تاریخ

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/26

برگرفته از: https://www.tribunezamaneh.com/archives/171161

چرا باورهای مذهبی هر چه بیشتر محبوبیت پیدا می کنند؟

هشتاد و چهار در صد از مردم جهان معتقد به یکی از ادیان هستند و این رشد می تواند چه معنائی برای آینده داشته باشد؟

نوشته هَریت شروود ـ Harriet Sherwood (۱)
ترجمۀ مهرداد جعفری

جمعیت معتقدین به ادیان به چند نفر بالغ می شود؟

اگر تصور دارید که اعتقاد به دین امری است که کهنه شده و مربوط به گذشته می باشد زیرا که بشر در عصر دلیل و استدلال زندگی می کند باید توجّه نمود که امروزه ۸۴٪ از نفوس جهان به یکی از ادیان موجوده معتقدند. اعضاء این جمعیت معتقدین عموماً جوان تر می باشند که در مقایسه با آنانی هم که هیچ گونه تعلقی به ادیان ندارند دارای فرزندان بیش تری هستند. هرچند از جنبۀ جغرافیائی تفاوت های فاحشی در این بررسی دیده می شود ولی از جنبه ای دیگر می توان اظهار داشت که جهان تدریجاً بیش تر به سمت ایمان پیش می رود.

بر اساس آمار مؤسّسۀ 2015 figures
http://www.pewresearch.org/fact-tank/2017/04/05/christians-remain-worlds...
مسیحیان با جمعیتی نسبتاً بالای۳/۲ میلیارد نفر یا ۲٪/۳۱ از جمعیت جهانی بزرگ ترین گروه از مؤمنین را تشکیل می دهند. بعد از مسیحیان جمعیت مسلمانان (۸/۱میلیارد یا ٪۱ /۲۴) و هندوها (۱/۱ میلیارد یا ۱٪/۱۵) و بودائی ها (۵۰۰ میلیون یا ۹٪/۶) می باشند.

دستۀ بعدی از معتقدین نفوسی هستند که به مذاهب سُنتی و مراسم عُرفی پایبندند که در حدود ۴۰۰ میلیون یعنی ۶٪ از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. گروه های کم جمعیت تر این دسته شامل سیک ها (Sikhism) بهائیان (Bahai) و جیِن (Jainism) که مجموعاً ۵۸ میلیون نفرند می باشند که آشکارا تا حدِّ معتنابهی یعنی کم تر از ۱٪ هستند. تعداد کلیمیان جهان هم ۱۴ میلیون که ۲٪ /0 جمعیّت جهانند و اکثریت در دو کشور اسرائیل و ایالات متّحده متمرکزند.

در مجموعۀ معتقدین بالا سوّمین گروه بزرگ دیگری می باشد که ذکر نشده که در سال ۲۰۱۵ میلادی ۲/۱ میلیارد و یا ٪۱۶ از جمعیت جهان را در خود گرفته که هیچ تعلّق و اعتقادی به دینی ندارند. ولی این بدان منظور نیست که تمامی این نفوس لزوماً منکرین خدا هستند. بعضی از ایشان و شاید هم اکثریّتشان قویّاً به «روحانیّات» و به قادر متعال و یا خداهای کوچک تر و حتّی نیروی هدایت کنندۀ فراانسانی معتقدند ولی خویشتن را منتسب به سازمان دینی منظمی نمی دانند.

تقریباً تمامی ادیان دارای فرقه های متعدد می باشند. در میان مسیحیان کاتولیک ها (Roman Catholic) (که تقریباً ۳/۱ میلیارد نفر) بزرگ ترین جمعیت می باشند و بقیه پروتستان (Protestants)، ارتدکس شرقی (Eastern Orthodox)، ارتدکس یونانی (Greek Orthodox)، انگلیکن (Anglican) و زیرفرقه های دیگر هستند. در میان مسلمانان می توان از فرقه های سُنّی (که عمدتاً بیش ترین جمعیت را دارند) شیعه، إباضيه، احمدیه و صوفیان را هم نام برد. هندوها هم دارای چهار فرقۀ اصلی می باشند: ویشناویسم (Vaishnavism)، شیوئیسم ( Shivism)، شاکتیسم (Shaktism) و اسمارتیسم (Smartism). بودائی ها هم دارای دو سُنّت یا طریقه می باشند، تراوادا (Theravada) و ماهایانا (Mahayana) که هر کدام هم به گروه های مختلف تقسیم شده اند. به همین منوال کلیمیان هم به کلیمیان ارتدکس (یا مافوق ارتدکس ultra-Orthodox)، کلیمیان محافظه کار و یا اصلاح طلب و گروه های کوچک تر دیگر تعلّق دارند.

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله.

منبع: مجلۀ پیام بهائی، ویژه نامه شماره های 455 و 456 اکتبر و نوامبر 2017، 174 بدیع

نگاهی نو به واقعه بدشت و قیام طاهره؛ نقطۀ عطف تاریخ تجدّد خواهی در ایران

فرح دوستدار

تحولات عمیق اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی عصر جدید که به مدرنیته موسوم است و ابتدا در ممالک اروپای غربی شکل گرفت روندی بود تدریجی که در نتیجه نو آوری های ممتد و بهم پیوسته فکری و علمی رفته رفته ساختار جوامع غربی را دگرگون ساخت. پس از سال‌ها کوشش و تلاش تعدادی از متفکرین و فلاسفه در نقاط مختلف اروپا سرانجام زمینه برای حفظ حقوق فرد در جامعه، اقتصاد و سیاست فراهم آمد. این تحوّلات ممتد و تدریجی در قرن بیستم میلادی بثمر رسیده و منجر به تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر و تصویب آن در سازمان ملل متحّد بوسیله تعداد کثیری از ممالک جهان گردید. به این ترتیب لزوم شناسایی "حقوق اساسی" انسان‌ها در سراسر گیتی رسمیت یافت.

تکیه بر نیروی عقل و قوه تشخیص انسان و نقد دین خصوصا نقد اعتقادات خرافی و غیر منطقی سنتی در سر آغاز تحولات عصر جدید قرار داشت. خرد ورزی واندیشه های نو زمینه را برای پشت سر گذاردن قید و بندهای نظام قرون وسطایی و دستیابی به پیشرفت های جدید علمی هموار ساخت. دست آورد و نتیجه این تحول فکری نوسازی ساختارهای اجتماعی و سیاسی مانند قانونمندی و سکولاریسم و در زمینه فن آوریها انقلاب صنعتی بود که منجر به بهبود وضع زندگی و رفاه بیشتر انسانها در ممالک غربی گردید.

در ایران اولین رویاروئی با پدیده های مدرن و آگاهی ایرانیان نسبت به عقب ماندگی خود بر خلاف غرب در زمینه های فکری ، فرهنگی و سنن دینی بوقوع نپیوست بلکه در صحنه جنگ و در رویاروئی با صنایع پیشرفته جنگی دشمن صورت گرفت. شکست در دو جنگ ایران و روس که از سال ۱۱۷۵ شمسی هجری آغاز و تا سال ۱۲۰۶ (مطابق با۱۷۹۶ تا ۱۸۲۸م. (ادامه داشت و منجر به از دست دادن بخش های زیادی از خاک ایران شد ، این سؤال را مطرح ساخت که دلیل عقب ماندگی ایرانیان چیست؟