سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

انقطاع از عالم مادّی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۹ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله از پیروان خویش می خواهند که حیاتی روحانی داشته باشند ولی منظور از روحانی آن نیست که مانند مُرتاضان در اِنزوا زندگی کنند. همان طوری که در مقاله ای قبلاً اشاره گردید http://noghtenazar.org/node/1594 حضرت بهاءُالله نمی فرمایند دنیای مادی ذاتاً چیزِ نامطلوبی است. مجموعه ای است از بسیاری نکات که تدریجاً باید حیاتِ روحانی ما در آن رشد نماید و حقیقتِ مادّیات هم از عَوالِمِ روحانی با بشر سخن می گوید. ولی هدف بشر در این دنیا نباید حیاتی مادّی باشد. این عالَم یکی از عَوالِمِ سفرِ ماست.

«اَیْنَ الَّذینَ کانُوا قَبلَکُم وَ تَطوفُ فیٖ حَولِهِم ذَواتُ الجَمالِ... سَوفَ یَأتیٖ دُونَکُم وَ یَتَصَرَّفُ فیٖ اَموالِکُم وَ یَسْکُنُ فیٖ بُیوتِکُمْ» ۳ [مضمون به فارسی: کجایند آنانی که قبل از شما بودند و زیبارویان پیرامونِ ایشان می گشتند... بزودی غیرِ شما خواهد آمد و اموالتان را تصرّف خواهد کرد و در خانه هایتان ساکن خواهد شد.]

گرچه نه کاملاً ولی بشر حقیقت اشیاء را از طریق احساسات خویش دریافته و در بسیاری از موارد این احساسات حقائق را آن طور که باید و شاید منتقل نمی نماید.

«دنیا نمایشی است بی حقیقت، و نیستی است به صورتِ هستی آراسته، دل به او مبندید و از پروردگار خود مگسلید و مباشید از غفلتکنندگان. براستی می گویم که مَثَلِ دنیا مِثلِ سَرابی است که به صورت آب نُماید و صاحبانِ عَطش در طلبش جهدِ بلیغ نمایند و چون به او رسند بی بهره و بی نصیب مانند.» ۴

علی رغم این امر، حضرت بهاءُالله مایل نیستند پیروانشان ترکِ دنیا نموده بلکه برعکس باید سعی نمود برای نوع بشر مفید واقع شد. ۵

«یَنْبَغیٖ لِلاِنسانِ اَنْ یَظهَرَ مِنهُ مٰا یَنْتَفِعُ بِهِ العِبادُ» ۶ [مضمون به فارسی: شایستۀ انسان است که از او چیزی ظاهر شود که بندگان از آن نفع می برند.]

«امروز انسان کسى است که به خدمتِ جميعِ مَنْ عَلَى الاَرضْ [اهلِ زمین] قيام نمايد.» ۷

علاوه بر آن آرزوی حضرتشان آن چنین نیست که نوع بشر از عالمِ مادّی بهره ای نگیرند.

«اِنَّ الّذیٖ لَنْ یَمْنَعَهُ شَیْءٌ عَنِ اللهِ لابَأسَ عَلَیهِ لَوْ یُزَیِّنُ نَفْسَهُ بِحُلَلِ الأرضِ وَ زینَتِها وَ مٰا خُلِقَ فیهٰا لِأنَّ اللهَ خَلَقَ کُلَّ مٰا فِی السَّمواتِ وَ الأرضِ لِعِبادِهِ المُوَحِّدینَ کُلوا یا قَومُ مٰا اَحَلَّ اللهُ عَلَیکُم وَ لا تَحْرِمُوا اَنفُسَکُم عَنْ بَدایِعِ نَعْمائِهٖ ثُمَّ اشْکُرُوهُ وَ کُونُوا مِنَ الشّاکِرینَ» ۸ [مضمون به فارسی: بدرستی کسی که چیزی او را از خدا بازنمی دارد، اشکالی ندارد اگر خودش را به لباس های نیکو و زینت هایِ زمین و آنچه در زمین خلق شده آرایش بخشد چه که خداوند کلّ آنچه را که در آسمان ها و زمین است برای بندگانِ مُوحّدَش آفرید. ای قوم بخورید آنچه را که خدا برای شما حلال کرده و خودتان را از نعمت های بدیع و تازه اش محروم نکنید سپس او را شکر کنید و از شاکرین باشید.]

