حقیقت انسانی و معبدی در قرونِ اوّلیه: گوبِکلی تیپی

http://lab.noghtenazar2.info/node/1721
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

حقیقت انسانی و معبدی در قرونِ اوّلیه: گوبِکلی تیپی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

اوّل اگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در حدود بیست سال گذشته باستان شناسان در تحقیقات باستان شناسی معبدی را از زیر زمین کشف کردند که به نظر می رسد این معبد زمانی ساخته شده که هنوز نوع بشر حتّی دانشی در مورد امور زراعی نداشته است. این معبد در زمانی ساخته شده که انسان ها هیچ گونه ابزاری بجز سنگ و استخوان در اختیار نداشته اند ولی توانسته اند معبدی بسازند که از نظر هنری اثری قابل تقدیر و احترام می باشد. این معبد هنگامی ساخته شده که هنوز چرخ اختراع نشده بود و زمانی بوده که بسیاری از حیوانات هم اهلی نشده بودند و حتّی بشر چیزی از صنعت کوزه گری هم نمی دانسته. حتّی قبل از این که دولتی منظّم بوجود آمده باشد، قبل از این که حتّی ارتش و قوای نظامیِ تنظیم شده بوجود آمده باشد و یا شهرها و امپراطوری ها بوجود آمده باشند ساخته شده است. بوسیلۀ مردمی ساخته شد که تنها کارشان برای تهیۀ غذای روزانۀ خویش شکار و جمع آوری حبوبات بوده است. عظمت این معبد ما را به تفکّر وا می دارد که دربارۀ آنچه راجع به انسان، تمدّنش، جغرافیا و نحوۀ تماس بشر آن دوران می دانیم تأمّلی تازه نمائیم. مهمّ تر این که باید در مورد تصوّراتی که ما انسان ها تا حال در مورد خود داشته ایم تفکّری بیشتر نمائیم. مکانی که معبد ساخته شده به نام گوبِکلی تیپی (Gobekli Tepe) مشهور است. قدیمی ترین مکانی شناخته شده که حدود یازده هزار سال پیش ساخته شده.

آنچه را که معبد و دیگر آثار باستانی منطقه نشان می دهد این است که مذهب یکی از عوامل اصلی سازمان دهی و تعلیمِ امورِ زراعتی بوده که اساس شروع تمدّن آن زمان گردیده. تنها در سی کیلومتر محلّ ساختِ این معبد می توان آثاری را پیدا نمود که نشانه ای از کاشتِ گندم است. قدیمی ترین گونه های بذر گندمی که تا حال شناخته شده.
https://beyondforeignness.org/wp-content/uploads/2017/08/256px-Gobeklite...

در مقالۀ «هفت آسمان و کُرات آسمانی خارج از کهکشان خورشیدی» http://noghtenazar.org/node/1511 شاهد بیانی از حضرت بهاءُالله بودیم که بعداً دانش امروزی آن را تأئید نمود. این قضیه هم بسیار داستانی شبیه به آن است ـ بخصوص این که حضرت بهاءُالله می فرمایند ادیان منبعِ ایجادِ تمدّن های متفاوت بوده اند. بنابر آنچه که ذکر شد در مورد نفوذ حضرت مسیح در تمدّن انسانی حضرت بهاءُالله چنین می فرمایند:

«کُلُّ حَکیمٍ ظَهَرَتْ مِنهُ الحِکمَةُ وَ کُلُّ عالِمٍ فُصِّلَتْ مِنهُ العُلومُ وَ کُلُّ صانِعٍ ظَهَرَتْ مِنهُ الصَّنایِعُ وَ کُلُّ سُلطانٍ ظَهَرَتْ مِنهُ القُدرَةُ کُلُّها مِنْ تَأئیدِ رُوحِهِ المُتَعالِی المُتَصَرِّفِ المُنیرِ.» (3) [مضمون به فارسی: هر حکیمی که از او حکمت ظاهر شد و هر عالِمی که علوم از او تشریح و تفصیل یافت و هر صانعی که از او صنایع آشکار شد و هر سلطانی که از او قدرت ظاهر شد، همۀ اینها از تأئید و یاری روحِ متعالیِ حاکِمِ مُنیرِ او است.]

