سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

تانا: معبدی در قلب اقیانوس (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

دوّم اگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

تمامی جوامع مذهبی و غیر مذهبی کلیۀ قوای خویش را در ایّام حیات حضرت بهاءُالله بکار گرفتند تا ندایِ اِلهیِ ایشان را در گسترش تعالیم دیانت بهائی خاموش نمایند. حضرت بهاءُالله توجّهی به این امور نفرمودند و فرمودند:

«وَلَوْ یَسْتُرُونَ النّورَ فِی البَرِّ اِنّهُ یَظهَرُ مِنْ قُطبِ البَحرِ وَ یَقولُ اِنّیٖ مُحیِی العالمینَ.» ۳ [مضمون به فارسی: اگر نور را در بیابان پنهان کنند بدرستی که در وسط اقیانوس ظاهر می شود و می گوید: بدرستی که من زنده کنندۀ عالمیان هستم.]

اقیانوس آرام بزرگ ترین اقیانوس روی زمین است و بالاترین جمعیّت بهائی در مجموعه جزائز این اقیانوس ساکن می باشند. مکان هائی مانند نارُو (Nauru)، تونگا ‌(Tonga)، توالو (Tuvalu)، وانواتو (Vanuatu)، و پاپوآ گینه جدید (Papua New Guinea) مناطقی هستند که عموماً به پیام دیانت بهائی جوابی صریح و مثبت دادند.

تانا (Tanna)، جزیره ای است در وانواتو تمام خصوصیّت هایی را که یک جامعۀ مورد نظر باید داشته باشد دارد که بتواند یکی از اوّلین مکان هایی باشد که مَشرِقُ الاَذکارِ محلّی در آن ساخته شود. در مورد این خصوصیّات بیتُ العَدلِ اَعظم دربارۀ مَشرِقُ الاَذکار پیامی چنین مرقوم نموده اند:

«دو جنبۀ اساسی و تفکیک ناپذیرِ حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت را به هم می پیوندد... ارتباط بین عبادت و خدمت مخصوصاً در آن دسته از محدوده های جغرافیایی در سراسر جهان آشکار است که جوامع بهائی از نظر تعداد عضو به نحو قابل ملاحظه ای رشد کرده اند و تحّرک و اشتغال به فعالیّت های اجتماعی چشم گیر می باشد. بعضی از این محدوده ها به عنوان جایگاه های نشر یاد گیری تعیین شده اند تا توانایی دوستان را برای پیشبرد برنامۀ نوجوانان در مناطق مربوطه پرورش دهند.» ۴

بعد از انتخاب محلّی که بنایِ مَشرِقُ الاَذکار باید ساخته شود ـ اوّلین مَشرِقُ الاَذکارِ محلی در اقیانوسیه ـ جامعۀ بهائی تانا سریعاً تشخیص دادند که معبد منحصراً مخصوص جامعۀ خودشان نیست. معبد تانا، مَشرِقُ الاَذکاری است که متعلّق به تمامی ساکنین جزیره می باشد. بر همین اساس جامعۀ محلّی تانا بخصوص جوانان مشغول برنامه هایی هستند که اطفال و نوجوانان را در یادگیری حمایت نموده و به دوستان و همسایگان و جامعه بطور کلّی اعلان کردند که در جلسات مباحثۀ خویش راجع به معنای داشتن مَشرِقُ الاَذکار به مشورت پردازند و نظرات نفوس جامعه در طرح و ساختن مَشرِقُ الاَذکار در نظر گرفته شود:

«... احبّا هم گام با سایر ساکنان این جزیره مُجدّانه می کوشند تا درک عمیق تری دربارۀ مَشرِقُ الاَذکار یعنی بنیانی برای حصولِ «اُلفتِ قلوب و اجتماعِ نفوس» را در بین خود حاصل نمایند. ساکنان جزیرۀ تانا با حمایت فعّالانۀ رهبران سنتّی خود بیش از صد ایده و نظر در رابطه با طرحِ معبد ارائه داده اند که خود نمایان گر آنست که تا چه حدّ مَشرِقُ الاَذکار افکارِ آنان را به خود مشغول داشته و چه چشم اندازهایِ جَذّاّبی از تأثیرات آن مؤسّسۀ رَفیعُ البُنیان بر زیستن در سایۀ مَمدودش آشکار شده است.» ۵

