آزار پیاپی دیانتی اهل مدارا

http://lab.noghtenazar2.info/node/571
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

اول آگست 2008 – صفحه W11

پيشتر در تابستان امسال، سازمان يونسكو نام اماكن مقدسه بهايي در اينجا را به فهرست ميراث جهاني خود افزود. مقامات رسمي ديانت بهايي از اين خبر با شور و اشتياق استقبال کردند. آلبرت لينكلن، دبير كل جامعه بين المللي بهايي در حيفا گفت : «اين موضوع اهميت اماكن مقدسهء ديانتي را كه در طول يكصد و پنجاه سال از يك گروه كوچك در خاور ميانه به يك جامعه جهاني با پيرواني از همه كشورها تبديل شده است مورد تأکید قرار می دهد». تعداد بهائيان، که این اندیشه را سرلوحهء اقدامات خود قرار داده اند که همهء ادیان بزرگ حقایق بنیادی واحدی را دربارهء خدای ناشناختنی تعلیم می دهند، هم اكنون بيش از پنج ميليون نفر است. آقاي لينكلن افزود كه اين گروه «مخصوصاً ازحکومت اسرائيل متشکر است که این پیشنهاد را ارائه داد."

معابد عظیم بهايي در چندین شهر قرار گرفته اند، از دهلي نو در هندوستان تا ويلمت، در ايالت ايلينويز آمریکا. اما همه آنها رو به دامنه سراشيب كوه كرمل در ساحل شرقي مديترانه دارند، مکانی حدود 100 جريب كه دارالآثار، بایگانی آثار بهايي، و دارالتشریع، يك ساختمان نئوكلاسيك كه هيئت حاكمهء نه نفرهء انتخابی بين المللي و كاركناني بيش از 600 نفر را در خود جاي ميدهد، را در بر می گیرد. در مركز مکانی و روحاني اين اماکن، مقبرهء ميرزا علي محمد، ملقب به باب (به معني درب) قرار گرفته است، مبشری كه در سال 1844 به اين جوانترين ديانت توحيدي بشارت داد، و اينجا در اين مقبره با گنبد طلايي به خاك سپرده شده است.

با وجود اينكه باب به اتهام شورش و بدعتگذاري در سال 1850 در تبريز ايران اعدام شد، پيروان ایشان، به دستور شارع دیانت بهائی، ميرزا حسينعلي، در دهه 1880 بقایای جسد او را به اراضي مقدسه آوردند و در سال 1909 اينجا به خاك سپردند. بهاءالله (به معني جلال خداوند)- که شارع این دین به این لقب مشهور است- بعد از اينكه به اتهام فعالیتهای انقلابی و توطئه برای قتل شاه از ایران تبعید شده بودند بعنوان زنداني دولت عثماني در 1868 به اين منطقه وارد شدند. امروزه، اين مجموعه بيش از نيم ميليون نفر را در سال به خود جلب مينمايد، اعم از زائران بهايي كه براي زيارت نه روزه مي آيند و جهانگرداني كه می آیند تا در طبقات منحني شكل باغهاي زيبايي كه نه تا در بالای مقام و نه تا در پایین آن قرار گرفته اند قدم بزنند. این طبقات، كه توسط مهندس فريبرز صهبا طراحي و در سال 2001 تكميل شده اند، با 18 حواري اوليه بهايي (حروف حي) مطابقت دارند. نگهداري آنها مستلزم حدود 80 باغبان و هزينهء سالانه اي حدود 4 ميليون دلار است.

اما همه چیز برای دیانت بهائی به آرامی پیش نمی رود. علی رغم خیرخواهی میزبانان اسرائیلی نسبت به بهائیان (به دستور حضرت بهاءالله کمی بعد از ورود ایشان به اینجا، دیانت بهائی در اسرائیل در جستجوی پیروان جدید نیست و عضو جدیدی نمی پذیرد)، آنها در كشورهاي اسلامي تحت آزار و اذيتهاي رقت باري قرار دارند. هیچ جا بیشتر از ايران ، مهد اين ديانت، چنین نیست.

