اجل امّت اسلام

http://lab.noghtenazar2.info/node/463
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

درقران مجيدوكتب حديث آمده است كه هرامتي اجل وپاياني دارد ودورهء اسلام 1000سال است. يكي ازاحاديث مزبور، اين حديث است كه مي فرمايد: " ان صلحت امتي فلها يوم وان فسدت فلها نصف يوم وانّ يوماً عندربّك كالف سنة ممّا تعدّون". يعني اگرامت من صالح باشد پس براي آن يك روزاست واگرفاسدباشد نصف روز؛ وروزنزدپروردگارتو مانند1000سال است به حسابي كه شما مي شماريد. دركتاب برهان واضح ،صص122-124درتأئيد حديث مزبور، چنين نوشته شده:

"شاعربزرگ اسلامي حكيم نظامي گنجوي كه درسال پانصدوپنجاه كه مقارن نصف يوم مي زيسته گمان مي كرده كه اجل امّت اسلام وظهورحضرت قائم طبق حديث مذكور درنصف اليوم بايد باشد.اين است كه دركتاب مخزن الاسراربه همين مناسبت اشعاري سروده كه چندبيت آن نقل مي شود:

اي مدني برقع ومكّي نقاب               سايه نشين چندبودآفتاب

منتظران رابه لب آمدنَفَس                 اي زتوفرياد به فريادرس

سوي عجم ران منشين درعرب          زرده روزاينك وشبديز شب

مُلك برآراي وجهان تازه كن                هردوجهان راپرازآوازه كن

سكّه توزن تا اُمرا كم زنند                 خطبه توخان تا خطبا دم زنند

بازكش اين مسندازآسودگان             غسل ده اين منبر ازآلودگان

خانهء غولند بپردازشان                    درغله دان عدم اندازشان

ما همه جسميم بيا جان توباش         ماهمه موريم سليمان توباش

ازطرفي رخنهء دين مي كنند              وزدگراطراف كمين مي كنند

خيزوبفرماي سرافيل را                      تا بدمد اين دوسه قنديل را

خلوتي پردهء اسرارشو                      ما همه خفتيم توبيدارباش

پانصدوپنجاه بس ايّام خواب                 روزبلنداست به مجلس شتاب

يعني پانصد وپنجاه سال كه مقارن نصف يوم است ايام غيبت بس است ويك روزكه هزارسال است بلند است به مجلس شتاب ؛ يعني به ظهورت شتاب كن".

البته طبيعي بوده است كه مرحوم نظامي آرزونمايد قائم موعود درهمان نصف روزظاهرشود وبشريت رااعتلا ونصرت بخشد،امّا گوئي مقدّربوده امّت عزيزاسلام وجهانيان 1000سال تمام ازقطع سلسلهء ائمّهء اطهار(ع) درسال 260هجري قمري صبرنمايند تا به لقا وديدارموعود محبوب خود فائزگردند.

حال با آشكارشدن حضرت باب درسنهء 1260 هجري قمري آن انتظاربه سرآمده ومعمّاي يك يوم يا نصف يوم حلّ شده است وحضرت باب با انهدام خرافات واوهام چندهزارسالهء ماقبل خود سرنوشت بشررا به حضرت بهاءالله سپرده اند تا درظل تعاليم ديانت بهائي صلح ووحدت موعودهمهء اديان آسماني تحقق يابد.

نمیدانم چرا با اینکه ظهور

نمیدانم چرا با اینکه ظهور حضرت مهدی (عج) پیشبینی شده نگفتن یه حضرت بابی بهایی هم قبل از حضرت مهدی تشریف میاورند البته شاید خود ایشان مهدی باشند حد اقل بگید دقیقا کدامشان. که من بگم پس چرا جهان از عدل و داد پر نشد؟

اجل امّت اسلام - تداوم ظهور پیامبران- قرآن & خاتمیت

دوست عزیز، برای اثبات اجل امّت اسلام ،از دید قرآنکه۱ روز که ۱۰۰۰ سال میشود لطفآ به این ویدئو توجه بفرمایید ، ممنون
Bahai ☀اجل امّت اسلام - تداوم ظهور پیامبران- قرآن & خاتمیت
http://youtu.be/TBFCgZ0wYqE
مولوی - در رابطه با سوره

( Ayeh 77 ) الاسراء Sooreh

گفت در قرآن خدا با عقل کل

سنته ما بود ارساله روسل

سنت الله را زه پی تبدیل نیست

زان در ارساله روسل تعطیل نیست !

سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًا

( Ayeh 77 ) الاسراء Sooreh
باتشكر

صورت مسئله اشتباه است

دوست عزیز شما کلا صورت مسئله را اشتباه طرح کرده اید. کتاب حضرت باب اقدس نیست. کتاب اقدس کتاب مقدس بهائیان است و ربطی به بابیان ندارد. کتاب حضرت باب، بیان می باشد.
فکر می کنم با کمی مطالعه ی بیشتر جواب تمام سوالات خود را بیابید

نقد بر بهائیت

خواهشا این نظر را ثبت کرده و در سایت نشان دهید همچنین جواب سؤال بنده را بدهید: شما مگر نمی گویید که( به قول خودتان) حضرت باب در کتاب اقدس خود فرموده که رب، ربوبیت یا الوهیت را تا هزار سال قفل کرده است؟ پس چه شده که میرزا حسینعلی نوری به ناگهان علاوه بر جانشینی امام زمان، نبوت و سپس الوهیت را برای خود برگزید؟ در این صورت کلام علی محمد شیرازی که ناقص مانده و حسینعلی نوری آن را نقض کرده است؟ و سؤال دیگر اینکه چگونه ممکن است که یک خدا بمیرد(باب) و خدای دیگر ظهور کند(بهاء) خواهشا جواب دهید؟ اگر راست می گویید؟

حديثي از امام حسن عسكري (ع)

حديثي از امام حسن عسكري (ع) در ذيل مقاله اي ديگر نقل شده چقدر جالب است شباهت قلوب بعضي افراد با اسلافشان در قرون گذشته كه سبب تنبه و تذكر مي شود.