در بیانی دیگر در مورد مذاهب حضرت بهاءُالله مجدداً می فرمایند:

«سببِ اَعظم و علّتِ کُبریٰ از برای ظهور و اشراقِ نَیّرِ اِتّحادْ دینِ اِلهی و شریعۀ ربّانی بوده و نموّ عالم و تربیتِ اُمَم و اطمینان عباد و راحتِ مَنْ فِی البِلاد [مردم زمین] از اصول و احکامِ اِلهی اوست سببِ اعظم از برای این عَطّیۀ کُبریٰ [بخششِ بزرگ] کَأسِ [جامِ] زندگانی بخشد و حیاتِ باقیه عطا فرماید و نعمتِ سَرمَدیّه [همیشگی] مبذول دارد.» ۴

همچنین شاهدیم که حضرت بهاءُالله حضورِ اَنبیا را در میان نوع بشر در دورانی که هنوز خطِّ نوشتن اختراع نشده بود تأئید می کنند. http://noghtenazar.org/node/1606

رابطۀ بین تمدّن، دانش و مذاهب در تمام طول تاریخِ ثبت شدۀ بشر امری است که بسختی بتوان آن را نادیده گرفت بشرطی که از دو گانگی علوم و مذاهب که به نظر می رسد در تمامی مباحث نقشی اساسی را به عهده گرفته، صرف نظر نمود. به عنوان مثال می توان از نفوذِ راهبینِ بودائیِ جزائرِ ژاپن در تشویق سرداران جنگی که به باغبانی اقدام نمایند و یا از نفوذِ راهبینِ آگوستین کریستین (Augustine Chirstian) در جزائر بریتانیا در غرب یاد کرد که توانستند سردارانِ جنگیِ اَنگلوساکسن (Anglo-Saxon) را تشویق نمایند که به گسترش هنر خطّ و قانون بپردازند.

گوبِکلی تیپی نتایج دیگری را در مورد طبیعت انسان در بر دارد که شاید به هزاران سال قبل برمی گردد، شواهدی مانند اموری که در مورد سرداران جنگی قبلاً ذکر گردید. معبدِ ذکر شده با آثاری موجود در طبیعت که در آن ایّام برای معماران معبد شناخته شده بوده تزئین گردیده است. گرچه شواهدی هم از اختلافات جزئی انسانی در بردارد ولی کاملاً مشخّص است که چنین اختلافاتی اهمّیّت زیادی در زندگی نفوسی که در چنین مکانی گرد هم آمده بودند و عامل تحوّل جامعۀ بشری به دوران نئولیتیک (neolithic) گردیدند، ندارد. مردمی که این معبد را ساختند نفوسی نبودند که به لشکرسازی بپردازند بلکه بیشتر ایّامشان به برگزاری جشن و سرور می گذشت.

ممکن است بسیاری بناهای قدیمی را در نظر آورد که در آنان امر جشن و سرور مطرح نبوده بلکه ساختمان هائی بودند که هدف از ساختن آنان امور جنگی بوده. از جمله می توان در این زمینه از شهر قدیمی مایسینی (Mycenae) یاد نمود و یا برپا نمودن مراسم جشن و سرورِ جنگ در ساختمان های عظیم مصر و یا سوریۀ قدیم که یقیناً مورد نظر جنگ جویان بود. با این اوصاف چنین محل هایی هدف اصلی اوّلیه نبودند بلکه تدریجاً تکامل یافتند زیرا زمانی نُضج و مورد توجّه قرار گرفتند که تمدّن ها شروع شده بود.