ولی تمامی علائم شاهد آن است که بشر توجّهِ خویش را به این عالم مادّی معطوف می سازد که نتیجۀ آن صدمه و درد است که نصیب خودش می گردد.

«لا تَفْرَحُوا بِمٰا اُوتیٖتُمْ مِنْ زینَةِ الأرضِ وَ لا تَعْتَمِدُوا عَلَیْهٰا... کَذلِکَ نَنْصَحُکُمْ بِالعَدلِ وَ نُذَکِّرُکُمْ بِالحَقِّ لَعَلَّ تَکُونُنَّ مِنَ المُتَذَکِّرینَ وَ لا تَحمِلُوا عَلَی النّاسِ ما لا تَحمِلُوهُ عَلیٰ اَنْفُسِکُم وَ لَنْ تَرْضَوا لِأحَدٍ ما لا تَرْضَوْنَهُ لَکُمْ وَ هذا خَیرُ النُّصْحِ لَوْ اَنتُم مِنَ السّامِعینَ.» ۹ [مضمون به فارسی: شاد مشوید به آنچه که از زینتِ زمین به شما داده شده و بر آن اعتماد نکنید... اینچنین شما را بعدل نصیحت می کنیم و براستی یادآوری می کنیم شاید از پندگیرندگان باشید. و آنچه را که بر خودتان تحمیل نمی کنید بر مردم تحمیل نکنید و هرگز برای احدی نپسندید آنچه را که آن را برای خود نمی پسندید. و این بهترین نصیحت است. اگر از شنوندگان باشید.]

تمام اشیاء متغیّر است مگر روح (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۸ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

یکی از غم انگیز ترین سخنرانی های ایراد شده مربوط به سخنرانیِ یکی از رهبران سیاسی به نام رابرت کندی (Robert Kennedy) در ایندیاناپولیس (Indianpolis) در سال ۱۹۶۸ است؛ در همان شبی که مارتین لوترکنیگ (Martin Luther King) کشته شد. خود رابرت کندی هم ۶۳ روز بعد کشته شد.

وقتی رابرت کندی صحبت می کرد فِقدانِ برادرش و اشعاری از شاعر یونانی ایسْکیلِس (Aeschylus) را به یادآورد.

«حتّی در خوابمان، درد را که نمی شود فراموشش کرد قطره قطره بر قلب می ریزد، تا این که، در عینِ ناامیدیمان، خلاف خواسته مان، حکمت و دانایی بواسطۀ فیض و لطفِ عظیمِ خدا سرمی رسد.»

این خودش سندی است اگر به دنبال چنین مدرکی می باشیم- حتّی بعد از گذشت هزار سال حقیقتِ روح تغییر نمی کند.

به همین دلیل آثار تعالیم اساسی روحانی ادیان گذشته با ما سخن می گویند که هنوز هم حقیقت داشته و عامل بهبودی و آسایش است. به همین دلیل متونی چون باگِوِد گیتا (Bhagavad Gita) و انجیل گرچه از فرهنگ هائی دیگر سرچشمه گرفته اند همین بصیرت و بینش را نشان می دهد. در "کلماتِ مکنونه" http://noghtenazar.org/node/155 حضرت بهاءُالله با توجّه به همان متون باقی مانده به عنوان میراثِ روحانی، جوهرِ حقیقتِ روح انسانی را که واقعیتی است موجود بطوری مختصر بیان می فرمایند.

اگر چه حقیقت روح انسان تغییری نکرده است ولی تمامی آنچه که در طبیعت خلق شده تغییر یافته. و با چنین تغییراتی فهم و اجرای بسیاری از تعالیمی که مربوط به روابط اجتماعی است و دیگر در شرایط دنیای نوین قابل اجرا نیست امری است که مشکل به نظر خواهد آمد.

