عامل اصلي ترقي و رفاه نسبي اكثريت بهاييان ايران

http://lab.noghtenazar2.info/node/908
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

منبع: فرهنگ گفتگو

به شهادت بسياري از مردم ايران و حتي بهايي ستيزان، بهاييان ايران با وجود تمام محدوديت هايي كه برايشان از ابتداي انقلاب اسلامي ايران از نظر فرهنگي و شغلي ايجاد شده و مي شود از جمله عدم اجازه تحصيل در مراتب عاليه دانشگاهي، اخراج از دواير دولتي ونيز عدم استخدام در آنها، مصادره اموال بسياري از بهاييان، قطع حقوق باز نشستگي، عدم صدور جواز كسب در بسياري از مشاغل و غيره اما در مقايسه با طبقات جامعه ايران، اكثريت آنان همواره از رفاه نسبي اقتصادي برخوردار بوده اند و از نظر فرهنگي و اقتصادي جزو طبقات متوسط و بالاي جامعه محسوب شده و مي شوند.

اين شرايط موجب شده است كه بهايي ستيزاني كه همواره قصد و نيتشان نابودي و محو ديانت بهايي و بهاييان از طريق ايجاد فقر فرهنگي و اقتصادي بوده، متعجب مانند كه چرا با وجود تمام فشارهاي وارده و موانع فرهنگي و اقتصادي ايجاد شده براي بهاييان، آنان همواره از شرايط نسبي خوبي در زمينه فرهنگي و اقتصادي برخوردارند؟

و چون پاسخي براي آن نمي يابند (ويا مي يابند اما عدم انصافشان مانع از بيان آن مي شود) اين شبهه را در ذهن ملت ايران القا مي كنند كه بهاييان از جانب دولت اسراييل و ساير دولتها كمك مالي دريافت مي نمايد و داستان پرداخت پول و حقوق به كساني كه به جامعه بهايي مي پيوندند را بافته و در رسانه هاي تحت نفوذ خود منتشر مي سازند. در حالي كه راز ماندگاري و علت اصلي رفاه نسبي بهاييان ايران در شرايط بحراني كه برايشان فراهم نموده اند را می توان در فرهنگ جامعه بهائی جسنجو کرد.

فرهنگ جامعه بهايي بر اهميت فراگيري علم و دانش تاكيد داشته و در هيچ شرايطي از آن كوتاهي ننموده و با وجود همه مشكلات اقتصادي و نيز محدوديت هاي وارده بر بهاييان از جمله تحقير و توهين در مدارس نسبت به محصلين بهايي، عدم اجازه تحصيل در مراتب عاليه و ورود به مراكز علمي دانشگاهي ايران، اماهر فرد بهايي در كسب علم و دانش به قدر وسع و شرايط خود و با كمترين امكانات، كوشا بوده است و هر تحقيري را تحمل نموده اند زيرا كه علم در فرهنگ بهايي به عنوان ثمره سدره انساني محسوب شده و انسان بي علم و هنر به درخت بي ثمر تشبيه گرديده. در ديانت بهايي بر هر پدر و مادر فرض و واجب است كه اطفال خود را تعليم و تربيت نمايند و در تحصيل علوم مفيده تشويق كنند. (۱)

از طرف ديگر مقام عالم و حكيم در ديانت بهايي بسيار ستوده شده تا آنجا كه از ديدگاه ديانت بهايي «حكيم دانا و عالم بينا به عنوان دو چشم براي هيكل عالم توصيف شده اند.»(۲) لذا بهاييان ايران اگر چه در دانشگاهها پذيرفته نشدند اما هرگز از مطالعه و تحصيل علم چشم فرو نبستند بلكه انفرادا و در اجتماعات كوچك و دوستانه و با تلاش شخصي خود و با كمك و ياري گرفتن از مردان و زناني كه در رشته هاي مختلف، واجد معلومات كافيه و مهارت و صلاحيت بودند و با امكانات محدود خود به ادامه تحصيلات آكادميك در منزل پرداختند زيرا در ديانتشان آموخته بودند و معتقد بودند كه «علم به منزله بال است براي وجود و نردبان است براي صعود. گنج حقيقي از براي انسان علم اوست و اوست علت عزت و نعمت و فرح و نشاط و بهجت و انبساط .»(۳)

عامل دیگری كه آن نيز ريشه در فرهنگ ديانت بهايي دارد، اشتغال مجدانه و صادقانه بهاییان به صنعت و حرفه مفيد توام با روح خدمت بوده است .