دوباره مطالعه فرمایید

سرباز عزیز
همین کامنت قبلی را هم درست مطالعه نفرمودید. حال دوباره ملاحظه فرمایید که نقل قول از کجاهاست!
قربانتان

حقیقت

جناب حامد بزرگوار
لطفا اگر زحمتی نیست پاسخ هفت سؤال اول بنده را که "در کامنت های دوستان در ذیل همین مقاله آمده است." مجددا برای من در یک کامنت جدید Copy-Paste نمایید. لطفا پاسخ هر سوال را به صورت مجزا بیان فرمایید مثلا به صورت: 1. 2. 3. و ...
8. فرموده اید: "در اینجا شاعر دقیقاً با استفاده از قران مجید و حدیث مزبور شعر را گفته است." شما از کجا میدانید جناب نظامی با استفاده از قرآن و حدیثی که تنها یک با روایت شده و معلوم نیست ایشان آنرا دیده باشند این شعر را گفته است؟ مگر با جناب نظامی مراوده تلفنی دارید؟!
9. فرموده اید: " شعر مزبور در حقیقت یکی از مدارک صحت حدیث مزبور است." مگر میشود شعری مدرک صحت یک حدیث باشد؟! با این فتوای شما عالمان علم حدیث میبایست در کتاب ها و نوشته هایشان تجدید نظر کنند!
10. فرموده اید: "خود شعرا بنفسه نیز مطالبی گقته اند که حاوی بشارات آینده بوده است." رمّال ها هم اگر بشارتی از آینده بدهند شما هر آنچه بگویند قبول می کنید؟
11. اگر پیامبر اسلام (ص) شاعری را به خاطر شعرش تمجید کرده باشند آیا دلیل می شود که هر آنچه خود یا بقیه شاعران بگویند صحیح باشد؟! آیا می دانید همین حسان بن ثابت در آخر عمرش از اسلام خارج شده است؟ "عبد اللَّه بن عمر خطاب و سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه و حسان بن ثابت و اسامة بن زيد از بيعت با حضرت علی (ع) خوددارى كردند. ( الارشاد- ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 233)" آیا چون پیامبر (ص) شعر حسان را تمجید کرده اند شما در شکستن بیعت حضرت علی (ع) از او پیروی می کنید؟
12. فرموده اید: "رسول خدا (ص) آن قدر براي شعر ارزش قائل بودند که مردم را به حفظ و ثبت و ضبط آن امر مي فرمودند، چنان که آنها را به تعليم و تعلم قرآن دستور مي دادند و آن را ياري دين و جهاد در راه خداوند و تعالي دين مي دانستند" ممکن است بفرمایید رسول خدا (ص) کجا چنین سخنی فرموده اند؟
13. بنده حدیث " لله کنوز تحت العرش مفاتيحه السنه الشعراء" را در منبع معتبری پیدا نکردم. ممکن است مدرک این حدیث را نیز با ذکر دقیق نام، جلد و صفحه کتاب بیان فرمایید؟
با تشکر و به امید فردایی روشن تر

توضیح

جناب سرباز عزیز
پاسخ هفت سؤال اول شما در کامنت های دوستان و بنده در ذیل همین مقاله آمده است.
در مورد سؤال هشتم نیز در کامنت های زیر همین مقاله اشاره ای شده، اما باید اضافه کرد شاید در بعضی مواقع شعر به تنهایی دلیل نباشد، اما در اینجا شاعر دقیقاً با استفاده از قران مجید و حدیث مزبور شعر را گفته است. شعر مزبور در حقیقت یکی از مدارک صحت حدیث مزبور است.
اما فارغ از همهء اینها اگر در فرهنگ اسلام عزیز و تاریخ 1400 سالهء آن و اشعار شعرا و عرفای آن نظری بیاندازید خواهید دید که خود شعرا بنفسه نیز مطالبی گقته اند که حاوی بشارات آینده بوده است. در مقاله ای است:«شعر نه تنها در اسلام تقبيح نشده است، بلکه سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) نشانگر اين است که به شعر استناد و استدلال کرده اند. به طور مثال به فرمان نبي اکرم(ص) براي حسان بن ثابت در مسجد منبري نصب کرده بودند تا او از آن موضع در حضور آن حضرت مشرکان را هجو کند و پيامبر در حق او مي فرمود: ”اللهم ايده بروح القدس” آن حضرت آن قدر براي شعر ارزش قائل بودند که مردم را به حفظ و ثبت و ضبط آن امر مي فرمودند، چنان که آنها را به تعليم و تعلم قرآن دستور مي دادند و آن را ياري دين و جهاد در راه خداوند و تعالي دين مي دانستند و مي فرمودند: “لله کنوز تحت العرش مفاتيحه السنه الشعراء” (مدرس رضوي 1344:75)»
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1528816
http://ariaeyan.com/forum/showthread.php?p=191148
مرحوم بدیع الزمان فروزانفر نیز حدیث فوق( “لله کنوز تحت العرش مفاتيحه السنه الشعراء” ) را در «احادیث مثنوی» ذکر کرده است.
با تشکر، قربان شما

