سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

لسان مشترک، تعلیمی از حضرت بهاءالله (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۱۱ می ۲۰۱۷

ترجمه مهرداد جعفری

تمامی مردم عالم در یک کره زندگی می نمایند و از یک هوا تنفس و همگی متعلق به یک جامعه به نام عالم انسانی می باشند. ولی تمامی این مردم زبان واحدی ندارند که با آن گفتگو نمایند. در بسیاری از مواقع قادر به فهم یکدیگر نیستیم. و باز از جهتی بسیاری اوقات در تقلّا هستیم که بتوانیم با همنوع خویش مکالمه نمائیم.

کاملاً واضح است که نداشتن زبانی مشترک مانع بزرگی برای تحقق صلح عمومی و ادراک بیشتر یکدیگر است. حضرت بهاءالله می خواهند عالم بشر یک زبان را اختیار نماید.

«جمیع مِلل نفوسی معیّن نمایند از اهل ادراک و کمال تا مجتمع شوند و به مشاورت یکدیگر یک لسان اختیار کنند چه از السن مختلفۀ موجوده و چه لسان جدید تازه اختراع نمایند و در جمیع مدارس عالم اطفال را به آن تعلیم دهند.

عنقریب جمیع اهل عالم به یک لسان و یک خط مزیّن، در این صورت هر نفسی به هر بَلدی توجّه نماید مثل آنست که در بیت خود وارد شده، این امور لازم و واجب، هر ذی بَصَر و سَمعی باید جهد نماید تا اسباب آنچه ذکر شد از عالمِ الفاظ و اقوال به عرصۀ شهود و ظهور آید.»(۳)

حضرت بهاءالله هم چنین به مجالس (شورای) ممالک توصیه می فرمایند که به این امر توجه مبذول نمایند:

«یا اَهلَ المَجالِسِ فِی البِلادِ اخْتارُوا لُغَةً مِنَ اللُّغاتِ لِیَتَکَلَّمَ بِها مَن عَلَی الاَرضِ وَ کَذلِکَ مِنَ الخُطوطِ.»(۴)

هم چنین حضرت بهاءالله یکی از علائم بلوغ عالم را داشتن خط و زبان مشترک ذکر فرموده اند.

وحدت عالم انسانی ـ دو باره سازی جامعه و خلع سلاح عمومی (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۱۵ می ۲۰۱۷

ترجمۀ مهرداد جعفری

هنگامی که نفسی دربارۀ وحدت انسانی سخن می گوید بعضی ها تصور می کنند که بیانی است بسیار «شیرین ولی غیر عملی» و یا جمله ای مانند «باید همه را دوست داشت» که هر دو فقط از جنبه ای ظاهری صادق است. حضرت ولی امرالله، نوادۀ حضرت بهاءالله در سال ۱۹۳۰ ایّامی که بعداً منجر به شروع جنگ جهانی دوّم گردید به تجزیه و تحلیل این تعلیم پرداخته اظهار فرمودند:

«اصل وحدت عالم انسانی ـ نباید اشتباه شود که اصل وحدت عالم انسانی که محور جمیع تعالیم حضرت بهاءالله است صرفاً منبعث از اظهار احساساتی ناسنجیده و بیان امیدی مبهم و نارسا نیست... بلی اصل وحدت عالم انسانی خواهان تجدید بنیان جامعه و طالب خلع سلاح کشورهای متمدّن جهان است. جهانی که به مانند هیکلی زنده در جمیع جنبه های اصل حیاتش، در نظم سیاسی اش، آمال روحانی اش، تجارت و اقتصادش، خطّ، زبانش متحّد باشد و در عین حال کشورهای عضو آن حکومت متّحده جهانی بتوانند آزادانه خصائص ملّی خود را حفظ کنند»(۳)

حضرت بهاءالله می فرمایند:

«فی الحقیقه عالم یک وطن محسوب است و مَن عَلَی الارضْ اهلِ آن.»(۴)

اظهار اصل وحدت عالم انسانی ممکن است باعث بیان دو جواب گردد: اوّل باعث ایجاد احساسی از ناامیدی و یا احساس بدبینی دربارۀ توانائی بشر است که هرگز بتواند به چنین هدفی برسد. ولی عالم انسانی تا حال ثابت کرده که بسیاری از غیر ممکن ها را امکان پذیر کرده و قادراست که جهانی متحد و صلح آمیز داشته باشد. در سال ۱۸۷۵، در ایّام حیات حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء مرقوم فرمودند:

«و بعضی اشخاص که از هِمَمِ کلیّۀ عالم انسانی بی خبرند این امر را بسیار مشکل بلکه محال و ممتنع شمرند. نه چنان است بلکه از فضل پروردگار و عنایات مقرّبین درگاه آفریدگار و همّت بی همتای نفوس کاملۀ ماهره و افکار و آراء فرائد زمانه هیچ امری در وجود ممتنع و محال نبوده و نیست. همّت، همّت؛ غیرت، غیرت لازم است. چه بسیار امور که در ازمنۀ سابقه از مقولۀ ممتنعات شمرده می شد که ابداً عقول تصوّر وقوع آن را نمی نمود حال ملاحظه می نمائیم که بسیار سهل و آسان گشته و این امرِ اعظمِ اَقوَم که فِی الحقیقه آفتاب اَنوَر جهان مَدَنیّت و سبب فوز و فلاح و راحت و نجاح کل است از چه جهت ممتنع و محال فرض شود.»(۵)

یکی از تصوّرات غلط مربوطه این است که هنگامی که ما توانستیم تمامی معضلات بشری را حل نمائیم در شرایطی هستیم که بتوانیم به وحدت بشر دست یابیم. حضرت بهاءالله شاهد امری برعکس آن نکته می باشند:

«این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق»(۶)

عدم اتّحاد، عالم بشر را به جانب رنج و اَلَم سوق می دهد. و این صدمات تا زمانی که عالم انسان متحد نشده ادامه خواهد داشت.

تصوّر غلط دیگر این است که حکومت جهانی بناچار ستمگر می باشد.