×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

ميوه خوب و ميوه بد، يک گزارش کوتاه از کلمبيا
1387/03/21

منبع: سایت گویا

ميوه خوب و ميوه بد، يک گزارش کوتاه از کلمبيا، چالش های حبيب رضوانی، يک ايرانی برای با سواد کردن بوميان وايو، اميرحسين فطانت تاکيد شايسته و بايسته احترام به حقوق شهروندی بهائيان، جمعی ازهم ميهنانمان که از يک تاريخ و فرهنگ و نژاد و خون و زبان و ازيک سرزمينيمم از طرف آيت الله منتظری يادآورمجدداين نکته بسياربااهميت است که ايشان چه بخواهند و چه نخواهند، جه بدانند و چه ندانند و چه مطامع اين دنيوی بعضی ها اجازه دهد و يا ندهدبه دليل مدارج علمی و زعامت فقهی مسوليت عظيم حفظ آبروی تشيع با ايشان است.

گرم اين افکار بودم و ظلم ناحقی که شياطينی درلباس آدميان به بهائيان کرده اند. ازاعدام تا آتش زدن خانه هايشان آنهم به گناه اعتقاداتشان، آنهم به اسم اسلام ناب محمدی و منتظران ظهورناجی موعود و چشمم به تيتر جالبی در روزنامه ال تيمپوکلمبيا خورد: چالش های حبيب رضوانی، يک ايرانی با بيابان های گواهيرا برای با سواد کردن بوميان وايو (wayuu)

//www.eltiempo.com/nacion/caribe/2008-05-23/ARTICULO-WEB-NOTA_INTERIOR-4203630.html

گزارش خبرنگار ال تيمپو در مورد ايرانی ۸۱ ساله ای بنام حبيب رضوانی و منولد اصفهان است که در سال ۱۹۶۱ يعنی ۴۷ سال پيش برای با سواد کردن بوميان وايو به گواهيرا آمد. زمانی که اصولا مدرسه کمياب بود و اگر هم بود از پذيرفتن بوميان وايو خودداری ميکردند.

توضيح اينکه گواهيرا يک منطقه کويری و بيابانی در سواحل کارائيب کلمبيا و نزوئلاست. بوميان اين منطقه خود را وايو ميخوانند و جمعيتشان حدودا ۵۰۰ هزارنفری ميشود. اين بوميان به دليل مبارزاتشان وهم منطقه ناباروروکويری هيچگاه به تصرف اسپانيائی ها در نيامدند و همجنان به زبان اجدادی خود صحبت ميکنند.

حبيب رضوانی تصميم گرفت که پای پياده ازيک آبادی به آبادی ديگر برود تا به آنها خواندن و نوشتن بياموزد و درطول اين مدت موفق شده است ۱۲۰ واحد مدرسه که ۳۰ واحد در ونزوئلا و ۹۹ واحد در کلمبيا است ايجاد کند و با آموزش ۲۰۰ معلم وايو تا کنون هزاران نفرازبوميان وايو را سواد آموزی کرده است.

امروزه روز آن واحد ها جای خود را به موسسات بزرگتر آموزشی داده اند از جمله مرکز اموزش کشاورزی (گلشن نو) که ۳۰۰ دانشجو دارد و اولين فارغ التحصيلان آن دو سال بيش وارد بازار شدند. حق ثبت نام برای وايو ها فقط دو دلار است و ميز و صندلی های آن با آهن پاره های اسقاطی که توسط رضوانی خريداری شده ساخته شده اند.

حبيب رضوانی در مصاحبه خود با خبرنگار روزنامه ال تيمپو از سختی کار در روزهای اول ميگويد:
اوائل کار قانع کردن اينکه بيايند خواندن و نوشتن ياد بگيرند خيلی سخت بود، بزچرانی که به خواندن و نوشتن نياز ندارد. روزهای اول با يک مترجم محلی که زبان وايو ها را ميدانست از يک آبادی به ابادی ديگر ميرفتم اما هيچکس علاقه ای به سواد آموختن نداشت. برای جلب نظر بچه ها وبرای قلم به دست دادن آنها ازهمه شگردی استفاده ميکردم، برايشان اب نبات ميبردم ولی فايده نداشت تا اينکه منوجه شدم بايد خودشان را درگير کنم و يکی از آنها را که خواندن و نوشتن بلد بود استخدام کردم تا به خواهران و اقوامش خواندن و نوشتن بياموزد و چند هفته بعد اولين کلاس درس تاسيس شد. کم کم ياد گرفتم به زبان وايو صحبت کنم و موفق شدم به يکی از اصول دين بهائی- مذهب رضوانی – که کمک به ديگرانی است که به آموزش دسترسی ندارند را عمل کنم.

امروزه روز حبيب رضوانی بيرمردی با عينک ذره بينی، سری بی مو و پاهائی که به رنگ شن های کويراست کم کم بازنشسته شده است و بجز در مواردی نادر که به بوميان وايو انگليسی ياد ميدهد آموزگاری را کنار گذاشته و بيشتربه سرپرستی مرکز آموزش کشاورزی خود مشغول است که ۱۱ سال است رسميت يافته.

بزرگترين دغدغه خاطر او فارغ التحصيلان اين مرکزهستند ميگويد " ما يک مرکز آموزش کشاوزی هستيم اما در منطقه گواهيرا آب نيست وگرنه وايو ها به هيچکس محتاج نبودند". چالش بزرگ در مقابل اين پيرمرد ايرانی تاسيس قنات و ساختن آب انباراست که برای کمک به تهيه ماشين آلات و تدارکات آن به هر دری ازجمله سفارت ژاپن زده است اما هميشه بی نتيجه.
***

نظر خود را بنویسید