سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

لوحِ دنیا- شرایطِ لازمۀ صلح، تفاهم و یگانگی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بَهاءُالله صریحاً می فرمایند که هر دورانی نیازمندی های خودش را دارد. رفتار، مقیاس ها و اَعمالِ آنچه که در دوران گذشته به کار گرفته می شد دیگر جوابگوی نیازهای زمان نخواهد بود.

«این که از نامه هایِ آسمانی پرسش رفته بود، رَگِ جهان در دستِ پزشکِ دانا است، درد را می بیند و به دانائی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سَر را آوازی. دردِ امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.» ۳

تا حال دنیای گذشته جهانی مَملو از سلطه، خشونت و تفرقه بوده. همان طوری که در مقاله ای که قبلاً در عَدَمِ تغییر روحِ انسان آمده http://noghtenazar.org/node/1657 امورِ روحانی هم تغییر ناپذیر است. ولی بر خلاف آن، تعالیم اجتماعی ادیان نمی تواند یکنواخت باقی بماند. هر چند که نمی توان حکمتِ تعالیمِ روحانی مندرج در متون تاریخِ ادیانِ اِلهی را اِنکار نمود ولی در عین حال انصاف نیست که انتظار داشت کتب آسمانیِ قدیمی برای دنیائی مرتباً در حالِ تغییر نیز به کار آید- همواره جامعۀ بشری رو در رو با شرایط جدیدی می باشد. نوع انسانی امروزه در دنیائی زندگی می کند که تدریجاً به سوی اتّحاد پیش می رود. در چنین دنیائی سلطه و سلطه جویی ارزش خویش را از دست می دهد. دنیائی که مقام بانوان و مردان مساوی است و دو جنس بشری بنحوِ بهتری تعادلِ خویش را در رفتار، کردار و مقام پیدا کرده و می کند.

حال سؤال این است که در این دنیایِ تازه نیازمندی های بشر چه می باشد؟ در «لوحِ دنیا» که در اَواخِرِ حیاتِ حضرت بَهاءُالله نازل گردیده نقشه و طرحِ نحوۀ به کار گرفتنِ تعالیمشان را در جواب این سؤال بیان می فرمایند.

«ای اَهلِ عالَم، فضلِ این ظهورِ اَعظَم [دیانت بهائی] آن که آنچه سبب اختلاف و فساد و نفاق است از کتابْ مَحو نمودیم و آنچه علّتِ اُلفَت و اتّحاد و اتّفاقست ثبت فرمودیم. نَعیماً لِلعامِلین.» ۴ [خوشا به حال عمل کنندگان]

در همین لوح بسیاری از تعالیمِ منحصر به فرد و بَرجَستۀ حضرت بَهاءُالله را می توان یافت که درمان بسیاری از دردهای جامعۀ امروز است.

«امروز بَر کُلّ لازم و واجب است تمسّک نمايند به آنچه که سببِ سُمُوّ و عُلُوِّ دولتِ عادله و ملّت است. قَلَمِ اَعْلىٰ [حضرت بَهاءُالله و قَلَمشان] در هر يک از آياتْ اَبوابِ مَحَبَّت و اِتّحاد باز نموده: قُلْنٰا وَ قَوْلُنَا الْحَقُّ: عاشِرُوا مَعَ الْاَديانِ کُلِّهٰا بِالرَّوحِ وَ الرَّيحانِ. [مضمون به فارسی: گفتیم و گفتۀ ما حَقّ و حقیقت است: با همۀ ادیان با شادمانی و آسودگی معاشرت کنید.] از اين بيان آنچه سببِ اجتناب و علّتِ اختلاف و تفريق بود از ميان برخاست، و در اِرتقاءِ وجودْ و اِرتفاعِ نُفوسْ نازِل شده آنچه که بابِ اَعظم است از براى تربيتِ اَهلِ عالَم آنچه از لِسان [زبان] و قَلَمِ مِلَلِ اولىٰ از قبلْ ظاهرْ فِى الْحَقيقه سُلطانِ آن در اين ظهورِ اَعظم [دیانت بهائی] از سَماءِ مَشيّتِ مالِکِ قِدَمْ [از آسمانِ اراده و خواست خداوندِ مالِکِ قدیم] نازل: از قبلْ فرموده اند: حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الايمانِ وَ لِسانِ عَظَمَت [زبانِ حضرت بَهاءُالله در ظهورِ بهائی] در يومِ ظهور [ظهور دیانت بهائی] فرموده: لَيْسَ الفَخرُ لِمَنْ يُحِبُّ الوَطَنَ بَلْ لِمَنْ يُحِبُّ العالَمَ. [مضمون به فارسی: فخر از آنِ کسی نیست که وطن را دوست دارد بلکه از آنِ کسی است که جهان را دوست دارد.] به اين کَلِماتِ عالياتْ [آیات و کَلِماتِ بلندمرتبه] طُيورِ اَفئِده [پرندگانِ قلب ها] را پروازِ جديد آموخت و تَحديد و تقليد را از کتاب مَحو نمود.» ۵

