×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن - قسمت اول
1387/03/16

توسعهء متوازن

روابط انسانی و توسعهء اقتصادی

2008، مرکز توسعهء متوازن www.cbdus.org

زمینه

من در کودکی مثل همهء بچه ها همیشه سؤالات زیادی در ذهن داشتم. نمی توانستم علت بعضی از رفتارهای افراد را بفهمم. چرا بعضی پول یا غذای کافی ندارند اما دیگران غذا را دور می ریزند؟ چرا بعضی افراد رفتاری دوستانه دارند و بعضی دیگر رفتاری خصومت آمیز؟ چرا بعضی محله ها آنقدر عالی به نظر می رسند و بعضی کاملاً ویرانه اند؟ چرا همهء بچه ها در مدرسه کتابهای دقیقاً یکسانی می خوانند؟ حتی وقتی سؤال می کردم، پاسخ قانع کننده ای به این سؤالات داده نمی شد. پس یاد گرفتم که فقط به آنچه بیشتر  بچه ها در مدرسه انجام می دادند فکر کنم، یعنی درس بخوانم و نمرهء خوب بگیرم.

بعدها در زندگی خیلی سفر کردم و دنیا را دیدم. ظاهراً در طی این مسافرتها کودک درون من با همان کنجکاوی شدید و احساسات معصومانهء دوران کودکی دوباره بیدار شد. دههء 90 و سالهای ابتدایی این قرن را در چین گذراندم و در آنجا از روابط شخصی محکمی با افرادی که در طی تاریخ از بقیهء دنیا جدا شده بودند بهره مند گشتم. مردمی را با لبخندهای بزرگ و قلبهایی بسیار مهربان دیدم. مردمی را دیدم که در پارکها می رقصیدند. مردمی را دیدم که برای تبادل آرا و شناختن دیگران فرصت داشتند. مردمی را دیدم که می خواهند زندگی خود را بهبود بخشند ... و چین را در انتقال خود به سوی یک ملت "توسعه یافته" مشاهده کردم.

کم کم به روند توسعه در سراسر جهان توجه بیشتری پیدا کردم. شاهد توسعهء اقتصادی ملل و اثر آن بر زندگی افراد بودم و دیدم که چگونه روابط انسانی تحت تأثیر ثروت جدید و امکانات زندگی بهتر قرار گرفتند. درضمن شروع کردم به مطالعهء بعضی مواد یک بنیاد پژوهشی در کلمبیا که ریشه های مفروضات ما را دربارهء موضوعاتی مثل توسعه، اقتصاد، آموزش، عدالت، ... و غیره مورد بررسی قرار می داد. مشاهدات و مطالعات من مرا در مسیر پژوهش و جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن هدایت کرد.

توسعه چیست؟

در دنیای امروز معمولاً وقتی ما از توسعه حرف می زنیم منظورمان اقتصاد و استانداردهای زندگی جسمانی است. بنابراین بیشتر گزارشها دربارهء "ملل درحال توسعه" که سازمانهای مهمی مثل سازمان ملل متحد، بانک توسعهء آسیا، صندوق بین المللی پول، و بانک جهانی منتشر کرده اند توجه خود را بر عوامل و اعداد اقتصادی متمرکز ساخته اند که نشان دهندهء سطح درآمد، میزان تولیدات، صادرات و شاخصهای رشد هستند. اما عواملی مثل نرخ جنایت، طلاق، مسائل بهداشتی، دسترسی به آب تمیز، مراقبتهای درمانی و غذای سالم جزو استانداردهای این مؤسسات مالی برای سنجش توسعه نیستند – اگرچه بر استانداردهای زندگی روزانه و احساس رفاه افراد تأثیر مستقیم دارند.

