نقش زنان در توسعه اقتصادي جامعه

http://lab.noghtenazar2.info/node/914
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

منبع: آینده نگر

زنان ومردان دو با ل از براي ترقي عالم انساني هستند. سعادت عالم انساني ممكن نيست مگراينكه به اين دو جنس يعني " مرد و زن " از ديدگاه حقوقي برابر و فرصت هاي متعادل و متناسب و عادلانه در عرصه هاي تربيتي ، روحاني ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و سياسي نگريست و عمل كرد .

البته لحاظ نمودن مسائل زنان، مشکلات و موارد خاص مربوط به این قشر از جامعه در تصمیمات و برنامه ریزیهای توسعه اقتصادي یک سوی قضیه است و طرف دیگر آن همکاری و مشارکت این گروه در پروسه های توسعه اقتصادي .

این موضوع که بدون حضور زنان در مشارکت طرحهای توسعه اقتصادي ، پروژه ها مربوط به آنها ، کارایی و بهره وری مفید خود را به میزان قابل توجهی از دست می دهند، موضوع قابل تاملي است.

به عنوان مثال، آیا می توان طرحها و پروژه های صرفه جویی های اقتصادي ، استفاده بهینه از منابع را بدون حضور مشارکت زنان به عنوان بخش قابل ملاحظه ای از استفاده کنندگان جامعه به سر منزل مقصود رساند؟!

آیا می توان بدون حضور و مشارکت زنان به بحث های تولید فرهنگ، فرهنگ سازی، اشاعه تفکر و منش اجتماعی و اخلاقي و معنوي و تربيتي پرداخت؟ حال آنکه آموزگاران واقعی نسل فردا همین مادران و زنان امروز جامعه هستند؟!

توسعه صرفا کمی نیست ، بلکه کیفی هم هست. توسعه یعنی تعالی انسانها و کاهش نابرابریها و این واقعیت را نمی توان انکار کرد که بدون در نظر گرفتن زنان که نیمی از جمعیت کشورها را تشکیل می دهند، دستیابی به توسعه واقعی میسر نخواهد شد.

امروزه بحث توسعه و روند حرکت به سمت ارتقای کمی و کیفی شاخصه های پیشرفت و توسعه از جمله عوامل بسیار مهمی هستند که تمام تلاش تصمیم گیران و سردمداران کشورها بخصوص جهان سوم را به خود مشغول داشته است.

هنوز هم نیاز است به لحاظ فرهنگی و روحاني و معنوي به دلیل وجود برخی باورها در بین قشرهایی از جامعه در مورد مشارکتهای اجتماعی زنان، اقدامهای آموزشی به شکل زیر بنایی انجام شود تا شوهر و فرزندان بدانند هر چه حمایت معنوی خانواده از مادر بیشتر باشد، او بهتر خواهد توانست به وظایف و مسؤولیتهای چندگانه خود در بیرون و درون خانه بپردازد و با دلگرمی و پشتیبانی کافی در امور اجتماعی و اقتصادی همپای همسر و فرزندان به فعالیت بپردازد و در این صورت است که به معنای واقعی به «عدالت انسانی» در جامعه نزدیکتر خواهیم شد.

براي روشن شدن نقش و كارآيي زنان جامعه در رشد و توسعه اقتصادي ، به موضوعات ذيل پرداخته مي گردد :
الف ) تاكيد حضور فعال زنان ولزوم مشاركت آنان در توسعه اقتصادي جامعه .
ب ) موانع و مشكلات اين قشر در زمينه حضور فعال در توسعه اقتصادي .
ج ) نتيجه گيري .

الف) لزوم مشاركت و حضور فعال زنان درتوسعه اقتصادي جامعه :

معلمان واقعی کودکان امروز که در آینده می توان پس اندازکنندگان و سرمایه داران و یا سرمایه گذاران واقعی جامعه فردا باشند غیر از مادران امروز چه کسانی هستند؟ اگر مادری از کمالات و فن تعلیم وتربیت بی بهره باشد فرزندان آينده، در اجتماع دچار نواقص بی شمار خواهند بود. از اینرو تعلیم و تربیت دختران بر پسران ارجحیت دارد.