شش نفر از رهبران جامعه بهايي در ماه مي در تهران دستگير شدند؛ آنان ممنوع الملاقاتند. اين دستگيري ها جدیدترین موج یک جریان عمیق نفرت با قدمت چندین دهه است نسبت به ديانتی كه به چشم بدعتي در اسلام ديده ميشود. در دوران رژيم پهلوي(1927-1979) مدارس بهايي بالاجبار تعطيل شدند و مطبوعات بهايي نيز ممنوع شد. ارتش شاه مركز ملي بهايي در تهران را در سال 1955 تخريب كرد.

بعد از انقلاب اسلامی در سال 1979، شرايط براي بهائيان به مراتب بدتر شد. پاسداران انقلاب خانه حضرت باب در شيراز را تخريب كردند و بر ويرانه هاي آن مسجدی بنا نمودند. بعدها، عمارتي را كه متعلق به پدر حضرت بهاءالله بود با خاک یکسان كردند. مقامات رسمي ايراني قبرستان بهايي در نجف آباد و يزد را بولدوزر انداختند و نسبت به مدفن قدوس، يكي از پيروان اوليه باب، در بابل بي حرمتي روا داشتند.

آن وقايع سرآغاز يك پاكسازي سيستماتيك با پشتوانه دولتي بود. بهائيان از ورود دانشگاهها منع شدند، مورد تهديد و دستگيريهاي خودسرانه واقع قرار گرفتند، و از آزادی عبادت ممنوع گشتند. همه کارمندان دولت اخراج شدند. در سال 1991 دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران، سيد محمد گلپايگاني، دستور العملي را كه به تاييد شخص آيت الله علی خامنه اي رسيده بود صادر نمود كه اعلام ميكند : «از استخدام افرادي كه خود را بهائي اعلام ميكنند بايد ممانعت بعمل آيد». برخي از مؤمنان متهم به اين شدند كه از عوامل صهيونيست هستند و مورد شكنجه واقع شدند. بهائيان ميگويند جمعاً بيش از 200 نفر از ايشان بعد از انقلاب اعدام شدند از جمله 10 بانوي بهائی كه به جرم آموزش كلاسهاي ديني به اطفال به دار آویخته شدند.

دشوار می توان سطحی از عدم تحمل و نابردباري مذهبي را بیش از تعصبی كه در طبقه رهبري ايران حاکم است تصور نمود. به همان اندازه دشوار است كه جوهره اي از سعه صدر و مدارا خالص تر از آنچه بهائيان را متمايز مينمايد تصور کرد؛ كساني كه ابراهيم، كريشنا، موسي، زرتشت، بودا، مسيح و محمد را فرستادگان الهي ميدانند؛ كساني كه مروج كثرت گرايي، برابري زن و مرد، تعليم و تربيت عمومي و تطابق معرفت ديني و دنیوی هستند؛ كساني كه بر وحدت نوع بشر تاكيد ميكنند، تا حدي كه صراحتاً مشوق ازدواجهاي بين نژادي هستند.

نابردباري بيشتر از همه از بردباري بيزار است. در همان زمان که يونسكو تصمیم گرفته است آنچه را كه «ارزش جهاني ممتاز» اماكن مقدسه كوه كرمل می نامد و آنچه را كه این اماکن نشانهء آنند به رسميت بشناسد، ملاها شروع به آزار و اذيت اين مؤمنان نموده اند كه از قلب اسلام ظاهر شده اند – و نمایندهء آينده اي هستند كه اسلام تنگ نظر چنین فاجعه آمیز مصمم بر طرد آن است.

*آقاي باليانت نویسنده ای ساکن اورشلیم و سردبیر اورشلیم پست است.

ترجمه شده از انگلیسی. برای دیدن اصل مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:

 http://online.wsj.com/article/SB121755160850702963.html

سلام سلام

با سلام
سري به وبلاگwww.okaliptoos.blogfa.comبزنيد
و نظر بدهيد

نظر خود را بنويسيد