نگاهی نو به واقعه بدشت و قیام طاهره؛ نقطۀ عطف تاریخ تجدّد خواهی در ایران

http://lab.noghtenazar2.info/node/1679
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله.

منبع: مجلۀ پیام بهائی، ویژه نامه شماره های 455 و 456 اکتبر و نوامبر 2017، 174 بدیع

نگاهی نو به واقعه بدشت و قیام طاهره؛ نقطۀ عطف تاریخ تجدّد خواهی در ایران

فرح دوستدار

تحولات عمیق اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی عصر جدید که به مدرنیته موسوم است و ابتدا در ممالک اروپای غربی شکل گرفت روندی بود تدریجی که در نتیجه نو آوری های ممتد و بهم پیوسته فکری و علمی رفته رفته ساختار جوامع غربی را دگرگون ساخت. پس از سال‌ها کوشش و تلاش تعدادی از متفکرین و فلاسفه در نقاط مختلف اروپا سرانجام زمینه برای حفظ حقوق فرد در جامعه، اقتصاد و سیاست فراهم آمد. این تحوّلات ممتد و تدریجی در قرن بیستم میلادی بثمر رسیده و منجر به تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر و تصویب آن در سازمان ملل متحّد بوسیله تعداد کثیری از ممالک جهان گردید. به این ترتیب لزوم شناسایی "حقوق اساسی" انسان‌ها در سراسر گیتی رسمیت یافت.

تکیه بر نیروی عقل و قوه تشخیص انسان و نقد دین خصوصا نقد اعتقادات خرافی و غیر منطقی سنتی در سر آغاز تحولات عصر جدید قرار داشت. خرد ورزی واندیشه های نو زمینه را برای پشت سر گذاردن قید و بندهای نظام قرون وسطایی و دستیابی به پیشرفت های جدید علمی هموار ساخت. دست آورد و نتیجه این تحول فکری نوسازی ساختارهای اجتماعی و سیاسی مانند قانونمندی و سکولاریسم و در زمینه فن آوریها انقلاب صنعتی بود که منجر به بهبود وضع زندگی و رفاه بیشتر انسانها در ممالک غربی گردید.

در ایران اولین رویاروئی با پدیده های مدرن و آگاهی ایرانیان نسبت به عقب ماندگی خود بر خلاف غرب در زمینه های فکری ، فرهنگی و سنن دینی بوقوع نپیوست بلکه در صحنه جنگ و در رویاروئی با صنایع پیشرفته جنگی دشمن صورت گرفت. شکست در دو جنگ ایران و روس که از سال ۱۱۷۵ شمسی هجری آغاز و تا سال ۱۲۰۶ (مطابق با۱۷۹۶ تا ۱۸۲۸م. (ادامه داشت و منجر به از دست دادن بخش های زیادی از خاک ایران شد ، این سؤال را مطرح ساخت که دلیل عقب ماندگی ایرانیان چیست؟

اقدامات اولیه شاهان قاجار و پس از آن نو آوری های چشمگیر شاهان سلسله پهلوی در زمینه تجددخواهی بیشتر در جهت کسب مظاهر و دست آوردهای اجتماعی و صنعتی تمدن مدرن بود. مسئله آغازین مدرنیته که بر محور خرد ورزی و نقد دین و آزادی انسان از قید و بند های سنتی قرون وسطی استوار بود در ایران هنگام رویاروئی با مظاهر تمدن غرب قوت چندانی نیافت. دردوران پیش از مشروطیت تعداد انگشت شماری از متفکرین از جمله میرزا فتحعلی آخوند زاده و عبدالرحیم طالبوف به این واقعیت آگاه گشته و بنقد دین پرداختند ولی پس از انقلاب مشروطه سال ١٢٨٥ ھ. ﺷ. این نظریه که بنیان های فلسفی تجدد از نظر ماهوی هیچگونه سازگاری با گفتمان سنت و فلسفه شرقی ندارد چیره گشت. از اینرومسئله مدرنیته در جوامع اسلامی با تنش و تضّاد های اساسی روبروشد. در سالهای قبل از انقلاب اسلامی سال ١٣٥٧ ھ. ﺷ. هنگامی که ایران بسرعت بسوی مدرنیزه و صنعتی شدن پیش میرفت افکار کسانی مانند جلال آل احمد و علی شریعتی که رد تمدن غرب و بازگشت به صدر اسلام را منشاء احیاء و باز سازی جامعه میدانستند رونق گرفته و طرفداران بسیاری یافت. یکی از دلایل نفی ارزش های فکری تمدن غرب مقاومت شدید علمای شیعی بود که با نقد دین موقعیت و قدرت خود را در خطر میدیدند. علت اصلی آن شاید همانگونه که محمد مجتهد شبستری در کتاب خود با عنوان " نقدی بر قرائت رسمی از دین - بحرانها، چالشها و راه حل‌ها" به‌تفصیل می‌نگارد آن باشد که اسلام با مفاهیمی مانند "حقوق فردی"، "جامعه"، "آزادی‌های اجتماعی و سیاسی" بیگانه است (١). بهمین گونه در ایران دوران قاجار نیز انسان بعنوان فردی که دارای "حقوق اساسی" است معنی و مفهومی نداشت. این واقعیت موجب گردید که حتی "نوگرایان دینی" از قبیل سید جمال الدین اسد آبادی و شیخ هادی نجم آبادی که برخی آنها را از گروه های تجدد طلب دوران مشروطه تلقی می‌کنند (٢) و هدفشان تطبیق اسلام با تجدد خواهی و آزادی بود نیز نتوانند تضّاد ماهوی میان تجدد و سنت را رفع و فرهنگ ایران را از سیر قهقرائی خود باز دارند.

