سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

http://news.persian-bahai.org/1172

۱۲ خرداد ۱۳۹۵ (۱ ژوئن ۲۰۱۶)

کمبریج، ماساچوست- همزمان با آماده شدن جامعۀ بهائی برای برگزاری جشن‌های دویستمین سال تولد حضرت بهاءالله، دانشکده الهیات دانشگاه هاروارد (Harvard Divinity School) نیز دومین قرن تأسیس خود را جشن می‌گیرد.

وجه مشترک این دو سالگرد ارزشمند، ورای تقارن تاریخی آنها است. در اواخر قرن نوزدهم و نیمۀ نخست قرن بیستم میلادی، تعدادی از فیلسوفان، هنرمندان و نویسندگان برجستۀ آمریکایی که هم با آئین بهائی و هم با دانشگاه هاروارد در ارتباط بودند در گفتمانی پویا و سازنده پیرامون موضوع وحدت مشارکت داشتند.

این مطلب، موضوع یک سخنرانی اخیر بود که اثرات اصل وحدت و اتحاد در آئین بهائی را در رشد جامعۀ بهائی آمریکا بررسی می‌کرد. این برنامه با عنوان «دین وحدت و وحدت دین» در مرکز مطالعات ادیانِ جهانِ دانشگاه هاروارد (Harvard's Center for the Study of World Religions) برگزار شد و سخنران آن آقای ساشا دهقانی، استاد مهمان دانشگاه هاروارد بود که در مورد آئین بهائی به عنوان یک دین مستقل جهانی مشغول پژوهش است.

دکتر دهقانی می‌گوید: «وقتی من اول به دانشگاه هاروارد وارد شدم، پروفسور فرانسیس کلونی (Francis Clooney)، رئیس مرکز مطالعات ادیان جهان در خوش‌آمدگویی به من گفت: امروزه نیاز به ادیانی است که وحدت‌بخش باشند و دیوارها را فرو بریزند.»

دکتر دهقانی با طرح اینکه چگونه تلاش‌های بهائیان در سال‌های آغازین شکل‌گیری جامعۀ بهائی آمریکا متأثر از مفاهیم وحدت و یگانگی نوع بشر بود، بر نقاط عطف اساسی تأکید نمود و زندگی برخی از متفکرین برجستۀ آن دوره را مورد بررسی قرار داد.

نام آئین بهائی نخستین بار در زمان برپایی پارلمان ادیان جهان در شیکاگو در سال ۱۸۹۳، به طور عمومی در ایالات متحدۀ آمریکا مطرح شد. مفهوم وحدت ادیان یکی از موضوعات مهم مورد بررسی در این برنامه بود.

روح حاکم بر پارلمان جهانی آن سال باعث شد خانم سارا فارمر (Sarah Farmer)، صاحب مهمان‌سرای «گرین‌اکر» (Green Acre) در ایالت مین و یکی از اولین نوآوران دینی در آمریکا، کنفرانس‌هایی با موضوعات ترقی‌خواهانه در زمینه‌های علمی، هنری و دینی برگزار نماید. این کنفرانس‌ها، نویسندگان برجسته، اساتید، فیلسوفان، هنرمندان و فعالین را گرد هم آورد و فضایی برای تبادل اندیشه و پیشرفت فکری فراهم نمود.

لی اریک اشمیت (Leigh Eric Schmid)، تاریخ‌دان، در کتاب خود به نام «نفوس بی‌قرار: شکل‌گیری معنویت در آمریکا» (Restless Souls: The Making of American Spirituality)، تأثیر کنفرانس‌های «گرین‌اکر» بر گفتمان عمومی در اوایل قرن بیستم را مورد بررسی قرار می‌دهد: گردهمایی‌های «گرین‌اکر» برای بیش از دو دهه رشد کردند و توسعه یافتند در حالی که پارلمان جهانی تنها ۱۷ روز دوام آورد.

در نهایت، فعالیت‌های خانم سارا فارمر او را در تماس با آئین بهائی قرار داد و او در ابتدای قرن بیستم برای ملاقات با حضرت عبدالبهاء به عکا سفر نمود. حضرت عبدالبهاء در سفر خود به آمریکا در سال ۱۹۱۲، از «گرین‌اکر» بازدید به عمل آوردند. در طول آن سال، بسیاری از سخنرانی‌های ایشان در ایالات متحدۀ آمریکا بر موضوع وحدت ادیان و وحدت نژادی به ویژه بین سفیدپوستان و سیاه پوستان آمریکا متمرکز بود.