حقیقت

نوشته اید نظر خود را بنویسید اما چه سود اگر شما آنرا منعکس نکنید؟
نگارنده محترم مقاله جناب حامد عزیز:
1. در کجای قرآن مجید و کدام حدیث از ائمه اطهار (ع) آمده که امت اسلام اجلی هزار ساله دارد؟
2. چرا اگر سخنی میگویید مستدل صحبت نکرده و آدرس آیه و احادیثی که می فرمایید ارائه نمیدهید؟
3. فرموده اید "یکی از احادیث مزبور" حال آنکه بنده تنها یک نقل قول با مضمون مشابه در کتب شیعی پیدا کردم!
4. نقل قول مربوطه از عمرو بكايى از كعب الاحبار میباشد!
5. متن روایت بدین صورت است: " حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا الْوَلِيدُ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ عَمْرٍو عَنْ شُرَيْحِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ‏ عَمْرٍو الْبَكَّائِيِّ عَنْ كَعْبِ الْأَحْبَارِ قَالَ فِي الْخُلَفَاءِ هُمُ اثْنَا عَشَرَ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ انْقِضَائِهِمْ وَ أَتَى طَبَقَةٌ صَالِحَةٌ مَدَّ اللَّهُ لَهُمْ فِي الْعُمُرِ كَذَلِكَ وَعَدَ اللَّهُ هَذِهِ الْأُمَّةَ ثُمَّ قَرَأَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَالَ وَ كَذَلِكَ فَعَلَ اللَّهُ بِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَيْسَتْ بِعَزِيزٍ أَنْ تَجْمَعَ هَذِهِ الْأُمَّةَ يَوْماً أَوْ نِصْفَ يَوْمٍ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّون‏ " ( الخصال، ج‏2، ص: 475 / عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 52 / بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ع)، ج‏51، ص: 67 / الإنصاف فى النص على الأئمة (ع) ، ص: 364 ).
6. ترجمه روایت: " ابولقاسم از ... از عمرو بكايى از كعب الاحبار روایت کرده كه در باره‏ خلفا (و جانشينان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله) گفت: كه ايشان دوازده نفرند، چون زمان گذشتن ايشان فرا رسد، طبقه شايسته‏اى روى كار آيند كه خداى تعالى عمر آنها را دراز كند چنانچه به اين امت وعده داده است سپس (اين آيه را) تلاوت فرمود: «خداوند به كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند وعده فرموده كه ايشان را در زمين جانشين كند چنانچه جانشين كرد آنان كه پيش از ايشان بودند؛ سوره نور آيه 24» و با بنى اسرائيل نيز اين گونه رفتار كرد، و بر خدا دشوار نيست كه كار اين امّت را در يك روز يا نصف روز جمع كند (و آنها را متفق گرداند) «و يك روز نزد خدا چون هزار سال است كه شما مى‏شمريد». (سوره حج، آيه 47)
7. در روایت آمده " لَيْسَتْ بِعَزِيزٍ أَنْ تَجْمَعَ هَذِهِ الْأُمَّةَ يَوْماً أَوْ نِصْفَ يَوْمٍ " که یعنی " بر خدا دشوار نيست كه كار اين امّت را در يك روز يا نصف روز جمع كند. " این یعنی خداوند میتواند این کار را انجام دهد نه اینکه حتما و دقیقا در یک روز یا نصف روز کار امت اسلام را اصلاح میکند.
8. آیا شما برای اثبات همه مدعاهای خود از شعر و غزل استفاده میکنید و آیا مطمئنید که اشعار یک شاعر میتواند دلایل محکمی برای اثبات چیزی باشد؟

اجل اسلام

در عصر کنونی این استد لالات نتیجه موثری ندارد مهم این است که بدانیم همه پیامبران مثل من وشما بودند با افکار انسانی ومتعالی و افکار بهاییها زیبا ترین وانسانیترین افکاری است که بدرد کل جامعه بشری می خورد . چه به اسم بهایی وچه غیره جامه بشری در حال یکی شدن است واین افتخار مربوط به فرد یا افرادی است که 160 سال پیش این افکار انسانی و جهانشمول را ارایه کردند.
با احترام از طرف یک لامذ هب بی دین.

سلام بر ويكي

ميدوني !دوستان مسيحي ما نيز دقيقا همين حرف شما را ميزنند و هنوز منتظرند
كه مسيح سوار بر ابر بيايد ... و براي همين اصلا دين مبين اسلام را قبول ندارند !!

ولي آيا واقعيت آنست كه آنان ميگويند ؟ و دين اسلام نيامده ؟!

عزيز جان ! آيات پر عظمت و سيطره الهي بسي مهيمنتر از آراي علماي مسيحي و اسلامي است . كه ما امتها بخواهيم عنان افكار و اعتقادات خود را به دست آنان بسپاريم تا هر طور كه دلشان بخواهد ما را با خود ببرند.

ما بتمامي روح و جان خود را بايد به يد اقتدار الهي بسپاريم تا كاملا پر شويم از عشق و عرفان و اراده الهي نه غير او.

" قل الله يكفي عن كل شيي و علي الله فليتوكل متوكلون "

درود خداوند و فرستادگان بر حقش بر همه منصفين و متفكرين و متحريان راستين حقيقت !

از همون اول

سلام
من به بشارت‌هاي شما كاري ندارم
شما مي‌گيد بايد دين جديد بياد. پس بايد دين قبلي تموم بشه
ميدونيم كه آخرين بشارت اسلام امام دوازدهم حضرت محمد بن‌الحسن (فرزند امام حسن عسكري)هستند كه طبق بشارات متواتر در احاديث شيعه و سني ظهور مي‌كنند. همان طور كه من و شما مي‌دانيم تا به حال هيچ كسي با اين نام و مشخصات ظهور نكرده.
نتيجه اخلاقي: تاريخ دين اسلام هنوز به پايان نرسيده است!

