سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

فروتنیِ زمین (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۷ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در فرهنگ عمومی امروزه بندرت می توان دید که صفت فروتنی چندان صاحب ارزشی باشد. خاضع بودن آن چنان اطمینان و اعتماد به نفسی ایجاد نمی کند و باعث افتخار هم نمی گردد. در حالی که نفوسی خاضع و فروتن دقیقاً همان عناصری هستند که عامل بهودی اوضاع جامعۀ بشری خواهند بود. شاید معنای حقیقی آن این است که:

حَلیمان (فروتنان) وارثِ زمینند ۳

این آیۀ انجیل بیانی کاملاً بجا و مناسب است. زیرا لغت فروتنی در زبان انگلیسی (humility) از زبان لاتین ریشه گرفته که آن (humus) می باشد که بطور خلاصه به انسان «افتادگی» را می آموزد.

بسیار جالب و قابل توجّه این که حضرت بَهاءُالله هم همین تشبیهِ زمین را برای بیانِ صفتِ فروتنی به کار می گیرند.

«اَحِبّایِ اِلهی [بهائیان] در هر مَجمَع و مَحفلی که جمع شوند باید بقسمی خضوع و خشوع از هر یک در تَسبیح و تقدیسِ اِلهی ظاهر شود که ذرّاتِ تُرابِ آن مَحَلّ شهادت دهند به خلوصِ آن جمع و جذبهٴ بیاناتِ روحانیّهٴ آن اَنْفُسِ زَکیّه ذرّاتِ آن تُراب را اَخذ نماید نه آن که تُرابْ به لِسان [زبانِ] حالْ ذکر نماید اَنَا اَفْضَلُ مِنْکُمْ [من از شما بَرتَرَم] چه که در حَملِ مَشقّاتِ فَلّاحین [کشاورزان] صابرَم و به کُلِّ ذیٖ رُوح [صاحبِ روح/ موجودات زنده] اِعطایِ فیضِ فَیّاض که در من وَدیعه گذارده نموده و می نمایم. مَعَ [با] همهٴ این مقاماتِ عالیه و ظهوراتِ لاتُحْصیٰ [بی شمار] که جمیعِ مایُحتاجِ وُجود از من ظاهر است به اَحَدی فَخر ننموده و نمی نمایم و بکمالِ خُضوع در زیرِ قَدَمِ کُلّ ساکنم...» 4

همچنین در مقامی دیگر حضرت بهاءالله میفرمایند:

«اِنَّ الْاِنسانَ مَرَّةً یَرْفَعُهُ الخُضُوعُ اِلیٰ سَماءِ العِزَّةِ وَ الاِقتِدارِ وَ اُخْریٰ یَنْزِلُهُ الغُرورُ اِلیٰ اَسْفَلِ مَقامِ الذِّلَّةِ وَ الْاِنْکِسارِ.» ۵ [مضمون به فارسی: بدرستی که خضوع و فروتنی انسان را یک بار به آسمانِ عزّت و اقتدار بالا می برد و غرور بار دیگر او را به پست ترینِ مَقامِ ذلّت و عجز پایین می آورد.]

جهان و نَفْسِ اَمّارۀ انسانی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۶ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

برای این که تمامی عناصر متشکّلۀ جهان بتواند به عنوان یک سازمان منسجم مفید باشد باید توجّه نمود که در این رابطه «لوحِ دنیا» لوحی است کاملاً خطابی فردی، عمیقاً فردی و این نکته در مقالۀ دیگر هم http://noghtenazar.org/node/1790 ذکر گردید زیرا آنچه که فردی است می تواند جهانی باشد. عناصر منفرده و اجزاء متشکّلۀ جهان بنحو بسیار نزدیکی با یکدیگر در ارتباطند.

در بسیاری از آثارِ نازلۀ حضرت بَهاءُالله اصول ادیان گذشته بنحوی بدیع بیان شده که مفاهیم بسیار تازه ای http://noghtenazar.org/node/1616 را می توان از آنها استنباط نمود که عامل تحرّک و تشویق جامعۀ انسانی می باشند. همانند مَظاهِرِ ظهورِ قبلی به عنوان مثال آن چه که در مورد حضرت مسیح دربارۀ معبد در اورشلیم گفته شده در «سورۀ هیکل» بیان فرمودند و یا دربارۀ حضرت محمّد که کعبه را از وجود بت ها پاک نمودند اشاره می فرمایند. با این تشابه حضرت بَهاءُالله هم بسیاری از بت های غیر واقعی مورد پرستش نفوس را می شکنند. البتّه چنان بت هائی که حضرت بَهاءُالله مایلند بشر عبادت نکند بت هائی ساخته شده ازگِل و سنگ نیست. بت هائی است که در حیات روزمرۀ انسانی مورد ستایش قرار می گیرند. در «لوحِ دنیا» با بیاناتِ پندآموز بشر را اِنذار می فرمایند که چنان بت هایی را پرستش نکند.

«امروز هر آگاهی گواهی می دهد بر این که بیاناتی که از قلمِ مظلوم [حضرت بَهاءُالله] نازل شده سببِ اَعظم است از برای اِرتفاعِ عالَم و اِرتقاءِ اُمَم. بگو ای قوم به قوّت ملکوتی بر نصرت خود قیام نمائید که شاید اَرض از اَصنامِ [بت هایِ] ظنون و اوهام که فِی الحَقیقه سبب و علّتِ خسارت و ذلّتِ عبادِ بیچاره اند پاک و طاهر گردد. این اَصنام هائِلند [بسیار بزرگ و ترسناک اند] و خلق را از عُلُوّ و صعود مانع. امید آن که یَدِ اقتدار مَدَد فرماید و ناس را از ذلّتِ کُبریٰ برهاند.» ۳

قوایِ اهریمنی در تصوّراتِ انسانی حضوری بسیار قوی دارد- این قُوا که اکثراً در گذشته به عنوان شیطان و دیگر فرشتگان گمراه کننده بودند حال وجودی حقیقی ندارند. در حقیقت وجوداتی هستند که در نَفْسِ انسانی لانه کرده اند- شَبَحی از ضعفِ انسانی می باشند ولی قادرند صدماتی فراوان بر بشر وارد آوردند.

«اَهریمنان در کمینگاهان ایستاده اند؛ آگاه باشید و به روشنائیِ نامِ بینا از تیرگی ها خود را آزاد نمائید. عالَمْ بین باشید نه خودْ بین. اَهریمنان نفوسی هستند که حائِل [مانع] و مانعند مابَینِ عِباد و ارتفاع و اِرتقاءِ مقاماتشان» ۴

نَفْسِ (اَمّارۀ) انسانی هم یکی از پدیده هایِ اَهریمنی است و بطوری که حضرت بَهاءُالله واضحاً می فرمایند رفتار و کردار انسانی باید از نفوذ چنان قوائی بر کنار باشد.

«به خود مشغول نباشید در فکرِ اصلاحِ عالَم و تَهذیبِ [تربیتِ] اُمَم باشید. اصلاحِ عالَم از اَعمالِ طیّبۀ طاهره و اخلاقِ راضیۀ مَرضیّه بوده.» ۵