تاریخ

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/26

لیدیا زامنهوف در کلولند

بهای سنگینی که برای ترس و تعصّب از احساسات ضدّ مهاجرت می پردازیم

نوشته: جرمی جنوُزیز(1). - نویسنده مدعو

ترجمه: مهرداد جعفری

صحبت های امروزه که سیاستمدارن امریکائی با ترس و هراس از مهاجرت و پناهجویان می نمایند مرا به یاد لیدیا زامنهوف (Lidia Zamenhof ) می اندازد که در اواخر دهه 1930 به کلولند آمده بود.

لیدیا در خانواده مشهوری به دنیا آمده و پدرش لودویک زامنهوف (Ludwick Zamenhof ) مخترع زبان بین المللی اسپرانتو بود.

اختراع زبان اسپرانتو به هدف ایجاد زبانی کمکی بود که بآسانی می توان آن را آموخت و می توانست که سوء تفاهمات ما بین زبان های مختلف را از میان بردارد. لیدیا یکی از معلمین و حامیان برجسته این زبان بود.

گرچه لیدیا بعداً به دیانت بهائی گروید ولی خانواده اش کلیمی بودند. اهداف این خانواده جهان شمولی و ایده آل گرائی بود که مورد نفرت نازی ها بودند.

لیدیا در سال 1937 میلادی لهستان را ترک و به عنوان توریست به ایالات متحده امریکا سفر کرد.

در کلولند لیدیا در مؤسّسات آموزشی مختلفی از جمله در دبیرستان شاکر هایت (Shaker Heights) و تئاتر هیپو دورم (Hippodrome Theater) که زمانی در خیابان ایوکلید (Euclid Avenue) قرار گرفته بود به تدریس زبان اسپرانتو پرداخت. لیدیا مشتاقانه مورد استقبال بسیاری از جوانان و قومیت های مختلف مقیم کلولند قرار گرفت.

گرچه کلولند از وی با گرمی پذیرائی نمود ولی جامعۀ امریکا که عموماً درگیر تشنجات و احساسات ضدّ مهاجرت شده بود حاضر نشد که به اروپائیانی که از چنگال فاشیسم گریخته بودند پناهنده گی دهد.

با تمام پشتیبانی کاملی که بسیاری از حامیان وی از لیدیا نمودند مقامات رسمی امریکا به وی اجازه ندادند که در این کشور اقامت نماید و وی را از کشور اخراج و به لهستان مراجعت دادند. لیدیا در شهر تربلنیکا (Treblinka) در سال 1942 میلادی فوت نمود.

برگرفته از:

http://kayhanlondon.biz/fa/1394/09/04/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%...

بهائیان ایران؛ تبعیض و سرکوب پایان‌ناپذیر در جمهوری اسلامی

حقوق بشر ، گفتگو ، ۴ آذر ۱۳۹۴ / 25 نوامبر 2015

کامیار بهرنگ- در هفته‌های گذشته پس از شروع موج جدید

http://kayhanlondon.biz/fa/1394/08/25/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%...

دستگیری‌ بهائیان در ایران موضوع فشار سیستماتیک بر آنها ابعاد جدیدتری به خود گرفته است. در همین حال مغازه‌ها و محل کسب و کار تعدادی از بهائیان نیز به دلیل تعطیل کردن مغازه‌هایشان در زمان اعیاد مذهبی‌شان، از سوی دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی پلمپ http://www.bbc.com/persian/iran/2015/11/151116_l10_bahai_arrested_iran شده است.

فشار بر جامعه بهائی در ایران موضوع جدیدی نیست، محرومیت از تحصیل، تعطیلی محل کسب و کار و یا اخراج از شرکت‌های خصوصی و نیمه خصوصی، دستگیری‌های گسترده، اقدام به تخریب آرام‌گاه بهائیان و حتی تهدید‌های جانی که در مواردی منجر به قتل شده است از نمونه‌هایی است که به روندی عادی علیه ایرانیان بهایی در جمهوری اسلامی بدل شده است.

در واقع جمهوری اسلامی با غیررسمی خواندن بهائیان آنها را از داشتن حقوق شهروندی خود در شکل‌های مختلفی محروم کرده است.