فرامرز عزیز موضوع مهم نگاه

فرامرز عزیز
موضوع مهم نگاه کردن از این زاویه است که ارسال پیامبران الهی یک حرکت تکاملی و سلسله ای است و هر دیانتی مهلتی دارد که به پایان می رسد .
دیدگاه دیانت بهایی این است که خداوند ، چون انسان را دوست داشت او را خلق کرد ه است .
پس تنها علت وجودی انسان ، محبتی است که خداوند به او دارد .
و چون محبت الهی موجب خلقت انسان گردید ، خداوند با انسان عهدی بست که تا ابد ادامه خواهد داشت.
کلمه "عهد" یعنی پیمان و قول و قرار بین دو نفر یا بیشتر. بر طبق این میثاق ابدی خداوند هیچ وقت ما را تنها نمی گذارد و هر از چندی به اراده خود مقصد خویش را به وسیله ی یکی از مظاهر ظهور خود به ما می آموزد.
فعل "ظهور" یعنی ظاهر ساختن و نشان دادن چیزی که از قبل معلوم نبوده است. مظاهر ظهور الهی وجودات مقدّسی هستند که کلمات خدا را برای ما ظاهر و عیان می نمایند. آنان مربیان جهان هستند که به ما یاد می دهند چگونه زندگی کنیم و به سعادت حقیقی برسیم . از جمله مظاهر ظهور کریشنا، موسی، زرتشت، بودا، مسیح، محمد و البته باب و بهاءالله دو مظهر ظهور این عصر می باشند.
هر پیمانی دو طرف دارد و بین دو گروه است. هر طرف قول می دهد به نحو مشخصی عمل کند. در این عهد و میثاق ابدی، خداوند همیشه نقش خود را عمل نموده است و هر از چندی با ارسال پیامبری به راهنمایی و هدایت بشر کمک کرده است . ولکن ما چگونه می توانیم مطمئن شویم که نقش خود را در این عهد و میثاق عظیم ایفا می نمائیم؟ عهد و میثاق الهی از ما می خواهد تا مظهر ظهور الهی را در هر عصری که ظهور می کند بشناسیم .
چقدر باعث تاسف است اگر شخصی بشارت ظهور حضرت بهاءالله را بشنود اما او را قبول نکند و بخواهد اوهام و خرافات کهنه قبل را دنبال نماید.او از جمله نفوسی است که در هر عصر ، آرزوی ظهور موعود را می نمودند ولکن چون ظهور فرمود قبول ننمودند و به عهد و میثاق الهی وفا نکرده، به خرافات و اوهام متمسک شدند.

دوست عزیزم شازده؛ همان طور که

دوست عزیزم شازده؛ همان طور که نوشته اید منظور از کذب الوقاتون اشخاص هستند و نه خدا، و وقت مزبور را خود خدا تعیین کرده. خدا خودش را که تکذیب نکرده! فرموده غیر از خودش هر که وقت تعیین کند امکان اشتباه هم دارد. بنده هم از وقاتون نیستم. بر خلاف آنچه نوشته اید بنده خیلی هم نگشتم تا یک قسمتی از تاریخ شیعه را پیدا کنم تا کمی با تاریخمان جور در بیاید. صد ها سال است که آیات واحادیث مورد نظر در متون اسلامی در کتابخانه ها موجود بوده وهست. بنابر این حساب و کتاب عمر اسلام عزیز را نیز خود خدا کرده و نه بنده. عجیب آن که در ادیان قبل نیز حساب وکتاب مزبور مشهود است و به سال 1260 ه ق اشاره شده! حتی در برنامهء به سوی ظهور سیمای جمهوری اسلامی نیز یک بار بدون این که متوجه باشند از متون ادیان قبل از جمله اشاره کردند که سال 1844 م نیز به عنوان سال ظهور تعیین شده بوده. سال 1844 مطابق 1260 ه ق است.
اما فرامرز عزیز، زمان مزبور و ذکر "روز خدا" نص صریح خود قران مجید است نه عرض بنده! لذا متوجه ایراد شما نشدم. اما مطالب دیگرتان نیز حیرت انگیز بود! شما سه حالت برای مخاطبین تصور کرده بودید! آیا ممکن است بفرمایید از تمام مسلمانان و غیر مسلمانان جهان در تقسیم بندی شما، هر یک از سه گروه مورد نظر شما چند درصد را شامل می شوند؟ پس از آن شاید با توجه به توضیحاتتان بتوانم بهتر منظور خود را تقدیم کنم. قربان همهء شما

واقعا ضرب زدین که جوابها رو

واقعا ضرب زدین که جوابها رو با فیلتر رو سایت میزارین.
انقدر تحری حقیقت می کنین، متزلزل نشین!

