سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

همگی ما واحدیم ـ بر تعصّب نژادی فائق آئیم‌ ـ قسمت اوّل (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۲ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در همان ایّامی که حضرت بهاءالله، زندانی مظلوم سلطان عثمانی مشغول به ترویج تعلیم وحدت عالم انسانی بودند، در غرب نهال مسموم و خطرناک تعصّبات نژادی ریشه می گرفت.

تعصّب نژادی بنحوی علمی و عقلانی در جامعه تدریجاً ظاهر می شد تا این که به وحشتناک ترین و پست ترین مرحله از ظهور خود در جنگ جهانی دوّم و قتل عام یهودیان رسید. اروپائیان برای مدتی طولانی به عنوان حکومت حاکمه بر دیگر انسان ها مسلط بودند که این تسلط غالباً مورد سوء استفاده قرار گرفت. جدائی نژادی و ایجاد طبقه های مختلف انسانی در جامعۀ ایالات متّحدۀ آمریکا واقعیّت روابط انسان ها بود. گسترش فرهنگ مادّی گرائی اروپا بسیاری را به برتری ذاتی نژاد «سفید» ولو ناسالم متقاعد نمود.

مسألۀ تعصّب نژادی چنان با تعالیم حضرت بهاءالله مغایرت دارد که اگرچه هنوز بطور کامل بسیاری از این آثار به زبان انگلیسی در دسترس نیست، ولی هدف و معنای این تعالیم کاملاً واضح و آشکار است.

از آثار عرفانی حضرت بهاءالله می توان مطالبی عمیقی مورد مداقّه قرار داد:

«هَلْ عَرَفتُمْ لِمَ خَلَقناکُم مِن تُرابٍ واحِدٍ لِئلّا یَفتَخِرَ اَحَدُ عَلیٰ اَحَدٍ وَ تَفَکَّرُوا فیٖ کُلِّ حینٍ فیٖ خَلقِ اَنفُسِکُم اِذاً یَنبَغیٖ کَما خَلَقناکُم مِنْ شَیْءٍ واحِدٍ اَنْ تَکُونُوا کَنَفسٍ واحِدَةٍ» (۳)

همچنین می فرمایند:

«اِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحمنَ یُحِبُّ اَنْ یَریٰ مَنْ فِی الأکوانِ کَنَفسٍ واحِدَةٍ وَ هَیکَلٍ واحِدٍ» (۴)

«لَعَمریٖ قَدْ خُلِقتُمْ لِلوِدادِ لا لِلضَّغینَةِ وَ العِنادِ. لَیسَ الفَخرُ لِحُبِّکُم اَنفُسَکُم بَلْ لِحُبِّ اَبناءِ جِنسِکُم» (۵)

از خلاصۀ تعالیم حضرت بهاءالله نازله در سال ۱۸۹۱:

«ای اهل عالم همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار؛ بکمال مَحَبَّت و اتّحاد و مَودّت و اتّفاق سُلوک نمائید»(۶)

در این مقام، تعصّبِ نژادی جائی ندارد. به همین مناسبت حضرت بهاءالله می فرمایند:

«از اختلافات جنسیّه چشم بردارید و کلّ را در پرتو وحدتِ اصلیّه ملاحظه نمائید.» (ترجمه) (۷)

همگی ما واحدیم ـ بر تعصّب نژادی فائق آئیم ـ قسمت دوّم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۳ آپریل۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در مقالۀ قبلی تحت همین عنوان اشاره شد که تعصّب نژادی اساساً با آنچه که حضرت بهاءالله به عنوان تعالیم خویش نازل فرمودند مغایرتی اساسی دارد.

«از اختلافات جنسیّه چشم بردارید و کلّ را در پرتو وحدتِ اصلیّه ملاحظه نمائید.» (ترجمه) (3)

از هنگامی که غربی ها از ابتدای سال ۱۹۰۰ به امر مبارک [دینِ] حضرت بهاءالله اقبال می آوردند کاملاً واضح و آشکار بود که مسألۀ تعصّب نژادی امری است که باید مورد خطاب قرار گیرد و حضرت عبدالبهاء فرزند اَرشدِ حضرت بهاءالله اراده فرمودند که این امر را مَدِّ نظر خویش قرار دهند.

در حقیقت حضرت عبدالبهاء رأساً فعالیّت های خویش را در این زمینه با اوّلین گروه زائرین که در اوائل سال های ۱۹۰۰ برای زیارت به اَرضِ اَقدَس [عکّا و حیفا] می آمدند شروع نموده و ایشان را با تعالیم حضرت بهاءالله آشنا نمودند. در سال ۱۹۱۱ حضرت عبدالبهاء از لوئی گریگوری، فردِ آفریقائی تبار آمریکا دعوت نمودند که به ارض اقدس عازم گردد.