مُضافاً می فرمایند:

فروتنیِ زمین (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۷ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در فرهنگ عمومی امروزه بندرت می توان دید که صفت فروتنی چندان صاحب ارزشی باشد. خاضع بودن آن چنان اطمینان و اعتماد به نفسی ایجاد نمی کند و باعث افتخار هم نمی گردد. در حالی که نفوسی خاضع و فروتن دقیقاً همان عناصری هستند که عامل بهودی اوضاع جامعۀ بشری خواهند بود. شاید معنای حقیقی آن این است که:

حَلیمان (فروتنان) وارثِ زمینند ۳

این آیۀ انجیل بیانی کاملاً بجا و مناسب است. زیرا لغت فروتنی در زبان انگلیسی (humility) از زبان لاتین ریشه گرفته که آن (humus) می باشد که بطور خلاصه به انسان «افتادگی» را می آموزد.

بسیار جالب و قابل توجّه این که حضرت بَهاءُالله هم همین تشبیهِ زمین را برای بیانِ صفتِ فروتنی به کار می گیرند.

«اَحِبّایِ اِلهی [بهائیان] در هر مَجمَع و مَحفلی که جمع شوند باید بقسمی خضوع و خشوع از هر یک در تَسبیح و تقدیسِ اِلهی ظاهر شود که ذرّاتِ تُرابِ آن مَحَلّ شهادت دهند به خلوصِ آن جمع و جذبهٴ بیاناتِ روحانیّهٴ آن اَنْفُسِ زَکیّه ذرّاتِ آن تُراب را اَخذ نماید نه آن که تُرابْ به لِسان [زبانِ] حالْ ذکر نماید اَنَا اَفْضَلُ مِنْکُمْ [من از شما بَرتَرَم] چه که در حَملِ مَشقّاتِ فَلّاحین [کشاورزان] صابرَم و به کُلِّ ذیٖ رُوح [صاحبِ روح/ موجودات زنده] اِعطایِ فیضِ فَیّاض که در من وَدیعه گذارده نموده و می نمایم. مَعَ [با] همهٴ این مقاماتِ عالیه و ظهوراتِ لاتُحْصیٰ [بی شمار] که جمیعِ مایُحتاجِ وُجود از من ظاهر است به اَحَدی فَخر ننموده و نمی نمایم و بکمالِ خُضوع در زیرِ قَدَمِ کُلّ ساکنم...» 4

همچنین در مقامی دیگر حضرت بهاءالله میفرمایند:

«اِنَّ الْاِنسانَ مَرَّةً یَرْفَعُهُ الخُضُوعُ اِلیٰ سَماءِ العِزَّةِ وَ الاِقتِدارِ وَ اُخْریٰ یَنْزِلُهُ الغُرورُ اِلیٰ اَسْفَلِ مَقامِ الذِّلَّةِ وَ الْاِنْکِسارِ.» ۵ [مضمون به فارسی: بدرستی که خضوع و فروتنی انسان را یک بار به آسمانِ عزّت و اقتدار بالا می برد و غرور بار دیگر او را به پست ترینِ مَقامِ ذلّت و عجز پایین می آورد.]