غیر از این که تصور معنادار

غیر از این که تصور معنادار بودن زمان برای خدا و 1000 ساله بودنش به واسطه ی یک یا چند روایت، با نبودن خدا هم معنی است در شکل استدلال هم (که بیشتر وجه اقناعی دارد تا ثبوتی) باید گفت اگر بنا بود بپذیریم تمثیل های دینی در حقیقت مصداق عینی دارند باید می پذیرفتیم که زمین به طرز خنده داری مسطح است و خورشید از توی یک چشمه ی گل آلود طلوع می کند.
از منظر برون دینی هم که باید گفت : بابا عزیز من ، کدوم امت ، کدوم تقدیر مقدر شده و اصلن کدوم خدا. کل این بازی این طوری زیر سواله.
نظر می رسه که نویسنده ی بهایی این متن مسلمانان رو مخاطب کرده تا برای اون ها به اثبات حقانیت بهاییت بپردازه. اما صراحتن باید بگم که یه بعلاوه منها اشتباه کرده رفیق.
سه حالت متصوره:
1- مخاطب این متن مسلمان معتقد ناآگاه هستش:
که نمی شه اصلن با این دوستان بحثی کرد. ایمان دارند و ایمانشون برای همه چیزشون کافیه. شاید جمعن 10 تا حدیث از بر نباشن. در این صورت به سادگی متنو پس می زنن و به چیزیشون حساب نمی کنن.
2- مسلمانی که درباره اسلام به اندازه ی کافی خونده و هنوز معتقده:
که در این صورت تو همون جلسه های اول فلسفه ی اسلامی یاد گرفته که استدلالی که زمان رو برای خدا متصور می دونه تو همون اول کار با کله رفته زمین. طبعن همون ایراد کامنت اول منو براش می نویسه و والسلام.
3- یکی که کلن دینداری و باور به خالق قدیر علیم ناظم .... رو به کل ترک کرده و این ها رو بازی عوام می دونه اون هم به دلیل درون دینی بودن بحث به کل بی ارزش خواهد دونستش.
با این اوصاف عمیقن معتقدم که نویسنده محترم اصل اول علوم ارتباطی یعنی شناخت ارکان مدیوم رو اصلن نخونده یا اگر خونده در این مطلبش کم لطفی کرده .

چرا نظر من در لیست نیامد؟

چرا نظر من در لیست نیامد؟

چند سوال از نگارنده محترم

چند سوال از نگارنده محترم دارم:
1- اگر قرار است عمر اسلام حساب شود نباید از زمان پیامبر شروع شود؟
2- از کی تا حالا شیعه اثنی عشری 11 امامی شده که شما از زمان امام یازدهم شروع به حساب کردید؟
3- شما که این همه تحقیق کرده اید (!) تا به حال سخنی که حضرت صاحب الزمان (عج) فرموده اند (کذب الوقاتون) که می گوید دروغ می گوید هر که تعیین وقت کند را نشنیده اید؟
4- مگر نه اینست که اگر قرار بر آمدن امام جدید باشد، جهان را لحظه ای درنگ نه! و اگر زمین لحظه ای خالی از حجت خدا باشد اهلش را فرو می برد (بنا بر احادیث زیاد که اگر خواستید منابعش را ذکر می کنم) پس چطور ظهور حضرت باب (!) بیش از یک لحظه، دقیقه، ساعت و روز و هفته با هزار سال فاصله دارد؟
5- خیلی گشتید تا یک قسمتی از تاریخ شیعه را پیدا کنید تا کمی با تاریختان جور در بیاد؟!

خداوند به شما انصاف دهد

پوریای عزیزم، نوشته

پوریای عزیزم، نوشته اید:"ميخواستم بگم اگه اجل هر ديني 1000 ساله پس چرا اجل اديان ديگه مثل مسيحيت 600 بود؟ بعد طبق تفاسير شما اگه اجل اسلام به پايان رسيده پس چرا معدودي از علما ايمان آوردند؟ اگه از اين آيات چنين استنباطي ميشه چرا علماي شيعه كه استاد تفسير آياتند به چنين حقايقي دست نيافتند؟ اصلا واقعا تفسير اين آيات اينه؟"
در مطلب مزبور آمده اجل اسلام 1000ساله. اجل دیگر ادیان متفاوته. مثلاً دین حضرت موسی حدود 14 قرن بوده. مسیح حدود6 قرن اسلام 1000 سال از موقع انقطاع وحی والهام(که با احتساب 260 سال وحی والهام می شود 1260 سال). این بسته به ارادهء خدا و نیاز زمان است.
در مورد علما بسیاری علمای شیعه که فرموده اید مؤمن شدند و بعضاً در این راه کشته هم شده اند.
این که چرا همهء علما مؤمن نشدند، در همهء ادیان همینطور بوده و عده ای از علما مؤمن، وعده ای مؤمن نشده اند. در قران است که خدا امتحان می کند و بعضی موفق می شوند ونه همه.
فدایت

ميخواستم بگم اگه اجل هر ديني

ميخواستم بگم اگه اجل هر ديني 1000 ساله پس چرا اجل اديان ديگه مثل مسيحيت 600 بود؟ بعد طبق تفاسير شما اگه اجل اسلام به پايان رسيده پس چرا معدودي از علما ايمان آوردند؟ اگه از اين آيات چنين استنباطي ميشه چرا علماي شيعه كه استاد تفسير آياتند به چنين حقايقي دست نيافتند؟ اصلا واقعا تفسير اين آيات اينه؟

دوست عزیزم"خدا"، صرف نظر از

دوست عزیزم"خدا"،
صرف نظر از این که نمی دانم چرا اسم خدا را برای کاربری استفاده کرده اید، اما لحنتان بقدری صمیمانه بود که نتوانستم اظهار علاقه ومحبت خود را نسبت به شما بیان نکنم. قبلبتان را پاک دیدم.دوست عزیزم بهائیان صد ها بار با علمای عزیز اسلام صحبت کرده اند. بسیاری از همین علما مؤمن به دین بهائی شده اند و حتی به این خاطر کشته شده اند. نمی دانم چه کسی به شما گفته بهائیان از اسلام بی خبرند و با علما صحبت نکرده اند. در کتب حضرت باب و حضرت بهاءالله جایگاه بی همتایی برای حضرت محمد و اسلام وجود دارد. بعضی کتب(الواح) از حضرت باب و بهاءالله وجود دارد که فقط مختص حضرت محمد یا ائمهء اطهار است. نویسندگان بهائی چندین کتاب راجع به اسلام نوشته اند که به نظر بعضی از نویسندگان مسلمان کم نظیر است. بعضی از این نویسندگان بهائی غربی بوده اند و در وصف اسلام نوشته اند. در همین سایت و نیز سایت آئین بهائی و دیگر سایت ها مقالات متعدد در وصف اسلام موجود است که تمنا می کنم حتماً آنها را بخوانید.
باری مطمئن باشید نه تنها راجع به اسلام بلکه راجع به دیگر ادیان آسمانی نیز بهائیان مطالعه کرده اند.
شما که قلبتان پاک است حتماً دعای مشابهی را که نوشته اید بخوانید و از خدا بخواهید که "خدایا حقیقت دین بهائی را برای من روشن کن". فدای قلب پاک و لحن دلنشینت. دوست بهائی تو