در اوایل قرن بیستم، تعدادی از متفکران دینی آمریکا با خانم فارمر در تماس بودند یا از «گرین‌اکر» بازدید می‌کردند و در جریان پویای تبادل اندیشه در آن محل شرکت می‌کردند. از میان این افراد می‌توان به اندیشمندان دانشگاه هاروارد، ویلیام جیمز (William James) و دبلیو.ای.بی دو بوآ (W.E.B. Du Bois)، دو تن از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان و فیلسوفان آمریکایی زمان خود اشاره کرد. ویلیام جیمز به نوبۀ خود، از علی‌قلی خان، دیپلمات ایرانی و از اعضای برجستۀ جامعۀ بهائی، دعوت کرد تا در دانشگاه هاروارد سخنرانی‌هایی در مورد آئین بهائی ایراد نماید.

آقای دی بوآ یکی از شاگردان جیمز و او اولین سیاه‌پوستی بود که مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۸۵ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. فعالیت‌های وی در مقام مؤسس انجمن ملی ترقی رنگین‌پوستان (National Association for the Advancement of Colored People (NAACP)) او را در تماس با حضرت عبدالبهاء قرار داد و ایشان در سال ۱۹۱۲ در چهارمین کنفرانس این انجمن سخنرانی نمودند. بنا بر پژوهش‌های گی مانت (Guy Mount)، دی بوآ بعدها متن سخنرانی حضرت عبدالبهاء را به همراه تصویر ایشان در مجلۀ رسمی این انجمن منتشر نمود.

داستان خیمه شب بازی و سلطان (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

ششم می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

مدّت کوتاهی بعد از حکم تبعید ازطهران به مدینۀ مُحصّنۀ [محکم و دارای حصن و حصار] عکّا حضرت بهاءالله خطاب به وزیر اعظم که مسؤول تبعید ایشان بودند لوحی ارسال فرمودند. در این لوح وزیر را محکوم به بی عدالتی فرمودند و از عاقبت نه چندان خوش که به سراغش خواهد آمد وی را آگاه فرمودند.

قسمتی از این لوح مبارک به داستانی که در ایّام طفولیّت حضرتشان اتّفاق افتاده اختصاص داده شده. در این داستان حضرت بهاءالله به یک جشن عروسی که در منزل پدر محترمشان برگزار می گردید اشاره می کنند که بخشی از جشن عروسی به خیمه شب بازیِ «شاه سلطان سلیم» اختصاص داده شده بود.

هنگامی که خیمه شب بازی شروع گردید یکی از عروسک ها اعلام نمود که سلطان قرار است جلوس نماید. به طوری ناگهانی جنب و جوشی به وجود آمد و تمام عروسک ها مشغول آماده کردن صحنه برای ورود سلطان شدند و درباریان شاه و مقامات عالی رتبه و سربازان هر کدام در محل مشخّصۀ خود قرار گرفتند و سلطانی مغرور با تکبّر خود بر تخت سلطنت جالس شد. دزدی به نزد سلطان آورده شد و سلطان حکم به گردن زدن وی داد، سپس از سربازان خویش سان دید و امر به رفتن به میدان نبرد داد.

حضرت بهاءالله این داستان شگفت آور ایّام طفولیّت خویش را توضیح می دهند. بعد از خاتمۀ خیمه شب بازی فرد مسؤول تمام عروسک ها و وسائل دیگر را جمع کرده حضرت بهاءالله این چنین ادامه می دهند:

«از او سؤال نمودم این جعبه چیست و این اسباب چه بوده؟»

«... فَوَ رَبِّیَ الَّذی خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ بِکَلِمَةٍ مِنْ عِندِه [قسم به پروردگارم که همه چیز را به کلمه ای از نزد خود آفرید] که از آن یوم جمیع اسباب دنیا به نظر این غُلام [حضرت بهاءالله] مثل آن دستگاه آمده و می آید و ابداً به قدر خَردلی وَقر نداشته و نخواهد داشت. بسیار تعجّب می نمودم که ناس به چنین امورات افتخار می نمایند مَعَ آن که [با آن که] مُتبصّرین قبل از مشاهدۀ جلال هر ذیٖ جلالی [صاحب جلالی] زوال آن را به عینُ الیَقین ملاحظه می نمایند.