سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

وحدت ما ـ حکم عدم خشونت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۹ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

نفسِ بشری طبیعتاً خشن نیست ولی مسألۀ خشونت امری نیست که بتوان انکار نمود.

چه بسیار که پیامبران، شاعران، فیلسوفان و بشر دوستان از هر طبقه ای از جامعۀ بشری خواستند که همواره با صلح و مَحَبَّت با یکدیگر رفتار و زندگی نمایند. و چه بسیار همین بشریّت تا حال (که امروزه هم ادامه دارد) دلائلی موجّه برای خشونت آورده اند؟ در این مقاله از پنج جنبه حکم اجرای عدم خشونت حضرت بهاءالله بررسی شده: خشونت فردی، خشونت مذهبی، خشونت سیاسی، خشونت در خانواده و خشونت بین ملت ها.

یکی از نکات وحدت عالم بشری ـ یعنی نوع بشر باید «یک روح و یک جسم» باشد و خشونت امری است که باید فقط در گذشته اتقاق افتاده باشد، نه دیگر امروز است، که حضرت بهاءالله در این مورد می فرمایند:

«... چه که اراده آن که از عنایتِ حقّ جَلَّ جَلالُهُ و رحمتِ مَسبوقه، حکمِ نِزاع و جِدال و سَفکِ دِماء [خون ریزی] را از عالم به قوّۀ بیان محو نمائیم.» (۳)

یکی از جنبه های اساسی تعالیم حضرت بهاءالله در ریشه کن کردن خشونت، مقصود از بین بردن عواملی است که ایجاد خشونت می نماید:

«مقصودْ اصلاحِ عالم و راحتِ اُمَم بوده، این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق و آن حاصل نشود مگر به نصایح قلمِ اَعلی [قلم اعلی= حضرت بهاءالله؛ قلمِ حضرت بهاءالله].» (۴)

دقیقاًعدمِ وحدتْ عامل عمدۀ خشونت است.

همان طوری که قبلاً اشاره شده هنگامی که حضرت بهاءالله اظهار امر فرمودند تقریباً بلافاصله حکمِ «رَفعِ سَیف» [برداشتن و منع کشیدن شمشیر] را هم اعلام فرمودند. لغو چنین حکمی کنایه از این بود که تعالیم دقیق تری بطور جامع تری در آینده راجع به انواع مختلفۀ خشنونت نازل فرمایند.

«لا یَعْتَرِضْ اَحَدٌ عَلیٰ اَحَدٍ وَ لا یَقْتُلْ نَفسٌ نَفساً. هذا ما نُهیتُم عَنهُ فیٖ کِتابٍ کانَ فیٖ سُرادِقِ العِزِّ مَستوراً. اَ تَقتُلُونَ مَنْ اَحْیاهُ اللهُ بِرُوحٍ مِنْ عِندِه. اِنَّ هذا خَطَأٌ قَدْ کانَ لَدَی العَرشِ کَبیراً. اِتَّقُواللهَ وَ لا تُخَرِّبُوا ما بَناهُ اللهُ بِاَیادِی الظُّلمِ وَ الطُّغیانِ ثُمَّ اتَّخِذُوا اِلَی الحَقِّ سَبیلاً.» (۵)

مُضافاً می فرمایند:

«قَدْ مُنِعْتُمْ فِی الکِتابِ عَنِ الجِدالِ وَ النِّزاعِ وَ الضَّربِ وَ اَمثالِها عَمّا تَحْزَنُ بِهِ الاَفئِدَةُ وَ القُلوبُ.» (۶)

حضرت بهاءالله این احکامِ ممنوعیت از قتل و خشونت را با تعالیم دیگر در مورد «بهانه هائی» که بشر جهت ایجاد خشونت می آورد، تکمیل فرمودند.

قبلاً ممنوعیتِ تعصّبات و تنفّرِ مذهبی را (در آثار و کتاب الهی) ملاحظه کردیم و تا حدّی که آگاهیم حضرت بهاءالله حکمِ لَغوِ «جِهاد» را هم نازل فرمودند.

«اِیّاکُم اَنْ تَسْفِکُوا الدِّماءَ. اَخرِجُوا سَیفَ اللِّسانِ عَنْ غِمْدِ البَیانِ لِاَنَّ بِهٖ تُفْتَحُ مَدائِنُ القُلوبِ. اِنّا رَفَعْناکُمُ القَتلَ عَنْ بَینِکُمْ اِنَّ الرَّحمَةَ سَبَقَتِ المُمکِناتِ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.» (۷)

حضرت بهاءالله در کتابُ عَهدی [وصیّت نامۀ حضرت بهاءالله] می فرمایند:

«ای اهل عالم مذهبِ اِلهی از برای مَحَبَّت و اتّحاد است او را سبب عداوت و اختلاف منمائید.» (۸)

