اجتماعی

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/2

برگرفته از: http://cshr.org.uk/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%B4%DB%8C%D8%...

شیرین عبادی وکیل و برنده جایزه صلح نوبل در نامه ای خطاب به گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا، صدور حکم اعدام برای حامد کمال محمد بن حیدره شهروند بهایی کشور یمن و مرتد و شیطان‌پرست خواندن دو وکیل او از سوی دادگاه حوثی‌های یمن را مصداق نقض آزادی مذهب و عقیده دانست.

قاضی دادگاه حوثی‌ها در ماه ژانویه سال جاری یک شهروند بهائی به نام حامد كمال محمد بن حيدره را به اتهام به خطر انداختن استقلال جمهوری یمن و اشاعه آئین بهایی به مرگ محکوم کرد. وکیل مدافع وی پیشتر گفته بود شماری از جلسات دادگاه از جمله جلسه صدور حکم اعدام، بدون حضور موکلش برگزار شد و به او فرصت دفاع در برابر اتهامات را نداده‌اند.

سازمان ملل متحد می‌گوید بهائیان یمن در مناطق تحت کنترل شورشیان حوثی به طور مستمر با آزار و اذیت و بازداشت های خودسرانه مواجه هستند.

متن کامل نامه شیرین عبادی به گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا را در ادامه می‌خوانید:

پس از آنکه گروه «حوثی» بر قسمتی از کشور یمن تسلط یافت، شروع به اذیت و آزار اقلیت دینی «بهائی» کرد، تعدادی از آنان را دستگیر و تعدادی را هم مجبور به ترک خانه و آشیانه خود نمود. در میان دستگیر شدگان فردی به نام حامد بن حیدره در تاریخ دوم ژانویه ۲۰۱۸ با اتهام به خطر انداختن استقلال جمهوری یمن از طریق تبلیغ و اشاعه آئین بهایی و جاسوسی محکوم به مرگ شد. وکلای او به اسامی طراد السماوی و صقر السماوی درخواست تجدید نظر کردند. در این مرحله دادستان در لایحه ای که در تاریخ ۲ آوریل تقدیم دادگاه نموده است بدون آن که دلیلی ارائه کند، علاوه بر تکرار اتهامات مطروحه در مرحله بدوی، وکلای مدافع را به علت دفاع از موکل بهائی مرتد و شیطان پرست اعلام کرده است.

چنین اتهامی در کشور اسلامی یمن می تواند مقدمه دستگیری و حتی صدور حکم اعدام برای فردی مسلمان باشد و با این ترتیب نه تنها دادگاه و دادستان عدم اعتقاد خود به آزادی مذهب و عقیده را به اثبات می رسانند، اساسا با طرح اتهامات واهی و ایجاد خطر برای وکلا دادگستری شهامت دفاع از آنان را سلب می نمایند و بیم آن می رود که چنین رفتاری با وکلا در سایر کشورهای غیر دموکراتیک اسلامی نیز در پیش گرفته شود. هم چنان که در این پرونده از جمهوری اسلامی ایران الگو برداری شده است. در ایران در سال ۲۰۰۸ من دفاع از هفت نفر از بهائیان را قبول کردم و به همین دلیل با اتهام تغییر مذهب مواجه شدم و به دفتر وکالت من حمله کردند و مشکلاتی فراهم ساختند.
بنابراین با استمداد از آن مقام محترم خواهشمندم از کلیه امکانات قانونی جهت حمایت از وکلائی که از اقلیت های دینی در کشورهای غیر دموکراتیک اسلامی دفاع می کنند به ویژه طراد السماوی و صفر السماوی استفاده نمائيد.

چندی پیش مقاله ای با عنوان «زلزله و انسان» از حامد صبوری در سایت «ایران گلوبال» منتشر شد. از آنجا که محتوای آن کاملاً با وقوع سیل ها و بلایای طبیعی اخیر در ایران منطبق است، سایت نقطه نظر آن را بازنشر می نماید تا دربارۀ رابطۀ انسان و بلایای طبیعی تعمّقِ بیش تری شود.

با سپاس http://www.noghtenazar.org/

زلزله و انسان

برگرفته از: http://iranglobal.info/node/63207

در این جهان خاکی موجودات به وجود می آیند و از بین می روند. جمادات، گیاهان، حیوانات، انسان همه و همه از «ترکیب» عناصر به وجود می آیند و پس از طیّ مراحلی با «تحلیل» و تجزیۀ عناصر از بین می روند. این ترکیب و تحلیل سیری است طبیعی که حاکی از «تغییر»ی دائمی است. کائنات دائم در حال تغییر و از حالتی به حالتی دیگر شدن هستند. کرۀ زمین و اجزاء آن نیز از این سیرِ طبیعی مستثنی نیست و دائماً در حال تغییر بوده و هست و خواهد بود؛ به قولی «ایست در کائنات نیست». زلزله و سیل و طوفان و رعد و برق و باران و برف و تگرگ و خسوف و کسوف و خشکسالی و سایر وقوعاتِ آن و نیز بیماری هایی چون وبا و سرطان و دیگر وقوعاتِ ناگوار نیز همین سیر طبیعی تغییر و تبدیل است.