سرعت توسعه و تغییر

 به عنوان یک نقطهء شروع، برای اینکه تصور بهتری از چگونگی رسیدن به وضعیت امروز خود داشته باشیم باید تاریخ توسعه و آنچه را که تاکنون رخ داده مطالعه کنیم. از همه جالبتر مشاهدهء تغییرات باورنکردنی است که در قرن گذشته رخ داده است. سرعت تغییر و توسعه در دوران مدرن در تاریخ مکتوب آشکارا بی سابقه است. در فاصله ای کمتر از یک قرن از اسب و گاری به سفینهء فضایی رسیده ایم. اما از آن جالبتر سرعت روزافزون توسعه و چگونگی جذب انسانها در خلق تکنولوژیها، تولیدات و خدمات تازه است، بدون اینکه توجه زیادی به اثرات این جریانات بر زندگی نسلهای کنونی و آینده گردد.

به نظر نمی رسد که مفاهیم "توازن" و "اعتدال" در تفکر انسان در مورد ساخت چیزهای بزرگتر، سریعتر، عالیتر، و بیشتر جایی داشته باشد. بدیهی است که این الگوی توسعه امکانات تازه ای با خود آورده است تا زندگی را آسوده تر سازد و آنچه را زمانی رویایی بیش نبود ایجاد نماید. اما به تدریج داریم درک می کنیم که زندگی های ما دارد به طور فزاینده ای بی نظم و پرتنش می شود و سلامتمان به طور بی سابقه ای به خطر می افتد. محیطمان آلوده تر می شود و نومیدانه به دنبال هوای پاکتر، آب و غذای ارگانیک می گردیم. نظام آموزشی ما قادر نیست استعدادهای انسانی را ظاهر سازد و بنابراین بیشتر جوانان ناچار می شوند رشته ای را تحصیل کنند که پول بیشتری به دست آورند، نه آنچه که استعدادهای منحصر به فرد آنان را در ساخت تمدن انسانی به کار گیرد. تنهاتر شده ایم و از یکدیگر دور مانده ایم به طوری که ممکن است حتی همسایهء دیوار به دیوار خود را نشناسیم. شکست زندگی خانوادگی و نرخ طلاق رو به افزایش است و بسیاری از کودکان میان والدین خود پاره پاره می شوند. دادگاهها در اثر تعداد روزافزون منازعات و پی گردهای قانونی از پرونده ها عقب می مانند، در حالی که یک نظام قضایی شکست خورده می کوشد بین برندگان و بازندگان انتخاب کند. امروز تقریباً می توان گفت که کیفیت روابط انسانی در بدترین وضعیت خود در طول تاریخ قرار دارد.

اثرات فعالیت اقتصادی بر محیط ما

 جالب توجه است که در سالهای اخیر فکر حفظ محیط زیست و منابع طبیعی از مسائلی است که به طور فزاینده ای در برنامه ریزی توسعه مورد توجه قرار گرفته است. اندیشهء یک مدل توسعهء پایدار به طور یکسان مورد توجه دولتها و سازمانهای غیر دولتی است و جزء جدایی ناپذیر هر اقدام خوبی برای توسعه دانسته می شود. محصولات سبز و مفاهیم متوازن مربوط به بوم شناسی که به محیط ما کمک می کنند صنایع بزرگی هستند و میلیاردها دلار صرف تمیز کردن رودخانه ها، دریاچه های آلوده و گورستانهای زباله و بهبود کیفیت هوا می شود. پس اگر رابطهء انسان با طبیعت (محیط زیست) این قدر مهم است، آیا روابط انسان با انسان اگر مهمتر نباشد حداقل به همان اندازه حیاتی نیست؟

