ادوارد براون تنها فرد غربی که به حضور حضرت بهاءُالله مشرّف شد

http://lab.noghtenazar2.info/node/1745
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

ادوارد براون تنها فرد غربی که به حضور حضرت بهاءُالله مشرّف شد (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

ادوارد گرانویل براون (Edward Granville Browne) هنگامی که به داستان بسیار شگفت آوری روبرو گردید جوانی بود در انگلستان. این داستان، داستان دیانت بهائی بود که به همراه پیروانش شدیداً مورد آزار و اذیّت قرار گرفته بود. خودش دربارۀ خاطراتش چنین نوشته:

«توجّه من برای اوّلین بار به این مطلب از طریق... نوشته های کنت گوبینو (Comte de Gobineau) تحت عنوان «فلسفه و ادیان در آسیای مرکزی» جلب گردید که در آن شرح هولناک دقیق جزئیات و واضح کشمکش بابیان بود که لذّت غیرقابل توصیفی از خواندش بردم. علاقۀ زیادی پیدا کردم که در مورد این مطلب مطالعۀ بیش تری نمایم، تا جائی که دنبال منابع دیگری گشتم که بتوانم در مورد پیشرفت این فرقه اطلاعاتی به دست آورم ولی متأسّفانه نتوانستم چیزی پیدا کنم... نکته ای را که دریافتم این بود که این فرقه در خفا به حیات خویش ادامه می دهد و تعداد اعضاء آن هم مرتباً در حال افزایش است. این امر باعث شد که اگر روزی بتوانم به ایران سفر نمایم یکی از هدف های اصلی من تحقیقی بیش تر در مورد این امر باشد.»

عاقبت در سال ۱۸۸۷ ادوارد براون، زمانی که به عنوان عضو عالی مقام دانشکدۀ پمبروک (Pembroke) دانشگاه کمبریج ارتقاء یافت همکاران وی را مورد تشویق قرار دادند که به ایران سفر نماید تا به بهبودی زبان فارسی خویش که علاقۀ خاصّی بدان داشت بیفزاید.
در کتاب خویش «یک سال در میان ایرانیان» ادوارد بروان در مورد خاطرات و مشکلات سفر خویش در ایران نوشته تا آن که در نهایت توانست یکی از بابیان را ملاقات نماید و این در حالی بود که در آن زمان اکثریّت بابیان از پیروان حضرت بهاءُالله محسوب و به نام بهائی نامیده می شدند.

در عاقبت ادوارد براون توانست به عنوان تنها نفسِ غربی به حضور حضرت بهاءُالله در عکّا که خاطرات خویش را نوشته مشرّف گردد که در زیر آمده:

«جمالی را که مشاهده نمودم هرگز فراموش ننمایم هر چند از توصیف بر نیایم. آن چشمان نافذ گوئی تا اعماق روح و ضمیر را می خواند و قدرت و عظمت بر جَبینِ مُبینش نمودار... مپرس در حضور چه کسی ایستاده ام، چه سر تعظیم به آستان کسی فرود آورده ام که محلّ پرستش و مَحَبتّی است که پادشاهان حسرت می برند و سلاطین غبطه می خورند.» ۳

نکتۀ پُر اهمّیّت دیگر توضیحات دقیق ادوارد براون می باشد از اثرات عمیقی که بهائیانی را که توانسته بود در ایران ملاقات نماید بر وی گذاشته بودند. به دلیل فشار و تضییقاتی که بهائیان در آن ایّام از آن رنج می بردند باید بسیار محتاطانه رفتار می نمودند که چگونه بتوانند راز دل را با وی در میان بگذارند. براون قضیه ای را توضیح می دهد که هنوز نتوانسته بود یکی از بابیان را در زمانی که در شهر شیراز، محلّ تولّد حضرتِ باب و شهری که اِظهارِ اَمر فرموده بودند، پیدا نماید.

براون علاقۀ عمیقی نسبت به ایران داشت و این نکته در نوشتجات وی کاملاً مشهود است.
«تا حال در مورد مسائل سطحی و ساده زندگی ایرانیان در شیراز مطلب نوشتم، مطالبی در مورد گردهمائی های مردم با شراب و موسیقی و رقص که روزهای تازۀ بهاری و یا شب های مهتاب را به سر می برند. حال وقت آنست که به خاطرات دیگری پرداخت- گردهمائی های بدون شراب و موسیقی که چهره های ساده ولی با اعتقاد عمیق درونی و چشمانی درخشان که نشانۀ ایمان سیراب نشدنی می بود اطراف مرا فرا گرفته بود، در جائی که سه تار با صدای تمنّای آرامی با مکالمه با پروردگار تعویض شده بود، صحبت از نوری تازه و دردی که با استقامتی خلل ناپذیر تحمّل می شد و پیروزی هائی که یقیناً در راه بود.

خاطرات چنین مجالسی با چهره و ندای آرامشان هیچوقت از ذهن نخواهد رفت. با چشمانی باز به چنین «روحِ» عظیمی خیره شده بودم و از نحوۀ کارکردش متعجّب بودم که به چه جهتی متمایل است. ای اهل یارانِ باب که شدیداً مظلوم شدید و به سکوت اجباری روی نموده اید ولی پُر استقامت در شیخ طبرسی و زنجان می باشید، چه سرنوشتی در پس پردۀ آینده برای شماست؟»

گرچه نوشته های براون در سال های بعد به این وضوح نبود ولی این نوشتجات سندی به جا گذاشته که دنیائی از احترام و علاقه در بر داشته که نمی توان برایش ارزشی قائل شد.
بعد از گذشتن حدود صد سال از نوشتن این خاطرات به وسیلۀ ادوار گرانویل براون نویسنده هم در حالی که در دانشگاه مشغول به تحصیل بود در گردهمائی بسیار شبیه آنچه وی نوشته شرکت نموده بود که با همان ندای تمنّا و چهره ها که براون نوشته که نمی شود فراموش نمود.
هنگامی که به تحقیق در تاریخ (دیانت بهائی) می پردازیم می توان همان احساسی را که براون در آن ایّام داشته امروزه هم احساس نمود و در همان جلسه هم توانستم با بازماندگان روحانی همان نفوس مکالمه نمایم.

حال بعد از تقریب صد سال دیگر دیانت بهائی در تمام جهان منتشر گردیده و بسیاری از سرنوشت خفیۀ اَمرِ اِلهی تا حال آشکار گردیده گرچه بسیاری هنوز در پس پردۀ آینده پنهان است.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۲۹ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). بهاءُالله و عصر جدید، صفحۀ ۴۹.

نظر خود را بنويسيد