سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

تطابق دین و علم ـ از بین بردن خرافات (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۱۷ می ۲۰۱۷

ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت عبدالبهاء با این بیان زیر یکی از تعالیم اساسی حضرت بهاءالله را معرفی می فرمایند:

«در میان تعالیم... حضرت بهاءالله آن که دین باید مطابق علم باشد».

ولی تعبیر این اصل اساسی چه می تواند باشد و چه نقشی در مباحث آزاردهنده ای که مابین نفوس جامعه هر از گاهی ظاهر می شود می تواند داشته باشد؟

حضرت عبدالبهاء در این زمینه چنین اضافه می کنند:

«دین باید مطابق عقل باشد. دین باید با اصول و دلائل علمی مطابقت نمایند تا این که علم بتواند از دیانت حمایت نموده و دیانت علم را تقویت نماید. هر دو پیوند ناگسستنی داشته و در حقیقت با یکدیگر متّصلند. اگر اصول و تعالیم دیانتی بر اساس دلیل نباشد و یا مخالف علم باشد نتیجه اش تصوّرات واهیه و خرافات
است.»(۳)

دیدگاه تاریخی این نکته هم معمولاً این حقیقت را تأئید می نماید. بدون هیچ دغدغۀ خاطری می توان گفت که در غرب دین «دروازه بان» دانش بوده. مؤسّسات مذهبی مخالف و سدّی در کشف حقایق علمی گردیدند. خصومتی را که امروزه در بعضی از مباحثات و مناظرات شاهدش هستیم پژواک دورانی است که دانشمندان با تقلّا سعی نمودند با رعایت اصول ادیان به تحقیقات خویش ادامه داده تا این که حقیقت ظاهر گردد.

همانطوریکه حضرت عبدالبهاء فرمودند «حقیقت واحد» است.

از نظر این رهبر روحانی که در سال ۱۹۱۲ از شرق آمده بود برای مستمعین غربی نظراتشان آن چیزی نبود که مایل به شنیدنش باشند ولی حضرت عبدالبهاء علوم را ستایش نمودند.

« آنچه تا حال در عالم بشر به دست آمده، کشفیات علمیّه بوده. اکتشاف حقایق اشیاء... عالی ترین تمجید، لایق نفوسی است که هَمِّ خویش را مصروف در علوم نموده اند وشریف ترین مراکز، مراکزی می باشند که در آن هنر و علوم مورد مداقّه قرار گرفته و تعلیم داده می شود. علوم همواره گرایش به نورانی نمودن عالم بشری داشته.»(۳)

در آثار حضرت بهاءالله هم می توان آثاری این چنین یافت:

«سببِ عُلوِّ وُجود وَ سُمُوِّ آن علوم و فنون و صنائع است. علم بمنزلۀ جناحست از برای وجود و مِرقاتست از برای صعود، تحصیلش بر کل لازم، ولکن علومی که اهل ارض از آن مُنتفع شوند، نه علومی که از حرف ابتدا شود و به حرف منتهی گردد. صاحبان علوم و صنائع را حقّ عظیم است بر اهل عالم.» (۴)

وحدت عالم انسانی ـ جامعه ای متّحد و یک لیوان آب خوردن (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۱۶ می ۲۰۱۷

ترجمۀ مهرداد جعفری

وحدت عالم انسانی، یکی از تعالیم حضرت بهاءالله است که در میان مجموعه ای از اصول مرتبط به یکدیگر رشد و نموّ نموده و در بسیاری سطوح جامعۀ انسانی این وحدت را مورد خطاب قرار داده. از میان چنین مفاهیمی شاید بتوان گفت که معنای ساده ظاهری آن می تواند دور هم جمع شدن باشد. علیرغم هر گونه علائقی چنین مفهومی را در رفتار پیروان باید مشاهده نمود که همواره باید با دوستی و مهربانی با یکدیگر متّحد باشند. چنین اتّحادی در ضیافت نوزده روزۀ بهائی هم بخوبی مشاهده می شود.

« قَدْ رُقِمَ عَلَیکُمُ الضِّیافَةُ فی کُلِّ شَهرٍ مَرَةً واحِدَةً وَلَو بِالمآءِ اِنَّ اللهَ اَرادَ أن یُؤَلِّفَ بَینَ القُلوبِ وَلَو بِاَسبابِ السَّمواتِ وَ الاَرَضینَ»(۳)

ایدۀ ضیافت تا حال تدریجاً بحدّی گسترش یافته که تحت مؤسّسۀ بهائی ضیافت نوزده روزه که طبق تقویم ۱۹ ماهۀ بهائی هر نوزده روز یکبار تشکیل می گردد استقرار یافته.

در سال ۱۹۵۸، اِلنور روزولت (Eleanor Roosevelt ) (نفسی که عموم باید صمیمانه ممنون ایشان باشند) مشاهدات بسیار روشن بینانه در مورد حقوق بشر نموده. در یکی از جلسات ایشان دربارۀ یگانگی بشر (یا برادری بشر که در بیانیۀ حقوق بشر آمریکا ذکر شده) سخنرانی نموده که بعضی از مطالب آن که مربوط به حقوق بشر است دستچین گردیده به مضمون در زیر آمده:

« در کجا می توان وحدت بشر را پیدا نمود؟

در مکان های بسیار کوچک در نزدیکی های منزل خویش ـ بقدری نزدیک و بقدری کوچک که روی هیچ نقشه دنیا آن را نمی توان یافت.

ولی همین محله های کوچک دنیائی عظیم برای هر فردی می باشد: در همسایگی خویش، در مدرسه و یا دانشگاه، کارخانه، مزرعه و یا اداره ای که در آن بکار مشغولند.

... اگر وحدت بشر در چنین مکان هائی معنی دار شود در تمام نقاط دیگر هم پر معنی می گردد. بدون اقدامات هماهنگ شدۀ افراد برای حفاظت وحدت بشر در این نقاط کوچک ما تقلائی بیهوده برای عملی نمودن آن در سطح جهانی می نمائیم.»

لازم نیست که از اصل زیبای وحدت انسانی به صورت نکته ای انتزاعی و غیر عملی صحبت کرد. مانند بسیاری عقاید زیبای دیگر بسیار راحت است که درباره اش گفتگو کرد ـ هم چنین راحت است که بدان معتقد بود ـ ولی آن چنان آسان نیست که در زندگی بدان عمل نمود.

«شما بایستی انعقاد و تشکیل محافل ضیافتی نوزده روزه را ادامه بدهید، انعقاد جلسات مزبور بی نهایت مهّم و پسندیده است ولی وقتی که خود را برای حضور در محافل حاضر می کنید قبل از دخول قلب خود را از هر آلایشی پاک و مقّدس کنید؛ ساحتِ افکار را از مٰا سِوَی الله [غیر از خدا] منزّه نموده و از صمیم قلب صحبت نمائید، محّل اجتماع قلوب منقطعه سازید. این اجتماعات را به انوار آسمانی احاطه کنید، بنابراین با نهایت محبّت گِردِهم آئید، به سوی خدا توجّه کنید و بگوئید:

ای پروردگار تمام عناصری را که علّت اختلافند زائل فرما و وسائلی را که سبب اتّحاد و اتفّاقند برای ما ایجاد کن. ای پروردگار این محفل ما را به محفل ملکوتی تبدیل و به نفحات آسمانی معطّر فرما. از هر غذا و عطائی نصیبی بخش و از غذای مَحَبَّت ما را مَرزوق فرما و نعمتِ معرفت عنایت کن. نورانیّتِ ملکوتی بر ما ارزانی دار.