صرف نظر از یادآوری این قانون طبیعی، با وقوع زلزلۀ اخیر در استان کرمانشاه و زنده شدن خاطراتِ دردناک زلزله های گذشته در طبس و بم و رودبار و منجیل و دیگر نقاط ایران و جهان، بحث های مختلفی از جمله بحث علل زلزله و دیگر حوادث طبیعی مجدداً در جامعه و رسانه ها پیش آمده است. این بحث در حقیقت در بستر «رابطۀ انسان و بلایای طبیعی ا زجمله زلزله» پیش می آید و اگر انسانی خلق نشده بود و روی کرۀ زمین نبود، بدیهی است این بحث ها هم نبود! لذا بحث آنجایی است که ارتباط زلزله با انسان چیست و به عبارتی زلزله با انسان و انسان با زلزله چه می کند.

یکی از بحث های جالب و جنجالی در این خصوص که اسباب تمسخر هم شده نسبت دادن علت زلزله از جمله به بی حجابی زنان است! اساساً بحث دربارۀ این قبیل حوادث طبیعی و ارتباط آن با کردار و گفتار انسان ها و جوامع خیلی پیچیده تر از این قبیل اظهار نظرهای خام و سطحی است. قرن هاست در فرهنگ ها و ادیان و مکاتب مختلف فلسفی و کلامی و اخلاقی این قبیل مباحث در جریان بوده و هست. در ارتباط با همین موضوع است که مسائلی از قبیل حُسن و قبح، جبر و اختیار، قضا و قدر، خیر و شرّ، مادّه و روح، عدالت، اعتدال، مجازات و مکافات، خوشبختی و بدبختی، معجزات و امثال آن مورد بحث قرار می گیرد.

ارتباط موجودات با همدیگر از جنبۀ مادی و تأثیر و تأثر آنها بر هم حقیقتی است که به وسیلۀ علم اثبات شده، امّا رابطه بین جنبۀ مادی و طبیعیِ زمین و طبیعت با جنبۀ روحی یا روحانی و معنوی و اخلاقی در عالَمِ انسانی، مثل ارتباط زلزله و یا حوادث طبیعی با سوءِ افکار و کردار و اخلاق و گفتار انسان امری است که مورد مناقشه است. البتّه از جنبۀ دینی و عرفانی این ارتباط از جنبۀ اعتقادی تأئید شده است چنانکه گفته می شود کردار و گفتار و نیّات انسان از جهاتی در حوادث طبیعی مؤثر است امّا از جنبۀ عقلی و علمی این ادّعا مورد شکّ و تردید و حتّی مورد انکار است. مثلاً مولوی با استفاده از منابع اسلامی همچون قرآن و احادیث منعِ زکات را از علل نبودن ابر و باران، و ارتکاب زنا را از علل شیوع بیماری وبا می گوید:

ابر بر ناید پی منع زکات وز زنا افتد وبا اندر جهات.

در کتب آسمانی و آثار ادیان چنین ارتباط هایی به چشم می خورد امّا در تعبیر و تفسیر صحیح آن جای بحث است. البتّه برای درکِ معقولِ چنین ارتباط هایی و برای تعبیر و تفسیر صحیحِ بعضی از آنها از جنبه ای غیردینی و غیراعتقادی، می توان تعابیری عقلانی یافت. زیرا عقل قوّه و موهبتی در انسان است که می تواند خرافات، اوهام و خیال، تقالید جاهلانه، ظنّ و گُمان را تشخیص داده، ردّ نماید، و موارد یقینی را دریابد و قبول کند، و آنجا که به مواردی برمی خورد که شکّ دارد و نه می تواند قبول کند و نه می تواند ردّ کند، به قول کازیمیرتز آژدو کیویچ در کتاب «مسائل و نظریات فلسفه»- ترجمۀ منوچهر بزرگمهر، نشر ۱۳۵۶، چاپ اوّل، تهران، مؤسّسۀ انتشارات عملی دانشگاه صنعتی شریف- خاضعانه سکوت نماید و قضاوت دربارۀ صحّت یا سُقمِ موارد مزبور را به تحقیقات آینده واگذارد.