برای بررسی ابعاد این فشارها به گفتگو با دکتر فرهاد ثابتان استاد اقتصاد و سخنگوی جامعه بهائیان پرداختم.

کامیار بهرنگ– سال‌هاست که ما شاهد محرومیت بهائیان از حق تحصیل بوده‌ایم اما در روزهای گذشته موج جدیدی از فشارهای

دکتر فرهاد ثابتان– من تفاوت زیادی میان این دو خط سیاست در نظام جمهوری اسلامی نمی‌بینم. تعطیلی محل کسب و کار بهائیان و یا محروم کردن آنها از تحصیل در حقیقت به یک سند رسمی بر می‌گردد که در سال ۱۹۹۱ توسط آقای گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر کشف شد. در این سند که در واقع سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی نسبت به بهائیان را مشخص می‌کند، گفته شده است که باید از توسعه و پیشرفت اقتصادی آنها جلوگیری شود.

در همان سند تاکید شده که اگر مشخص شود یک دانشجو، بهائی است می‌بایست از ادامه تحصیل او جلوگیری شود. به عبارت دیگر تمام این محدودیت‌هایی که ایجاد می‌کنند در راستای خفقان جامعه بهائی است. یعنی از بُعد اقتصادی مجرای رشد و پیشرفت آنها مسدود شود و وقتی به مساله محرومیت تحصیلی نگاه می‌کنیم نیز همین نگاه وجود دارد. بیشتر انسان‌ها برای این تحصیل می‌کنند که بتوانند در آینده کسب و کاری با دستمزد‌های بالاتری به دست آورند. وقتی شما یک فرد بهائی را از تحصیل محروم می‌کنید به اجبار او را به آن طبقه از جامعه شغلی سوق می‌دهید که کمترین دستمزد را دارند.

در ادامه همین مسیر وقتی به مساله پروانه صدور کار می‌رسیم باز هم می‌بینید وقتی افراد بهائی‌ که در ادارات دولتی حضور داشتند را از کار اخراج کرده و هیچ فرد بهائی دیگری را نیز استخدام نمی‌کنند. حتی صاحبان شرکت‌های خصوصی را که بهائیان را استخدام می‌کنند تحت فشار قرار می‌دهند و به این صورت بهائیان به سمت کسب و کار شخصی خودشان می‌روند. حالا که این کسب و کار تا حدودی موفق هم بوده است جلوی این قسمت را هم می‌خواهند بگیرند تا آنها به یک طبقه پایین‌تر تنزل کنند.

ما می‌بینیم که از سال ۲۰۰۷ تا به حال دست کم ۷۸۰ مورد از سوی جامعه بهائی در مورد تضییع حقوق بهائیان در ایران مستند شده است که به طور متوسط هفته‌ای دو مورد در تمام مواردی که به آنها اشاره کردم از جمله بسته شدن مغازه‌ها، مصادره مزارع بهائیان، اخراج از شرکت‌های خصوصی، لغو و یا تهدید به لغو پروانه کسب و کار را شامل می‌شود. تمام این موارد از دیدگاه عرضه‌ی کار است. در مواردی حتی به این هم بسنده نکردند بلکه بخش تقاضای کار و خدمات را نیز با کمپین‌های ضد بهائی مورد هدف قرار دادند. مشتریان را نسبت به خرید از بهائیان تحریک می‌کنند و همین که فتوا داده شده که بهائیان «نجس» هستند در حقیقت این پیام را می‌دهند که شما با فرد «نجس» معامله نکنید! از سال ۲۰۱۳ که آقای روحانی به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شده‌ بیش از ۷ هزار مورد مقاله و ویدئو بر ضد دین بهائی در ایران منتشر شده و تقریبا در همین دوره بیش از ۲۰۰ مورد تبعیض اقتصادی ثبت شده است.

کامیار بهرنگ– در هفته‌های گذشته در سایت‌هایی مانند جوان آنلاین از رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران از نفوذ اقتصادی بهائیان سخن به میان آمده. با توجه به صحبت‌های شما حتی از کوچکترین فعالیت اقتصادی بهائیان جلوگیری می‌شود، واقعا دلیل اصلی این فشارها چیست؟