×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

هم مي گويند دين ما آخرين دين است - قسمت چهارم
1386/05/15

از جمله موانع دیگری كه سبب شده تا تفكر ختمیت شریعت تقویت گردد آیه ای است كه به كامل شدن دین اشاره دارد. قسمتی كه در بین منهیات احكامی در آیه 3 سوره مائدة آمده است به اكمال دین و اتمام نعمت توجه می نماید. «... الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی‏ مَخْمَصَةٍ غَیرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ » یعنی امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آیینى برگزیدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‏آنكه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى تردید، خدا آمرزنده مهربان است.
برخی چنین برداشت می نمایند كه با كامل شدن اسلام و تمام شدن نعمت كه آیه شریفه به آن صراحت دارد دیگر نیازی به دین دیگری در آینده نیست و این آیه به معنای اتمام ظهور راهنمایان الهی است. توجه به برخی نكات خالی از فایده در فهم مطلب اصلی این آیه نیست. اول: اینكه این آیه مباركه بعد از نزول چند حكم نازل شده و چون نزول احكام به تدریج و گاهی به صورت ناسخ ومنسوخ بوده بوسیله این آیه می فرماید كه نزول احكام امروز تكمیل شده است و دیگر حكمی عوض نخواهد شد. دوم: اینكه كلمه «یوم» به صورت «الیوم» معرفه نازل شده و معنی آن امروز است یعنی همان زمان خاصی كه آیات نازل می شده است و اینك كلمه «لكم» یعنی برای شما كه خطاب خاص و برای امت اسلام است و مقصود تكمیل احكام است نه ابدی بودن شریعت و حتی اگر «الیوم» را آنطور كه در قران كریم فرموده به زمان خاصی محسوب كنیم (بر طبق آیه 47 سوره حج وَ یسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ یخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ یوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ یعنی از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏كنند، با آنكه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى كند، و در حقیقت، هر روز نزد خداوند مانند هزار سال - نزد شماست - است از آنچه مى‏شمرید.) ملاحظه می شود كه اكمال و اتمام مربوط به دوره هزار ساله شریعت اسلام است و استنباط ابدی بودن ودائمی و غیر قابل تغییر بودن شریعت را نمی توان بطور قطع از آن فهم نمود.سوم: اینكه هر شریعتی در دور و زمان خود كامل بوده و در تمام شرایع نصوصی دال بر این تفكر موجود است ( و البته به عنوان مانعی بر ایمان به ظهور بعد و پیامبر بعد نیز قرار گرفته است چنانچه یهود با تمسك بدان از فیض مسیح محروم ماند و مسیحیان بدان جهت از فیض محمدی محروم و قس علی ذلك) بعنوان نمونه در مزمور 19 آیه 7 آمده است « شریعت خداوند كامل است و جانرا بر می گرداند ...ترس خداوند ظاهر است و ثابت تا ابدالاباد. احكام خداوند حق و تماما عدل است...»
چهارم: آنكه تجدید شرایع در نتیجه ترقیات عقول از یك سو و مقتضیات اجتماعی از طرف دیگر لازم می آید تا در ظل شریعت جدید مطالب عرفانی و روحانی ادیان با ترقیات و تغییرات عقول و افكار مردم و احكام و تعالیم نیز با احتیاجات آنان تطبیق داده شود
آیه دیگری كه مفهوم انحصار و ابدی بودن دین می تواند از آن مورد استناد قرار گیرد آیه ای از قران كریم است كه غیر اسلام را ناپذیرفتنی قلمداد می نماید آیه 85 سوره آل‏عمران « وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ » یعنی « و هر كه جز اسلام، دینى [دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود، و وى در آخرت از زیانكاران است‏»
مشابه این معنا در آیه 19 همین سوره آمده است كه « در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است. و كسانى كه كتابِ [آسمانى‏] به آنان داده شده، با یكدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل‏] آمد، آن هم به سابقه حسدى كه میان آنان وجود داشت. و هر كس به آیات خدا كفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زود شمار است» (آل‏عمران : 19 ) إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَینَهُمْ وَ مَنْ یكْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ. ( این مسئله در مقاله دین حنیف در بخش مربوطه بطور كامل توضیح داده شده و می تواند مورد مراجعه قرار گیرد زیرا واژه اسلام دلالات چند گانه ای در قران كریم داشته و معانی متعدده دارد كه در هر موضع به معنای خاصی اشاره دارد و نمی توان معانی آیات را بدون توجه به این دلالات بدرستی یافت)