«زیارت ارض اقدس اثرات عمیقی بر گریگوری گذاشت ولی امکاناتی را به وجود آورد که حضرت عبدالبهاء به اهمیّت حیاتی متّحد نمودن سیاه پوستان و سفید پوستان آمریکا توجّه خویش را معطوف نمایند. گریگوری بعد از مدّتی ذکر نمود که "حضرت عبدالبهاء در مدّت کوتاهی در مصر که کمتر از دو هفته بود مطالب بسیار ارزنده ای فرمودند ولی مهم تر و بیش تر از همه بیاناتشان غالباً در موضوع مسائل نژادی امریکا بود." هنگامی که گریگوری از حضرت عبدالبهاء تقاضای هدایت نمودند، حضرت عبدالبهاء وی را به اوّلین مکتوبی که ایشان به حضور مبارک ارسال نمودند ارجاع فرمودند که در جواب فرموده بودند "سعی در اتّحادِ نژادهای مختلف نماید."» (4)

زمانی که حضرت عبدالبهاء در سال ۱۹۱۲ به آمریکا سفر نمودند قولاً و عملاً مسألۀ نژاد پرستی را در جامعه ای که وارد شده بودند به چالش کشیده و عواقب اثرات آن را متذکّر گردیدند.

یاداشت های میرزا محمود زرقانی که به همراه حضرت عبدالبهاء به آمریکا رفته بود به حقیقت نژاد پرستی که بسیار غریب به نظر می رسد اشاره می نماید.

«اجتناب و عداوت بین سیاهان و سفیدان در آمریکا بشدّتی بود که در مجالس و محافل حتّی در اکثر عمارات و هوتل ها آمیزش با سیاه ها را جائز نمی دانستند. در همان اوقات جناب دکتر ضیا بغدادی مستر گریگوری را که از احبّای [بهائیان] سیاه است به منزل خود دعوت نمود. صاحب عمارت چون مطّلع شد گفت حتماً شما باید خانه مرا خالی کنید چه که مهمان سیاه را دعوت به خانه نموده اید. با این شدّت تعصّب، نفوذِ اَمرُالله [دین بهائی] و قدرتِ عهدُ الله [عهد خدا در دین بهائی] به درجه ای بود که در اکثر شهرهای آمریکا صدها بهائیان سفید و سیاه مانند خواهران و برادران با هم محشور و مألوف بودند» (5)

در یکی از ایّام اتّفاق مهمّی که پیش آمد و حضرت عبدالبهاء با آن روبرو شدند در موقع ضیافت ناهاری بود که به افتخار حضرتشان به وسیلۀ کنسول ایران ترتیب داده شده بود و فقط از سفید پوستان دعوت شده بود. حضرت عبدالبهاء مدتی کوتاه قبل از ناهار در دانشگاه هاوارد، یک دانشگاهی که مخصوص آمریکائی های آفریقایی تبار بود، خطابه ای در مورد وحدت بشر ایراد نموده بودند. یک ساعت قبل از ناهار حضرت عبدالبهاء از لوئی گریگوری دعوت کرده بودند که در ناهار به ایشان ملحق شود و گروه مَدعُوّین که در جای خود مستقر می شدند، لوئی گریگوری که دعوت نشده بود به سمت درب خروجی روانه شد که داستان را رابرت استاکمن (Robert Stockman) این چینن تعریف نموده:

«حضرت عبدالبهاء مَدعُوّین را به سمت میز ناهار هدایت نمودند. با توجّه به رعایت تشریفات سفارتخانه هر مَدعُوّی محل نشستن خود را پیدا نمود و همگی جالس شدند ولی حضرت عبدالبهاء قیام فرمودند و به علی قلیخان (نمایندۀ مختار سفارتخانه) فرمودند "گریگوری کجاست؟ وی را بیاوردید! جناب (علی قلی) خان با عجله به دنبال گریگوری دوید تا قبل از خروج ایشان از ساختمان وی را به سالن ناهار بیاورد. در همین حال حضرت عبدالبهاء با جا به جا نمودن صندلی ها جائی در سمت راست خویش که رسماً محلِّ نفوس مهمّ است محلّی برای جلوس به این قاضی آمریکائی آفریقائی تبار دادند. بعد از این که گریگوری نشست، حضرت عبدالبهاء فرمودند: "بسیار خوشحالند که جناب گریگوری به جمع ملحقّ شدند و کاملاً طبیعی مانند این که هیچ اتفاقی غیرعادی نیافتاده شروع به ایراد خطابه در مورد وحدت نوع بشر نمودند.» (6)