سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

دوستان عزيز غير بهائي من، وقتي براي اوّلين بار برايشان راجع به دينم صحبت مي كنم، چند دسته اند: بعضي از آنها با اشتياق گوش مي دهند وبا هم صحبت مي كنيم و طالب مطالعه و تحقيقند. بعضي ها مي ترسند كه نكند اين صحبت ها خطر ناك باشد وخداي ناكرده موقعيت تحصيلي يا كاري يا اجتماعيشان را خراب كند وبه اين خاطر سعي مي كنند در اين مورد صحبت نكنند يا حتي كمتر رفت و آمد كنند. بعضي ها فورأ جبهه مي گيرند كه دين اسلام آخرين دين است و بهائيت استعماري و وابستهء صهيونيسم است و ساير سوء تفاهمات و شبهات رايج در بارهء آن را بيان مي كنند. بعضي از آنها هم كه از هر چه دين است زده شده اند، شروع مي كنند به بد گوئي از اسلام و ساير اديان و مي گو يند شما هم مثل ايشان! بعضي از دستهء اخير نيز فقط به بهانهء ردّ اسلام مي گو يند اسلام دين عربها است و ما ايراني هستيم، و بدون اينكه از ديانت مقدّس زردشتي اطّلاعاتي داشته باشند، از آن طرفداري كرده و مي گويند دين يعني «گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك»، باقي سنن و مراسم اضافي است و اصولأ هر كس خود عقل دارد و احتياج به امر و نهي و دستورات ديني نيست.

ادامه ازبحث قبل
در متن صریح فوق به دو مطلب مهم اشاره است؛ یكی اینكه مردم همه منتظر ظهور موعود یا آمدن انبیای الهی بوده اند اما وقتی آن ها می آمدند، مردم آن ها را نمی شناختند و تكذیب می كردند و دوم آنكه از لقای او كه عین لقاءالله است، احتراز می نمودند.
ما باید در متن نقل شده تفكر كنیم كه چرا چنین می شده ؟ چرا هر وقت انبیاء ظاهر می شده اند با آنان مخالت می كرده اند؟ علت این مخالفت هاچیست و در كجاست؟
به این سؤالات پاسخ خواهیم داد و آن ها را ریشه یابی خواهیم كرد و به یكدیگر كمك خواهیم نمودكه این خطاها دیگر تكرار نشود و یا آنكه كمتر تكرار شود. چون این رساله یكی از اهدافش روشن شدن مفهوم خداست، مطلب را با نقل از كتاب مفاوضات حضرت عبدالبهاء فرزند حضرت بهاءالله ادامه می دهیم.