×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

عزای دشمن عروسیه؟!
1388/04/29

منبع: ایران گلوبال

مدتی است در برنامه های خبری رادیو و تلوزیون , مطالبی درمورد بحران اقتصادی که نظم فعالیتهای اقتصادی بسیاری از کشورها را بر هم زده است میشنویم. نکته ای که در میان این خبرها توجه مرا به خود جلب کرد و انگیزه ای برای نوشتن این متن شد , وجه مشترک این اخبار بود . تقریبا" در تمامی موارد خبر اخراج هزاران کارمند و کارگر در کشوری , تعطیلی فلان کمپانی عظیم اتومبیل سازی در جهان و یا ابراز نگرانی بانک جهانی و کارشناسان مسائل اقتصادی جهان از ابعاد وسیع بحران اقتصادی و پیش بینی رکودی دراز مدت در رشد اقتصادی بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان , با لحنی ظفرمندانه و کنایه آمیز مطرح میشود , گویی در این اوضاع شرایط بازی به نفع ما تغییر کرده است و یا برگ برنده را به دست آورده ایم !

در ابتدا دلیلی برای این لحن نمیدیدم ولی وقتی یاد این ضرب المثل قدیمی افتادم که " عزای دشمن عروسیه" مسئله با وضوح بیشتری در ذهنم شکل گرفت.کشورهای دیگر " دشمن " هستند و این بحران یا " عزا" ی آنان برای ما عروسی محسوب میشود!

در این نوع تفکر دو مسئله مطرح است .اول اینکه آیا این بحران یا عزا فقط برای کشورهای پیشرفته وجود دارد و یا اینکه دامنگیر ما هم خواهد شد و دیگر اینکه اصولا" این دشمن کیست ؟

ابتدا ترجیح میدهم به سوال دوم بپردازم.معمولا" کلمه دشمن تصویر فردی را در ذهن می آورد که سلاح در دست گرفته و روبروی ما ایستاده و مترصد آن است که به ما آسیبی وارد آورد و یا گروهی که در گوشه ای جمع شده اند و برای نابودی ما نقشه می کشند.حال ببینیم دشمن ما در این میانه دقیقا" چه فرد یا افرادی هستند .

این بحران در درجه اول قشر ضعیف و کم درآمد هر جامعه را درگیر میکند . انبوه کارگران ساده و بی تخصص کمپانیها که بیکار میشوند و مسلما" در بهترین برنامه ریزیهای دولتی با تداوم بحران , حقوق بی کاری آنان دیر یا زود قطع خواهد شد , دشمنان ما هستند و یا اقشار مختلف مردم کشورهای بحران زده که به دلیل سیاستهای اقتصادی نادرست رهبرانشان , دسته دسته به خط فقر نزدیک میشوند ؟همانطور که میبینید اینان هیچکدام با تصویر ذهنی ما از دشمن جور در نمی آیند و در حافظه تاریخیمان هیچ مبارزه و یا رفتار خشونت آمیزی از جانب آنان علیه خودمان نمی یابیم.پس از چه زمانی و به چه دلیل آنان را دشمن پنداشته ایم و در جبهه مقابل خود قرارشان دادیم؟ مگر ما مردم همان کشوری نیستیم که سروده شاعر شیرین سخنش زینت بخش سردر سازمان ملل متحد گشته که :

"بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار" (سعدی)

مگر ما فرزندان همان سرزمین مقدسی نیستیم که آوای یگانگی و وحدت نوع بشر 160 سال پیش برای نخستین بار از آنجا بلند شد . آوایی که امروزه میلیونها نفر از سراسر جهان همراه آن شده اند و برای تحققش می کوشند که :

"ای اهل عالم سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید. همه بار(میوه ) یک دارید(درختید ) و برگ یک شاخسار ." ( بها الله شارع دیانت بهائی)

حال چه بر سرمان آمده است که به زحمت افتادن مردم در گوشه و کنار جهان نه تنها بی قرارمان نساخته بلکه به افتخار و غرورمان افزوده است ؟ چگونه شده است که خود را ازآفتی که دیگر برگها و میوه های شجره عالم انسانی را در بر گرفته مبرا و در امان میبینیم؟ مگر همه ما اعضای خانواده بزرگ بشریت نیستیم؟!

