×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

يك روز نيلوفری با "همشهری"
1388/09/06

هفته قبل از اخبار بازار كتاب گفتیم واینكه دوستان نامهربانمان، در یك هفته دو كتاب بر ضد دیانت بهائی منتشر كرده اند. حال بماند كه این كتابها چقدر خریدار دارند. اما این هفته هم باید كار فرهنگی انجام بدهیم. بله حتما خودتان حدس میزنید كه چه میخواهم بگویم. در این چند روز اخیر خبر چاپ تصویر معبد بهائیان در هند جنجالی درست كرد كه بیا و ببین. باورتان نمی شود، از 25خبری كه برای بررسی كنار گذاشته بودم، 12 تای آنها مربوط به همشهری بود. نمی دانم چه چیزی باعث شد كه این خبر اینقدر جنجال آفرین بشه.

اولین واكنش را تابناك نشان داد. تابناك تیتر زد كه «گاف یک روزنامه در تبلیغ آشکار بهائیت!» اتفاقا در سایت تابناك یك عكس خیلی زیبا هم از این معبد گذاشته بودند كه خیلی خیلی از عكس همشهری قشنگ تر بود. به همشهری پیشنهاد میكنم، دفعه بعد، اگر تصمیم داشتند عكس معابد بهائیان را چاپ كنند، اول یك مشورتی با ما بكنند، بلاخره ما چندتا عكس خوب وبا كیفیت را دراختیارشان قرار بدهیم، هرچه باشد یكجورائی هم كاریم دیگر. اما تابناك، به معرفی معمار این بنا و تاریخچه ساختش هم توجه كرد بود. نكته جالبتر نظرات خوانندگان تابناك بود كه یكصدا موافق بودند كه جای قشنگیه.

فردای اون روز ایرنا، خبر توقیف همشهری را بنابر ماده 6 قانون مطبوعات، اعلام كرد.ما كه نمیدانیم ماده 6 چی هست، اما هرچی هست نباید خیلی خوب باشد. حتما خیلی هم ترسناك است كه بخاطر یك عكس میتواند یك روزنامه آن هم از نوع دست راستیش را تعطیل كند دیگر. اما توقیف همشهری خیلی هم بد نبود. حداقل عده ای متوجه شدند كه در ایران رسانه ها تحت فشار هستند و عده ای هم قصد دارند جلوی جریان آزاد اطلاعات را بگیرند، كه این نتیجه گیری ها را البته باید به فال نیك گرفت، بشرط آنكه وقتی خرمان از پل گذشت حرف هایمان یادمان نرود.

اما این وسط خیلی ها به نفع همشهری آمدند وسط، حتی عده ای مدعی شدند «گل لوتوس، نماد ساختمان همایشهای صدا و سیما هم هست» دیگری هم گفت «آگهی "بهایی" در ‌ایران هم چاپ شده‌بود». كه البته منظور از ایران روزنامه ایران است. این وسط چنان هیاهویی برپا شد و عده ای مطابق معمول آنچنان به صحرای كربلا زدند كه گویا این آگهی را یك شخص بهائی به روزنامه همشهری داده و قصدش هم تبلیغ دین بهائی بوده.

از قضا این تنها طلاب حوزه علمیه اصفهان نبودن كه اعتراض كردند، ما شنیدیم كه عده ای از خواهران و برادارن میخواستند كه در جلوی سفارت هندوستان تجمع كنند ونسبت به رویش گل نیلوفر اعتراض كنند!! اصلا چه معنی می دهد كه در كشوری كه مردمش گرسنه هستند گل نیلوفر بكارند؟ صنف گل فروشان هم در اعتراض به این اقدام همشهری اعلام كرد كه از عرضه هرگونه نیلوفر تا اطلاع ثانوی معذور است. برخی شنیده ها حاكی از آن است كه نام گل نیلوفر قرار است به لولوفر تغییر یابد. تا مردم با شنیدن اسم لولو ترسشان از بهائی ها بیشتر بشود و دور وبر معبدشان هم نروند. از طرف دیگر انجمن یوگا اعلام كرده كه یوگی های وطنی دیگر در حالت لوتوس، كه یكی از حركات یوگاست، نمی نشینند، البته این عمل اعتراض لاماهای تبتی رادر پی داشته كه تنها بنده شنیدم، برای همین هم منبعی برایش نداریم!!

اما همشهری كه میخواست این وسط كم نیاورده باشد، اعلام كرد «تبلیغ بهائیت شدت گرفته است» مثل اینكه شما نبودید كه عكس معبد مارا چاپ كردید،نه؟ خب تقصیر ما چیه؟ اگر یك عدهء كمی تا قبل از تبلیغ شما می دانستند، حالا با این بلوائی كه بلند كردید همه میدانند واحتمالا بخاطر زیبایی محل، حتما مشتریان بلیط هند در هفته های آینده چندبرابر خواهند شد. خب البته همشهری خیلی زود رفع توقیف شد، كه جای شكرش باقی است.