گوبِکلی تیپی تنها مکانی متمدّن نبود که جنگ در آن منطقه امری عمومی نبود. تمدّنِ مینون (Minoan) هم تمدّنی بود که با جشن و سرور در عالم مرتبط بود گر چه شواهد بسیار مختصری موجود است که نفوس در آن جامعه جنگ را هم در خیال می پروراندند. قدیمی ترین شهرهای آمریکای جنوبی نورته چیکو (Norte Chico) تمدّنش مربوط به ۳۵۰۰ سال قبل از تولّد حضرت مسیح بوده که اثری از جنگجویی در آن دیده نمی شود. هیچ نشانه ای از لشکرِ نظامی، وسائل دفاعی و علائمی از خرابی های جنگ در این تمدّن قدیمی دیده نمی شود. این تمدّن ها برای صدها سال و شاید هزاران سال قبل از این که جنگ و لشکرکشی شروع گردد موجود بودند. حال می توان استون هِنج (Stonhenge) را در دوران نئولیتیک در بریتانیا نام برد که امروزه مشخّص شده این عمارات باقی مانده مرکزی برای عبادتِ کلیّۀ نفوس ساکن جزیره بودند که اصولاً قسمتی از فرهنگ مشترکی بود که تمامی بریتانیا را در بر می گرفت. ما تنها به یک چنین مکانی نیاز داریم که نشان دهیم لازمۀ رشد جامعه لشکر کشی و جنگ نیست و بدون چنین پدیده ای می توان جامعه ای سازمان یافته و سالم داشت ولی حال آگاهیم که چنین مکان ها و جوامعی در تاریخ بشریّت موجود بوده اند.

گوبِکلی تیپی از تمامی این تمدّن ها قدیمی تر است. در آغاز تاریخ تمدّن بشرهنگامی که جوامعی که اوقات حیاتشان جهت آذوقۀ روزانه به شکار و جمع آوری حبوبات می گذشته توانستند گردِ هم آمده و انقلاب کشاورزی را در خاورِ میانه شروع نمایند که امری مقدّس محسوب می گردید.

برای سال «بینُ المللیِ صلح» اعلام شده از طرف سازمان ملل، مرکز جهانی بهائی، بیتُ العدلِ اَعظم، بیانیه ای در مورد صلح منتشر نمودند. در مورد طبیعت انسانی چنین می فرمایند:

«... حتّی اين گونه تعدّيات و مخاصمات چنان تار و پود نظام های اجتماعی و اقتصادی و دينی ما را فرا گرفته که بسياری را بر آن داشته که زورگوئی و تجاوز را در خميرۀ طبيعتِ بشری سرشته دانند و از ميان بردنش را مُستحيل و غيرممکن شمارند.

اتّکاء به چنين نظر و اعتقادی نتيجه اش تضادّی است که امور بشری را دچار فلج می سازد زيرا از طرفی مردم تمام کشورها اعلان می کنند که نه تنها حاضر به صلح و سلامند بلکه آرزومندند که صبحِ صلح و آشتی بدمد و ترس و هراس وحشتناکی که زندگی روزانه شان را مُعذّب ساخته نابود شود. از طرف ديگر بی دريغ مُهرِ قبول بر اين نظر می نهند که چون نوع انسان ذاتاً خودپرست و متعدّی است از بنای يک نظام اجتماعی که در عين حال مترقّی و صلح آميز و متحرّک و هم آهنگ باشد عاجز و ناتوان است نظامی که هم ابتکار و خلّاقيّت افراد انسانی را آزاد گذارد و هم مبتنی بر تعاون و تعاضد و تفاهم متقابله باشد.

هر چه نياز ما به صلح جهانی بيشتر شود لزوم ارزيابی دربارۀ تضادّ مذکور که مانع حصول صلح است بيشتر می گردد و بايد دربارۀ تصوّراتی که معمولاً مِعيارِ وضع نامساعدِ تاريخ بشر است تحقيقی بيشتر شود و اگر منصفانه تحقيق شود معلوم می گردد که آن وضع نه تنها مُبيّنِ فطرتِ اصليّۀ انسان نيست بلکه نمايش نادرستی از روحِ بشری و حقيقتِ انسانی است. قبول اين نکته مردم را بر آن می دارد که قوای سازندۀ اجتماعی را به حرکت آورند و چون آن قوا موافق با فطرت بشری است باعث هم آهنگی و همکاری می گردد نه جنگ و ستيز.» ۵

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۱۷ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۳۶.
(۴). مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اَقدَس، اِشراقات، صفحۀ ۷۶.
(۵). بیانیۀ «وعدۀ صلح جهانی»، بیتُ العَدلِ اَعظم، ۱۹۸۵.

نظر خود را بنويسيد