من فکر کنم که بهاییان مسلمان

من فکر کنم که بهاییان مسلمان واقعی هستند یعنی انکه دستور حضرت محمد را پذیرفتند . طبق آیه 4 سوره سجده مدت زمان هر دینی 1000 است با کمی تفکر میتوان گفت که تبیین آیات قران کریم توسط امام حسن عسکری 260 سال میباشد ( از زمان حضرت محمد تا پایان امام حسن عسکری ع ) ودرست 1000 سال بعد آن یعنی در سال 1260 ه ق ظهور حضرت اعلی صورت گرفت .

www.kamalateensani.blogfa.com

اجل امت اسلام؟

بسم الله الرحمن الرحیم . با سلام . آیا تا به حال یک بهایی تحقیقی در مورد دین اسلام کرده؟من مسلمانم اما با آشنا شدن با دین شما یقینم به مولایم علی (ع)و همینطور دینم و پیامبرم بیشتر شد. آیا تا به حال با روحانیون برجسته و اعلم ما صحبتی کرده اید؟مثلا در مورد شناخت دین اسلام . من به شما بهایی ها قول شرف و صد در صد می دهم که اگر در مورد اسلام اول با تمام و کمال تحقیق در نزد علمای برجسته ما کرده و هراس و فراری از آنها نکنید آنها هر چقدر هم از لحاظ بعضی ضد انقلاب ها تروریست باشن اما شما رو نمی کشن مطمئن باشید از اینکه ببینن کسی برای تحقیق پیششون اومده خوشحال هم می شن. شما نباید از چیزی که قبولش ندارین بدون اطلاعات کافی و تحقیق شده قضاوتی کنین بعد اگر ایمان هم به آخرین دین بودن آن نیاوردید حداقل بعدش یک کاری کنید : ببینید ما آدم ها هر آن و ساعتی ممکنه مرگمون فرا برسه همه ما دوست داریم که دنیای باقی و آخرت مون مملو از راحتی و مغفرت خدا و شادی باشه. اگر به اعتبار کنونی دین اسلام و ظهور حضرت مهدی اعتقادی ندارید که ما به شدت اعتقاد داریم پس یک پیشنهاد منو بخونین این که : یک روزی در آرامش و خلوت خودتون با خدا رازونیاز کنید بگین: خدایا تو عالم به حق و باطل این جهانی و من به طور قطع و یقین می دونم که این دنیا برای همیشه نمی مونه و یک روزی همه چییز تموم می شه خدایا من می خواهم به مذهبی ایمان داشته باشم که در این زمان مورد تایید توست و عمل به قوانین آن مذهب خوشبختی و عذاب نشدن من در آن دنیا را تضمین خواهد کرد خدایا اگر من در اشتباهم تو خود کاری کن که من به سوی راه راستین تو هدایت شوم خدایا من خودم را به تو می سپارم من اکنون به آیین بهاییت اعتقاد راسخ دارم و شکی هم در دل ندارم . تو به حقاقیق پنهان و آشکار این جهان آگاهی . اگر در اشتباهم یاریم فرما و نگذار اشتباهی کنم خدایا از حالا به بعد من خود را بتو می سپارم که در های رحمتت را با الهاماتی که به آن یقین پیدا کنم برای من بگشایی و من را از اولیاو نزدیکان خود گردانی .
به نظر شما این مناجات یا شبیه به این چه ضرری به ما می رساند ؟ پس امتحانش کنید البته با حضور قلب و بار ضایت کامل.

ادامه

در ضمن پیشنهادتان خیلی عالی است. من با آن موافقم، تنها یک مطلب می خواهم به آن اضافه کنم و آن این که اگر کسی تقوا پیشه کند، خدا راه را به او نشان می دهد.
از شما نیز می خواهم یک بار پیشنهاد خودتان را اجرا کنید، منتهی با رعایت این شرط: کاملا بی غرض و به دنبال کشف حقیقت و نه با هدف از پیش تعیین شده برتری دادن اسلام به عقاید دیگر
قربان شما

در جواب کاربر به نام "خدا"