در ديانت بهايي مشغول شدن به كسب و كار واجب است و بهاييان به دوري از بطالت و كسالت مامورند و از تكدي گري و گدايي نهي گرديده اند.(۴) در تعاليمشان آمده كه «هيچ عملي قبيح تراز اين عمل نبوده و نيست كه به اسم حق ما بين مردم به تكدي و گدايي پرداخته شود.»(۵) بنابر اين هر فرد بهايي موظف است كسب و كاري را پيشه خود نمايد و بهترين نوع كسب و كار از ديدگاه ديانت بهايي اشتغال به پيشه اي است مفيدكه جمهور مردم از آن سود برند مثل صنعت و زراعت و يا تجارت و در مورد صاحبان صنايع معتقدندكه « آنان را حق عظيم است بر اهل عالم.»(۶)

همچنين در هر كاري،جهد و كوشش و صداقت در كسب و كار از شرايط توفيق دركار وكسب بركت و تاييد از جانب خداست. اگر كار در نهايت صداقت و امانت انجام شود موجب ترقي صاحب كار خواهد شد. بهاييان برخلاف برخي گروه ها غنا را ممدوح مي دانند به شرط آنكه « با سعي و كوشش خود فرد در تجارت و زراعت و صنعت و مشاغل مفيده ديگر فراهم شده باشد و در امور خيريه صرف شود. علي الخصوص اگر شخص عاقل و مدبر، تشبث به وسايلي نمايد كه جمهور اهالي به ثروت و غناي كلي برسند. »(۷)

از همه مهمتر تاکید به آنکه كسب وكاردر فرهنگ بهايي، باید توام با روح خدمت باشد.

اصولا در فعاليت هاي اقتصادي، هدفها و انگيزه ها، مشخص مي كندكه افراد براي چه منظوري به فعاليت مي پردازند. مثلا در نظامهاي اشتراكي هدف غايي از فعاليت عبارت از حصول حداكثر منابع به منظور ارضاء احتياجات دسته جمعي افراد در سطح جامعه است. در نظام تيولي، انگيزه و هدف غايي از فعاليت اقتصادي، توليد محصول به منظور ارضاء نيازهاي داخلي ساكنان تيول است و توليد جهت مصرف داخلي جامعه و نه جهت فروش و حصول سود صورت مي گيرد و در نظام سرمايه داري، انگيزه غايي از فعاليت اقتصادي كسب حداكثر سود خالص است كه برخي معتقدند اين انگيزه مبتني بر فكر تصاحب رقابت و فكر عقلائي اقتصاد يعني ارزيابي هر چيز بر اساس هزينه و بهره وري است. در فرهنگ ديانت بهايي بطور كل هدف و انگيزه هر نوع فعاليتي از جمله فعاليت هاي اقتصادي، خدمت به عالم انساني و نوع بشر بدون استثناء است.

در تعاليم اين ديانت آمده: «وظيفه انسان خدمت به عالم انساني و عبوديت درگاه الهي است .»(۸) «امروز انسان كسي است كه به خدمت جميع من علي الارض قيام نمايد.»(۹) ديانت بهايي «حفظ مصالح عالم و خدمت به جامعه بني آدم را گرانترين و مقدس ترين نتيجه مساعي نوع انسان مي شمارد.»(۱۰) و نيز فرهنگ اين ديانت به پيروان خود آموخته كه «انسان از براي اصلاح عالم آمده و بايد به خاطر خدا به خدمت برادران خود قيام نمايد.»(۱۱)

به خاطر همين آموخته ها است كه بهاييان هدف و انگيزه شان از كسب و كار صرفا ترقيات فردي و تامين معاش و راحت و آسايش شخصي نيست بلكه خدمت به عالم انسان و تامين آسايش و رفاه براي جميع ابناء بشري را در هر كاري مد نظر دارند. از نظر بهاييان رتبه و مقام و در آمد در يك شغل مهم نيست بلكه آنچه مهم است خدمتي است كه يك فرد مي تواند از آن طريق به هم نوعان خود بكند در تعاليم بهاييان آمده كه «بهاييان موفق و مويد خواهند بود به شرط آنكه خيالشان فقط منحصر به نفس خودشان نباشد و از پي تحصيل ثروت و مقام بروند و بگويند من كه حكيم شدم بايد تا آخر عمر راحت باشم و چنين و چنان بكنم، بلكه بايد نيت خير داشته باشند كه خود را خادم عالم انساني بدانند.

