انصاف و توجّه به آثار

http://lab.noghtenazar2.info/node/292
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

«ای پسران خاک! از تاریکی بیگانگی بروشنی خورشید یگانگی روی نمائید، اینست آن چیز که مردمان جهان را بیشتر از همه چیزها بکار آید. ای دوست! درخت گفتار را خوشتر از این برگی نه و دریای آگاهی را دلکش تر از این گوهر نبوده و نخواهد بود » .
«ای مردمان! گفتار را کردار باید، چه که گواه راستی گفتار، کردار است و آن بی این، تشنگان را سیراب ننماید و کوران را درهای بینائی نگشاید » .
«ای حسین! بذکر اللّه مأنوس شو و از دونش غافل، چه که ذکرش انیسی است بی نفاق و مونسی است با کمال وفاق. میهمانیست بی خیانت و همدمیست بی ضرر و جنایت. م جالسی است امین و مصاحبی است با ثبات و تمکین. رفیقی است با وفا بشأنیکه هر کجا روی با تو آید و هرگز از تو نگسلد، غم را به سرور تبدیل نماید و زنگ غفلت بزداید » .
«ای دوست، دل که محلّ اسرار باقیه است محل ّ افکار فانیه مکن و سرمایه ء عمر گرانمایه را باشتغال دنیای فانیه از دست مده از عالم قدسی بتراب دل مبند و اهل بساط انسی وطن خاکی مپسند ».
این كلمات در نیمه دوم قرن نوزدهم توسّط میرزا حسینعلی نوری، مؤسس دین بهائی، كه در نزد پیروانش به حضرت بهاءالله معروف است، نوشته شده است. خواننده دقیق و متفكّر در این نوشته‌ها علاوه بر زیبایی ادبی، حكمتی عمیق و اندیشه‌ای والا نیز می‌یابد. حضرت بهاءالله علاوه بر نوشته‌های فوق، آثار متعدّد دیگری نیز دارند كه در آن از هدف و مقصدی عالی، یعنی ترقّی روحانی بشر و وحدت میان انسانها، سخن می‌گویند. با این حال، جای تعجّب است كه هم وطنان این مربّی بزرگ آشنایی كمی با آثار و نوشته‌های ایشان دارند.
محقّقان ادبیات توجّهی به آثار متعدّد حضرت بهاءالله نشان نداده‌اند، در حالی كه آثار نویسندگان و شعرای قدیم و جدید، حتّی اگر تعدادشان اندك باشد، بارها توسّط این محقّقین مورد بررسی قرار گرفته، درباره‌اش اظهار نظر شده و برای مطالعه به عموم مردم معرّفی شده است. نگاه جامعه ادبی نسبت به صاحبان آثار زیبا و پرمعنی سرشار از احترام و ستایش است و حتّی برای بسیاری از سخنوران مقاماتی عالی قائل شده‌اند، مثلاً حافظ را لسان الغیب می‌نامند یا برای مولوی مقامات روحانی قائل می‌شوند، زیرا سخنان زیبا و ارزشمند را دلیل بر روحی بزرگ و اندیشه‌ای والا می‌دانند.
مردمان عادی نیز اطلاعات كمی درباره آثار حضرت بهاءالله دارند و در پی خواندنشان نبوده‌اند. این در حالی است كه اكثر ما همیشه در پی یافتن كلماتی از سخنوران و اندیشمندان هستیم تا چراغی فرا راه زندگیمان باشد. هرگاه كلماتی زیبا و پرمعنا می‌یابیم، آنها را می‌نویسیم، به خاطر می‌سپاریم و سعی می‌كنیم در زندگی مطابق آن عمل كنیم، حتّی اگر مؤلّف آن را نشناسیم.
با این وجود، كلمات حضرت بهاءالله مشابه آنچه در اینجا ذكر شد، برای عدّه زیادی از هم وطنانشان ناشناخته مانده است. چرا؟ آیا به این دلیل كه این آثار با ادّعای ظهور یك دین جدید همراه است؟ و همین امر سبب شده است كه در كشوری مذهبی مانند ایران به عنوان كفر نادیده گرفته شود و از خواندن آن خودداری گردد؟
حضرت بهاءالله در اواسط قرن نوزدهم به خاطر ترویج و طرفداری از آئینی جدید از ایران تبعید شدند و تا پایان عمر به مدّت نزدیك چهل سال در تبعید به سر بردند. در این دوران آثار بسیاری به زبانهای فارسی و عربی از خود به جا گذاشتند و پیروان خود را به صبر و استقامت و دیگر فضائل اخلاقی و ترویج پیام وحدت و اتّحاد دعوت كردند.