لذا ، چنانچه اگر در حکومتی دولت دچار ضعف اقتصادی شد بطوریکه از عهده مخارج تعلیم تربیت بر نیامد ارجحیت در فرا گرفتن تحصیلات با زنان خواهد بود. وقتی روحیه مصرف گرایی و عدم اعتماد به آینده و ناباوری از طریق زنان به فرزندان منتقل می شود آیا می توان در آینده به جامعه ای که افرادش با اعتماد به پس انداز و سرمایه گذاری مشغول باشند امیدوار بود؟ آیا اگر زنان بجای حضور در سطح ساختارها بعنوان مصرف كننده، چه در موضوعات سیاسی، چه فكری و چه اقتصادی؛ در سطح تولید در ابعاد تصمیمات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حضور داشته باشند، نحوه مدیریت در كشورها دگرگون نخواهد شد؟

عدم توجه به تساوی حقوق زنان و مردان در صحنه حضور فعال و مشاركت در امور اقتصادي باعث می شود که نیروی نیمی از مردم جهان را نادیده انگاریم كه مسلما مضرات نا مطلوبش از عرصه خانواده به جامعه ومآلاً به حیات اقتصادي ، اجتماعی و فرهنگی کشیده می شود و راه ورود استعداد های گرانبهائی را که در نسوان نهفته است بعرصه حیات اقتصادي می بندند.

البته وقتي صحبت از تساوي حقوق زنان و مردان مي شود ، منظور از تساوی به آن معنا نیست که با علل نا مساوی به طور مساوی برخورد شود. این عین ظلم است. بلکه مفهوم تساوی با توجه به استعداد توانائی و ظرفیت هر شئ مورد توجه واقع می شود. تساوی از نوع تساوی متعادل است. همچنان که در طبیعت عوامل طبيعي متعادل سبب ثمرات مهمه است، فی المثل، وزش باد شدید طوفان است و آمدن آن موجب خسارت وزیان. اما، وزش نسیم ملایم سبب حیات و حصول اهتزاز است .

و نیز در برق، اختلاف پتانسیل سبب تولید جريان است . ونیز در دریا، جزر و مد متعادل سبب بقای بسیاری از موجودات در ساحل است . اگر جذر ویا مد از حالت تعادل خود خارج می شد سبب خسارت و زیان و ممات می شد. .مقصود آن است که تعادل در همة عرصه اجتماع سبب حیات است. تنها افراط و تفریط است که موجب مضرّت است .

امروزه بحث مدیریت منابع و زمان، اطلاعات و اطلاع رسانی با شتاب فراوان در دنیا بر سر زبان هاست و هر روز طرحی نو و یا سخنی متفاوت از گذشته مطرح می شود و هر بار به یک جنبه از تحلیل این موضوع پرداخته می شود. آنچه زنان انجام می دهند اثر بسزایی بر اکثر پروژه های توسعه دارد حتی اگر نقش آنان به وضوح در طراحی و اجرای برنامه ها در نظر گرفته نشده باشد، همانگونه که اکثر پروژه ها نیز بر زندگی زنان اثر خواهد داشت.

پروژه های توسعه عامل ایجاد تغییرات هستند، بنابراین طراحی پروژه ها نیاز به داده های پایه ای کافی و مناسب دارد. «داشتن دید کافی» نقطه شروع به شمار آوردن زنان در پروژه های توسعه است و این دید قطعا از طریق اطلاعات و داده های مکفی به دست می آید و البته سازماندهی این اطلاعات و ارائه درست آن اجرای پروژه های توسعه را تسهیل نماید. 1

فعالیتهای مربوط به تولید برای اعضای خانواده و یا مراقبت از آنان باید به تفکیک مشخص شود که توسط چه کسی انجام می گیرد. این فعالیتها می تواند شامل تهیه خوراک، بارداری و زایمان، نگهداری از اطفال، تربیت کودکان، مواظبت از بیماران، بهداشت خانواده و شست و شوی لباس باشد. ضمن این که منحصر به همین نیست. این فعالیتهای غالبا به عنوان فعالیتهای غیر اقتصادی شناخته شده و معمولا جبران مالی ندارد و در حسابهای ملی نیز گنجانده نمی شود.