دوست بسیار بسیار عزیز،
مطمئن باشید که 161 سال است بهائیان دارند با حسن نیّت با علمای اسلامی صحبت می کنند. همان اوایل ظهور بهائی، علمای عراق از حضرت بهاءالله خواستند که با ایشان مناظره کنند و حضرت بهاءالله به این تقاضای علما پاسخ مثبت دادند، اما خود علما قبول نکردند که در این مناظره حاضر شوند.
قبل از ان، جناب یحیی دارابی که از بزرگترین علمای ایران در دوره ی محمد شاه قاجار بودند، به دستور حکومت برای مناظره با حضرت باب به شیراز رفتند و سه بار مناظره که انجام شد، مومن شدند و در راه ایمان خود در زنجان شهید شدند.
حالا خیلی دور نرویم، همین 20 یا 30 سال پیش عالم بزرگ شیعه که مورد قبول همه ی علمای قم بودند، بدون این که بهائی ای را ببینند و تنها از روی احادیث و قرآن به دیانت بهائی ایمان آوردند. ایشان آنقدر مورد قبول علمای قم بودند که وقتی اعلام کردند بهائی شده اند و حضرت بهاءالله کامل کننده ی راه حضرت محمد و موعود ایشان هستند، هیچ کدام از مجتهدین مخالفتی نکرد...
شما که می فرمایید درباره ی بهائی تحقیق کرده اید، حتماً کتاب مستطاب ایقان را خوانده اید یا حداقل اسمش را شنیده اید. این کتاب سرتاسر حاوی تبیین یا به کلام اسلامی تفسیر آیات قرآن و احادیث اسلامی است.
همه این ها را گفتم که بدانید بهائیان از اسلام بی خبر نیستند. اگر این ها راضی تان نمی کند بروید از معلمهای دینی بچه های بهائی در مدارس سوال کنید، حتما به شما خواهند گفت که بچه های بهائی حتی از مسلمین نیز بیشتر درباره ی اسلام می دانند. خیلی بی انصافی است که چنین حرفی درباره ی بهائیان بزنید که تنهایی گروهی هستند که در دنیایی که همانطور که خود گفته اید خیلی ها مسلمین را تروریست می دانند، حقانیت اسلام و حضرت محمد را اثبات می کنند.

مرجع حدیث

نگارنده عزیز . این حدیث را ما در جائی نیافتیم. اگر ممکن است مرجع آنرا ذکر کنید .

حديث

حديث مزبورمطابق است بابعضي ازآيات قران وبعضي ازاحاديث ديگر.ازجمله منابعي كه حديث مزبوردرآن آمده اين است:
عبدالوهاب شعراني درمبحث شصت وپنجم كتاب يواقيت والجواهرمي گويد: " المبحث الخامس والسّتون في بيان ان جميع اشراط السّاعة حقّ لابدّ ان تقع كلّها قبل قيام السّاعة وذلك كخروج المهدي ثمّ الدّجال ثمّ نزول عيسي وخروج الدّابّة وطلوع الشّمس من مغربها ورفع القران وفتح سدّ يأجوج ومأجوج حتّي لولم يبق من الدّنيا الّا يوم واحد، لوقع ذلك كلّه . قال الشّيخ تقي الدّين بن ابي المنصور في عقيدته وكلّ هذه الآيات تقع في المأة الاخيرة من اليوم الّذي وعد به رسول الله صلّي الله عليه وآله وسلّم امّته بقوله ان صلحت امّتي فلها يوم وان فسدت فلها نصف يوم. يعني من ايّام الرّب المشاراليها بقوله تعالي وانّ يوماً عندربّك كألف سنة ممّا تعدّون ويطيل الكلام في هذاالمقام الي ان قال هواجلي الجبهة اقني الأنف..."

منابع

4277 - ‏(‏الدنيا‏)‏ كلها كذا هو عند الديلمي وكأنه سقط من قلم المصنف سهواً ‏(‏سبعة أيام من أيام الآخرة‏)‏ تمامه عند مخرجه الديلمي وذلك قوله عز وجل ‏{‏وإن يوماً عند ربك كألف سنة مما تعدون‏}‏ وما أورده ابن جرير الطبري في مقدمة تاريخه عن ابن عباس من قوله الدنيا جمعة من جمع الآخرة كل يوم ألف سنة فغير ثابت وبتقدير صحته فالأخبار الثابتة في الصحيحين كما قال الحافظ ابن حجر تقتضي كون مدة هذه الأمة نحو الربع أو الخمس من اليوم لما ثبت في حديث ابن عمر إنما أجلكم فيمن مضى قبلكم كما بين صلاة العصر وغروب الشمس قال‏:‏ فإذا ضم هذا إلى قول ابن عباس زاد على الألف زيادة كثيرة والحق أن ذلك لا يعلم حقيقته إلا اللّه تعالى اهـ‏.‏
وقال العارف ابن عربي‏:‏ قال سيدنا رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم إن صاحت أمتي فلها يوم وإن فسدت فلها نصف يوم واليوم رباني فإن أيام الرب كل يوم ألف سنة مما يعد بخلاف أيام اللّه فإنها أكبر فكان من أيام الرب وصلاح الأمة بنظرها إليه عليه الصلاة والسلام وفسادها بإعراضه فوجدنا البسملة تتضمن ألف معنى لا يحصل إلا بعد انقضاء حول ولا بد من حصول هذه المعاني التي تضمنتها لأنه ما ظهر إلا ليعطي معناه فلا بد من كمال ألف سنة لهذه الأمة وهي في أول دورة الميزان ومدتها ستة آلاف سنة روحانية محققة‏.‏
http://www.al-eman.com/Islamlib/viewchp.asp?BID=139&CID=205

المسألة الثامنة عشرة :
ورد انه : اذا استقامت امتي فلها يوم ، اي يدوم ملكها وحكمها ألف سنة دواماً تاماً نافذاً ، بدلالة الآية الكريمة (في يوم كان مقداره ألف سنة) (السجدة: 5). وان عدلت عن الاستقامة فلها نصف يوم ، اي تحافظ على حكمها وسيطرتها بما يقارب خمسمائة سنة .
[l]
وفي ابي داود 4/123 (4350) عن سعد بن ابي وقاص رضي الله عنه ان النبي صلى الله عليه وسلم قال : اني لأرجو ان لاتعجز امتي عند ربها ان يوخرهم نصف يوم ، قيل لسعد : وكم نصف ذلك اليوم قال : خمسمائة سنة . وانظر الى النهاية او الملاحم لابن كثير 1/13 واليواقيت والجواهر للشعراني 2/42، 127
http://www.alkahf.com/nadi/showthread.php?p=78867