تطابق علم و دین: تاریخچۀ یک نظریه (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

پنجم اگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

یکی از تعالیم دیانت بهائی تطابق دین و علم می باشد. بکار گرفتن کلمۀ «تطابق» در اشاره به این هماهنگی بسیار بجا و مناسب است زیرا به این نکته اشاره می کند که عملاً هیچ کدام از این دو بدون دیگری کامل نیست. دقیقاً مانند نُتی در موسیقی است که اگر تمامی آن با یکدیگر در کمال هماهنگی نواخته نشود زیبائی لازمه در موسیقی را بوجود نخواهد آورد. همان طوری که در مقالات قبلی مشاهده شدhttp://www.noghtenazar.org/node/1521 و http://www.noghtenazar.org/node/1624 علم وسیله ای است که خرافات و تعصبّات را از دیانت دور و حذف می نماید و به همین روال مذهب عامل مؤثری است که می تواند در بهبودی و ترویج صلح و رفاه نوع بشر کمک نماید.

بسیار مفید خواهد بود اگر این نظریه را در سطحی وسیع تر استنباط کنیم و آن این که چگونه و از چه زوایایی مذهب و علم می توانند به یکدیگر مربوط گردند. گرچه روابط دیگری هم ذکر گردیده (حقیقت در مقابل غیر حقیقت) ولی این استنباط می تواند نقطۀ شروع مناسبی در مورد مفهوم و اصلِ مسألۀ عدمِ دخالت هر یک در دیگری باشد (non overlapping magesteria) باشد که استیون گولد (Stephen Gould) آن را بیان نموده و به این معنی است که دیانت و علم هرکدام بنحوی جداگانه در زمینه های مخصوص به خود و بدون این که با هم تطابقی داشته باشند به انجام امور مربوطۀ خویش به فعّالیّت مشغول اند (حتّی اگر در مواردی مخالف یکدیگر هم باشند). حال با توجّه به این نظریه بآسانی می توان دریافت که آنچه وی (استیون گولد) اظهار داشته مغایرِ بیانی است که حضرت عبدالبهاء در موردِ «هماهنگی» این دو اَمر فرموده اند.

نظریۀ (عدم دخالت هر یک در دیگری) از جنبه ای (بدون توجّه به امکانات مخالفت های هر دو) می تواند نظریه ای باشد که توجّه سطحی بسیاری از نفوس را جلب نماید ولی در عین حال نظریه ای است که می تواند عامل ایجاد مشکلاتی هم گردد. یکی از این مشکلات این است که دانشمندان چیزی ندارند که در بهبودی «ارزش ها» (روحانی) کمک نماید. ولی در همان حال بسیار مشکل است که علوم را از ارزش هائی که بوجود می آورند جدا نمود. توانائی شکافتن اتم نهایتاً سؤالی مهمّ را به وجود می آورد که چه اموری در جامعه می تواند ارزشمند باشد؟ در واقع علوم این ظرفیّت را دارند که بتوانند محیط را تغییر دهند بر اساس مقیاس های زمانی زمین شناسی (از اوّل دورۀ انتروپوسن ـ anthropocene)
http://www.noghtenazar.org/node/1633 مسألۀ «ارزش» مرتّباً در میان تحقیقات علمی بیش تر مورد توجّه قرار می گیرد. جامعۀ بشر دانشمندانی را لازم دارد که «ارزش» های جامعه را هم در امور تحقیقی خویش و هم در مباحث عملی جامعه به کار گیرند بخصوص ارزش هایی که در نحوۀ انتخاب جامعه مؤثّر است. بعلاوۀ حمایت مالی تحقیقات علمی از طرف جامعه (بر اساس ارزش های جامعه) تأکیدی بر عدم جدا ناپذیری این دو حوزه می باشد.