سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

بیتُ العَدلِ اَعظَم و جهانی مرتّباً در حال تغییر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

دهم سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

آثار نازله از قلمِ حضرت بهاءُالله که مُجَلَّداتِ متعدّدِ قطوری مَملو از عنایات و مطالبِ اِلهی است توجّه مخصوصی نسبت به حیات نوع بشر داشته. همین آثار راهنمایی مشخّصی است در مورد رشد و شکوفاییِ جوامعِ بهائی که بعد از صعودِ [درگذشتِ] حضرت بهاءُالله تدریجاً به وجود آمده و رشد خواهند کرد. در رابطه با همین موضوع در کتابِ مستطابِ اَقدَس حضرت بهاءُالله چنین می فرمایند:

«قُلْ یا قَومُ لا یَأخُذُکُمُ الاِضطِرابُ اِذا غابَ مَلَکوتُ ظُهُوری وَ سَکَنَتْ اَمواجُ بَحرِ بَیانیٖ اِنَّ فیٖ ظُهُوریٖ لَحِکمَةً وَ فیٖ غَیبَتیٖ حِکمَةً اُخْریٰ مَا اطَّلَعَ بِها اِلَّا اللهُ الفَردُ الخَبیرُ وَ نَراکُمْ مِنْ اُفُقِیَ الاَبْهیٰ وَ نَنْصُرُ مَنْ قامَ عَلیٰ نُصرَةِ اَمریٖ بِجُنودٍ مِنَ المَلَأِ الاَعلیٰ وَ قَبیلٍ مِنَ المَلائِکَةِ المُقَرَّبینَ.۳ [مضمون به فارسی: بگو ای قوم زمانی که ملکوتِ ظهورم نهان شد و امواج دریای بیانم ساکن گردید[اشاره به وفاتشان] شما را اضطراب نگیرد. بدرستی که در ظهورم حکمتی است و در نبودنم حکمتی دیگر که اَحَدی به آن جز خداوند فردِ آگاه اطلاع نیافت. و ما شما را از افقِ ابهایمان می بینیم و کسی را که بر یاری امرم قیام کند با لشکرهایی از ملأ اعلی و گروهی از ملائکۀ مقرّب نصرت می کنیم.]

در این مقام این بیانات هم مانند آنچه در چندین مقالۀ قبلی ذکر گردیده به ادامۀ مستمرِّ حقیقتی روحانی اشاره می کند. http://noghtenazar.org/node/1765 و
http://noghtenazar.org/node/1766 هم چنین شاهد نصایح حضرتشان در امورِ دنیایِ مادّی هستیم. باز همان طوری که در یکی از مقالات اشاره شد اوّلین امری که لازم بود انجام گیرد و گرفت انتصاب حضرت عبدُالبهاء http://noghtenazar.org/node/1523 به عنوانِ مُبَیِّنِ آیاتِ اِلهی و تعالیم حضرت بهاءُالله بود و «مرکزی» که بعد از صعودِ حضرتشان تمامی نفوس جامعه باید به ایشان متوجّه گردند. حال می دانیم که وجود حضرت عبدُالبهاء تا چه اندازه ای در متّحد نمودن آحادِ جامعه و هم چنین استقرارِ اساسِ وحدتِ عالَمِ انسانی بعد از صعودِ حضرت بهاءُالله حیاتی و حسّاس بوده و هست.

در مورد این موضوع وحدت و در مقام دیگر که نظر حضرت بهاءُالله را نشان می دهد و در کتابِ اَقدَس و دیگر مُتمِّماتِ نازله بیان فرمودند استقرارِ «بیتُ العَدلِ اَعظمِ اِلهی» است. علاوه بر این که بیتُ العَدلِ اَعظم هیئتِ حاکمۀ بینُ المِللیِ دیانتِ بهائی است مرکز و بنیانِ اِتّحادِ نوعِ بشر هم می باشد. در میان وظائف بیتُ العَدل تصمیم گیری در اموری است که صریحاً در آثارِ نازلۀ اَمرِ اِلهی نیامده. بیتُ العَدل مأمور به «قانون گذاری» می باشد و نه تنها قانون گذاری بلکه مختارند قوانینِ (غیرِ مَنصوصه) را هم تغییر دهند.

«باید اُمَنایِ بیتِ عدل مشورت نمایند، آنچه را پسندیده مُجریٰ دارند. اِنَّهُ یُلْهِمُهُمْ ما یَشاءُ وَ هُوَ المُدَبِّرُ العَلیمُ.» ۴ [مضمون به فارسی: بدرستی که او [خداوند] اِلهام می کند به ایشان آنچه را که می خواهد و او تدبیرکنندۀ بسیار دانا است.]