پیام حضرت بهاءالله در این مدّت به سراسر دنیا رسیده و اكنون حدود 7 میلیون پیرو از ملّتها، اقوام، فرهنگها و نژادهای گوناگون دارد. در سال 1992 (درست یك قرن پس از درگذشت ایشان) در پارلمان برزیل اجتماعی برای بزرگداشت ایشان برپا شد و در آنجا یكی از نمایندگان پارلمان ایشان را صاحب «بزرگترین مجموعه آثار دینی كه تا به حال از قلم شخصی واحد صادر شده است» معرّفی كرد.
این در حالی است كه در كشورشان، ایران، هنوز درباره ایشان سكوت سنگینی حفظ می‌شود و تنها چیزی كه این سكوت را می‌شكند، اعتراض و تكذیب ایشان است كه گاه در رسانه‌ها و بیشتر بر بالای منابر ایشان را پیامبر دروغین و وابسته به دولتهای بیگانه معرّفی می‌كنند و از سوابق رفتار و اقدامات پیروان ایشان (كه اغلب داستانهایی جعلی و ساخته و پرداخته خود مخالفان است) انتقاد می‌كنند، بی آن كه بگویند پیام این پیامبر چیست و پیروانش را به چه اعمالی دعوت كرده است.
حضرت بهاءالله از مردم خواسته‌اند در آثار ایشان و پیامی كه آورده‌اند، به نظر انصاف بنگرند. آثار متعدّدی آورده‌اند و از مردم خواسته‌اند با توجّه به خود آثار درباره آنها قضاوت كنند، نه پیام این و آن. چه چیز باعث شده است كه مردم از اینكار دوری كنند یا به قصد اعتراض به خواندن مشغول شوند؟
به یاد بیاوریم كه در زمان حضرت محمّد مخالفان ایشان با شنیدن آیات قرآن گوشهای خود را می‌گرفتند تا مبادا آنها را بشنوند و در آنها تأثیر كند. روش مردم پاكدل، دیندار و روشن‌بین این نیست، بلكه جستجو و قضاوت منصفانه است. همه پیامبران مردم را به انصاف دعوت كرده‌اند و از آنها خواسته‌اند با بی طرفی درباره پیام آنها تفكرّ كنند و به جای این كه به خاطر تهمتهای مخالفان عمداً از شنیدن این پیام دوری نمایند، خودشان قضاوت كنند. حضرت مسیح می‌فرمایند «درخت را باید از بارش شناخت»1و قرآن پیروانش را به تفكّر در آیات دعوت می‌كند: «كذلك یبین الله لكم الآیات لعلكم تتفكرون»2
انصاف مستلزم تفكّر است، مستلزم كنار گذاشتن پیشداوریها است. حضرت بهاءالله در یكی از آثار خود به نام ایقان می‌نویسند فردی كه بخواهد به حقیقت چیزی پی ببرد، باید با چشم باز و قلبی آزاد، فارغ از حب و بغض، یعنی بدون علاقه یا كینه قبلی درباره آن تفكّر و تحقیق كند و فقط به حرفهای این و آن توجّه نكند. همه ادیان این شرط را برای شناخت حقیقت و پی بردن به حقّانیت دین لازم دانسته‌اند.
همه پیامبران، صرفنظر از ادّعای پیامبریشان، آثار مهمّی در این عالم به وجود آورده‌اند. آنها تحوّلات زیادی در محیطشان ایجاد كرده‌اند و سخنانشان الهام بخش عدّه زیادی بوده است. هنوز كه هنوز است پس از گذشت قرنها مردم زیادی زندگیشان را تحت تأثیر الگو و سخنان پیامبرانی چون حضرت مسیح، حضرت محمّد، حضرت بودا و... شكل می‌دهند. این در حالی است كه مخالفان این پیامبران ایرادات زیادی به آنها وارد كرده و آنها را مورد تحقیر و توهین قرار داده‌اند، امّا ذرّه‌ای به تأثیرات خوب ایشان توجّه نكرده‌اند.
ممكن است ادّعای حضرت بهاءالله برای همه قابل درك یا پذیرش نباشد، هر انسانی ممكن است در هر چیزی شك كند، امّا دلیلی ندارد كه پیامها و سخنان خوب ایشان نادیده گرفته شود.
حضرت بهاءالله می‌فرمایند:
«این فانی از اهل ارض انصاف طلب مینماید که فی الجمله گوش لطیف رقیق محبوب را که از برای اصغای کلمه حکمت خلق شده ، از سبحات و اشارات و ظنون و اوهام لا یسمنه و لا یغنیه پاک و طاهر نمایند تا ناصح اقبال کند باظهار آنچه سبب برکت عالم و خیر امم است» .

«ندای مظلوم و آنچه ذکر نموده بسمع انصاف بشنوید. یظهر لک الحقّ و صراط ه المستقیم. در یک آن تفکّر نمی نمایند که شاید آنچه ظاهر شده حق باشد و این اعراض و اعتراضات از غفلت و جهل واقع شده باشد. از حقّ میطلبیم شما را تأیید فرماید تا ببصر ع دل و انصاف مشاهده کنید و تفر ّ س نمائید. إن ّ ه یق ول الحقّ و یهدی الس ّ بیل و هو العزیز الجمیل» .
اینها سخنان كسی است كه شاید بیش از هر كس دیگر از سوی هم وطنانش مورد بی‌انصافی قرار گرفته است و باز هم دست از محبّت ایشان نكشیده است. در آنها با نظر انصاف بنگریم.

منابع:
1- انجیل لوقا، باب 6، آیه 44
2- این چنین خداوند آیات را برای شما بیان می‌كند، باشد كه شما تفكر كنید. (به یاد داشته باشیم كسانی كه برای اوّلین بار آیات قرآن را می‌شنیدند و هنوز به آن ایمان نیاورده بودند، نمی‌توانستند درباره الهی بودن آن قضاوت كنند).

خوب اگر انصاف دا

خوب اگر انصاف داشته باشیم که این کلمات از زبان مولوی و حافظ و عطار هم ثبت شده! ا

براي اينكه انصاف

براي اينكه انصاف داشته باشيم بايد از خيلي چيزها دوري كنيم، از جمله تقليد، تعصب، غرور، تنبلي و خيلي چيزهاي ديگر. تربيت اخلاقي صحيح است كه مي‌تواند ما را انسانهايي منصف بسازد.

نظر خود را بنويسيد