سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

فرانک ویس- فارِسِ حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

فرانک ویس (Frank Wyss) یکی از «فارِسانِ حضرت بَهاءُالله» بود ولی این «فارس» با کسی جنگ نکرد زیرا نبردش نبردی روحانی بود- مقدمتاً نبردی با نَفْسِ اُمّاره. لقب «فارِس- Knight« [شهسَوار] را حضرت شوقیِ اَفندی http://www.noghtenazar.org/node/1644 به نفوسی که طبق نقشۀ (ده ساله) در سال ۱۹۵۳ (برای فتحِ روحانی) به نقاط مختلفۀ جهان رفتند و به نشر تعالیم دیانت بهائی پرداختند اِعطا نمودند.

فرانک ویس یکی از نفوس جامعۀ بسیار برجستۀ استرالیا بود که در آن دوران بسیار جامعۀ کوچک ولی مُتهوِّر بود. در دهۀ سال های ۱۹۳۰ جامعۀ بهائیان استرالیا و نیوزلند برای اوّلین بار محفلِ ملّی خویش را که جزءِ اوّلین مَحافلِ متشکّلۀ دنیا بود تشکیل داد. زمانی که حضرت شوقی افندی، ولیِّ اَمرُالله، از پیروانِ اَمرِ اِلهی خواستند که در کشورهای مختلفۀ جهان مستقرّ شوند، جزائر منطقۀ اقیانوس هند و اقیانوس آرام را از اهداف استرالیا محسوب فرمودند. جزائری مانند لویالتی ایلندز (Loyalty Islands) کوکوس (Cocos)، کیلینگ ایلندز (Keeling Islands) تیمور شرقی (East Timor) ادمیرالتی ایلندز‌(Admiralty Islands) سوسایتی ایلندز(Society Islands). اسامی این جزائر برای بسیاری ناآشناست ولی این جزائر حال کلّاً ملّت و کشورهایی مستقل هستند. یکی دیگر از اهدافی که به استرالیا داده بودند ترجمۀ کتابچۀ معرّفیِ اَمرِ بهائی به حدّاقلّ چهل زبان مختلف بود که تعداد بیست و چهار کتابچه به تاریخ دسامبر ۱۹۵۵ ترجمه و انتشارشان به اتمام رسید ولی در واقع این ابتدا و شروع کار بود.

در فوریۀ ۱۹۵۶حضرت شوقی اَفندی از خدمات تبلیغی برتا دابین (Bertha Dobbin) و همسرشان در نیو هبریدز (New Henrides) که امروزه به نامِ وانواتو (Vanuatu) مشهور می باشد طیِّ مرقومه ای قدردانی نمودند. حال بزودی زود یکی از مَشرِقُ الْاَذکارهای مَحَلّی در وانواتو ساخته خواهد شد. http://www.noghtenazar.org/node/1724 چند سال قبل از این گرتا لمپریل (Greta Lamprill) و گِلَد پارک (Glad Parke) در سوسایتی آیلندز (Society Isalnds) که امروزه به نام پلی نیزیای فرانسه (French Polynesia) نامیده می شود مستقرّ شدند. هم چنین الوین و گرتا بلوم (Alvin Blum) هم زندگی خویش را در جزایر سلیمان (Solomon Islands) شروع کردند. هرولد و فلورنس فیتزنر (Florence Fitzner) به تیمور پرتقال که امروزه به نام (Timor Leste) مشهور است مهاجرت کردند. وی هوکن (Vi Hoeken) مؤسّس بسیاری از جوامع بهائی کشور پاپوا نیو گینه (Papua New Guinea) بود که امروزه جامعۀ بهائی بسیار فعّال و قوی دارد می باشد. اینان نفوسی هستند که به نام «فارِس» مخاطب گردیدند- نفوسی معمولی- بدون داشتن مهارت زیاد و یا امکانات فراوان- ولی توانستند بر محدودیّت های انسانیِ خویش فائِق آیند و با شجاعت کامل توانستند عملی غیر ممکن را ممکن سازند.