و اما سوال اول : آیا این تنها عزای بعضی کشورها است ؟

کشورهایی که تا کنون درگیر بحران شده اند و با آن دست و پنجه نرم میکنند , اکثرا" بزرگترین تولید کنندگان دنیا و قطبهای صنعتی و تجاری جهان محسوب میشوند. به عبارت دیگر اولین مصرف کنندگان نفت و سایر مواد اولیه هستند که کشورهایی مانند ایران و دیگر کشورهای در حال توسعه, اقتصاد خود را از طریق صادرات مواد اولیه نفتی و غیر نفتی به آنان به رونق میرسانند . حال اگر کمپانیهای بزرگ در این کشورها ورشکست شوند و یا به دلیل بحران , رکود دراز مدت اقتصادی در کشورهای پیشرفته اتفاق بیافتد که منجر به کاهش میزان خرید و تولید محصولات مختلف شود , میزان تقاضا برای مواد اولیه خصوصا" نفت به شدت کاهش پیدا میکند و قیمتهای جهانی این مواد نیز تنزل می یابد. این کاهش قیمتها , تاثیر نامطلوبی بر اقتصاد کشورهای در حال توسعه خصوصا" کشوری مانند ایران که اقتصاد آن شدیدا" وابسته به صادرات نفت است خواهد داشت .

من کارشناس مسائل اقتصادی نیستم ولی با این رابطه علت و معلولی به سادگی میتوان دید که این بحران به معنی واقعی کلمه یک بحران جهانی است نه بحران کشورهای پیشرفته و دیر یا زود عواقبش دامنگیر ما نیز خواهد شد . نمونه تاریخی این ارتباط منطقی در اقتصاد جهان را شاید بتوان در اوایل قرن بیستم نیز مشاهده کرد . زمانی که بی توجهی کشورهای سرمایه دار به فقر شدید بسیاری از کشورهای جهان سوم واقع در آفریقا , آمریکای لاتین و آسیا که اکثر جمعیت جهان در آنها ساکن بودند و به دلیل فقر شدید نمیتوانستند مصرف کننده و یا خریدار مناسبی برای کالاهای تولیدی کشورهای پیشرفته باشند , در نهایت منجر به ضرر اقتصادی برای این کشورها شد که با ترفندهای فرهنگی ارائه الگوهای مصرفی , طی سالیان گذشته سعی بر حل این مشکل داشته اند.

نکته حائز اهمیت این است که این بحران در آغاز هزاره سوم و در پیشرفته ترین زمان تاریخ تمدن بر روی کره زمین , دامنگیر نوع بشر شده است .تا کنون چند نشست برای رفع آن با حضور رهبران کشورهای پیشرفته اقتصادی و کارشناسان مسائل اقتصاد جهانی برگزار شده است که به نتیجه ای نرسیده و ناظران دلیل آنرا این گونه بیان کرده اند که رهبران کشورها تنها به فکر منافع کشور خود بوده اند وهیچ یک حاضر به تغییر موضع خود نبوده و نتوانسته اند سیاست واحدی برای رفع بحران بیابند . اگر این بار نیز مانند اوایل قرن بیستم هر کشورنسبت به آنچه که در فرا سوی مرزهای جغرافیاییش اتفاق می افتد بی تفاوت باشد و آنرا عزای دشمن و عروسی خویش تصور کند, دیر یا زود باید تاوان سنگین این دشمن پنداری و بیگانه نگری را تمام نوع بشربپردازند . آیا وقت آن نرسیده که بنی آدم را اعضای یک خاندان و برگهای روییده بر یک شاخه ببینیم ؟زمانی که میکربی قسمتی از پیکر انسانی را مورد حمله قرار میدهد, اگر تمام قوا و اندامها در جهت از میان برداشتن آن بسیج نشوند دیری نمیگذرد که دورترین قسمتهای بدن را نیز درگیر و آلوده میکند . آیا زمان آن نرسیده که دست به دست هم دهیم و مشکل جهانمان را حل کنیم پیش از آن که بیش از این قربانی بگیرد و یا دیگران را نیز آلوده سازد ؟ حتی اگر این راه حلها در کوتاه مدت به نفع ما نباشند ؟ دشمن واقعی ما عدم خرد و جهان بینی است که به کمک آن بتوانیم جهان را کشوری واحد ببینیم که تمام اعضا و اجزایش در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند . دشمن ما جهل است و بیگانگی نه مردم کشورهای دیگر و یا حتی دولتهایشان که خود نیز دچار این بیگانه نگری هستند.

نظر خود را بنویسید