اِنّي أنا الاِنسان

http://lab.noghtenazar2.info/node/565
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

ازجمله شبهاتي كه دوستان نامهربان بهائي ستيزنزديك يك قرن ونيم است مطرح كرده ومي كنند آن كه تهمت مي زنند حضرت باب وحضرت بهاءالله ادعاي الوهيّت وخدائي كرده اند! با آن كه نفس مقدّس حضرت باب وحضرت بهاءالله وحضرت عبدالبهاء وحضرت شوقي ربّاني ولي امربهائي دركتب وآثاروحياني وملهَمشان، وبهائيان درتأليفاتشان، پاسخ هاي گوناگون به اين شبهه داده اند، ولي هنوزبي انصافان دست ازاين اتهام برنداشته اند!علت پافشاري اينان، آن است كه نمي خواهندهموطنان عزيزايراني ازمنابع دست اوّل بهائي با حقايق اين دين آن گونه كه هست آشنا گردند وموعودي راكه صدها سال منتظرش بودند بشناسند.

ضمن دعوت ازهموطنان عزيزبه مطالعهء اثري ازحضرت شوقي ربّاني با عنوان توقيع دوربهائي (1) كه درآن اصول اعتقادات بهائي ــ ازجمله عدم اعتقاد بهائيان به الوهيّت حضرت باب وحضرت بهاءالله ــ راآشكارا تشريح فرموده اند،درزيربياني ازحضرت بهاءالله را دراين خصوص زينت مقال مي سازد تا عزيزان منصف، به چشم سروسرّ ملاحظه فرمايند كه مقصودازآياتي چون"انّي اَنا الله"و"لااِلهَ اِلّا اَنا العَزيز..." وامثال آن كه ازقلم مبارك وحيانيشان نازل شده چيست.

دربياني كه ملاحظه خواهيدفرمود، حضرت بهاءالله توضيح مي فرمايند كه چگونه شيخ محمّدتقي مجتهداصفهاني معروف به آقا نجفي، ازمتشرّعين وعلماي قشري، كه به دستورناصرالدين شاه به طهران رفته بوده، براي تحريك ايرانيان عليه اديان بابي وبهائي،تهمت زده است كه بابيان(وبهائيان) حضرت باب وبهاءالله راخدامي دانند، وبه اين خاطربه طعنه گفته است بايدسورهء توحيد قران مجيد را كه حاكي ازلم يلدولم يولد بودن خداست ترجمه كردوبراي يك يك ايرانيان فرستاد، تا كل بدانند حضرت باب وحضرت بهاءالله كه انسان هستند نمي توانندخداباشند وادعاي باطل نموده اند، چه كه اگرخداباشند، معني اش اين است كه خدا،هم مي تواندبزايد،وهم زاده شود!

حضرت بهاءالله پس ازطرح ايرادمزبور، كه هنوزهم درردّيه ها تكرارمي شود، توضيح مي فرمايند كه چطورطبق متن تورات وقران مجيد، حضرت موسي هنگام مبعوث شدن به پيامبري، نداي اِنّني أنا الله راازدرختي شنيدندوامثال شيخ نيزاعتراض نكردند كه درخت چگونه مي تواند سمبل ونشانهء انعكاس نداي الهي ِ اِنّي اَنا الله باشد وايرادي هم به اين تمثيل وتشبيه نگرفتند،امّا وقتي همين ندا را ازحضرت باب يا حضرت بهاءالله شنيدند، ايراد گرفتند كه چگونه يك انسان مي تواند مَظهَرومُنعكس كنندهء نداي مزبورباشد؟! حال آن كه مقام ورتبهء انسان فوق رتبهء درخت وگياه است، واگرقرارباشد ازبين اين دو، يكي نداي مزبوررا منعكس سازد، انسان است كه مرجّح است. به اين دليل حضرتشان مي فرمايند شيخ بايدازخدابترسد وهمچون حضرت موسي كه نداي الهي راازدرخت قبول فرمود، وي نيزهمان ندا راازدرخت وجود انسان بپذيرد.

جالب آن كه  حاج ملا هادي حكيم سبزواري،پيرو حكمت متعاليهء ملا صدرا، اززاويه اي ديگروبا ديدي عرفاني ، خلاف تصوّرشيخ مزبور، مدّعي شد كه : موسيي نيست كه آواز انا الحق شنود/ ورنه اين زمزمه درهرشجري نيست كه نيست. يعني درختي وجودندارد كه نداي انا الحق ازآن بلند نباشد، ولي موسائي وجودندارد كه زمزمهء الهي مزبوررابشنود!امّا عجيب آن كه هم حكيم مزبور،عليرغم ادعاي شنيدن زمزمهء نداي الهي ازهردرختي، وهم شيخ قشري مزبور،هريك بنوعي نداي الهي راازمربّيان آسماني زمانشان ــ حضرت باب وحضرت بهاءالله ــ نشنيدند ومحروم ماندند!