فرستادگانِ اِلهی و حقیقتِ نسبیِ دین (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

نهم سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در مقالات اخیر در مواقعی که به «مَظهَرِ ظهور» و «پیامبران» اشاره گردیده منظور نفوس مقدّسی مانند حضرت بهاءُالله، حضرت مسیح، حضرت بودا و حضرت محمّد می باشند. ولی چنین کلامی شاید به اندازۀ کافی بیانی رسا و گویا نباشد همان طوری که در مقالۀ قبلی مطالبی در مورد کلامِ اِلهی http://noghtenazar.org/node/1765 تشریح گردید که شاید حقیقتِ مطلب را ادا نکند.

حقیقتِ دقیقِ مَظاهرِ مقدّسه در واقع یکی از نکاتی است که باعثِ ظهورِ نظراتِ مخالف و متفاوت بین ادیان مختلفه بوده. همان طوری که ممکن است قابل انتظار باشد و با توجّه به نکتۀ تمرکزِ آثارِ نازلۀ دیانتِ بهائی که «وحدتِ عالَمِ انسانی» است، حضرت بهاءُالله طریق جدیدی را ارائه می دهند که بتوان بر مشکلاتی که عامل اختلاف است فائق آمد. یافتن طرقی که بتوان زبانی مشترک برای تفاهم و از بین بردن اختلافات ادیان ایجاد نمود امری حیاتی است. «کتاب مستطاب ایقان» http://noghtenazar.org/node/1530 همان طوری که قبلاً دیده شده چنین زمینه ای را فراهم نموده. یکی از نظرات قابل توجّه را حضرت بهاءُالله بیان فرمودند:

«یا اِلهی اِذا اَنظُرُ اِلی نِسبَتی اِلیکَ اُحِبُّ بِاَنْ اَقولَ فیٖ کُلِّ شَیءٍ بِاَنّیٖ اَنَا اللهُ وَ اِذا اَنظُرُ اِلی نَفسیٖ اُشاهِدُها اَحْقَرَ مِنَ الطّینِ.»‌ ۳ [مضمون به فارسی: ای خدای من زمانی که به نسبت خودم به تو نظر می کنم دوست دارم که در کلّ اشیاء بگویم که همانا من خدایم؛ و وقتی که به خودم می نگرم خویش را کوچک تر و پست تر از خاک و گِل می بینم.]

کلیّۀ اختلافات میان نوع بشر در مورد حقیقتِ پیامبران اِلهی در نکتۀ «نسبیّت» خلاصه می شود. هر نوع نظریه ای در مورد حقائق مذهب از دید هر ناظری امری نسبی است. لذا ما می توانیم بیش از یک حقیقت را همزمان تصدیق کنیم- به عنوان یک ناظر آنها بطور برابر درست هستند. بنابراین به عنوان مثال از دید یک فرد مسیحی «حضرت مسیح خدا» هستند زیرا که در وجود حضرت مسیح حضرت پروردگار را می بینند ولی در برای مسلمانان می توان گفت که «حضرت محمّد بندۀ پروردگار» می باشند، زیرا که خداوند بطور کلّی غیر قابل ادراک هر موجود در عالم خاکی است.

حضرت شوقی افندی «نسبیّت حقیقت ادیان» را در بیانی تأئید می فرمایند:

«داشتن چنین عقیده نسبت به این ظهور [دین بهائی] به منزلۀ نقضِ غرض و مُباینِ روحِ این اَمر [دین بهائی] است و بِالضّروره با اُسِّ اَساسِ معتقداتِ بهائی مُغایرت دارد. چه اساسِ این معتقدات آن است که حقایقِ ادیان مطلق نبوده بَلْ نسبی است و ادیان و ظهوراتِ اِلهیّه مرتّباً مستمرّاً در عالَم ظاهر شده و همواره رو به ترقّی و تکامل می باشند و هیچ یک جنبۀ خاتَمیّت نداشته و بر حسب تصادف و اتّفاق ظاهر نمی گردند. فِی الحقیقه همان طور که اَهلِ بَهاء [بهائیان] داعیۀ [ادّعای] پیروانِ مذاهبِ سالفه [گذشته] را دائر به خاتَمیّت شارعِ خویش موکّداً و صریحاً رَدّ می نمایند به همان نحو نیز اعتقاد به خاتَمیّتِ ظهوری را که خود نیز بدان منتسب اند [دین بهائی] مردود می شمارند. در نظر اَهلِ بهاء این طرز تفکّر و ادراک که "جمیعِ ظهوراتْ [ظهورِ اَدیان] مُنتهی شده و اَبوابِ رحمتِ اِلهی مسدود گشته دیگر از مَشارقِ قُدسِ معنوی شمسی طالع نمی شود و از بَحرِ قِدَمِ صَمَدانی اَمواجی ظاهر نگردد و از خِیامِ غَیبِ رَبّانی هیکلی مشهود نیاید" به منزلۀ انحرافی شدید و مَذموم نسبت به یکی از مَبادیِ مقدّسه و اساسیّۀ این اَمر [دین بهائی] به شمار می رود.» ۴