در حقیقت وظایف نگهداری از منزل و خانواده جزو کارهای اساسی اقتصادی است که باعث توسعه و بقای سرمایه های انسانی، خانواده ها و ملت می شود، به قول گالبرایت : «آنچه شمارش نمی شود معمولا دیده هم نمی شود» ؛ چنانچه در تجزیه و تحلیل پروژه ها و فعالیتهای اصلی در نظر گرفته نشود، طراحی پروژه ها دچار مشکلات و نقایصی خواهد شد.

توجه صریح به این نقش تعیین کننده است. مشارکت زنان در پروژه ها بستگی به این دارد که آیا و چگونه پروژه ها روی فعالیت های مربوط به تولید مثل (هم آوری) و نگهداری از اعضای خانواده، تولید کالا و خدمات اثر دارد و اگر تأثیر دارد این تأثیر چگونه است و در چه جهتی است؟! اگر آموزش صحیح ، القای آرامش فکری و روحی برای اعضای خانواده ،ایجاد اعتماد به نفس و رشد انگیزه برای پیشرفت را برای اعضای یک خانواده که تشکیل شده از مادر، پدر و چند فرزند جزو توسعه کیفی بدانیم به راستی جایگاه و نقش زنان در این مقوله کجاست؟ !

کودکان در خانواده اطلاعات اولیه را پیرامون جهان به دست می آورند، نحوه سخن گفتن را می آموزند و یاد می گیرند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند. تمامی اینها از عوامل بسیار مهم در موفقیت یا شکست فرد در فعالیتهای اقتصادی هستند که به میزان و نحوه مشارکت زنان برمی گردد. 2

اما ، سوال مهمي كه در اينجا مطرح ميشود ، آنست كه :
با وجود اين همه اهميت حضور فعال زنان در فعاليتهاي جامعه و مخصوصا عرصه اقتصادي چرازنان هنوز نتوانستند سهم خود رابطور كامل ايفا كنند ؟ چه عواملي دست اندر كار است كه مانع از حضور مطلوب و سودمند زنان در توسعه اقتصادي جامعه ميشود ؟ در قسمت بعد سعي مي گردد بطور اختصار به نماي كلي از موانع حضور فعال اين قشر بسيار مهم در عرصه توسعه اقتصادي بپردازد .

ب ) بيان مشكلات و موانع :

در برنامه ریزیهای توسعه تاکنون نقش زنان در مراحل مختلف توسعه به صورت کامل و یا سیستماتیک مورد توجه قرار نگرفته و یا اثر این فرآیند را به وضع زنان مشخص ننموده، که مسلما همین مسأله ناتوانی برنامه های توسعه را در تأثیرگذاری و دست آخر نتیجه کار به خوبی نمایان نموده است.

رشد اقتصادی ، کارایی پروژه ها ، مشارکت همه جانبه استفاده بهینه از منابع محدود، دستیابی به رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی همه و همه احتیاج به نظریه های جدید در توسعه دارد. صد البته باید در برگیرنده نقش زنان باشد.

پروژه هایی که برای توسعه دولتها تعریف می شوند از جمله وسایل اولیه ای هستند که دولتها و سازمانهای بین المللی برای سوق دادن منابع در جهت فرآیند توسعه از آنها استفاده می کنند. حا ل آن که یکی از موانع اساسی موجود در حال حاضر بر سر راه کاربرد نتایج تحقیقاتی و فعالیتهای بنیادی در جهت توسعه همین عدم استفاده عملی از زنان در طرحهای توسعه و به عبارتی لحاظ ننمودن مسائل آنان در این گونه برنامه هاست.

