برنامه ای دیگرـ ایجاد صلحِ اَصغَر

http://lab.noghtenazar2.info/node/1692
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

برنامه ای دیگرـ ایجاد صلحِ اَصغَر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۸ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در یکی از مقالات قبل ذکر شد http://www.noghtenazar.org/node/1688
حضرت بهاءُالله اَلواحی خطاب به رؤسا و ملوکِ اَرض ارسال فرمودند وانتظار نداشتند که امری را که حضرتشان اظهار نمودند قبول کنند و در حقیقت به این امر هم آگاه بودند که جوابیه ای هم دریافت نخواهند کرد. در لوح خطاب به ملکۀ ویکتوریا حضرت بهاءُالله کلامی دیگری به کار گرفتند و آن اِنذار دربارۀ «صلحِ اَصغَر» بود.

«لَمّا نَبَذتُمُ الصُّلحَ الأکبَرَ عَنْ وَرائِکُمْ تَمَسَّکُوا بِهذَا الصُّلحِ الاَصغَرِ لَعَلَّ بِهٖ تُصْلَحُ اُمورُکُمْ وَ الَّذینَ فیٖ ظِلِّکُمْ عَلیٰ قَدَرٍ. یا مَعْشَرَ الآمِرینَ اَنْ اَصْلِحُوا ذاتَ بَینِکُم اِذاً لا تَحتاجُونَ بِکَثرَةِ العَساکِرِ وَ مُهِمّاتِهِم اِلّا عَلیٰ قَدَرٍ تَحفَظُونَ بِه مَمالِکَکُم وَ بُلدانَکُم. اِیّاکُم اَنْ تَدَعُوا ما نُصِحْتُم بِه مِنْ لَدُن عَلیمٍ اَمینٍ. اَنِ اتَّحِدُوا یا مَعشَرَ المُلوکِ بِه تَسْکُنُ اَریاحُ الاِختلافِ بَینَکُم وَ تَستَریحُ الرَّعِیَّةُ وَ مَنْ حَولًکُم اِنْ اَنتُم مِنَ العارِفینَ. اِنْ قامَ اَحَدٌ مِنکُم عَلَی الآخَرِ قُومُوا عَلَیهِ. اِنْ هذا اِلّا عَدلٌ مُبینٌ. کَذلِکَ وَصَّیْناکُم فِی اللّوحِ الَّذی اَرسَلناهُ مِنْ قَبلُ تِلکَ مَرَةٌ اُخریٰ. اَنِ اتَّبِعُوا ما نُزِّلَ مِنْ لَدُنْ عَزیزٍ حَکیمٍ» (3) [مضمون به فارسی: زمانی که صلح اکبر را پشت سرِ خود رَها و ترک کردید به این صلحِ اصغر متمسّک شوید که شاید بواسطۀ آن تا اندازه ای امورتان و امور آنان که در ظلِّ شمایند اصلاح شود. ای گروه حکمرانان میان خود آشتی و صلح برقرار کنید در این صورت نیازی به کثرت لشکرها و مُهِمّاتشان ندارید مگر به اندازه ای که با آن ممالک و شهرهای خود را حفظ کنید. مبادا ترک کنید آنچه را که به آن نصیحت شدید از جانب علیمِ اَمین. ای گروه پادشاهان متّحد شوید. به این اتّحاد بادهای اختلاف میان شما فرو می نشیند و عامّۀ مردم و آنان که اطراف شمایند آسوده می گردند؛ اگر شما از دانایان باشید. اگر یکی از شما بر دیگری شورید، بر او برخیزید. این نیست مگر عدلی آشکار. اینچنین شما را وصیّت کردیم در لوحی که از قبل آن را فرستادیم و این بارِ دیگر است. پیروی کنید آنچه را که از جانب عزیز حکیم نازل شد.]