حضرت بهاءالله پس ازاين مقدمات، بيان بديع وعميق ولطيفي را درجواب تهمت شيخ ورفع شبههءادعاي الوهيّت وربوبيّت مي فرمايند كه نه تنها مُثبِت ِ ناروابودن تهمت امثال آقا نجفي است، بلكه درهاي جديدي ازدانش وبينش ومعرفت الهي وانساني را برروي طالبان وحكيمان وعارفان وعاشقان مي گشايد وبه افكاروقلوب پروازي جديد مي آموزد. حضرتشان قسم مي خورند به خدا كه نداي  اِنّي أنا الاِنسان نزدايشان ازهرآنچه كه امثال شيخ وحكيم وعارف ادراك نموده اند برترووالاتراست. عين بيان مباركشان چنين است :

از قرارمذکور اين ايّام اِبن باقرِ ِارض ِ صاد(2) حسب الامر ِحضرت سلطان در مدينه طا(3) وارد و در يکی از مجالس گفته بايد سورهء توحيد را ترجمه نمائيد و به هر يک از اهل مملکت بسپاريد تا کلّ بدانند حقّ لَم يَلِد وَ لَم يُولَد است و بابيها به الوهيّت وربوبيّت قائل. سُبحانَ اللّهِ! آيا چه شده که اِبن عمران(4) در طورِ عرفان، بعد از اِصغای ِاِنّنی اَنا اللّه از سِدرهء مبارکه، ذکری ننمود و دفتر توحيد را ترجمه نفرمود ! باری اگرنفسی با او ملاقات نمايد از قول ِ مظلوم(5) بگويد اِتّق ِاللّه!(6) ندای ناصح ِامين را به سمع ِفطرت بشنو و چون کليم آنچه را اصغا نمود و قبول فرمود تو هم از سِدره مُبارکهء انسان قبول نما. لَعَمرُاللّه(7) کلمهء مبارکهء اِنّی اَنا الِانسان(8) نزد مظلوم، اَعظمست از جميع آنچه ادراک نموده‌اند.(9)

 

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادداشت ها:

1-  ترجمهء Dispensation of Bahauallah. اين اثررا دراين آدرس مي توانيدببينيد: http://ketabkhaneyebahai.org/fa/t/se/DOB/

2- چنان كه اشاره شد،منظورشيخ محمّدتقي مجتهداصفهاني معروف به آقانجفي است كه به همراه پدرش شيخ محمّدباقروامام جمعهء اصفهان ميرسيّد محمّد حسين، ظلم هاي زيادي به بهائيان نمودندوباعث شهادت بسياري ازآنها گشتند. منظورازارض صادنيزاصفهان است.

3- منظورطهران است.

4- منظورحضرت موسي هستند كه نداي خداراازدرختي شنيدند وبه پيامبري مبعوث شدند.

5- منظورحضرت بهاءالله مي باشند.   

6- ازخدابترس ومتقّي باش.

7- قسم به خدا.

8- همانا من انسان هستم.

9- مجموعهء اشراقات،ص40،موجوددرآدرس :http://ketabkhaneyebahai.org/fa/t/b/

 حضرتشان درآثارديگري نيزپاسخ اين شبهه را ازجنبه هاي مختلفي داده اند. ازجمله درلوحي كه خطاب به همان شيخ است وبه لوح شيخ نجفي معروف است، با استنادبه آثاراسلامي نكتهء لطيف عرفاني مزبوررا توضيح مي فرمايند. ازجمله چنين مي فرمايند: " آن جناب يا غير گفته سورهء توحيد را ترجمه نمايند تا نزد کلّ معلوم و مبرهن گردد که حقّ لم يَلِد وَ لم يُولد است و بابيها به ربوبيّتو الوهيّت قائلند. يا شيخ اين مقام، مقام فنای از نفس و بقاء باللّه است و اين کلمه اگرذکر شود مُدِلّ بر نيستی بَحت ِ بات است"]نيستي بحت بات = نيستي قطعي ومحض[ ( لوح شيخ نجفي ،موجود درهمان سايت)    

 

نكتهء مهمي ديگر

در همان منبع اشراقات خطاب به همان ابن باقر چنين مي فرمايند:
ذکر الوهيّت و ربوبيّت از حق جلّ جلاله بوده و هست اين مظلوم(منظور حضرت بهاءالله هستند) لا زال به اين کلمات عاليات ناطق الهی الهی اشهد بوحدانيتک و فردانيتک و بعظمتک و سلطانک و بقدرتک و اقتدارک و عزّتک يا اله الممکنات و معبود الکآئنات احبّ ان اضع وجهی علی کلّ بقعة من بقاع ارضک و علی کلّ قطعة من قطعاتها لعلّه يتشرّف بمقام تشرّف بقدوم اوليآئک ای ربّ تسمع ندآئی و ضجيجی و صريخی فی ايّامک و تعلم بانّی ادعو عبادک الی النّوروهم يدعوننی الی النّار اسئلک ان تؤيّد عبادک علی الرّجوع اليک و الانابة لدی باب فضلک انّک انت المقتدر العزيز الوهّاب

.

سلام
پس نمونه های "لااله الا انا" که در کتاب های بهائی آمده است را چه می کنید و چه جوابی برای آنها دارید؟

تمناي دقت بيشتر

دوست عزيز، اگرجوياي حقيقتيد به آدرس مذكوردريادداشت شمارهء يك همين مقاله رجوع كنيد.با تشكر

تعبير بي نظير

تعبير حضرت بهاءالله در كلام مباركشان" اني انا الانسان" بي نظير وبي همتا است و دريائي معاني در خود دارد.جان ووجودم فداي حرفي از كلمات وحياني ايشان باد.

نظر خود را بنويسيد