به عبارت روشن تر عدم وجود یک چارچوب تحلیلی مناسب برای شامل نمودن زنان در تجزیه و تحلیل پروژه ها و تصمیمات توسعه است. بدون اغراق و به جرأت می توان گفت لازمه اجرای سیاستهای توسعه به شمار آوردن زنان در این فرآیند است.

با این که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، هنوز امکانات و فرصت‌های زندگی آنان فاصلهء زیادی با شرایط مشابه برای مردان دارد. با این که این وضعیت در کشورهای گوناگون متفاوت و سیر صعودی و یا نزولی آن نیز متفاوت است، اما امر مسلم این است که هیچ کشوری در جهان نیست که حقوق زنان و مردان در آن مساوی باشد. حتی سوئد که در صدر تمامی کشورهای جهان قرار دارد، تنها به نسبت ۵/۸۱ درصد مساوات را رعایت می‌کند. به این ترتیب یک بار دیگر سندی تاریخی ارایه شد که نشان می‌دهد، جهان ما- زنان و مردان- جهانی مردسالار است. 3 بدين لحاظ به اختصار به انواع مشكلات وموانع در طريق مذكور پرداخته ميشود:

از جمله موانع اقتصادی * که باعث کاهش سهم زنان در مشارکت اقتصادی می‌شود، عبارتند از:

- بالا بودن هزینه نیروی کار زنان برای کارفرمایان :

زنان به علت نقش مادری و این‌که در نقش همسری، وظیفه‌ی مدیریت خانه و امور عاطفی افراد خانواده را بر عهده دارند، کمتر از مردان می‌توانند بر تعهدات کاری خود پایبند بمانند. و این باعث می‌شود تا کارفرما نتواند بر روی همکاری دائم این زن برنامه‌ریزی کند، البته این از سوی دیگر باعث شده است که دستمزد زنان از مردان هم سطح خود پایین‌تر باشد، هرچند که کار هر دو در یک سطح باشد و یا حتی کار زن بهتر از کار مرد باشد.

- کم تنوعی فرصتهای شغلی:

‌ در جوامع در حال توسعه بیشتر کارهای ساده و به اصطلاح دم دستی را به زنان پیشنهاد می‌دهند، و به دو دلیل، یکی اینکه زنان دستمزد پایینی دارد و مردان حاضر به قبول این کار با چنین دستمزدی نیستند، شان اجتماعی کار از نظر جامعه براي مردان طوري در نظر گرفته ميشود كه از مشاغل بهتر و بالاتري برخوردار شوند . در نتيجه امكان فرصتهاي خوب و بالاي شغلي بيشتر در احاطه مردان قرار مي گيرد .

- صاحب سرمایه نبودن زنان:

" بیشتر زنان در جوامع نیازمند مردان هستند(خواه به پدر، خواه به همسر) و این باعث می‌شود نتوانند در امور اقتصادی خوب جلوه کنند، چراکه کارآفرینی و ایجاد اشتغال نیازمند سرمایه و هزینه است که اکثر زنان از آن محرومند. " . (سایت ‌کانون فرهنگی اجتماعی زنان قزوین)

- حضور كمرنگ زنان در مشاغل مهم و تخصصي :

با وجود انكه در سالهاي اخير شاهد رشد درصد حضور زنان در دانشگاهها و رشته هاي تخصصي علمي و فني هستيم . هنوز در عرصه هاي مشاغل تخصصي و مهم درصد حضور فعال زنان چشمگير نيست . واين جاي سوال دارد درصد زياد فارغ التحصيلان در رده هاي بالاي علمي از گروه زنان چرا در مشاغل ياد شده حضور و مشاركت كم و يا اصلا حضور ندارند ؟

گويا ، هنوز يك نوع بي اعتمادي در مردان نسبت به زنان از براي ارتقاء كيفي و كمي مشاغل حساس وجود دارد . در صورتيكه اين فرض درست باشد هيچ محمل عقلاني براي عدم حضور و مشاركت فعال زنان وجود ندارد . و زنان بايد سهم خود را در ايفاي وظايف اقتصادي و اجتماعي خود نسبت به جامعه و پيشرفت آن اجرا نمايند .