این اصلِ امنیّت جمعی است. در اَواخرِ جنگ جهانی اوّل اقداماتی نه چندان موفقیّت آمیز برای مُجری داشتن صلحِ اَصغَر در «جامعۀ ملل» شروع شد که این سازمان نتوانست به هدف جامۀ عمل بپوشاند.

در همان اَواخرِ جنگ جهانی اوّل رؤسای ارض تشخیص دادند که امنیّتی جهانی و عمومی لازم است که نتیجه اش تشکیل سازمان ملل و شورای امنیّت بود که هدفش استقرار صلح بین المللی و امنیّت جهانی بود. ولی به علّت عدم اتّحاد سیاسی میان دُوَل، تا حال شورای امنیّت ندرتاً توانسته مؤثّر عمل نماید. تقریباً از همان اَوائل تشکیل شورا خصومت دولت های مختلف نحوۀ عملکرد این شورا را عملاً مُختلّ کرد. حتّی تا امروز گرفتن تصمیمی «متّحد» امر بسیار چالش برانگیز برای امنیّت جهانی بوده و هست. با توجّه به این محدودیّت ها «نتیجۀ کمتر یا اَصغَرِ» آن را می توان کاملاً احساس نمود که یقیناً بدون چنین مؤسّسه ای در سازمان ملل متّحد، یعنی شورای امنیّت، شرایط امنیّت جهانی بمراتب وخیم تر از شرایط امروزه می بود. از جهتی دیگر می توان بدون هیچ سؤالی مشاهده نمود که شورای امنیّت تا حدّی که تا امروز تکامل یافته به موفقیّت هایی دست یافته و قطعیاً در آینده به جهانی مشترکُ المَرام دست خواهد یافت.

با توجّه به اصلِ صلحِ اَصغَر حضرت شوقی افندی، ولیّ اَمرُالله، چنین می فرمایند:

«حکومت های ملّی که هر نوع آزادی عمل را بر خود روا می دانند باید حدود و قیودی بر حاکمیّت خویش بنهند تا بتوانند اوّلین قدم لازم را برای تشکیل اتّحادیّه ای از جمیع ملل عالم در آیندۀ ایّام بردارند زیرا مقتضای زمان چنین است که یک حکومتِ اَعلایِ جهانی ایجاد شود که در ظلّ آن تمام ملل به طیبِ خاطر از داشتن حقوق و اختیاراتی از قبیل حقِّ اعلان جنگ و حقِّ وضع بعضی مالیات ها و کلیّه حقوق مربوط به تسلیحات صرف نظر نمایند.» (4)

ممکن است بتوان بینش جامع تری از این فرایند دریافت. حضرت بهاءُالله طرز تفکّر شگفت انگیزی را برای جامعۀ انسانی بوجود آورده اند چنانچه حضرت عبدُالبهاء می فرمایند:

«حتّی نفوسی که در نهایتِ بُغض و اِنکار بودند بمَحضِ ملاقاتْ شهادت بَر بزرگواریِ جَمالِ مُبارک [حضرت بهاءُالله] می دادند و می گفتند این شخص جلیل است امّا حیف که این ادّعا را دارد و مٰاعَدایِ [به غیر از] این ادّعا آنچه می گفت مقبول بود.» (5)

حضرت بهاءُالله برایگان تمامی نصایح و اِنذاراتِ خویش را در اختیار نوع انسان قرار دادند و جهت بهره برداری از چنین نصایحی لازمه اش ایمان نیست. تنها امری که لازم است روشنی فکر و بصیرت و «عملی نمودن آنچه که مرقوم گردیده» می باشد. در واقع در گذشته و امروز تعداد بیشماری از نفوس بشری برای تحقق چنین اهدافی بپا خاسته اند.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۹۳ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). الواح نازله خطاب به ملوک و رؤسای ارض، صص: 138- 139
(۴). نظم جهانی بهائی، صفحات ۳۳- ۳۴.
(۵). مُفاوضاتِ حضرت عبدُالبهاء، مطلب دهم، صفحۀ ۲۸.

نظر خود را بنويسيد