الصفحة 392
قال الشيخ تقي الدين بن أبي منصور في عقيدته: وكل هذه الآيات تقع في المائة الأخيرة من اليوم الذي وعد به رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم أمته بقوله: إنْ صلحت أمتي فلها يوم، وإنْ فسدت فلها نصف يوم. يعني من ايام الرب المشار اليها بقوله تعالى: { وإنَّ يوماً عند ربّك كألفِ سنة مما تعدون }.
http://www.aqaed.com/shialib/books/all/najm1/najm1-24.html

مطلب جالبیست وبج

مطلب جالبیست وبجا بنده نیز چون نظامی گاهی باخود میاندیشم که باوجود اینهمه اختلاف و جنگ مابین ۷۲ ملت چرا واقعا عمراسلام بیش از پانصد سال شد ویا اگر ظهور دیگری میشد از آن که بود و الان اوضاع چگونه بود چه میشود کرد حس کنجکاوی بشر همین است هر چند که خودراقانع میکنم که لابدهنوز خیرش باقی بود و بقول قرآن الخیر فی ما وقع ولی اگر دوستان دلایل دیگر دارند چه نیکوست اگر با ما نیز درمیان بگذارند با سپاس

شعر

ازعارف بزرگ باباطاهراین رباعی راکه بردیواره مرقدش نوشته شده درتایید هزارسال(الف سنه) اجل دیانت مقدس اسلام وظهورحضرت نقطه اولی نقل میشود:من آن بحرم که درظرف آمدستم من آن نقطه که برحرف آمدستم به هر الفی الف قدی برآید الف قدم که برالف آمدستم

باباطاهر

ازعارف بزرگ باباطاهراین رباعی راکه بردیواره مرقدش نوشته شده درتایید هزارسال(الف سنه) اجل دیانت مقدس اسلام وظهورحضرت نقطه اولی نقل میشود:من آن بحرم که درظرف آمدستم من آن نقطه که برحرف آمدستم به هر الفی الف قدی برآید الف قدم که برالف آمدستم

اگر ممکن است توضیح بفرمایید که این شعر چگونه تعبیر میشود.
پروانه

بابا طاهر

دوست عزيز،دراديان مختلف چون مسيحي وزردشتي واسلام موضوع هزاره مطرح بوده است.درقرون همزمان باباطاهرونظامي بابا كوهي وامثالهم اين فكروجودداشته كه اجل اسلام مي توانسته دران اوان بوده باشد.شايدنوعي اشتياق وعجله نيزبراي آمدن منجي دركاربوده است.چنان كه درآيات قران نيزاين عجله براي آمدن ساعت قيامت مطرح شده است. به هرحال به نظرامثال اين اشعارواظهارنظرها ازطرف شعرا وعرفا همه حاكي ازهمين حقيقت است.موردباباطاهرنيزبه نظراشاره به همين حقيقت 1000دارد كه به سبك عرفا خودرابه عنوان مصداق آن مثال زده است (همان طوركه مي دانيد عرفا بياناتي چون "اني انا الله"،"سبحاني مااعظم شأني"،وامثال آن را ازمنظر" لي مع الله حالات ..."كه طبق آن گاهي عارف خودراخدادانسته درحالي كه معتقد است خداخداست وبنده بنده است وازفرط ادعاي فناي في الله چنين اشاراتي راكرده اند.
البته بعضي اشاره كردند منظورازالف بابا طاهر به حروف ابجد گويامطابق سال وفات او مي شود ، حال آن كه اين نظرموردقبول محققين قرارنگرفته وحقيقت به همان 1000 سال برمي گردد وبديهي است برداشت عرفا وحكما وعلما وشعرا مي توانسته درموردآن مختلف وراست يا درست باشد ، چه كه به هرحال ايشان مصدروحي والهام ربّاني نبوده اند. نهايتاً اصل همان است كه درآيات قران مجيد واحاديث صحيحه آمده است.
دراين موردمنابعي وجودداردكه متأسفانه فعلاً دردسترس نيست تا اشارات ديگردراين موردرا تقديم نمايد.بديهي است اين گونه مواردنيازبه تحقيقاتي بيش ازان داردكه درمقاله اي درسايتي اينترنتي بتوان آن راطرح نمود. اگرآن عزيزان نيزدراين خصوص منابع ومطالبي دراختياردارند، ممنون خواهيم شد كه آن رالطف كنند.باتشكر

معانی

باسلام وتحیت مختصرعرض میشود:گاهی شعراوعرفامطالبی ازلسان حق یااززبان انبیا ویااززبان سایرمقدسین بیان کرده اندمانندمولوی کهبدون ذکرنام حق ازطرف اودرغزلی مفصل میفرماید: علم دهم احمد حیدرشوند حسن دهم یوسف کنعان شوند مال دهم دعوی قارون کنند زوردهم رستم دستان شوند اما اصطلاحات شعر بابا طاهر: منظوراز بحر علم لدنی است وظرف قالب محدود انسانی است یعنی تجلی الهی درکالبد انسانی منظور از نقطه همان نقطه تحت الباء بسم الله الرحمن الرحیم است که بفرموده حضرت علی روحی فداه تمام معانی کتب آسمانی منجمله قرآن شریف درآن مستطر است (منظور حظرت نقطه اولی ) که اشاره به اهمیت ظهور آن حظرت میباشد منظور از الف (هزار)یعنی آن هزاره ای که در قرآن سوره سجده آیه 4 به عمر دیانت اسلام اشاره شده است منظور از حرف الف یعنی الف قایمه که اشاره به ظهور قایم دیانت اسلام است

نظر خود را بنويسيد