با توجه به تحولات و جنبش های تاریخی ایران قبل و بعد از تسلط اسلام تا انقلاب مشروطه امید است ظهور دیانت بابی که بیش از نیم قرن قبل از انقلاب مشروطه واقع شد و راه را جهت ظهور دیانت بهائی هموار کرد به‌عنوان مهمترین جهش در راستای خردگرائی ورد سنت های غیر عقلانی و جایگزین ساختن آنها بوسیله اصول و ارزشهای نوین مورد توجه و پژوهش بیشتر ایرانیان قرار گیرد.

اصولی که باب بنیان گذارد از ابتدا نشانه هائی ازخرد ورزی ، احقاق حقوق و آزادی های فردی ، لزوم پیشرفت معنوی همعنان با پیشرفت مادی را در بر داشت. از اینرو در جامعه کوتاه مدت بابیان و بطور واضح در جامعه در حال گسترش بهائیان تنش و تضادهای ماهوی با اصول کلی تجّدد خواهی غربی ایجاد نگردید. در جوّ بشدت سنتی و فرو رفته در ظلمت جهل در ایران قیام باب اولین جرقه بیداری و روشن کردن ذهن ایرانیان در زمینه لزوم تحولات اجتناب ناپذیر زمان بود.
یکی از نو آوری های مهم آئین بابی را باید تحول نقش زن دانست. در جوامع سنتی بزرگترین گروه محروم از"حقوق اساسی" را زنان تشکیل میدهند. در این جوامع حفظ نقش سنتی زن و دور نگهداشتن او از صحنه اجتماع و سیاست مسئله ای تعیین کننده در نوع ساختار جامعه و حکومت است. از منظر حکومت های اقتدارگرا و استبدادی تنها مادری مطیع و سرسپرده و عاری از هیچ گونه ادعای حقوق اجتماعی و سیاسی میتواند فرزندانی تربیت کند که در برابر قدرت حاکمه مطیع و سرسپرده باشند. دوعامل مهم بازدارنده زنان از احقاق حقوق خود سنت های دینی و باور مردان این جوامع است. واقعه بدشت در راستای زدودن تعصب جنسیتی و تغیر تفکر مردان برای پذیرفتن لزوم تحول نقش زن سندی تاریخی ارائه میدهد.

تحقیق زیر کوششی است که نشان دهد در مسیر رخدادهای اجتماع بدشت چگونه قیام شجاعانه طاهره تفکر دینی بابیان اولیّه را در زمینه تعصبات جنسی دچار تحول ساخت. در این اجتماع نمادین پیروان به لزوم شکست سنت ها و پذیرش اصول و ارزش های نوین آگاهی یافتند. بذری که در این دوران کاشته شد با وجود سرکوب شدید رؤسای دینی و سیاسی در درون جامعه بابی و سپس جامعه بهائی به آرامی رشد کرد و با پیوند دادن فرهنگ شرق و غرب زیر بنای تمدنی مدرن را مستحکم ساخت بدون آنکه جنبه‌های منفی تمدن غرب در زمینه تنش بین علم و دین و زوال اخلاق را در بر داشته باشد.

سه تحول اساسی فکری در ارتباط با نقش طاهره و قیام او در اجتماع بدشت حائز اهمیت است.

0- لزوم گذار از سنت‌های ناکارآمد و بازدارنده و اعلان ارزش‌های نوینی که زیر بنای استوار جامعه‌ای مدرن را بنا میسازد.
1-
٢- آغازتحوّل فکری مردان در زمینه جایگاه و نقش زنان و شناخت توانائی های معنوی آنان.

٣- امکان دادن به زنان جهت بروز استعدادها وقابلیت هایشان و همطراز قرار دادن آنان با مردان.

مختصری در زمینه جّوّ فرهنگی ایران در آغاز تاریخ بابی

در سال ١٧٩٤ م. پیروزی آقا محمدخان قاجار در نبرد با سایر مدعیان قدرت و تأسیس سلسله قاجاریه ایران را از جنبه سیاسی و به لحاظ ظاهر به کشوری واحد تبدیل ساخت. پادشاهان سلسله صفوی پیش از سلسله قاجار خود را نماینده خدا بر روی زمین قلمداد می‌کردند. از اینرو پیشوای روحانی نیز به‌حساب می‌آمدند. شاهان صفوی بر طبقه روحانی ایران تسلط یافته و آن‌ها را مطیع خود ساخته بودند. قاجارها که بر خلاف صفویه پایه‌های قدرت خود را در بین عامّه مردم مستحکم نمی‌دیدند با اتکاء به قدرت و نفوذ روحانیت راه را برای ورود ملّایان به عرصهء قدرت سیاسی هموار ساخته و برای احراز مشروعیت خود آنان را در حکومت سهیم نمودند.

