راه دستيابي به عدالت از وعظ تا عمل

http://lab.noghtenazar2.info/node/915
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

منبع: فرهنگ گفتگو

اي هموطن مي دانم تو نيز همچون من به دنبال آرامش ، امنيت و عدالت مي گردي .آرامش ،عدالت و امنيت آرزوي ديرينه همه ما در اين دنياي آشفته كنوني است . آشفتگي و عدم امنيت در جميع شئون زندگي نمايان است.

در عالم سياست ،در عالم اقتصاد، در عالم تجارت و زراعت ،در عالم علم و ادب و هنر وورزش و صنعت.همه از عدم امنيت و آشفتگي و بي عدالتي نالانند. انحطاط اخلاقي و فرهنگي و هرج و مرج، اجتماع را به آشفتگي كشانده.

بي عدالتي كمر هموطنان را خم كرده . هيچ خانواده اي نيست كه صدمه اي از بي عدالتي و عدم امنيت نديده باشد وبر پيكره هر جوياي عدالتي اثري كبود از تازيانه هاي ظلم نمايان است.بانيان بي عدالتي تخم كينه و تعصب را در هر قلبي كاشته اند تا محصول تنفر و تفرقه را درو نمايند. از غيرت وطن دوستي و عشق به دين و مذهب سوء استفاده مي كنند.

جمعي را جاسوس مي نامند ، گروهي را ملحد و كافر لقب مي دهند وجمعي را خارج دين و نجس مي خوانند و جمعيتي ديگر را فتنه گر و توطئه كننده مي دانند . هر وسيله اي را به كار مي گيرند، تابدين وسيله هرچه بيشتر و بيشتر قلبهاي هموطنان را نسبت به يكديگربدبين نمايند و تخم كينه و نفرت و تعصب را عميق تر سازند و زمينه اي فراهم آورند براي ترويج مفهوم خودي و بيگانه در جامعه و ايجاد بستري مناسب براي بيعدالتي بيشتر در حالي كه تو نيز اي هموطن، همانند من سخن از عدالت را زياد شنيده اما عملا عدالتي نديده اي زيرا بيشتر از آنكه عدالت در عمل اجرا شود، درباره آن سخن گفته مي شود در حالي كه يگانه چاره كار اين است كه هر طريقه اي را كه از ديگران انتظار داريم ،خود در آن راه سالك باشيم وهر نوع صفت و رفتاري را كه از ديگران و از جامعه انتظار داريم ،ابتدا در خود و در خانواده مان بوجود آوريم .

مگر نه اين است كه خانواده اولين و كوچكترين واحد اجتماع محسوب مي شود و اجتماع از بهم پيوستن افراد و خانواده ها تشكيل مي گردد.پس مي توان گفت فرد و خانواده به عنوان تار و پود اجتماع مي توانند خصوصيات يك اجتماع را نمايان سازند. نفيس بودن اين تار و پود نقش موثري در بافته آن دارد. اگر اين تار و پود از ابريشم خوش رنگ باشد،حاصل كار تن پوشي زيبا و لطيف خواهد بود و بالعكس اگر تار وپود، نازيبا و ضخيم باشد تن پوشي ناراحت و معذب فراهم خواهد آمد.

اثرات فرد و خانواده در حيات اجتماع بسيار اساسي و مهم و گسترده است. تغيير بنيادين درنگرش و اعتقادات افراد نسبت به هدف اصلي زندگي،راه ترقي و تقدم و جايگاه ماديات در زندگي شخصي و خانوادگي و نيز مفهوم سعادت ابدي مي تواند بسياري از مشكلات و بي عدالتي هاي اقتصادي و اجتماعي كنوني را رفع نمايد زيرا عمل هر انساني نتيجه نگرشها و اعتقادات اوست.

از ديدگاه علم روانشناسي، اعمالي كه ما در ارتباط با اشياء و موضوعات انجام مي دهيم پيوند نزديكي با نگرشها و اعتقادات شخص دارند بطوري كه اعتقادات، جزء شناختي ،نگرشها جزء عاطفي و اعمال جزء رفتاري يك نظام سه جزئي را تشكيل مي دهند كه از هم منفك نيستندو ميان آنان همسازي و همخواني وجود داردبطوري كه هر تغييري در جزء شناختي يا عاطفي مي تواند منجر به تغييردر جزء رفتاري گردد.