دو حدیث نیز در مطالب قبل بدان اشاره شد كه بر طبق نظر برخی مسلمین عدم تجدید شریعت وابدی بودن دین اسلام ( را به مفهوم دین خاص) می رساند. این دو حدیث یكی « حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه» یعنی حلال محمد(ص) حلال است تا روز قیامت و حرام او حرام است تا روز قیامت. در تفاسیر قران نیز مفسرین اكثرا در دلائل اثبات خاتمیت به این حدیث معروف استناد نموده اند كه ابدی بودن شریعت و غیر قابل تغییر بودن آنرا اثبات نمایند. حتی برخی تفاسیر مانند تفسیر نمونه این حدیث بصورت كاملتری نوشته شده كه انحصار را به نحو روشنتری می رساند (تفسیر نمونه ج‏17 ص 342 ) «حلال محمد حلال ابدا الى یوم القیامة و حرامه حرام ابدا الى یوم القیامة لا یكون غیره و لا یجی‏ء غیره ‏» یعنی «حلال محمد همیشه تا روز قیامت حلال است و حرام او همیشه تا قیامت حرام است، غیر آن نخواهد بود و غیر او نخواهد آمد».
حدیث دوم هم مفهومی به همین شباهت را دارد « لا كتاب بعد كتابی و لا شریعه بعد شریعتی الی بوم القیامه» یعنی كتابی بعد از كتاب من و شریعتی بعد از شریعت من نیست مگر تا روز قیامت.
البته فهم دقیق این دو حدیث در قیده فهم «روز قیامت» است زیرا تا معنای این روز درك نشود فهم ناقص خواهد بود این دو حدیث اصولا به ابدی بودن شریعت و ختمیت دین اشاره نمی نمایند بلكه قید زمانی برای آن قائل هستند و ابدی بودن آنرا بطور مطلق نمی رسانند بلكه تا رسیدن یومی خاص آنرا كامل و ابدی و دائمی معرفی می نمایند. مسئله دیگر كه مهم است و بطور غیر مستقیم در این احادیث وجود دارد این است كه اولا قیامت هم روزی است كه باید شریعت و كتابی جدید در آن ظاهر شود و الا مفهومی نداشت كه كتاب و شریعت را محدود به قیامت نمایند و آنرا بطور مطلق دائمی می فرمودند و ثانیا اگر در قیامت هم قرار نبود كتاب و شریعتی باشد(و آنگونه كه تصور می شود ختم دنیا و از بین رفتن جهان وآدمیان باشد) مفهومی نداشت كه حلال و حرام و شریعت و كتاب تا آنزمان مورد تاكید قرار گیرد جایی كه جهان و آنچه در آن هست از میان می رود و خلایق به جهت حسابرسی آماده می شوند دیگر جایی برا ی اجرای حكم و اعتقاد به شریعت و انتخاب آنها نیست كه تاكید شود پس همین تاكید نشانه آن است كه قیامت نیز زمانی است كه قدرت انتخاب شریعت و اجرای احكام و اعتقاد و دین وجود دارد و به عبارتی تشابه قیامت با ظهور حضرت محمد (ص) نیز همین است كه شریعت و كتابی دیگر در كار خواهد بود. این است كه اگر باغبان الهی گوید تا بهار بعد دیگر ثمری نخواهد بود و زمستان سختی همه چیز را از بین خواهد برد منظور او ختم فصول و تكرار نشدن این فصول نیست بلكه این تاكید نشانه همین است كه بالعكس باید برای بهاری دیگر آماده شد و وجه تشابه این بهار با بهار بعد هم همین ثمرات و اثرات است كه اگر دوباره به ظهور رسید مثبت آمدن بهار دیگری است و اگر زمستان با حوادث سخت آن همه چیز را از میان می برد اما این از بین رفتن ابدی نیست بلكه مقدمه زنده شدن دیگری است. این مفهوم عمیق را بدون توجه به مسائل جانبی آن نمی توان فهم كرد. از جنبه دیگر بسیار نامانوس است كه پیامبر حق مومنین خود را به كمال شریعت و دائمی بودن آن بشارت دهد و آنانرا مطمئن سازد كه حجت بر آنان كامل و شریعتشان دقیق و قابل اجرا و ضامن نجاتشان خواهد بود و تا قیامت نباید خود را از این فیض محروم نمایند اما مومنین به جای توجه به این امر ابدی و دائمی بودن مطلق و غیر قابل تغییر بودن مطلق شریعت و كتاب را تصور نمایند كه درست بر خلاف هدف ظهور انبیاء و كمال جویی فطرت انسانی است.
بطور مختصر ذكر می گردد كه این احادیث نیز حاوی مسئله دقیقی است كه تا معنای دقیق قیامت از قران كریم بررسی نگردد قابل حصول نیست و اگر قیامت نیز یومی باشد كه در آن یوم بعد از حوادث خاصی كه بدان اشاره شده باید دوره جدیدی شروع شده و احكام و كتاب جدیدی ظاهر شود (همانگونه كه قیامت اسلام با ظهور موعود اسلام بر طبق نظر بهائیان فرا می رسد) این احادیث به دوره خاص شریعت دلالت می نماید و ابدا ختمیت و ابدیت مطلق و تغییر سنت الهیه (كه در آیات متعدد قرانی به عدم تغییر سنت الهیه تاكید شده) را نخواهد رساند. ضمن اینكه مفاهیم واخبار و آیات بسیاری دال و مثبت این سنت و مفهوم وجود دارد. (بعنوان نمونه به مقاله «كتاب جدید و آذربایجان» و نیز مقاله « افراط و تفریط درمواجهه با بعثت پیامبران الهی» مراجعه شود)
مبحث قیامت نیز ان شاء‌الله بطور مفصل مورد بحث قرار خواهد گرفت تا بتوان با درك عمیق آن بااستفاده از یك رهیافت روشن ختمیت را مورد بررسی قرار داد.