عامل مهم دیگری که نفوذ روحانیت را در دوران سلطنت قاجار افزونی داد پیروزی شاخه فکری اصولیون شیعه بر اخباریون بود. این پیروزی فکری به نتایج خاص سیاسی و مذهبی در جهان اسلام و تشیّع منجر گشت. از منظر اصولگرایان، علمای مذهبی دیگر تنها افرادی نبودند که منتظر ظهور امام زمان نشسته و با سنّت‌گرایی و تکیه بر احادیث، تکلیفی در برابر سیاست و حکومت نداشته باشند ، بلکه با پدید آمدن نهادهایی چون مقام اجتهاد و مراجع تقلید که مختصّ اصولیون بود، بخشی از اختیارات سیاسی و مذهبی که در منظراخباریون خاص امامان بود به مراجع تقلید انتقال یافت و پیوند دین و سیاست به عنوان یکی از اصول اساسی تشیّع از اهمیت خاصّی برخوردار گردید.

همراه با نفوذ اجتماعی و سیاسی روحانیت، سیر قهقرایی ایران در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی شتاب بیشتری یافت و کشور از درون رو بزوال رفت. در دورانی که فرهنگ های اروپا عصر روشنگری را تجربه کرده و همراه با انقلاب صنعتی به‌سرعت در حال تحوّل بودند در ایران بر طبق اسناد و شواهد تاریخی هیچ نشانه‌ای از پیشرفت و بهبود اوضاع زندگی به‌چشم نمی‌خورد.

تا قبل از انقلاب اسلامی سال ١٣٥٧ ھ. ﺷ. تاریخ نویسان ایرانی علل اصلی انحطاط و عقب ماندگی ایران را بیش از هر چیزدر فرومایگی و آزمندی و خودکامگی شاهان و درباریان قاجار می‌دیدند. به نفوذ و تأثیر منفی حاکمیت مذهبی توجه خاصی نمیشد و بغیر از تعداد انگشت شماری از نویسندگان مانند احمد کسروی و صادق هدایت انتقاد جدی و صریحی به آن وارد نمی آمد. پس از انقلاب اسلامی نیز در ایران بر همین منوال میگذرد. بسیاری ازمحققین در کوششند روحانیون را گروهی ترقی‌خواه و پیشرو در نهضت مشروطه قلمداد کنند. اما در جمع ایرانیان خارج از وطن و مقیم کشورهای آزاد در چند دههء اخیرنقد دین و بر ملا ساختن کاستی های روحانیت شیعی رونق یافته. تاریخ نویسان برون مرزعلل اصلی انحطاط فرهنگی را در طبقه فاسد و قدرت طلب روحانیت آن زمان جستجو کرده و نقش فعال و پر قدرت حاکمیت مذهبی را مسئول اصلی عقب ماندگی و تحجّر فرهنگی ایران می‌دانند. (٣)

در فضای استبدادی دوران قاجار و فساد اخلاقی رهبران دینی و حکومتی در سال ١٨٤٤ م. (١٢٦٠ ھ. ﻗ.) حضرت باب رسالت خود را اعلام نمود. اکثر پیروان اولیه در ابتدای این جنبش او را نائب قائم موعود می‌دانستند. در حالیکه او از ابتدا مقام حقیقی خود را بعنوان ظهوری جدید و دری بسوی ظهور بزرگتری که بزودی خواهد آمد عنوان کرده بود. این واقعیت را عده معدودی از پیروانش درک کرده بودند ولی نظر به عدم آمادگی توده مردم و در دسترس نبودن تمامی نوشته های حضرت اعلی این مسئله را مستور گذاشته بودند تا آنکه با تدابیری حکیمانه اعلام گردد. احتفال بدشت در اواخر ماه جون و اوائل جولای سال ١٨٤٨ م. (مطابق با اواخر رجب تا اواسط شعبان سال ١٢٦٤ ھ. ﻗ. و تیرماه ١٢٢٧ ھ. ﺷ. ) با هدف اصلی اعلان استقلال آئین بابی از شرایع قبل تشکیل گردید.

واقعه بدشت – نقطه عطف تحوّل و تجددّخواهی

تجزیه و تحلیل وقایع اجتماع بدشت اهمیت آنرا بعنوان نقطه عطفی در تاریخ تجددخواهی فرهنگی ایران مشخص می‌سازد. روند تحوّلات بعدی نشان می‌دهد که چگونه با ظهورحضرت اعلی نهال مدرنیته‌ای بومی در ایران غرس شد و تحولی ایجاد کرد که جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی بود. این نهال نورسیده در دهه های آینده با تعالیم بهائی شکوفا شد و تشکیل جامعه‌ای با اصول و ارزش های مدرن و دیدگاهی روشنگرایانه را میسر ساخت.

شرح واقعه بدشت بتفصیل در "تاریخ نبیل" ، "رساله شخص سیاح" ، "قرن بدیع"و برخی دیگراز آثار بهائی آمده است. تمامی منابعی که مربوط به شرح حال و اقدامات طاهره است را می‌توان بتفصیل در کتاب "حضرت طاهره" و "حضرت باب" دو اثر نصرت الله محمد حسینی مطاله نمود. در اینجا به نکات مهم این واقعه اشاره میرود.

در اوّل تابستان سال ١٨٤٨ م. (تیرماه ١٢٢٧ ھ. ﺷ. ) هنگامی که حضرت باب در قلعه چهریق در حبس بودند قرار بر این شد که پیروانش بسوی خراسان رفته و در آنجا اجتماع کنند. هدف اصلی این گرد هم آئی که فقط تعداد معدودی از خاصّان بر آن آگاهی داشتند دو مطلب بود: آزادی حضرت اعلی از حبس و اعلان استقلال ادعای او از شریعت اسلام بعنوان ظهوری نو و شروع عصری جدید.