مفاهيمي چون شفقت نسبت به ديگران، سعادت خود را در سعادت و عزت ديگران ديدن و اينكه مال و منال در مقام وسيله اي ضروري براي نيل به اهدافي متعالي از جمله معيشت روزانه و ترقي خانواده و خدمت به جامعه لازم است اما شايسته و در شان انسان نيست كه كسب آن به خودي خود هدف غايي و منظور نهايي زندگي اشخاص شود، و نيز ثروت مطلوب است به شرط آنكه نحوه كسب و مصرف آن ممدوح و پسنديده باشد يعني با سعي و كوشش خود انسان بدست آيد و در امور خير و منافع عموم صرف شود نه جهت مضرت به ديگران و جامعه.

همچنين فضايل اخلاقي چون اعانت و رعايت حال ديگران و تواضع و فروتني نسبت به ساير اقوام و اديان و محبت و تعاون و اجتناب از توهين و آزار و اذيت ديگران به بهانه تفاوت در دين و مذهب و نژاد و جنس و قوميت و مليت و غيره همه و همه ناشي از نوع نگرش و تفكر و شناخت افراد در مورد اين موضوعات است كه در نحوه رفتار و اعمال آنان با ديگران و در اجتماع متجلي مي شود و لذا راه اصلاح اجتماع از انحرافاتي كه در حال حاضر جامعه ما به آن دچار است، منوط به تغيير در اعتقادات و نگرشها است.

اما در قدم اول براي اصلاح جامعه، بايد با اصلاح نگرش و اعتقادات خود و خانواده مان آغاز كنيم .خود و خانواده مان را به اعمالي كه لازمه يك جامعه سالم است بياراييم و آنچه را از ديگران انتظار داريم ابتدا خود عامل گرديم و آنگاه به عنوان الگو و سر مشق، دايره كار را وسيع تر نموده با اقوام و دوستان و همكاران و همسايگان خود، در مورد اين راه حل و ايجاد تفكري جديد ،مذاكره نموده، آنان را نيز به دايره خود وارد نماييم و مطمئن باشيد اگر همه كساني كه اينگونه فكر مي كنند و عمل مي نمايند به هم بپيوندند، مي توانند تغييراتي اساسي و بنيادي را در اجتماع خود بوجود آورند و به نتيجه اي مطلوب و پايدار برسند.

شايد در نظر اول چنين تصور شود كه چنين روشي هرگز موفقيت آميزنخواهد بود زيرا تعداد افراد خوبي كه عامل به اين ارزشهاي انساني باشند آنقدر قليلند كه اعمالشان تاثيري ندارد. اما همين اعمال به ظاهر كم و ناچيز مي تواند اثرات بزرگي بر جاي گذارد.

هر عمل و رفتاربه ظاهر ناچيز و كوچك ما در جامعه اي كه زندگي مي كنيم منتشر شده و با صدها بل هزاران اعمال ديگران ،تلاقي يافته ونيرو مي گيردو در جامعه تاثير خود را مي گذارد . پس هرگز نبايد از قليل بودن و ناچيز بودن خود نگران باشيم و البته اين را نيز بايد بدانيم ،آنچه در اين مرحله از حيات جمعي مسلم است اينكه : "عالم از حرف و وعظ خسته شده و نيازمند عمل است."

پس پيش از آنكه دوباره تلاش كنيم تا ديگران را موعظه كنيم ، ابتدا خود قدم در راه عمل گذاريم :
· به ديگران به ديده شفقت و محبت بنگريم.
· از توهين و آزار و اذيت ديگران به بهانه تفاوت در دين و مذهب و جنس و قوميت و مليت اجتناب كنيم.
· رعايت حال ديگران را نماييم و به اعانت يكديگر پردازيم.
· سعادت خود را در سعادت و عزت ديگران ببينيم.
· به مال و منال به عنوان وسيله اي براي رفع معيشت روزانه وخدمت به جامعه بنگريم وهرگز آن را هدف اصلي زندگي خود قرار ندهيم.

نظر خود را بنويسيد