بحث بسیار مهم ديگری که در این مورد وجود دارد ، شايد مستقيما به مسائل اقتصادي مربوط نباشد ، ولي بي تاثير نيست ، این است که : زنان به عنوان اعضای جامعه به چه میزان از آموزش و بهداشت برخوردار و بهره‌مندهستند و دیگری این‌که به چه میزان در اجرا و اشاعه‌ی آن موثر هستند و چه مشکلاتی وجود دارد که مشارکت آن‌ها را در سطح پایین‌تری نسبت به مردان قرار می‌دهد.

- آموزش :

آموزش، یکی از زمینه‌های زیر بنایی تقویت و آگاهی فرد است که افقهای جدیدی را فرا روی او می گشاید و یکی از ابعاد مهم آموزش این است که دامنه فرصتها و دامنه وسیعتری از انتخاب و اختیار را فراروی انسانها قرار می‌دهد و بطور کلی آنان را نسبت به اندیشه‌های نو پذیراتر ساخته، آنان را در انتخاب توانا می‌سازد. با وجود آنكه رشد خوب و چشمگيري از حضور زنان تحصيلكرده در جامعه هستيم .

اما فرصتهاي برابر براي توزيع انتقال آموخته هاي زنان نسبت به مردان وجود ندارد . و زنان كمتر فرصت داده ميشود از مهارت ها و دانش ها و فن هايي كه اكتساب نموده اند ، به انتقال آن اموخته ها در اجتماع در موسسات و مشاغل مبادرت نمايند . از يكسو ، جامعه نیز این احساس نیاز را نیافته است که با تحصیلات زنان و انتقال فرهنگ و خدمات آموزشي و فني می توانند همچون مردان، برای جامعه مفید واقع شوند.

و سرمایه‌گذاری‌های کلانی در جهت تشویق و بسترسازی آموزش زنان و طرق انتقال آن توسط زنان صورت نمی‌دهند. از سوی دیگر، زنان نمی‌توانند همچون مردان، زمانی که تصمیم به انجام کاری گرفتند آن را انجام دهند، زیرا وابستگی‌های عاطفی و تحمیل‌های جامعه مبنی بر وفاداری بیش از حد به چارچوب خانه! باعث می‌شود آن‌ها کمتر در امر اشاعه‌ی فرهنگ آموزش شرکت کنند.

- بهداشت :

مطلب ذيل را درباره وضعيت بهداشت و خدمات بهداشتي بانوان از سايت بنياد انديشه اسلامي جهت اطلاع مي آورد :

" بهبود وضعیت سلامتی یکی از معیارهای مهم توسعه اجتماعی است و گسترش تسهیلات بهداشتی به ویژه مراقبت‌های بهداشتی اولیه زمینه ساز رشد قابل ملاحظه امید به زندگی می‌گردد. به لحاظ بهداشتی زنان آسیب پذیرتر از مردان هستند. بعلاوه تقویت مراقبت پیشگیرانه بهداشتی، حمایت از ابتکارهای مربوط به آگاهی جنسیتی و تهیه و توزیع آماری تفکیک شده بر حسب جنسیت از دیگر وظایف و تعهدات دولت‌ها بر اساس اسناد بین‌المللی می‌باشد." 4

آنچه كه مسلم است وضعيت در آمد مالي بانوان شاغل نسبت به مردان شاغل در حتي يك حرفه كمتر است و زنان خانه دار نيز بطور كامل وابسته مالي به مردان خود هستند و اين امار در اكثر جوامع مشابه هست . و قدر مسلم ، وقتي ميزان در امد كم باشد و يا اصلا نباشد ميزان بهره مند شدن از خدمات بهداشتي نيز كمتر ميشود . و از آنجا كه رابطه‌ی به اصطلاح دوری میان اقتصاد و به طور خاص اشتغال، آموزش و بهداشت وجود دارد، بدین معنی که هر کس دارای شغل با درآمد بالا و یا تنها دارای درآمد بالا باشد هم از آموزش و هم از بهداشت بهتری نسبت به کسی که شغل یا درآمد بالا ندارد، برخوردار است.