حضرت بهاءاللّه که در آن هنگام میرزا حسینعلی نوری نامیده میشدند سه باغ را در دهکدهء زیبای بدشت که در هفت کیلومتری شاهرود واقع است اجاره نمودند. در یک باغ خیمه او ودر دو باغ دیگر هریک خیمه هائی برای قدوس و طاهره دو تن از حروف حیّ که به مقام و حقیقت رسالت باب آگاهی یافته بودند برپا شد. در میدان وسط باغ نیز خیمه هائی برای سایر اصحاب که عده آنان هشتاد و يک تن بود افراشته شد. طاهره با مستخدم زنی همراه بود که او از اصحاب بشمار نمی آمد. گردهم آئی بدشت بیست و دو روز بطول انجامید. چنانچه حضرت ولی امرالله در کتاب قرن بدیع در شرح این واقعه مینویسند (٤) حضرت بهاءاللّه هر روز لوحی را به یکی از اصحاب می‌دادند که در جمع بخواند. اصحاب در بدشت هر يک به اسم تازه‌ای نامیده شدند از جمله خود ایشان باسم بهاء و آخرين حروف حيّ ملا محمد علی بارفروشی بنام قدّوس و تنها بانوی حاضر در جمع بابیان زرّین‌ تاج برقانی که سید کاظم رشتی رهبر شیخیه او را قرّة العين نامیده بود به طاهره مشهور شدند.

در بدشت هر روز مجلس درس و بحث برپا بود وبه عرفان و فهم مؤمنین اضافه می‌گشت. همگان به اهمیت و استقلال ظهور حضرت اعلی آن طور که باید و شاید هنوز ایمان نداشتند لذا تفهیم واقعیت ظهور یعنی دیانتی جدید که مستلزم نسخ شرایع قبل بود، به گروهی هنوز مومن به اسلام که در حفظ اصول شریعت نهایت سعی را داشتند کاری بسیار دشوار و برابر با کفر بود. پس از مشورت طاهره و قدوس با حضرت بهاءالله قرار بر این شد که این مسئولیت را طاهره بر عهده بگیرد زیرا در شریعت اسلام هرگاه زنی کلام کفری بگوید و بعد توبه کند توبه او پذیرفته می‌شود و به او آسیبی نمی‌رسد و حال آنکه توبه مرد قبول نشده و مجازاتش مرگ است. فرض بر این بود که چنانچه طاهره نتواند اصحاب را متقاعد کند باید توبه نموده دوباره به حالت مماشات برگردند تا زمانی که استعداد و آمادگی نفوس زیادتر شود. (٥)

واقعه مهم در اجتماع بدشت یعنی اعلان استقلال دیانت بابی را حضرت ولی امرالله در کتاب قرن بدیع به این نحو بیان میکنند: " يک روز هنگامی که هيكل مبارک بعلّت نقاهت ملازم بستر بودند جناب طاهره که در نظر بابيان مظهر عفّت و عصمت و در تقوی و طهارت رجعت حضرت فاطمه صلوات الله عليها محسوب ميگرديد ناگهان بی ستر و حجاب در محضر مبارک در مقابل اصحاب ظاهر شد و در جانب راست جناب قدّوس که آثار خشم و غضب از رخسار ايشان هويدا بود جالس گرديد و باكلمات آتشين حلول دور جديد را اعلام و نسخ سنن و شعائر قديمه را علی رؤوس الاشهاد ابلاغ نمود." (٦)

حاضرين با دیدن طاهره بدون حجاب در حالی که او را مظهر حضرت فاطمه زهرا می‌دانستند حيران و سرگردان شده برخی مضطرب و پريشان بودند و برخی با خشم وغضب فرار کردند. یکی از اصحاب بنام عبد الخالق اصفهانی با مشاهده آن صحنه با دست خود گلوی خويش را بريد و فریاد زنان ازمقابل طاهره فرار کرد. چند تن ديگر از اين امتحان بيرون نيامده و از ایمان تبرّی کردند. طاهره ابداً به عکس العمل ها اعتنائی نکرده با متانت واطمينان ياران را مخاطب قرار داده و با کمال فصاحت و بلاغت به سبک قرآن مجيد خطابهء غرّائی اداء نمود. چنانچه در تاریخ نبیل آمده او اظهار داشت: "من هستم آن کلمه‌ای که حضرت قائم به آن تکلّم خواهد فرمود و نقباء از استماع آن کلمه فرار خواهند نمود..." (٧)

در آن روز تاريخی تغيير فاحشی در رويّه و عقايد حاضرين بوجود آمد. روزهای پر هيجانی بود عقايد قديمه متروک گشت ودرعبادات روش خاصّی ايجاد شد. برخی همراه بودند و برخی اين تغيير را کفر می‌دانستند و بر این عقیده بودند که احکام اسلامی هيچوقت نسخ نمی‌شود. عدّه‌ای اطاعت از طاهره را واجب دانسته و می‌گفتند هر چه او بفرمايد لازم الاجرا است. گروه دیگری معتقد بودند که جناب قدّوس نايب حضرت اعلی و حاکم مطلق است. عدّه‌ای نیز اين واقعه را امتحان الهی می‌خواندند تا صادق از کاذب ممتاز گردد و مؤمن از کافر جدا شود. در هر حال شور و هیجان غریبی در آن جمع ایجاد گردید.