اما حالا كه این هفته اینقدر از لوتوس و نیلوفر گفتیم، بد نیست یك مقداری هم اطلاعات راجع به نیلوفر به شما بدم. برخلاف آنچه كه این روزها، منتشر شده، گل نیلوفر سمبل دیانت بهائی نیست. درواقع گل نیلوفر و نماد آن در دنیای باستان شرق نقش بارزی داشته است. از حجاری‌های تخت جمشید تا كنده‌ كاری‌های طاق بستان، ارتباط شگفت انگیزی با این گل دیده می‌شود. نام گل نیلوفر در زبان سانسکریت پادما در زبان چینی لی ین هوا به زبان ژاپنی رنگه و در زبان انگلیسی لوتوس است نیلوفر درشرق همان قدر اهمیت دارد که گل رز در غرب.

درسده هشتم پیش از میلاد تصویر نیلوفر احتمالا از مصر به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمین‌ها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است. جنبه تقدس نیلوفر به محیط آبی آن بر می‌گردد. زیرا آب نماد باستانی اقیانوس کهنی بود که کیهان از آن آفریده شده است. نیلوفر که بر روی سطح آب در حرکت بود به مثابه زهدان آن به شمار می‌رفت. از آنجا که گل نیلوفر در سپیده دم باز و در هنگام غروب بسته می‌شود به خورشید شباهت دارد. خورشید خود منبع الهی حیات است و از این رو گل نیلوفر مظهر تجدید حیات شمسی به شمار می‌رفت. پس مظهر همه روشنگری‌ها آفرینش باروری تجدید حیات و بی‌مرگی است. نیلوفر نماد کمال است. زیرا برگ‌ها گل‌ها و میوه اش دایره ای شکلند. ود ایره خود از این جهت که کامل‌ترین شکل است نماد کمال به شمار می‌آید. نیلوفر یعنی شکفتن معنوی. زیرا ریشه‌هایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان می‌روید از آبهای تیره خارج می‌شود و گل‌هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد می‌کنند. در فرهنگ بودایی ظهور بودا به صورت شعله صادره از نیلوفر تصویر می‌شود. در فرهنگ چینی نماد پاکی حفاظت ظرافت روحانی صلح باروری و تجسم زنانه است و علامت تابستان نیز می‌باشد. در فرهنگ هندی گل نیلوفر، گلی است از خود به وجود آمده و نامیراست و نماد جهان به شمار می‌رود. لوتوس نام یکی از حرکات یوگا است. در فرهنگ ایران باستان هم گل نیلوفر را در تخت جمشید و در نقش برجسته‌های آن مشاهده می‌کنیم. در حجاری‌های طاق بوستان کرمانشاه هم گل نیلوفر مربوط به زمان ساسانیان دیده می‌شود. ظاهرا گلی که در دستان پادشاهان حجاری شده در تخت جمشید دیده می‌شود نماد صلح و شادی بوده است.

خب این هم یك اطلاع رسانی مختصر و مفید درباره نیلوفر. اما وسط این ماجرای توقیف نیلوفری همشهری، یك شهروند بهایی و دو نفر دیگر در یاسوج دستگیرشدند. طبق گزارش رسیده، یك شهروند بهایی ساكن یاسوج به نام علی بخش بذرافكن توسط ماموران امنیتی شهرستان مزبور بازداشت گردید. در پی دستگیری نامبرده، دو نفر از كارگران مسلمان مغازه ایشان به نامهای سعید فریدی و ظفر محمدی هم به اداره اطلاعات احضار و از آنها خواسته می شود تا از آقای بذرافكن شكایت نمایند كه می خواسته آنها را بهایی كند!! اما نامبردگان از چنین شكایتی خودداری كرده كه همین امر موجب بازداشت آنها می شود. طبق آخرین اطلاع واصله علی بخش بذرافكن همراه با دو فرد مذكور هم اكنون در بند 1 زندان شهر یاسوج بازداشت می باشند.
وقتی مدركی هم برای محكوم كردن وزندانی كردن ندارند، می خواهند به زور هم كه شده شاكی جور كنند. البته این سه نفر میتوانند در بند یك زندان یاسوج، كتاب تازه منتشر شده «درد اهل ذمه» را بخوانند. این كتاب دربارهء زندگی اجتماعی اقلیت های مذهبی در اواخر عصر صفوی، است. در فصل نه این كتاب به ماجرای ظهور باب و البته بابی كشی برخورد می كنیم. صفحات این بخش از كتاب روایت گر وقایعی است كه واقعا انسان را متاثرمی كند. همین جا باید از آقای یوسف شریفی، برای نوشتن چنین كتابی تشكر كنم.

این دو هفته بیشتر اخبار ما حول و حوش كتاب و روزنامه و معبد و این چیزها بود. خب حداقل سرانه خواندن كتاب را كه بالا برده ایم، همین برای ما كافی است.تا هفته آینده خدانگهدارتان.

نظر خود را بنویسید


Baba, Moshallah beh shoma va

Adel
ارسال شده در : 1388/9/10

Baba, Moshallah beh shoma va Khabaratan, Haq Yartan bab, Koli ma ra shad kardid.
Ba arz Aboudiat, Adel