بنابراين ، در چنين شرايط مالي و در آمدي ، بسیار مشخص و واضح است که زنان بیش از مردان از کمبود بهداشت در عذاب هستند و به واسطه‌ی عدم دسترسی به منابع اقتصادی و اجتماعی‌ای که مردان در اختیار دارند، کمتر در مورد این مسائل آگاهی پیدا کرده و بهداشت خود را رعایت می‌کنند. و زمانی که بحث بهداشت این‌گونه برای زنان رقم خورده است، چگونه می‌توانند مشارکت گسترده‌ای در اشاعه‌و توسعه بهداشت داشته باشند؟! 5

ج ) نتيجه گيري :

امروزه شاخص توسعه انسانی را برابری بین زنان و مردان در همه نماگرهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می دانند (به بیانی با تحلیلی جنسیتی در بخش توصیف آمارها و تحلیل آن، نابرابری های موجود را ارزیابی می کنند)
کشورهایی که توانسته اند بسترهایی فراهم کنند تا زنان در عرصه های مختلف حضور پررنگ تری داشته باشند از توسعه بیشتری نیز برخوردار خواهند بود.

بنابراین مشارکت زنان تابعی متغیر از عوامل و موانع متعدد در ساختارهای قانونی، مدنی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است و ارتقای سطح دو متغیر حضور زنان و مشارکت فعال و پویای آن میسر نمی شود مگر با پذیرش الگوهای جدید مشارکت و حذف الگوهای سنتی یا تعدیل و تلفیق نقش های گذشته با نقش های جدید.

تاکنون روند تدریجی حضور زنان در جامعه کند و غیرحمایتی بوده که لازم است برنامه ریزان با نگاهی نو به بسترهای حضور زنان در جامعه مکانیسم های مشارکت را فراهم سازند.

باري ، با تمام مشكلاتي كه بدون اغراق بر سر راه زنان د رجهت رشد و توسعه وجود دارد . اما همه زنان و انسانهاي آزاده و سليم النفس و منور الفكر اعتقاد دارند و اميدوارند : " تمدّن آينده عقل را با عشق و احساس سازگار خواهد کرد و ماديّت را با معنويّت آشتى خواهد داد و علم و دين را که در جستجوى حقيقت هريک براه خود رفته‌اند بهم نزديک خواهد کرد و با اعتقاد به وحدت خدا، وحدت بشر، وحدت اديان و وحدت عالم خلقت، پيوستگى ميان ملّتها و روح‌ها بوجود خواهد آورد وکارآئى را که دستورالعمل جهان صنعتى است با زيبائى که مطلوب دوران مابعد صنعت است بهم پيوند خواهد زد.

در تمدّن فردا، زنان که جامعهٴ بشرى قرنها ازاستعدادات مکنون در گنجينه وجودشان محروم بود مقام شايسته خود را باز خواهند يافت و صبغهٴ خلقيات خودنظير‌انسان دوستى و مهربانى و فداکارى و قوهٴ شهود و شوق روحانيّت و نظائرش را بر عالم وجود خواهند زد و بر اثر آن خشونت و قساوت و رقابت عارى از انصاف و رحم و مروّت و زورگوئى وجبر کلاً محکوم ومطرود خواهند شد. و گواه اين حقيقت ، سيرتاريخ تمدن بشر و تاريخ اديان الهي است و اين پيشرفت يك موضوع حتمي و ضروري و قطعي الوصول است. " 6 ( شاپور راسخ )

يادداشتها :

1 - نگاه زنان – نشر توسعه – مجموعه مقالات ۱۳۷۷
2 - نقش زنان در توسعه از انتشارات صندوق کودکان سازمان
3 - نشریه مرکز آمار ایران سال ۷۹.
* - بر شمردن عوامل ماخوذ از :
سایت ‌کانون فرهنگی اجتماعی زنان قزوین qwcs.ir
انديشکده روابط بين الملل
سایت سازمان همیاری فارغ‌التحصیلان جهاد دانشگاهی : jobportal.ir.
4 - . سایت بنیاد اندیشه اسلامی: resaneh.com.
5 - ايضا ؛
6 - مقاله جناب دكتر شاپور راسخ راجع به ديدگاه ديانت بهايي براي تمدن بشري

