×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

جناب حجة الاسلام و صاحب كلام
1385/09/13

بعد از سلام و ادای احترام به مظهر و موسس اسلام، استدعا می شود مطالب مختصر زیر را با حوصله تمام و انصاف تام مطالعه و ملاحظه فرمایید كه «فبشر الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه» (س زمر 19) و «اعدلوا هو اقرب للتقوی» (مائده11) و «فاحكم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی» (سص25) و« لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون» (بقره39)، شایدآفتاب معرفت وعدالت ازافق قلب شمانیزطلوع نماید.
آیا اگر علمای مسیحی از اسلام بد بگویند به عزت ایشان خواهد افزود آن هم در نزد خدای ادیان؟ و «لا یغتب بعضكم بعضأ» (حجرات 13) . بهتر نیست به جای برنامه «قبیله تزویر»، پاسخ تبلیغات سوء مخالفانِ رو به تزاید اسلام را داد؟ وازحمله وهجوم به مقدسات بهائیان كه درنظرچنین مخالفانی، تنها گناهشان قبول حقانیت اسلام در مقابل ادیان دیگر است، دست برداشت؟ در دنیای كنونی چه كسانی، در چنین شرایط بی دینی وبی ایمانی، به روش های نقلی و عقلی به اثبات حقانیت اسلام حقیقی مشغولند و به همین سبب زحمت مضاعف متحمل می شوند؟ آیا اینان بهائیان نیستند؟ مانع قبول مردمان رسالت حضرت مسیح و حضرت محمد را، كدام عالمانِ ظاهرنمائی بودند؟
معنی «حجبات جلال» كه در اسلام آمده كیانند؟ به چه جهت حضرت رسول(ص) می فرمایند «لكم دینكم ولی دین» (كافرون 6) آن وقت پیروان خلاف آن عمل می كنند؛ و تازه كافر كیست؟:« ان الذین یكفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرقوا بین الله ورسله و یقولون نومن ببعض و نكفر ببعض و یریدون ان یتخذوا بین ذلك سبیلأ اولئك هم الكافرون حقأ» ( نساء149)و «من كفر فعلیه كفره» (روم 43).
آیا اینكه حضرت زرتشت (ص) از ایران ظهور كردند سبب عزت و افتخار نیست و بعد آیا اینكه بسیاری از ایرانیان اسلام را پذیرفتند جای شكایت است یا شكرانه؟ آیا كورش كبیر موسس منشور حقوق بشر از ایران برنخاست و او و داریوش شاه، وزرائی چون انبیای بنی اسرائیل نداشتند، مثل حضرت دانیال؟
در مورد آیاتِ «یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم كان مقداره الف سنة مما انتم تعدون» (سجده 4یا 5) و «ان یومأ عند ربك كالف سنتةمما تعدون» (حج46) و«یا بنی آدم اما یتینكم رسل منكم یقصون علیكم آیاتی» (اعراف 33) و حدیث ماثوره در اكثر كتب شیعه « ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت فلها نصف یوم»چه می گوئید؟ روز را هم كه هزار سال قلمداد كرده اند.
به علاوه «لو شاءالله لجعلكم امة واحدة» (شوری6) و... «جعلناكم شعوبأ و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقیكم » (حجرات 13)و « یا ایها الذین آمنوا ان جائكم فاسق بنبئا فتبینواان تصیبوا قومأ بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» (حجرات 6) عمدة مطلب تحقیق و بررسی است. اگر این مطلب مربوط به گذشته است و اكنون مصداق ندارد پس چگونه حكم قرآن هنوز جاری است؟ و اما در توصیف مومن:« انما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئك هم الصادقین» (حجرات 15).
مگر بهاییان به خداو رسولان خدا ایمان ندارند و جان و مال ندادند و آیا از دین برگشتند؟ پس آن ها راستگویانند. «یا ایها الذین آمنوا لایسخروا قوم من قوم» (حجرات 11) پس مسخره كردن اقوام چه معنی دارد وبه استهزاء كشیدن بهائیان چه منطقی؟ « ولا تمش فی الارض مرحاً» (اسراء39)پس فخر كردن برستمدیدگان چرا؟ «و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة» (نحل 95) پس اعتراض بردیگران چرا ؟ « و لا تزر و ازرة و زر اخری» (اسراء 16)كسی بار گناه دیگری را نمی كشد، هركس مسئول اعمال خودش است «لنا اعمالنا و لكم اعمالكم»(شوری 14) پس ظلم وجورواذیت وآزاربی گناهان برای چه؟ اما دلیل و برهان حقانیت مظاهرمقدسه جدید؛ « اولم یكفهم انا انزلنا علیك الكتاب...» (عنكبوت50)، مظاهر ظور اخیر كه با قلم و خط و به دست خود آیات الهی را تحریر و به زبان هم تقریر نمودند؛ پس انكارواعراض چرا؟ حضرت محمد (ص) فرموده:« فاما النبیون فانا» پس آن حضرت رجعت انبیای قبل بوده اند؛ چنانكه حضرت مسیح (ع) می فرمایند:«عیسی بدیشان گفت آمین آمین. بشما می گویم كه پیش از آنكه ابراهیم پیدا شود من هستم» (یوحنا باب 8 آیات 59-58)، حضرت موسی (ع) می فرماید منم الف و یا(ی)و حضرت مسیح(ع) می فرماید آسمان و زمین زائل شود مگر كلام پسر انسان. پس هر كدام ازمظاهرالهی اول و آخر هستند. هر شخص انسانی هم، نسبت به پدر خود آخر است و نسبت به پسر خود اول. « انما الهكم اله واحد فهل انتم مسلمون» (انبیاء108)
وخاتمه قول اینكه چه كسی محق است آیات كتاب الهی رامعنی كند؟ آیابراساس استنباط هركسی ازآیات قرآنی می توان حكم بربطلان مدعی مظهریت خداوند داد وپیروانش را از دم تیغ گذراند؟ درپاسخ فقط آیه مباركه 5 ازسوره آل عمران را می آوریم كه می فرماید:«هو الذی انزل علیك الكتاب منه آیات محكمات هن ام الكتاب وآخرمتشابهات. فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه...ابتغاء تاویله ولا یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم» و چه بسیار آیات و بینات دیگركه مبین حقانیت این ظهوربدیع الهی است.

نظر خود را بنویسید