نظر خود را بنویسید


اسلام

سهیل
ارسال شده در : 1386/6/7

با تقدیر از بادبان عزیز
ایه "اقم وجهک للدین حنیفا فطرةالله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون"کلید کشف حقایق مودوعه در کتاب قرآن است
خداوند انسانها را به دین واحد خود که بر اساس فطرت انسانی است دعوت میکند و در این دین قیم مسئله ثبوت را مطرح میکند
سپس با بیان عدم تغییر در فطرت انسانی دین واحد خود را نیز ثابت و بدون تغییر معرفی مینماید
واین بر اساس آیات دیگر کتاب قرآن همان دین حنیف است که جوهر همه ادیان آسمانیست
واسلام از منظر همین جوهر واحد و مشترک دین ابدیست نه از منظر احکام و قالب های زمانی
"و من احسن دینا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن و اتبع ملةابراهیم حنیفا "

Dine Bahai

Forough_sbhn
ارسال شده در : 1386/5/22

پس ازقرنهاسکوت وتاریکی درروزگاری که ایران رادیوارهای ضخیم تعصب وجهل چون زندانی تاریک در بر گرفته بودخورشیدی فروزنده از افق این مشور سر زد که ناگهان شعله به در و دشت افکندوظهوری رخداد که با بانگی صاعقه وار هزاران خفته را بیدار ساخت.انان که بیدار شدند جهانی یافتند خرم و دلکش,که در ان خورشید را غروبی نبود,بهارش خزانی در پی نداشت,و نغمه ای اسمانی مردمان را به حیات جاوید می خواند.انان که نمیخواستنداز تاریکی برهند از همان روزهای نخستین به دشمنی با این نهضت برخاستند و به گل کشیدن بر روی خورشید پرداختند.اما هر پرده سیاهی که بر چهره افتاب بستند در شعله های حقیقت سوخت,هر تهمتی که به بانیان این ایین وارد اوردند بی پا و تهی از کار در امدو هر فرد بابی یا بهایی راکه دچار زجرو شکنجه و شهادت نمودند صدها دیگر سر براوردند