُالبهاء، جلد اوّل، شمارۀ ۱۲.

نظر خود را بنويسيد