سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

حکومت عادل و حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۵ آپریل۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

ما در دورانی زندگی می کنیم که عدم اعتماد مابین آحادِ جامعه و مؤسّساتِ حکومتی دائماً زیاد می شود. نفوس عادی جامعه در پی یافتن جواب سؤالاتی هستند که چرا حکومت ها قادر به حاکمیّت نیستند ـ گرچه مؤسّسات دولتی صادقانه سعی می کنند با این افرادی که تحت تأثیر چنین عقایدی هستند در تماس بوده و رضایتشان را به دست بیاورند. باید دید که حضرت بهاءالله چه شرایطی را برای حکومت خوب و عادل لازم می دانند؟

حضرت بهاءالله در دوران حیات خویش تحت حکومتی سلطنتی زندگی کردند. تجربیات شخصی حضرتشان عبارت بود از ستمِ مطلق ـ که شامل زندانی و تبعیدی غیرعادلانه بود. حکومت عادل یکی از اَوامِر و دستورات اکید حضرت بهاءالله می باشد که در آثارشان نازل شده.

«یا مَعشَرَ المُلوکِ اِنّا نَراکُم فیٖ کُلِّ سَنَةٍ تَزدادُونَ مَصارِفَکُم وَ تَحِملوها عَلَی الرّعیّةِ اِنْ هذا اِلّا ظلمٌ عَظیمٌ. اِتَّقُوا زَفَراتِ المَظلومِ وَ عَبَراتِهِ وَ لا تَحمِلوُا عَلَی الرَّعیَّةِ فَوقَ طاقَتِهِم وَ لا تَخرِبُوهُم لِتَعمیرِ قُصُورِکُم اَنِ اخْتارُوا لَهُمْ ما تَخْتارُونَهُ لِاَنْفُسِکُم. کَذلِکَ نُبَیِّنُ لَکُم ما یَنْفَعُکُم اِنْ اَنتُم مِنَ المُتَفَرِّسینَ اِنَّهُم خَزائِنُکُم اِیّاکُم اَنْ تَحْکُمُوا عَلَیْهِم مٰا لٰا حَکَمَ بِهِ اللهُ وَ اِیّاکُم اَنْ تُسَلِّمُوها بِاَیْدِی السّارِقینَ. بِهِمْ تَحْکُمُونَ وَ تَأکُلُونَ وَ تَغلِبُونَ وَ عَلیْهِمْ تَسْتَکْبِرُونَ اِنْ هذا اِلّا اَمْرٌ عَجیبٌ.» (۳) [مضمون به فارسی: ای گروه پادشاهان بدرستی که ما می بینیم در هر سال مصارفتان را زیاد می کنید و آن را بر رعیّت و مردم حمل می کنید. این نیست مگر ستمی بسیار بزرگ. بترسید از آه و ناله ها و اشک های مظلومین و بر مردم فوق طاقتشان حمل نکنید و ایشان را برای آباد کردنِ قصرهایتان خراب نکنید. برای مردم آنچه را که برای خود می پسندید اختیار کنید. این چنین برای شما آشکار می کنیم آنچه را که به شما نفع می رساند اگر از افراد دقیق و زیرک باشید. بدرستی که رعیّت و مردم گنجینه های شما هستند مبادا بر ایشان چیزی را حکم کنید که خداوند به آن حکم نفرموده است و مبادا ایشان را به دستِ سارقین دهید. شما پادشاهان و فرمانروایان به واسطۀ مردم و رعیّت حکم می کنید و می خورید و پیروز می شوید و در عین حال بر ایشان تکبّر می ورزید. این نیست مگر امری عجیب.]

«از ظلم دست خود را کوتاه نمائید.» (۴)

با توجّه به سیستم و دستگاه های حکومتی، حضرت بهاءُالله سیستم حکومتی جمهوریت را مناسب می دانند ولی سلطنتِ مشروطه را ترجیح می دهند.

«اگر چه جمهوریّت نفعش به عمومِ اَهلِ عالَم راجع، ولکن شوکتِ سلطنتْ آیتی است از آیاتِ الهی، دوست نداریم مُدُنِ عالَم از آن محروم ماند.» (۵)

گرچه تعدادی از کشورها دارای حکومت سلطنتی هستند ولی امروزه حکومت جمهوری در بسیاری از کشورهای دیگر عالم حکمفرماست. کشورهای امریکا و کانادا، فرانسه و اسپانیا، ژاپن و کرۀ جنوبی کشورهایی هستند که در همسایگی خویش هرکدام یکی از دو سیستم های حکومتی را دارند.

