سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

ظاهری آراسته ـ با زینت آلات اضافی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

ششم می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

امروزه داشتن ظاهری آراسته ـ با اضافه نمودن زینت آلات متفاوت ـ رسم شده. هدف لباس منحصر به پوشاندن نیست ـ خیلی وظائف پیچیدۀ دیگر اجتماعی هم دارد ـ مطالبی در مورد روحیه، مقام و موقعیّت و هدف از پوشیدن اظهار داشته و حتی از جنسیّت هم گفتگو می کند. در بعضی از شرایط ادیان هم نظریاتی در مورد لباس نیز دارند ـ به عنوان مثال حدّ مناسب و متواضعانه بودن آن را تعیین می کنند. در بعضی از شرایط همین محدودیّت ها باعث فشار و تضییقات شده، بخصوص هنگامی که به بانوان تحمیل شود.

حضرت بَهاءُالله محدودیّت لباس از جنبۀ دینی آن را از میان برداشته اند.

«بشارتِ هفتم: زِمامِ اَلبِسه و ترتیب لِحا [ریش ها] و اصلاحِ آن در قبضۀ اختیار عباد گذارده شد وَلکن اِیّاکُم یا قومُ اَنْ تَجْعَلوا اَنفُسَکُم مَلعَبَ الجاهِلینَ.» (۳) [مضمون به فارسی: ولکن ای قوم مبادا خودتان را بازیچۀ نادانان قراردهید.]

و بجای آن حضرت بهاءالله برای بشر نظری متفاوت در مورد تزئینات دارند.

«زَیِّنُوا رُؤوسَکُمْ بِاِکلیلِ الاَمانَةِ وَ الوَفاءِ وَ قلوبَکُم بِرَداءِ التَّقویٰ وَ اَلسُنَکُم بِالصِّدقِ الخالِصِ وَ هَیاکِلَکُم بِطِرازِ الآدابِ. کُلُّ ذلِکَ مِنْ سَجِیَّةِ الاِنسانِ لَو اَنتُم مِنَ المُتَبَصِّرینَ.» (۴) [مضمون به فارسی: زینت دهید سرهایتان به تاج امانت و وفا و قلوبتان را به جامۀ تقوی و زبان هایتان را به صداقت و راستی خالص و بدن هایتان را به زینت آداب. همۀ اینها از صفات و خُلق و خوی انسان است، اگر از دانایان و اهل بصیرت باشید.]

آنچه که به عنوان «زینت آلات» از آثار حضرت بهاءالله می توان استنباط نمود شش زینت را باید ذکر کرد که بطور خلاصه در زیر آمده:

اوّلین زینتی که حضرت بهاءالله در نظر دارند «معرفتِ انسان است به نفسِ خود» و «به آنچه سببِ عُلُوّ [بزرگی قدر و مرتبه] و دُنُوّ [پستی قدر و مرتبه] و عزّت و ثروت و فقر است.» که ادامۀ آن این است که آن ثروت حاصله باعث بهبودی نفس خویش و دیگران گردد. (۵)

چگونه حضرت بهاءالله به ارض اقدس رسیدند؟ (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۴ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حقیقتی تاریخی است که بنا به امر سلطان عثمانی، حضرت بهاءالله از شهری به شهری تبعید گردیده نهایتاً به شهر عَکّا رسیدند ـ ارضِ اَقدَس.

به نظر نمی رسد لازم باشد توضیحی دربارۀ «اَرضِ مُقدّس» که در چه منطقه ای قرار دارد داده شود، زیرا شهرتش به حدّی است که ذکرش لزومی ندارد. یهودیّت، مسیحیّت و اسلام مانند دیانت بهائی آن منطقه را مقدّس می شمارند. برای بسیاری از انسان های ساکن زمین ارض مقدّس قلب روحانیّت می باشد.

سرزمینی که اَشعیا دربارۀ آن چنین اظهار داشته:

«و در ایّام آخر واقع خواهد شد که کوه خدا، خانۀ خداوند بر قلّۀ کوه ها ثابت خواهد شد و فوق تل ها برافراشته خواهد گردید و جمیع امّت ها به سوی آن روان خواهند شد... ایشان شمشیرهای خود را برای گاو آهن و نیزه های خویش را برای ارّه خواهند شکست و اُمّتی بر اُمّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت.» (۳)

چنین پیشگوئی هم مکرراً در انجیل آورده شد و مجسمه ای برنزی در نزدیک درب ورودی سازمان ملل متّحد در نیویورک نمادی از این چشم انداز اَشعیا است که نشان دهندۀ تبدیل ابزار جنگ به وسیلۀ صلح است.

حضرت عبدُالبهاء، فرزند اَرشَدِ حضرت بهاءُالله بیانات زیر را در همین زمینه فرمودند:

«چون جمالِ مُبارک [حضرت بهاءالله] به این سِجن در ارضِ مقدّس رسیدند، دانایان بیدار شدند که بشاراتی که خدا در دو سه هزار سال پیش از لِسان [زبان] انبیا داده بود ظاهر شد و خداوند به وعده وفا نمود. زیرا به بعضی انبیا وحی فرموده و بشارت به ارضِ مقدّس داده که رَبُّ الجُنُود دراو ظاهر خواهد شد؛ جمیع این وعده ها وفا شد. و اگر چنانچه تعرّضِ اَعدا نبود و این نفی و تبعید واقع نمی گشت عقل باور نمی کرد که جَمالِ مُبارک از ایران هجرت نمایند و در این ارضِ مقدّس خیمه بر افرازند. مقصودِ اَعدا این بود که این سِجن سبب شود و بکلّی امرِ مُبارک [دین بهائی] محو و نابود گردد و حال آن که سجن مبارک تأییدِ اعظم شد و سبب ترویج گشت، صیتِ اِلهی به شرق و غرب رسید و اشعۀ شمسِ حقیقت به جمیع آفاق درخشید.»(۴)