سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

- سؤال: ادیان الهی قبل، همه متعلق به زمانی بوده اند كه بشر به بلوغ نرسیده بود و به همین دلیل نیاز به ارسال پیامبر وجود داشت؛ ولی اكنون آدمی با تكیه بر عقل خود دیگر نیازی به اینكه پیامبری فرستاده شود ندارد .
- جواب: آیا این همان اعتراضی نیست كه یهود بر پیامبر اكرم نموده ،گفتند «یدالله مغلوله»، دست خدا بسته است و ظهور دیگری نمی آید؟ به علاوه عقل میزان كامل و قابل اعتمادی نیست و خطا می كند . مگر با استناد به عقل استدلال بر حركت خورشید و سكون زمین نمی شد و حتی آیه قرآن كریم در این مورد به نحوی تفسیر می شد كه با این نظریه مطابق شود ولی بعد معلوم شد زمین به دور خورشید می چرخد . پس چطور می توان با تكیه بر عقل ِخطا پذیر اموری را تعیین كرد كه مربوط به سعادت بشر است و استدلال كرد كه دیگر نیازی به هدایت الهی نیست.

- سؤال: ولی مسلمین علاوه بر قوّه عاقله، قرآن كریم و احادیث را در اختیار دارند و می توانند بر اساس مقتضیات زمانه در برخی امور كه نیاز به تغییر دارد، اقدام كنند.
- جواب: می دانیم كه حقیقت یكی است وتعدد ندارد و ادیان الهی حقیقت را برای بشر آشكار نموده اند. اگر آنچه مطرح می شود اكنون امكان پذیر باشد، پس چرا اسلام به فرق مختلف تقسیم شد؟ آیا با توجه به مقتضیات زمانه؟ چه كسی می تواند تعیین كند كه حقیقت كدام است؟ آیا همه فرقه ها و علمای آن ها حقیقت را نزد خود نمی دانند؟ در میان آراء مختلف علما حقیقت را چگونه می توان تشخیص داد؟