سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

حقوق کارگران (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در یکی از مقالات گذشته مشاهده شد http://www.noghtenazar.org/node/1531 یکی از تعالیم حضرت بهاءُالله تعدیلِ مَعیشت می باشد. آنچه که در این مسأله حضرت بهاءُالله در نظر داشتند در مورد رؤسا و پادشاهان حاکم بر جوامع بود که برای خویش قصرهای عالی می سازند در حالی که مردم در فقر و فاقه زندگی می کنند http://www.noghtenazar.org/node/1655 و این درحالی است که حضرتشان بِنَفسِه برده ای را که به توارث به ایشان رسیده بود آزاد نمودند
http://www.noghtenazar.org/node/1527 و این رفتار مبارک مسلماً تأئیدی اساسی به مقام و کرامت انسانی است.

همچنین حضرت بهاءُالله امر فرمودند که زحمتکشان و کارگران هم باید حقوقِ حقّۀ خود را دریافت نمایند.

«اَهلِ بَهاء [بهائیان] باید اَجرِ اَحَدی را اِنکار ننمایند و اربابِ هُنر را محترم دارند و بمثابه حزبِ قبلْ لِسان را به بدگوئی نیالایند.» ۳

حضرت عبدُالبهاء هم تبییناتی دربارۀ روابط بین کارگران و کارفرمایان بدین نحو دارند:

«... اصحابِ فَبریک [کارخانه داران] صاحب کارخانه ها هر روز کنزی [گنجی] به دست آرند ولی بیچارگان عَمَله به قدرِ کفایتِ مَعیشتِ یومیّه اُجرت نگیرند. این نهایت اِعتساف [ستم] است البتّه انسان مُنصف قبول ننماید. پس یا باید نظامات و قوانینی گذاشت که گروه عَمَله اُجرتِ یومیّه از صاحبِ فَبریک بگیرند و شرکتی در رُبع و یا خُمسِ منافع به اقتضایِ وُسعِ فَبریک [کارخانه] داشته باشند و یا در منافع و فوائدْ گروه عمله با صاحب فبریک بنوع معتدلی مشترک گردند یعنی رَأسُ المال [سرمایه] و اداره از صاحب فبریک و شغل و عمل از گروه فَعله [کارگر]، و یا آن که عَمَله به قدرِ مَعیشتِ معتدله اُجرتِ یومیّه گیرند و چون سَقَط [از کار افتاده] یا عاجز یا ناتوان گردند به قدرِ کفایتْ حقِّ استفاده از وارداتِ فَبریقه [کارخانه] داشته باشند و یا اُجرت به اندازه ای باشد که عَمَله به صَرفِ مقداری از اجرت قناعت نمایند و اندکی از برای روز عجز و ناتوانی اندوخته کنند.» ۴

به جهت این که هر حکومتی باید مسؤولیّت خویش را در اجرای عدالت در میان گروه های مختلف جامعه معمول دارد حضرت عبدُالبهاء آنچه را که حضرت بهاءُالله در مورد وظائف دولت دربارۀ عدالت بیان فرمودند با ندای بلندتری به گوش همگان رساندند. در بیانی دیگر حضرت عبدُالبهاء می فرمایند این مطالب اموری خصوصی نیست و دولت ها باید مداخله نمایند.

وادیِ معرفت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۷ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

هفت وادی http://www.noghtenazar.org/node/1645 یکی از آثار حضرت بهاءُالله می باشد که شرح داستان قدیمی ادبی سفر روح انسانی است. هفت وادی در سال ۱۸۶۰ بعد از مراجعت از دو سال حیاتِ عزلت در کوه های سلیمانیه نازل گردید.
http://www.noghtenazar.org/node/1580 هرکدام از مراحل این هفت وادی به این ترتیب است: وادی طلب، وادی عشق، وادی معرفت، وادی توحید، وادی استغنا، وادی حیرت، وادی فقر حقیقی و فنای اصلی.

تمامی هفت وادی مجموعه ای است که درک و استنباط مطالب آن تفکّرات انسانی را به چالش می کشد. البتّه نمی توان آن را به عنوان حُکم و قانونی مُحکم محسوب داشت و به همین نحو نباید معانیِ ظاهرۀ کلمات را هم مدّ نظر داشت. به هر تقدیر حضرت بهاءُالله وادی معرفت را «آخرین مرحلۀ محدودیّت» محسوب می فرمایند که از جهتی می توان گفت نسبت به وادی های بعدی بیشتر به زندگی روزانۀ عادی مربوط می باشد. در این وادی حضرت بهاءُالله از شعری از ادبیات فارسی یاد می فرمایند که اشاره به نکته ای بسیار اساسی است.

«دلِ هر ذرّه ای که بشکافی آفتابیش در میان بینی» ۳

محتملاً در این مقام حضرت بهاءُالله به معرفتی (علمی) اشاره می فرمایند که امروزه به عنوان «فیزیک هسته ای» می شناسیم. تمامی این وادی اشاره می کند به این که «آنچه که به نظر می رسد واقعیّت ندارد». ظاهر مطالب بسیار راحت تر است.

«(طالب) در ظلمْ عدلْ بیند و در عدلْ فضلْ مشاهده کند؛ در جهلْ عِلم ها مَستور بیند و درعِلم ها صدهزار حکمت ها آشکار» ۴

در این وادی حضرت بهاءُالله از عاشقی بی نام ذکر می برند که «در هجرِ معشوقش جان می باخت». گرچه اسمی از عاشق نیامده ولی می توان حدس زد که اشاره به داستان لیلی و مجنون می باشد که در آثار حضرت بهاءُالله هم ذکری از آن شده است ـ که مشخّص است منظور از آن دو عاشق چه کسانی هستند. باید گفت این داستان قدیمی اشاره به جستجویِ روح انسانی دارد که در پیِ خالق خویش است.داستان آن بدین شرح آمده.