به روایت نبیل زرندی "گاهی حضرت طاهره از اطاعت جناب قدّوس سرپيچی می‌فرمودند و می‌گفتند من قدّوس را بمنزلهء شاگرد خودم ميدانم حضرت باب ايشانرا فرستادند تا من به تعليم و تهذيبشان بپردازم. قدّوس هم از طرف ديگر ميفرمود طاهره در اين امور راه خطا می‌پيمايد و پيروان او نيز از جادّهء صواب برکنار و دورند. اين جدال و گفتگو چند روز در بين جناب قدّوس و طاهره ادامه داشت بالاخره حضرت بهاءاللّه به اصلاح فيما بين قيام فرمودند، مناقشات زايل شد و انظار جميع متوجّه قيام به خدمت امر الهی گرديد از اجتماع ياران در بدشت مقصود اصلی که اعلان استقلال امر مبارک و آغاز نظام جديد بود حاصل شد آن روز به منزلهء نفخ صور بود احکام و قواعد جديده اعلان گشت." (٨)

آشکارترین نماد شکست سنت ها در واقعه بدشت قیام علنی طاهره بوسیله کشف حجاب بود. شرح احوال طاهره چنین نشان میدهد که او پیش از این واقعه نیز قبل از مراجعتش به کربلا در سال ١٨٤٧ م. در جمع اصحاب بدون حجاب ظاهر میشده. رفتاری که مورد سرزنش بسیاری از مردان حاظر بود. در مجلس درس وخطابه برای دیگران طاهره در پشت پرده ای صحبت میکرده. شرح وقایع اقامتش در عتبات و گفتگوهای غرایش با اصحاب و با مخالفین جنبش بابی نشان میدهد که طاهره به حقیقت ظهور جدید آگاهی داشته. (٩)

تجزیه و تحلیل وقایع بدشت با توجه به آغاز عصری جدید در تاریخ فرهنگ ایران

شک کردن و نقد دین در سر آغاز فلسفه مدرن قرار داشت . تحولات فکری و موفقیت های علوم تجربی در اروپا گروه بیشماری از فلاسفه و متفکرین غربی را به شک در مورد وجود خدا و ضدیّت با دین واداشت. نقطه اوج مقابله با دین را می‌توان در آثار کارل مارکس در نیمه قرن نوزده میلادی مشاهده نمود. او دراثرش تحت عنوان "نقد فلسفه حق هگل" به نحو ویرانگری به نقد دین می‌پردازد. این کتاب در زمان زندگی مارکس چاپ نشد ولی مقدمه آن با جمله معروف او " دین افیون توده هاست" در سال ١٨٤٤ م. مطابق با سال ظهور دیانت بابی در ایران در نشریه‌ای که خود او نیز سردبیرش بود به‌چاپ رسید. با شروع عصر جدید کشمکش و دشمنی بین موافقین و مخالفین دین نیز رواج یافته و تا به امروز بخشی از تمدن مدرن را تشکیل میدهد.

برخلاف روند تحول مدرنیته در غرب که با شک نسبت به حقائق متافیزیکی و رد دین بوسیله گروه کثیری از روشنفکران آغاز شد در ایران با ظهور دیانت بابی نظریه تجدید ونوسازی ابتدا در باورها و اصول و آداب دینی و لزوم مطابقت آن با زمان رخ داد. از اینرو آئین جدید نقش سازنده داشته و تعالیم و دستورات خود را بر مبنای عقل و خرد و نیازهای جامعه و بعنوان قدمی به پیش جهت سعادت بشر اعلام می‌کند. پرده های تقلید کورکورانه و تعصب برداشته میشود. و سپس در دیانت بهائی همراه با تعالیم جهان شمول و صلح پرور و توأم با محبت بی قید و شرط نسبت بکل بشر زمینه فکری مناسبی جهت پذیرش دست آورد های تمدن غرب مهیا میگردد بدون آنکه موازین اخلاقی و معنوی در خطر افتد.

در بین پیروان اولیه آئین بابی تعدادی به روال دین آباء و اجدادی خود در پی جهاد و پیشبرد دین بوسیله شمشیر بودند بدون آنکه مأموریتی به این صورت از جانب حضرت اعلی داشته باشند. این رویه بوسیله حضرت بهاءالله بکلی ممنوع گشت. شمشیر ها به غلاف برگشت و اشاعه دین تنها بوسیله قلم یعنی نوشتار یا گفتار و رفتار پسندیده معمول گردید.

واقعه بدشت از چند نظر نماد تحولات بعدی جامعه بابی و بهائی بود:

١- تحول فکری و نگاه آینده نگر.

گذار از تحجر دینی وایستائی فرهنگی

از مشکلات اساسی که تا به امروز سد پیشرفت جوامع مسلمان بوده این باور است که برای پیشرفت و دسترسی دوباره به جلال و شکوه گذشتهء تمدن اسلامی باید به عقب بازگشت و به اصل اسلام توجه نموده و سیره و روش زندگی حضرت رسول و امامان را سرمشق قرارداد. دو نمونه بارز این تفکر در ایران را میتوان در آثار علی شریعتی و جلال آل احمد مشاهده نمود. در سایر ممالک اسلامی نیز متفکرین دین‌اندیش چنین آرایی دارند. نبردهایی که اینک در خاور میانه و افریقا جریان دارد ماحصل همین تفکر دینی توسط گروه‌هایی است که کوتاهترین راه رسیدن به هدف را نبرد و کشتار کافران و غیر مومنان می‌دانند.