حضرت بهاءالله همکاری اعضاء جامعه با دولت های متبوع خویش را نشانۀ «بلوغ عالم» محسوب فرمودند:

«از جمله علامت بلوغ دنیا آن است که نفسی تحمّلِ اَمرِ سلطنت ننماید؛ سلطنت بماند و اَحَدی اقبال نکند که وَحدَه [بتنهایی] تحمّل آن نماید. آن ایّام، ایّامِ ظهورِ عقل است ما بینِ بریّه [مردم].» (۶)

یکی از چالش های مهّم در شرایطِ حاضرِ امرِ حضرتِ بَهاءُالله در مورد نحوۀ حکومت این نکته است که دولت ها باید سعی و همّ خویش را بطور کلّی در رفاه جامعه متمرکز نمایند. خطاب به مجالسِ شورا چنین می فرمایند:

«یا اَصحابَ المَجالِسِ هُناکَ وَ فی دیارٍ اُخریٰ تَدَبَّرُوا وَ تَکَلَّمُوا فیما یَصْلُحُ بِهِ العالَمُ وَ حالُهُ لَو کُنتُم مِنَ المُتَوَسِّمینَ. اُنظُرُوا العالَمَ کَهَیکَلِ اِنسانٍ اِنَّهُ خُلِقَ صَحیحاً کامِلاً اِعْتَرَتْهُ الاَمراضُ بِالاَسبابِ المُختَلِفَةِ المُتَغایِرة.» (۷) [مضمون به فارسی: ای اصحاب مجالس در آنجا و در شهرهای دیگر تدبّر و گفتگو کنید در آنچه که عالَم و حال و وضعش بواسطۀ آن خوب و اصلاح می شود؛ اگر از هوشمندان باشید. جهان را مانند یک هیکل و پیکرِ انسانی ببینید بدرستی که صحیح و کامل خلق شد؛ بیماری ها به اسباب مختلف متغایر بر این هیکل عارض شد.]

طبیعت انسان ـ انسان بودن چه معنائی دارد (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۱۵ آپریل ۲۰۱۷

ترجمۀ مهرداد جعفری

انسان بودن چه معنائی می تواند داشته باشد؟ ندرتاً بشر به این سؤال فکر می کند. علیرغم آن صریحاً و یا تلویحاً اعمال ما بر فرضیه و یا اعتقاد به همین انسان بودن است که انجام می گیرد.

آیا انسان اصولاً خودخواه است؟ آیا ما اصولاً به عالم مادی متعلّقیم ـ جانورانی با هوش و زیرک می باشیم؟ آیا ما اساساً به خصوصیّات جسمانی خویش مانند ملیّت، جنس و یا سن خویش شناخته می شویم؟ به عنوان مثال چه الگویی از انسان در امور قضائی جامعۀ ما گنجانده شده؟

جامعه صریحاً و یا تلویحاً چگونه ما را توصیف می کند؟ زبانی که با آن صحبت می کنیم، زمینۀ فرهنگی ما، رفتار و اعمال روزانۀ ما ـ همگی تحت نفوذ اعتقاد به انسان بودن دارد. در عصری که تمام حاکمیّت تحت نفوذ رسانه های گروهی می باشد مرتباً بطور غیر مستقیم به ما متذکر می شوند که امروزه انسان بودن چه مفهومی می تواند داشته باشد. به عنوان مثال مرتبه و ارزش انسان ها همواره به مقیاس های مادّی سنجیده شده و یا با تشویق در مقدار و حجم مصرفِ موادّ مصرفی لازمه و یا خدمات مورد احتیاج است که به رقابت های متعدّد ما را سوق می دهند.

مفهوم طبیعت انسان از آنچه که از آثار حضرت بهاءُالله درک می گردد کاملاً با آنچه که امروزه با آن مواجه می باشیم بسیار متفاوت است:

«صَنَعتُکَ بِاَیادِی القُوّةِ وَ خَلَقتُکَ بِأنامِلِ القُدرَةِ وَ اَودَعتُ فِیکَ جَوهَرَ نُوری» (3) [مضمون به فارسی: تو را با دست های قوّت ساختم و با سَرانگشتان قدرت آفریدم و در تو اصل و جوهرِ نورِ خود را به امانت گذاشتم.]

«اَودَعتُ فِیکَ روُحاً مِنیّ لِتَکُونَ حَبِیباً لِی، لِمَ تَرَکتَنِی وَ طَلَبتَ مَحبُوباً سِوائِی» (4) [مضمون به فارسی: در تو روحی از خودم را به امانت گذاشتم تا این که دوست و حبیبی برای من باشی، چرا مرا ترک کردی و محبوبی غیر از من طلب نمودی.]

چنین نصایحی طرز تفکّر را بیشتر به جنبۀ روحانی بودن طبیعت انسان معطوف می سازد که حقیقتاً طبیعت انسان چیست.

مضافاً بسیاری از آثار حضرت بهاءُالله بر اساس اصالت و نجابت انسان که الگوی انسانیّت بر آن بنا نهاده شده می باشد.

«خَلَقتُکَ غَنِیّاً کَیفَ تَفتَقِرُ» (5) [مضمون به فارسی: تو را بی نیاز آفریدم چگونه محتاج می شوی]