لوحِ دنیا و وطنِ حضرت بَهاءُالله، ایران (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«لوح مبارک دنیا» در سال ۱۸۹۱ میلادی در حیفا در زمانی نازل گردید که دو تن از پیروان حضرت بَهاءُالله فقط به خاطرِ اعتقادشان به دیانت بهائی به زندان افتادند. این دو نفر جناب علی اکبر (شهمیرزادی) و حاجی ابوالحسنِ اَمین می باشند که از جانب حضرت بَهاءُالله به عنوانِ «اَیادیِ اَمرُالله» http://www.noghtenazar.org/node/1686 منصوب شدند و این لوحِ مبارک به افتخار ایشان نازل گردیده. کَلِماتی که در این مورد به کار رفته، در زیر آمده:

«اَلنُّورُ وَ البَهآءُ وَ التّکبیرُ وَ الثّناءُ عَلیٰ اَیادیٖ اَمرِهِ الّذینَ بِهِمْ اَشْرَقَ نُورُ الْاِصْطِبارِ وَ ثَبَتَ حُکْمُ الْاِختیارِ لِلهِ المُقتَدِرِ العَزیزِ المُختارِ.» ۳ [مضمون به فارسی: نور و شکوه و جلال و تکبیر و ثناء بر اَیادیِ اَمرَش باد که به واسطۀ ایشان نورِ بردباری اِشراق نمود و حُکمِ اختیار برای خداوندِ مقتدرِ عزیزِ مختار ثابت شد.]

در عینِ این که حضرت بهاءُالله توجّه پیروانشان را به حیاتِ فِداکارانۀ این دو نَفْسِ نَفیس جلب می فرمایند نظر را هم به مقام و منزلتِ میهنِ خویش، ایران، معطوف می فرمایند و در ادامۀ این مطلب مایلند نظر مؤمنین از طریق و مسیری فردی و به جنبۀ (خدمتِ کُلّیِ) جامعۀ بشری متمرکز گردد.

وطنِ حضرت بَهاءُالله ایران است و شرایطی را که در آن ایّام یعنی قرن نوزدهم میلادی بِنَفْسِه شاهد بودند مورد بررسی قرار می دهند.

«ای اَصحابِ ایران، شما مَشارِقِ رَحمت و مَطالِعِ شَفَقَت و مَحَبَّت بوده اید و آفاقِ وُجودْ به نورِ خِرَد و دانشِ شما مُنوّر و مُزیّن بوده، آیا چه شد که به دستِ خود بَر هلاکتِ خود و دوستانِ خود قیام کردید؟» ۴

تمدّن باستانی ایران نقش عظیمی در پیشرفت جامعۀ بشری ایفا نموده. بیانات حضرت بَهاءُالله در میان بسیاری از وقایع تاریخی ممکن است اشاره به نقشی باشد که ایرانیان در آزادیِ عِبرانیان [یهودیان] که به بابِل تبعید شده بودند داشتند. کورش کبیر بود که عِبرانیان را آزاد نموده و به سرزمین خود فرستاد و معبد ایشان را مَرمت و تکمیل کرد و جامعۀ ایشان را شکل داد. تمامی این وقایع هر یک بنوبۀ خود بُعدی تازه در تاریخ بشری به وجود آورد که راه نوع بشر را برای ظهور ادیان مسیحی و اسلام هموار نمودند. ادیانی که مجموعاً بیش از نیمی از ساکنین جهان بدان اعتقاد دارند. حضرت بَهاءُالله مانند مَظاهِرِ ظهورِ [پیامبرانِ] ادیان گذشته اَوامِر و اَحکامشان از بُطونِ ادیان قبل ظاهر گردیده. بیان مبارک که در بالا ذکر گردیده به نظر می رسد همچنین اشاره ای به صدمات و ستمی است که بر حضرت بَهاءُالله و پیروانشان در دوران حیات ایشان وارد آمد. شاید بتوان گفت آنچه را که باید در قدیم گفته می شد و ناگفته مانده بود حضرت بَهاءُالله کاملا بیان فرمودند.

علاوه بر این نکاتِ مربوط به موطن خویش، حضرت بَهاءُالله به مطالبی که در «کتاب اَقدَس» در مورد ایران نازل گردیده اشاره می فرمایند.

«در «کتاب اَقدَس» در ذکرِ اَرضِ طا [طهران] نازل شده آنچه که سببِ اِنتباهِ [بیداریِ] عالَمیانست. ظالم هایِ عالَم حقوقِ اُمَم [مردمان] را غَصب نموده اند و به تمامِ قدرت و قوّت به مُشتَهِیاتِ [خواسته های نَفْسانیِ] نُفوسِ خود مشغول بوده و هستند.» ۵

به نظر می رسد بیانات مبارک گرچه اشاره به ایران است ولی از جهتی نیز خطابی عمومی به جامعۀ بشری می باشد. مطالب ذکر شده دربارۀ ظلم، ستم و بی عدالتی می باشد و این در حالی است که بیاناتِ مُشفِقانه و آرامْ بخشی هم خطاب به وطنِ خویش می فرمایند.