سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

مقدمه
بعضی علم را مخالف دین دانسته اند . بشر در قرون اخیر دچار تحولات گوناگون اجتماعی ، صنعتی ، سیاسی ، فكری و ... شده است . شبهه مخالفت دین و علم نیز از ثمرات همین تحولات است . از قرن 16 و ایجاد رنسانس به بعد دستاوردهای هنری و ادبی و علمی و صنعتی مهمی حاصل شده كه پیش از ان حتی در خواب هم نمی شد دید . این موفقیتها انسان را چنان به خود مطمئن ساخت كه دین را مانعی بر سر راه پیشرفت علمی و فكری و دست یابی به رفاه و آسایش و آزادی می دید و لذا آن را به كلی كنار گذاشت و سعی كرد بدون آن به سعادت و كمال برسد . البته این احساس دو طرفه بود؛ یعنی علمای مذهبی نیز با دانشمندان مخالف بودند و گاه به حكم دین، راه دانشمندان را سد می كردند. این سیر این سؤال را در ذهن ایجاد می كند كه آیا شبهه مخالفت علم و دین با هم، یك واقعیت است؟

هر دینی اهداف خاصی دارد و برای رسیدن به آن اهداف، تعالیم خاصی را به بشر ارائه می‌كند. هدف اصلی حضرت ابراهیم تعلیم یكتاپرستی بود؛ حضرت موسی احكام و شرایع را برای بشر به ارمغان آورد؛ حضرت زرتشت مروج پاكی و نیكی بود؛ حضرت بودا معلم انقطاع بود؛ حضرت مسیح پیام‌آور محبت بود؛ حضرت محمد فرمود: «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق». حضرت بهاءالله نیز هدف از ظهور خود را چنین بیان فرمود:«مقصود این مظلوم از حمل شداید و بلایا و انزال آیات و اظهار بینات اخماد نار ضغینه و بعضا بوده كه شاید آفاق افئده‌ی اهل عالم به نور اتفاق منور گردد و به آسایش حقیقی فائز.»
دیانت بهائی یك دیانت جهانی است؛ به این معنی كه هدف آن وحدت عالم انسانی است و تعالیم و احكام آن هم برای تحقق این هدف تشریع گردیده است. حضرت بهاءالله می‌فرمایند: «ای اهل عالم، سراپرده‌ی یگانگی بلند شد. به چشم بیگانگان یكدیگر را مبینید. همه بار یك دارید و برگ یك شاخسار.» ونیز: «عالم یك وطن محسوب است و من علی‌الارض اهل آن» ونیز: «امروز انسان كسی است كه به خدمت جمیع من علی‌الارض قیام نماید»