خوشامد و توضیح

دوستان بسیار عزیز
با سلام و خوشامد به شما، در مورد مطالبی که در فوق فرموده اید، در کامنت های ذیل همان مقالهء یوزارسیف پاسخ ذکر شده است. لطفاً تمام کامنت های آن را بخوانید متوجه خواهید شد. پاسخ کامنت آن عزیزان نیز که در ذیل مقالهء مزبور گذاشته اید، در همان جا تقدیم شده است. قربان شما، حامد
http://www.noghtenazar19.info/node/662#comment-4728

سلام

با سلام و عرض وقت بخیر.
مطالب وبلاگ شما را مورد مطالعه قرار دادم ولی نه به طور کلی.
فقط در مورد پست یوزارسیف هم آخرین پیامبر بود مطلبی را برای گفتن دارم.
همانطور که به آیه 34 سوره غافر اشاره کردید باید به عرض برسونم شما دقیقا همان بازیگری هایی که بهاءالله در مورد آیات و روایت می کرد مجددا در حال انجامید!
خداوند در آیه 34 سوره غافر از قول مردم زمان یوسف پیامبر می فرمایند:
""یوسف پیش از این با دله روشن به سوی شما آمد و شما از آیاتی که برایتان آورده بود دائم در شک بودید تا اینکه از دنیا رفت و " گفتید " که هرگز خدا پس از اورسولی نمی فرستد""
ملاحظه کنید که خداوند از قول مردم آن زمان نقل قول می کنند و مردم می گفتند هرگز خدا پس از اورسولی نمی فرستد و این مطعلق به مردمی جاهل بود که غیر از حرف خداوند حرف زدند!
اگر شما قرآن را برای اثبات بهاء مورد استفاده قرار میدهید و حرف مردمانی جاهل را برای مسلمین مثال می آورید لازم است برایتان بگویم همانطور که می دانید خود خداوند در سوره احزاب آیه 40 فرمودند که محمد خاتم النبین است که این مطلب نه نقل قول است و نه دروغ!
و همچنین در مورد موسی قوم او بدون دلیل نسبت خاتم بودن بر پیامبرشان را روا دانستند در صورتی که در تورات مورد استدلال شما آیات فرآوانیبر ظهور آخرین پیامبر که محمد باشد اشاره شده که در صورت ادامه بحث بیان خواهم نمود!
در ضمن اقبال ، سروش و گنجی علما و محققین معتبر ما نیستندآ
البته خاتم به معنای نگین انگشتری که مورد تفسیر شما حضرات است کاملا بی اسای و واهی است چون اگر کمی تحقیق می کردید و در لسان عرب معنای خاتم را می جستید بلا شک به معنی " ما خُتِمَ بهی " ( چیزی که به وسیله آن پایان داده می شود می رسید!و خاتم در گذشته به مهری اطلاق می شد که بزرگان نام خود را روی آن هک می کردند تا با وسیله آنا به نامه های خود پایان دهند.
ضمنا، کتاب اشراقات حسینعلی بهاء در صفحه 293 به نقل از خود بهاء بیان شده :
" درود و سلام بر سید عالم و تربیت کننده همه امت ها ، او بزرگواری که هم نبوت و هم رسالت به او تمام شد و پایان پذیرفت و بر خاندان او و بر یاران او باد برای همیشه ".
این عبارت ها چا معنایی می توانند داشته باشند؟
راستی اینطور که از مقام پیامبر بودن بهاء دفاع می کنید ایشان ادعاهای دیگر نیز از جمله جانشینی باب،نبوت،خدایی و حتی خدا آفرینی هم داشته اند که طبق سندات کتب خود شما به آنها در ادامه گفتگو اگر مایل بودید عرضه خواهم کرد.
salil.blogfa.com

نظر خود را بنويسيد