در انجیل در جواب سؤالی که چرا حواریون روزه نگرفتند حضرت مسیح با مثالی چنین جواب دادند:

«از این گذشته، روزۀ شما یکی از مراسم کهنه ای است که با روش جدید من سازگار نمی باشد. مثل اینست که یک تکه پارچۀ نو را به لباس کهنه وصله کنید، می دانید چه می شود؟ بزودی وصله جدا می شود و پارگی لباس بدتر از اوّل می گردد. همچنین، خودتان بهتر می دانید که شرابِ تازه را در مَشکِ کهنه نمی ریزند، چون مَشکِ کهنه می ترکد، آنگاه هم شراب از بین می رود و هم مَشک. شراب تازه، مَشکِ تازه می خواهد.» (مَرقُس، فصل دوّم، آیات ۲۱ و ۲۲)

بلافاصله بعد از این مثال حضرت مسیح دربارۀ قانونِ سَبتْ بیانات فرمودند. قانونی که حضرت مسیح برای آن زمان لازم می دانستند که در مقایسه با قوانین گذشته باید در انجیل نازل شده باشد.

این پیام کاملاً واضح است- دوره ای جدید، چار چوبی لازم دارد که مناسب آن زمان تازه باشد.

آنچه را در بالا ذکر گردید می توان در آثارِ بهائی به این نحوه پیدا نمود که تعالیم روحانی تغییری نمی کنند در حالی که که تعالیم اجتماعی براساس زمان و مکان متغیّر است.

بر همین اساس در جواب سؤالی در این مورد حضرت بهاءُالله بیانات زیر را نازل فرمودند:

«این که از نامه های آسمانی پرسش رفته بود، رگِ جهان در دستِ پزشکِ دانا است، درد را می بیند و بدانائی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سَر را آوازی. دردِ امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.» (3)

حضرت عبدُالبهاء http://noghtenazar.org/node/1523 هم وحدتِ اصلی و ذاتیِ ادیان و وحدتِ مؤسّسینِ ادیان [مَظاهرِ ظهور یا پیامبران] را متذکّر می گردند- اگرچه این را هم توضیح می فرمایند که رشد ادیان هم رشدی است مانند تمامی موجودات زنده:

«مقصد اينست دينُ الله يکى است که مربّى عالمِ انسانيست ولکن تجدّدْ لازمْ. درختى را چون بنشانى روز بروز نشو و نما نمايد و برگ و شکوفه کند و ميوۀ تَر به بارآرد، لکن بعد از مدّت مَديد کهن گردد، از ثمر باز ماند. لهذا باغبانِ حقيقتْ دانۀ همان شَجَر را گرفته در زمين پاک می کارد دوباره شَجَرِ اوّل ظاهر می شود.

دقّت نمائيد در عالَمِ وجود هر چيزی را تجدّد لازم. نظر به عالمِ جسمانى نمائيد که حال جهانْ تجدّد يافته افکار تجدّد يافته عادات تجدّد يافته علوم و فنون تجدّد يافته مشروعات و اکتشافات تجدّد يافته ادراکات تجدّد يافته پس چگونه می شود که امرِ عظيمِ دينى که کافِلِ [ضامنِ] ترقّياتِ فوقُ العادۀ عالم انسانيست و سبب حياتِ ابدى و مروّجِ فضائلِ نامتناهى و نورانيّتِ دو جهانی بی تجدّد مانَد. اين مخالف فضل و موهبتِ حضرتِ يزدانى است. و ديانت عبارت از عقايد و رسوم نيست. ديانت عبارت از تعاليمِ الهيست که مُحيىِ [زنده کنندۀ] عالَمِ انسانيست و سبب تربيتِ اَفکارِ عالى و تحسين اخلاق و ترويج مَبادىِ عزّتِ ابديّۀ عالَمِ انسانیست. ملاحظه کن که اين هيجان افکار و شعلۀ نارِ حَرْب [جنگ] و بُغض و عُدوان [ظلم و ستم] بین مِلل و ظلم و تعدّی به یکدیگر که بکلّی آسایش عالم انسانی را زایل نموده جز به ماءِ [آبِ] تعالیمِ اِلهی خاموش گردد؟ البتّه نگردد. این واضح و آشکار است. یک قوّۀ ماوراءُالطّبیعه لازم که این ظلمت را به نور تبدیل نماید و این عَداوت و بَغضا [بغض و دشمنیِ سخت] و جنگ و جِدال را به اُلفت و مَحَبَّتِ بینِ عمومِ بشر مبدّل نماید. این قوّه نَفَثاتِ رُوحُ القُدُس [الهامات و القائات و فیضِ اِلهی] است و نفوذِ کلمةُ الله.»(4)