در واقعه بدشت برخلاف تصور آباء و اجدادی، بسیاری از سنت ها شکسته و سنگ بنای تحول فکری و تجدد خواهی گذارده شد. تاریخ اجتماعی و فرهنگی صد و پنجاه سال اخیر ایران نشان می‌دهد که چگونه عامل بسیاری از نوآوری‌های هنری، صنعتی، بهداشتی و غیره در ایران بابیان و سپس بهائیان بودند. از تاسیس مدارس دخترانه و پسرانه، ایجاد حمام دوش بجای خزینه‌های غیر بهداشتی سنتی گرفته تا احداث بیمارستان و آوردن صنایع مدرن و غیره.

اما مهم‌تر از همه تحول اخلاقی و انقلاب اجتماعی است که جامعهء بهائی دستخوش آن شد. راستگویی و منع تقیه، ترک تعصبات ، معاشرت و دوستی با سایر اقوام و ملل ، بکار گرفتن عقل و خردمندی در امور، دین را سبب الفت و محبت دانستن و علم را بخشی از دین کردن از نمونه‌های این تجددّ نوین است.

٢- نقش مهم زن و تحول فکری مردان.

اهمیت نقش طاهره بعنوان اولین زن عالم و شاعری که حجاب را ترک کرد و تأثیر او در بیداری و شروع جنبش های آزادیخواهانه زنان در ایران امری شناخته شده است. شجاعت و استقامت او دربرابر جامعهء بشدت عقب‌ماندهء آن زمان و پذیرفتن عواقب آن که به بهای جان او تمام شد ستایش همگان را بر انگیخت. طبقه روحانیون و متعصبین مسلمان رفتار طاهره را بشدت مورد انتقاد قرارداده و تهمت های ناروائی درباره او منتشر ساختند.

تاریخ نگاران بی‌طرف و فعالان جنبش‌های زنان در ایران بر سابقهء فکری طاهره و نفوذ افکار بابی بر او چشم بسته اند و او را بدون در نظر گرفتن زمینه اصلی این اقدام، یعنی ارتقاء مقام زن وتحول نقش او در آئین بابی و بهائی، مورد تمجید و ستایش قرار میدهند. اینان با اندک کنجکاوی در می‌یافتند که روند آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد در جامعه بهائی با قتل طاهره بوسیله حکومت وقت خاتمه نیافت و به رشد خود ادامه داد. این واقعیت یکی از امتیازات مهم جامعه بهائی است که در قلب جامعه متحجر دینی توانست مدل زنده‌ای از برابری جنسیتی را جامه عمل بپوشاند.

در درون جامعه بهائی ظاهر شدن بدون حجاب طاهره، زنی عالم و دانشمند که مدرّس بسیاری از مردان بود نماد تحولات خاصی گردید. شاید رمز قیام طاهره همراه با اعلام استقلال شریعت بابی این بود که قبل ازهر نو آوری در زمینهء تساوی حقوق زن و مرد باید در تفکر مردان تحول ایجاد گردد و عقاید سنتی در مورد جایگاه اجتماعی زن تغییر یابد بدون آنکه در مسئله عفت و پاکدامنی زن یا مرد خدشه‌ای وارد سازد. در واقع حجاب ظاهری زن برداشته شد و تبدیل به حجاب دل و دیده مرد گردید. به این معنی که مردان امکان تکامل معنوی و فکری یافتند. آموختند که با مشاهده یک زن اسیر غرائض جنسی نشوند بلکه مقام انسانی او را ارج نهند و فضل و کمال و ایمان را مقیاس ارزش انسان بدانند بدون توجه به جنسیت و حجاب یا بی‌حجابی او.

٣- رعایت اصل آزادی در انتخاب باورهای شخصی

قبول پیام‌های انقلابی بدشت بهیچ وجه با اجبار و یا خشونت همراه نبود. چنانکه دیدیم هم رد وهم قبول این رسالت و باور به آن مسئله ای شخصی تلقی شد وبدون هیچگونه خشونت و اعمال زور انجام گردید. تعدادی این پیام را نپذیرفتند و آنرا کفر دانسته آن محل را ترک کردند و گروهی که پذیرفتند با سرور و شادی تعالیم جدید را به اجرا گذاردند. این رویه یعنی رد هرگونه خشونت و اعمال زور در اشاعه دین و قبول باورها با اراده آزاد و توأم با عشق و ایمان، منش همیشگی بهائیان گردید. عامل اجرای تعالیم جدید نه عشق بهشت و ترس از دوزخ، بلکه عشق به انسانیت، به خالق خود و احترام به کرامت انسان بود.

پیامدهای واقعه بدشت و روند تساوی حقوق زن و مرد

قیام طاهره در بدشت که آن را می‌توان نقطه آغازین تحول نقش زن در ایران تلقی نمود تقریبا همزمان با واقعه ای شد که در ایالات متحده امریکا بعنوان شروع جنبش های زنان در غرب عنوان می‌گردد. در روزهای ١٩ تا ٢٠ ژوئیه سال ١٨٤٨ یعنی کمی بعد از واقعه بدشت در شهر سنکا فالز ( Seneca Falls ) در نزدیکی نیویورک چند زن به تنهائی و با وجود مخالفت مردان اولین گردهمآیی حقوق زنان را با شرکت سیصد زن برگزار کردند. هدف این اجتماع رفع تبعیض و بهبود موقعیت زنان در امریکا بود که در اعلامیه‌ای تدوین شد. این گردهمآیی به‌عنوان نقطه عطف و آغاز جنبش‌های زنان در امریکا ثبت گردید. شروع جنبش های آزادیخواهی زنان در اروپا نیز تقریبا در همین تاریخ بوده.