رنج خود بطلبند و راحت ديگران. اگر به اين حالت موفق گشتند، آنوقت مويد هست. اگر تحصيل طب مي كنند بايد معلم بشوند تا بتوانند ديگران را هم تربيت كنند و چند نفري را درس طب دهند.تنها طبيب شدن كافي نيست. بايد خدمتگذار عالم انساني باشند بايد به مردم خدمت كنند،علاج نمايند، دردمردم را تسكين دهند، زخمشان را مرهم نهند. بهاييان بايد اينطور باشند.»(۱۲)

در نتیجه اگر امروز مي بينيم كه بهاييان ايران بعد از ۳۰ سال تحمل ستم هاي وارده و محدوديت هاي اعمال شده در سخت ترين شرايط و تنگناهاي فرهنگي و اقتصادي، كمر خم ننموده و همچنان اكثريت آنان از ترقي و رفاه نسبي برخوردارند، نه به خاطر دريافت جيره و مواجب مفت آنطوركه برخي ذهنهاي بيمار آن را تصور نموده اند است بلكه به خاطر به كار گيري همين فرهنگ و آموزه ها است كه استقامت نموده و روي پاي خود ايستاده اند و در جميع احيان نيز سعي مي كنند اين فرهنگ و تجربه خود را به ديگر هموطنان خود كه آنان را نيز در تنگناهاي مختلف اقتصادي قرار دارند، منتقل نمايند به اميد روزي كه همه ايرانيان و مردم جهان بدور از تعصبات و تنگ نظري ها در آسايش به سر برند.

منابع:

(۱) آيه كتاب اقدس (كتب علي كل اب تربية ابنه و بنته بالعلم و الخط و دونهما...)
(۲) مجموعه آثار مباركه درباره تربيت بهايي ص ۱۵
(۳) همان منبع ص ۱۲
(۴) آيه كتاب اقدس ( يا اهل البها قد وجب علي كل واحد منكم الاشتغال بامر من الامور من الصنايع و الاقتراف و امثالها ... لا تضيعوا اوقاتكم بالبطالة و الكسالة و اشتغلوا بما ينتفع به انفسكم و انفس غيركم ... ابغض الناس عند الله من يقعد و يطلب تمسكوا بحبل الاسباب متوكلين علي الله مسبب الاسباب.)
(۵) مجموعه اقتدارات ص ۲۹۲
(۶) لوح شيخ نجفي ص ۲۰
(۷) رساله مدنيه ص ۳۰
(۸)بدايع الاثار ج ۲ ص ۱۳۰
(۹)درياي دانش ص ۱۹
(۱۰) قرن بديع ج ۲ ص ۳۹۶
(۱۱) مائده آسماني ج ۷ ص ۱۶۶
(۱۲) خاطرات حبيب ج ۱ ص ۵۶

اينكه بهايان رفاه مادي ندارند

اينكه بهايان رفاه مادي ندارند بستگي دارد رفاه را چه تعبير كنيد البته اگر بخواهيم در ايران نگاه كنيم همه فقير هستند و زير خط فقر . حداقل آمار گيري اخير ايران براي طبقه بندي خوشه اي و دريافت يارانه ثابت كرد كه در ايران همه محتاج كمك هستند به جز طبقه معدودي اما اگر بخواهيم در ميان همين مردم ايران يك طبقه بندي داشته باشيم . آنوقت متوجه مي شويم كه خيلي هم وضع بهاييان بد نيست . يعني آنچنان زير خط فقر و بدبختي در ايران زياد است كه بهاييان در مقايسه با آنها در مرتبه خوبي قرار دارند و به قول معروف در نبود گوشت چغندر سالار است

اختلاف طبقاتی

رفاه قبل از انقلاب خیلی بیشتر بود. اما الان نه اختلاف طبقاتی بیداد می کند. نه اینکه الان رفاه نیست، الانم برای پولدارها رفاه وجود دارد. بقول معروف هرچی سنگه مال پای لنگه. این افراد مرفه بی درد که قبل و بعد از انقلاب ندارند، همیشه جیبشان پر است و دلشان خالی از غم.

در كل مقاله جالبي بود ولي به

در كل مقاله جالبي بود ولي به نظر من رفاه نسبي در پيش از انقلاب موجود بود و متاسفانه الان اين رفاه نسبي از بين رفته است لااقل من در اطراف خود چنين ميبينم

علم

در دنياي امروز كه همه علم را به خاطر مدركش مي خوانند تا براي استخدام شرايط بهتري داشته باشند اين تحول فكري بزرگي است كه عده اي علم را فقط به خاطر خود علم كسب كنند تا در مهارتشان در كسب و كار به آنان كمك كند و اين يك انقلاب بزرگ فكري محسوب مي شود

مختصر و مفید

دوست عزیزم
مختصر و مفید لب مطلب را گفتید. متأسفانه امروزه تأثیر عوامل معنوی و اخلاقی در زندگی مادی نادیده انگاشته می شود. آیا وقت آن نیست که برای نجات از بحران های مادی کنونی، به معنویات و اخلاق حقیقی رجوع کنیم؟ یعنی: دروغ نگوییم؛ امانت دار باشیم؛ ریا نکنیم؛ معتدل باشیم؛ از خدا و شرافت مقام انسان بترسیم؛ کریم و سخاوتمند باشیم؛ ....

نظر خود را بنويسيد