سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

دوستان عزيز غير بهائي من، وقتي براي اوّلين بار برايشان راجع به دينم صحبت مي كنم، چند دسته اند: بعضي از آنها با اشتياق گوش مي دهند وبا هم صحبت مي كنيم و طالب مطالعه و تحقيقند. بعضي ها مي ترسند كه نكند اين صحبت ها خطر ناك باشد وخداي ناكرده موقعيت تحصيلي يا كاري يا اجتماعيشان را خراب كند وبه اين خاطر سعي مي كنند در اين مورد صحبت نكنند يا حتي كمتر رفت و آمد كنند. بعضي ها فورأ جبهه مي گيرند كه دين اسلام آخرين دين است و بهائيت استعماري و وابستهء صهيونيسم است و ساير سوء تفاهمات و شبهات رايج در بارهء آن را بيان مي كنند. بعضي از آنها هم كه از هر چه دين است زده شده اند، شروع مي كنند به بد گوئي از اسلام و ساير اديان و مي گو يند شما هم مثل ايشان! بعضي از دستهء اخير نيز فقط به بهانهء ردّ اسلام مي گو يند اسلام دين عربها است و ما ايراني هستيم، و بدون اينكه از ديانت مقدّس زردشتي اطّلاعاتي داشته باشند، از آن طرفداري كرده و مي گويند دين يعني «گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك»، باقي سنن و مراسم اضافي است و اصولأ هر كس خود عقل دارد و احتياج به امر و نهي و دستورات ديني نيست.

اغلب درباره تعلق خاطر بهاییان به ایران، زادگاه دیانت بهایی ترد یدهایی مطرح می شودکه شاید به یک اعتبار بتوان منشا انها را نظرات ادوارد گرانویل براون مشتسرق معروف بریتانیایی دانست که می گفت نگرش جهانی دیانت بهایی در اهداف خود مانع از آن است که بتواند خدمتی به تجدید حیات سیاسی ایران بنماید. او نظر خود را به این بیان حضرت بهاءالله مستند می کرد که لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم (عالم دوستی مایه افتخار است و نه وطن دوستی). او اگر چه این هدف را ارج نهاده آنرا متعالی می دانست ولی معتقد بود که در این زمان (قرن نوزدهم)، ایران به مردانی نیاز دارد که عاشق وطنشان و نه چیز دیگر باشند. اگر براون ایده بهاییان را حد اقل در تئوری، متعالی می دانست بعد ها کسانی، این را هم نادیده گرفته و تردیدها را به اصل و ریشه راجع کرده و بهاییان را نه تنها اصولا بی علاقه به ایران و ایرانی بلکه یکسره درخدمت بیگانگان دانستند.