کشف حجاب بوسیله طاهره با همه اهمیتش رفتاری نا متعارف و خارج از برنامه ظهور حضرت اعلی محسوب نمی‌شود بلکه بخشی از اصول و تعالیم نوین بابی بود. در لوح "هيکل الدين" (باب هفتم از واحد هشتم) باب قید می‌کند که بانوان در وقت ادای نماز مجبور به پوشاندن موهای خود نیستند. و این مطلب خود میتواند دلیل بر لغو حکم حجاب باشد. در "سورة الاخلاق" تأکید بر احترام به زن نموده و خطاب به مردان میفرماید: "بدانید که خداوند فرقی بین شما و نسوان قرار نداده مگر اینکه شما مثل پای راست و آنها مثل پای چپ هستند."(١٠) در سایر آثار اونیز اشاره های بسیاری در زمینه احترام و رفتار محبت آمیز به زن وجود دارد.

در این دوران علاوه بر طاهره زنان برجسته دیگری نیز به حضرت اعلی مؤمن شده و با کمال شجاعت و در نهایت فصاحت و بلاغت این آئین را نشر میدادند. اولین زنی که در کربلا مؤمن شد زوجه شیرازی سید کاظم رشتی بود. جمعی از زنان در مجلس درس طاهره شرکت می‌کردند از جمله مادر و خواهر ملا حسین بشرویه – نخستین کسی که به ظهور جدید ایمان آورد ه بود . علاوه بر آنها بی بی کوچک ملقب به ورقة الفردوس، خورشید بیگم ملقب به شمس الضحی همسر آقا میرزا هادی نهری جملگی توسط طاهره به اوج ایمان رسیدند و گروهی از زنان غیور و شجاع و با فضل و کمال بابی را تشکیل دادند.

از کارهای انقلابی آن دوران چنانچه در تاریخ سمندر آورده شده آنست که این زنان روز اول محرم را که مصادف با روز تولد حضرت باب است، بجای عزاداری ماه محرم، جشن میگرفتنند. بر خلاف رسم همه ساله قرۃ العین و همشیره اش در آن روز حنا استعمال نموده و لباس‌های رنگین پوشیده و استفاده قلیان را که در آئین بابی مذموم و مکروه قلمداد شده از مجلس دور می ساختند. (١١) شرح شجاعت و اقدامات بسیاری دیگر از زنان بابی در تاریخ واقعه زنجان و سایر وقایع آن دوران آورده شده که ذکر آنها از محدوده این تحقیق خارج است.

وقایع دوران رسالت حضرت اعلی زمینه را برای اعلان صریح برابری حقوق زن و مرد در آثار حضرت بهاءالله آماده ساخت چنانچه می‌فرماید: " قلم اعلی فرق مابين عباد و اماء را از ميان برداشته و کلّ را در صُقع واحد بعنايت کامله و رحمت منبسطه مقرّ و مقام عطا فرمود " (١٢)

یکی از رموز واشاره های مهمی که در آثار حضرت بهاءالله تکرار میگردد عنوان این مطلب است که "امروز هر يک از اماء که بعرفان مقصود عالميان فائز شد او در کتاب الهی از رجال محسوب" (١٣) و یا در این بیان "امروز اماء اللّه از رجال محسوب طوبی لَهُنَّ و نعيماً لَهُنَّ "(١٤)

در ایران تا اواخر دوران قاجاریه نشانه ای از جنبش آزادیخواهی زنان وجود ندارد. از اولین اثری که از فرودستی و نارضایتی وضع زنان سخن میراند کتاب "معایب رجال" نوشته بی بی خانم استرآبادی است که در سال ١٨٩٦ م. مطابق ١٢٧٥ ھ. ﺷ. در اعتراض به نوشته توهین آمیزی در مورد زنان تحت عنوان "تأدیب زنان" منتشر میشود.(١٥) مطالعه این دو اثر و جو فکری آنزمان نشان میدهد که با چه شدتی مردان مسلمان با آزادیخواهی زنان به مخالفت و ضدّیت میپرداختند و سعی داشتند با تحقیر و تهمت آنها را در موقعیت فرودست خود نگهدارند. در جامعه بهائی بوسیله تعالیم و دستورات جدید مردان از ابتدا نه تنها ضدّیت و توهینی نسبت به زنان روا نمیداشتند بلکه پیشقدم شده و خود را مسئول پیشبرد حقوق آنان میدانستند.

تعالیم جدیدی مانند اهمیت تربیت دختران ، قوانین ازدواج و طلاق ، منع از ازدواج موقت ، رفتار عطوفت آمیز و عادلانه نسبت به همسر، تک همسری که مرحله به مرحله ابتدا به دو همسر تقلیل یافته و سپس از اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن بیستم میلادی با تفسیر حضرت عبدالبهاء به تک همسری تبدیل شد و سایر توصیه ها مانند وحدت نوع بشر و اجرای عدالت در حق همه انسانها و از این قبیل در درون جامعه بهائی بدون توجه به جامعه قشری و بشدت سنتی ایران به اجرا در آمده و انقلاب فکری عظیمی بوجود آورد.