متأسّفانه ادیان تنها وسیلۀ ایجاد خشونت و ستیزگی نبوده و نیستند. یکی دیگر از خشونت ها بهانۀ رهائی از بی عدالتی است که عامل به وجود آوردن انقلاب است. رنج و اَلَمِ بسیاری هم از قیام های سیاسی بخصوص در این دوران نصیب جامعۀ بشری گشته است. در این زمینه حضرت بهاءالله می فرمایند:

«بر احدی جایز نه که ارتکاب نماید امری را که مخالفِ رأیِ رُؤسای مملکت باشد.» (۹)

به علاوه:

«یا قَومُ لا تُفسِدُوا فِی الاَرضِ وَ لاتَسْفِکُوا الدِّماءَ وَ لا تَأکُلوا اَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَ لا تَتَّبِعُوا کُلَّ ناعِقٍ رَجیمٍ.» (۱۰)

و مضافاً می فرمایند:

«آنچه امروز لازمست اطاعت حکومت و تمسّک به حکمت فِی الحقیقه زِمامِ حفظ و راحت و اطمینان در ظاهرْ در قبضۀ اقتدار حکومت است.» (۱۱)

خشونت در محیط خانواده یکی دیگر از انواع خشونت است که بسیاری به بهانه های مختلف بدان متوسّل می شوند. جامعۀ امروزی با این مشکل روبروست و نتواسته بر آن فائق آید. قبلاً حُکمِ عَدَمِ «ضَرب» را ملاحظه نمودیم که به نحوه ای طبیعی این امر در محیط خانواده بر علیه بانوان صادق است. حضرت بهاءالله چنانکه در زیر آمده، صریحاً هیچ استثنائی در این مورد قائل نیستند. حضرت بهاءالله وظیفۀ جامعه (بخصوص مردان) می دانند که زنان مورد رفتار «ظالمانه، تجاوز و آزار» قرار نگیرند.

«باید دوستان حقّ به طِرازِ عدل و انصاف و مهر و مَحَبَّت مُزیّن باشند . چنانچه بر خود ظلم و تعدّی روا نمی دارند، بر اِماءِ اِلهی [خانم ها] هم روا ندارند » (۱۲)

فقر و ثروت بی اندازه (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

چهارم می ۲۰۱۷
ترجمه مهرداد جعفری

شکاف بین فقرا و ثروتمندان به عنوان دو مسألۀ عدالت اقتصادی و عامل عدم ثبات سیاسی ممالک مجدداَ یکی از مباحث مورد گفتگو بین نفوس جامعه گردیده.(۳)

این نکته همچنین یکی از مسائل مورد نظر نگرانی جامعه بهائی است.

در آثار عرفانی اولیه خویش حضرت بهاءالله نظرشان را به بیعدالتی در تفاوت فقر و ثروت را معطوف نمودند. حضرت بهاءالله کم ارزش نهادن فقرا در جامعه را به چالش کشیده اند (به این نظر که حیات هر انسانی پر ارزش است.)

حضرت بهاءالله می فرمایند:

«یَا ابنَ الرُّوحِ لا تَفتَخِر عَلَی المِسکِینِ بِافتِخارِ نَفسِکَ، لأنِّی أَمشی قُدّامَهُ وَ أَراکَ فِی سُوءِ حالِکَ وَ ألعَنُ عَلَیکَ اِلَی الاَبَدِ.»(۴)

این امر به تنهائی شرط کافی نیست. ثروتمندان وظیفۀ بخشش و سخاوتمندی هم در مورد داشتن ثروت خویش دارند.

مجدداً می فرمایند:

«ای اغنیای ارض فقرا امانت منند در میان شما؛ پس امانت مرا درست حفظ نمائید و به راحتِ نَفسِ خود تمام نپردازید»(۵)

«یَا ابنَ الاِنسانِ أنفِق مالِی عَلی فُقرائِی لِتُنفَقَ فِی السَّماءِ مِن کُنُوزِ عِزٍّ لا تَفنی وَ خَزائِنِ مَجدٍ لا تَبلی، وَلکِن وَ عَمری انفاقُ الرُّوحِ أجمَلُ لَو تُشاهِدُ بِعَینی.»(۶)

فقر شدید و ثروت زیاد یکی از نکاتی است که حضرت عبدالبهاء در اَسفارِ غربِ خویش توجّه نفوس را بدان
جلب نموده اند.

«هریک از شما باید توجّه عمیقی نسبت به فقرا نموده و خدمتشان را نمائید. باید طوری ترتیب دهید که بتوان کمکی به ایشان نمود و از فقر شدیدشان جلوگیری نمود. بزرگ ترین خدمت این است که قوانین جامعه بنحوی وضع و اجرا گردد که امکان پذیر نباشد که معدودی ثروتمند بوده و در کنارشان جَمِّ غَفیری فقیر. یکی از تعالیم حضرت بهاءالله تعدیل احتیاجات یومیّه در جامعۀ انسانی است. تحت چنان تعدیلی فقر شدید و ثروت بی اندازه در شرایط زندگی بشر موجود نخواهد بود.» (۷)