قیمتی که ما برای فعالیتهای توسعهء امروز می پردازیم بالقوه می تواند بسیار گران باشد. از همه مهمتر ما نمی دانیم که نسلهای آینده باید برای آنچه امروز واقع می شود چه قیمتی بپردازند. ما به طور روزافزونی از اثر توسعه بر محیط زیست آگاه شده ایم و دریافته ایم که حداقل قسمتهایی از منابع طبیعی ما صدمه دیده اند یا به طور غیرقابل جبرانی نابود شده اند. نشانه های و هشدارهای شومی از بلایای بزرگتری در آینده که نتیجهء مستقیم سوء استفادهء ما از منابع در سراسر جهانند وجود دارند، درحالیکه جامعهء جهانی کار چندانی بیش از ابراز نگرانی در رسانه های بین المللی نمی تواند انجام دهد. جنگل زدایی، حفاری بی رویه، گورستانهای زباله، آلودگی آب، مه دود، و زباله های هسته ای فقط بعضی از مسائل جدیتر محیطی هستند که ما با آن مواجهیم و طرفداران توسعهء پایدار جهانی سعی دارند به آن بپردازند. در عین حال اثر توسعه بر سلامت شخصی و اجتماعی ما نیاز جدی به تحقیق و تفکر بیشتر دارد.

سؤالاتی که نیازمند پاسخ مسؤولانهء اجتماعی هستند

 با در نظر گرفتن اینکه نقطهء آغاز کار ما یک مدل اقتصادی است که بر مبنای "عرضه و تقاضا" قرار دارد و با دانستن اینکه "تقاضا" می تواند فقط مبتنی بر آرزوهای شخصی و بدون آگاهی از پیامدهای بلندمدت باشد، اجازه دهید سؤالاتی دربارهء مدلهای مشهور کنونی توسعه در سراسر جهان مطرح کنیم:

  • آیا ما در برنامه ریزی و ارزیابی مدلهای توسعهء خود باید فقط به آمار و عوامل گوناگون جمعیتی- اقتصادی توجه کنیم که جامعهء مالی جهانی بر اساس آنها تعیین می کند ما ملتی "توسعه یافته" هستیم یا "در حال توسعه"؟
  • آیا محیط و منابع طبیعی باید به عنوان عاملی در طرحهای توسعه منظور شوند؟
  • آیا باید برای چگونگی مصرف منابع و قیمتی که برای استفاده از مواد خام می پردازیم دستورالعملهایی وجود داشته باشد؟
  • اگر اقتصاد بر زندگی افراد تأثیر دارد، آیا ما باید مدلهایی اقتصادی در نظر بگیریم که شامل معیارهایی باشند برای بهبود کیفیت زندگی شخصی و جمعی ما؟
  • آیا مدل "عرضه و تقاضا" روش مناسبی برای استفاده از منابع و بهبود شرایط زندگی است؟
  • آیا رفاه به تنهایی می تواند روابط بهتر میان افراد را تضمین کند یا منجر به سعادت شخصی گردد؟
  • آیا نباید عامل روابط انسانی را مبنای فعالیتهای تجاری و اقتصادی خود در نظر بگیریم؟

یک مدل توسعهء متوازن

اینها و بسیاری سؤالات دیگر راه را برای جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن باز خواهند کرد که در آن توانایی انسان برای یادگیری و مشارکت حفظ گردد؛ تأثیر محیطی و نقش ما در حفظ منابع طبیعی به وضوح درک شود و اعمال گردد؛ تقدس روابط انسانی در همهء سطوح محلی و جهانی محافظت شود؛ دائماً روابط خود را بهبود بخشیم و به سطوح بالاتری از اتحاد برسیم و بدانیم که همه مثل سلولهای یک موجود زنده با هم مرتبطیم.

در مجموعهء مقالات آینده چارچوب مدل توسعهء متوازن را بیشتر بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید که چگونه جوامع، افراد، مؤسسات و صنایع می توانند شروع به درج مفاهیمی کنند که کمک خواهند کرد تا افراد به یکدیگر نزدیکتر شوند، قابلیات انسانی به حداکثر برسد، و شرایط معاش بهتری برای همهء مردم زمین ایجاد شود.

رامسس رشیدی ([email protected]) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن است. این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.

 

نظر خود را بنویسید


به راستی مادی گر

شکیبا
ارسال شده در : 1387/4/12

به راستی مادی گرایی در عمق افکار و باورهای ما ریشه دوانده است و بیرون کردن آن بسیار دشوار است. امیدوارم این مقالات بتوانند در اصلاح این وضع سهمی داشته باشند.