با توجه به این واقعیت که بهائیان جزئی از جامعه ایران بودند بدون تردید میتوان گفت که انعکاس افکار بهائی بسیاری از ایرانیان روشندل را نیز متأثر ساخته. با وجود آنکه در این زمینه تا کنون سند نوشته ای در دست نیست ولی اقدامات زنانی چون صدیقه دولت آبادی از اولین فعالان حقوق زنان در دوران مشروطیت که از خانواده ای بابی و پدرش حاج سید میرزا هادی دولت‌آبادی ابتدا از مجتهدین مؤثر محلی و مشهور به رهبری شاخه ازلی بابیه و نماینده صبح ازل در ایران بود نشانه ای از نفوذ افکار بابی در مورد نقش و حقوق زنان است.

با وجود آنکه مقامات دولتی و علما تا دوران انقلاب مشروطه بکلی مخالف ایجاد مدارس برای دختران بودند ولی در درون جامعه بهائی سواد آموزی و تعلیم دختران در منازل و در گروه های کوچک صورت میگرفت. اجتماعات زنان در این دوران نیز در منازل و بصورت گروه های کوچک بود.

تأثیر غیر مستقیم تعالیم بهائی در جامعه ایران و مقایسه دو روند دستیابی زنان به حقوق حقه خود در جامعه بهائی و در جامعه مسلمان ایران یکی از زمینه های تحقیق نشده در مطالعات زنان است. در درون جامعه بهائی بدون نیاز به جنبش زنان و بدون آنکه ضدیت مردان سد راه باشد احقاق حقوق زنان قدم بقدم در طول زمان پیشرفت کرد.

با وجود دست آورد های چشمگیر جنبش زنان ایران و موفقیت های درخشان در زمینه تحصیلات بالا وجود دو عامل در جوامع اسلامی تا به امروز سد راه آنان در زمینه برابری حقوقی است: عامل اول هنجار های دست و پا گیر اجتماعی و سنت های دینی که با ارزش های نوین عصر جدید در تضّاد است. عامل دوم عدم تحول فکری قشر وسیعی از مردان و تعصبات جنسیتی که منشاء آن در باورهای دینیست.

تا هنگامی که این دو عامل در جامعه ایران برطرف نگردد اقدامات فعالان از خودگذشته و جانباخته حقوق زنان احتمالا به نتیجه چشمگیری نخواهد رسید. تاریخ سی و نه سال گذشته ایران دلیلی بر این واقعیت است. امید است که فعالان فرهیخته حقوق زنان در ایران به تجربیات موفقیت آمیز جامعه بهائی در این زمینه آگاهی یافته و آنرا مورد مطالعه و تحقیق قرار دهند.

یادداشت ها
(١) " نقدی بر قرائت رسمی از دین - بحرانها، چالشها و راه حل‌ها" نوشته محمد مجتهد شبستری ، چاپ تهران – طرح نو – ١٣٨١ ، صفحه ٢٦ تا ٣١
(٢) "انقلاب مشروطه ، تجدد و زایش نوگرایی دینی در ایران" نوشته دکتر مهدی رهبری ، پژوهشنامه علوم سیاسی ، شماره ١ سال ١٣٨٨ ، صفحه ١٠٦ تا ١٣٤
(٣) "رگ تاک – گفتاری در باره نقش دین در تاریخ اجتماعی ایران" ، تألیف دلارام مشهوری ، نشر خاوران – فرانسه ، جلد اول صفحه ١٢٥ تا ١٤٩
" شاهد سقوط های سه گانه" تألیف حسین حقیقی ، شرکت کتاب لوس آنجلس – چاپ دوم ٢٠١٣ م. ، صفحه ٣٢٤ تا ٣٣٢
(٤) " قرن بدیع" اثر قلم حضرت ولی امرالله ، چاپ دوم - مؤسسه معارف بهائی کانادا - ١٩٩٢ م. صفحه ٩٤-٩٥
(٥) "حضرت طاهره" تألیف نصرت الله محمد حسینی صفحه ٣١٣ تا٣٢٠
(٦) " قرن بدیع" صفحه ٩٤
(٧) "تاریخ نبیل (مطالع الانوار)" تألیف نبیل زرندی صفحه ٢٦٣ تا ٢٦٤
(٨) "تاریخ نبیل" صفحه ٢٦٤ تا ٢٦٥
(٩) شرح مفصل این وقایع حیات طاهره در کتاب "رستاخیز و تجدد" نوشته عباس امانت:
Abbas Amanat, „Resurrection and Renewal. The Making of the Babi Movement in Iran, 1844-1850“, London 1989, p. 295-331.
(١٠) "مقام و حقوق زن در دیانت بهائی" تألیف احمد یزدانی – طهران – سال ١٠٧ بدیع صفحه ٥٤
(١١) مقایسه شود با کتاب "حضرت طاهره" نوشته نصرت الله محمد حسینی ، صفحه ٢٣١
(١٢) "مائده آسمانی" جلد ٨ صفحه ٥٢
(١٣) پيام ملکوت صفحه ٢٣٢
(١٤) در همان کتاب صفحه ٢٣١
(١٥) این دو اثر در فضای اینترنتی موجود است

نظر خود را بنويسيد