تاریخ

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/26

برگرفته از:

http://fa.iranpresswatch.org/2015/10/01/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%B1%...

تاریخ 28 سپتامبر 2015

نوشته رامین احمدی

ترجمه مهرداد جعفری

در تمام دوران زندگی خود بعنوان یک امریکائی ایرانی تبار درهیچ زمانی به اندازه امروزه اینقدر مذاکره و گفتگو در باره ایران نشنیده ام. در جلسات گنگره امریکا، در برنامه های تلویزیونی صبح های یکشنبه و در بسیاری از جلسات علمی و مدنی که در عرض چند ماه گذشته انجام گرفته بسیاری از متخصصین به تجزیه و تحلیل مسائل پرداخته، نظریه هائی ابرازنموده و با مذاکرات بین المللی ایران مخالفت و یا ازآن حمایت نموده اند. جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه سپتامبرکه قرار است اقای روحانی بهمراه دیگر رهبران جهان بیاناتی ایراد نمایند زمانی است که باید ندای وجدان طنین بلندتری داشته باشد.

حال که گروه کشورهای ۱+۵ در باره مذاکرات هسته ای به توافق رسیده اند باید توجه بیشتری به فاجعه نقض حقوق بشر در ایران نمود. زیرا ممکن است که قضیه نقض حقوق انسانی و سرکوب آن هنگامی که ماجرای مذاکرات هسته ای رنگ و جلای خویش را از دست بدهد بآسانی از یاد برود. ایالات متحده امریکا از ایجاد روابط مجدد با ایران چگونه برای پیشبرد رعایت حقوق بشر در ایران استفاده خواهد کرد؟ آیا جامعه بین المللی قادر به ادامه فشار به ایران در مورد رعایت حقوق اقلیت ها، روزنامه نگاران و یا مخالفین خواهد بود؟ ما منتظر جواب این سئوالات از طرف ایالات متحده امریکا و دیگر کشورهای جهان هستیم.

از هر جنبه ای که به قضیه نظر انداخته شود وضعیت حقوق بشر در ایران از زمانی که (آقای) روحانی بعنوان رئیس جمهور در تاریخ اگوست ۲۰۱۳ انتخاب گردید فی الواقع بدتر شده است. در دوران قبل از انتخابات (آقای) روحانی میانه رو و معتدل بشارت داد که سعی در بهبودی وضع آنچه که وی “حقوق شهروندی” نامید خواهد نمود. در ابتدای دوره ریاست جمهوری امید اینکه (اقای) روحانی انچه را که گفته دنبال نماید بالا گرفت زیرا بلافاصله بعد از شروع بکار به اقداماتی در این باره مانند آزاد نمودن تعداد محدودی از زندانیان سیاسی قبل از شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ و همچنین تبریک سال نوی کلیمیان در “توتیتر” دست زد.

برگرفته از: https://www.facebook.com/bekhaneman/posts/989663091056100

وضع پارسيان (زرتشتیان ايران) قبل از ظهور ديانت بهائى:

اقتباس از کتاب: تنی چند از پیشگامان پارسی نژاد( در عهد رسولی) با تشکراز مؤلف مهندس عنایت خدا سفیدوش:

پس از حمله اعراب به ايران و انقراض حکومت ساسانيان، پارسيان که مقهور و مغلوب تازيان شده بودند بتدريج ديانت اسلام را قبول نموده و بجرگه مسلمين درآمدند. ولی اين مقهوريت موجب از بين رفتن تمدن و فرهنگ ايرانى نگرديد بلکه ايرانيان بتدريج افکار و عقايد خود را در مذهب رسوخ دادند. و بطوريکه ملاحظه مى‌گردد بعدها اغلب دانشمندانى‌که عرب ناميده شدند در واقع ايرانيانى بودند که کتب خود را بزبان عربى نوشته‌اند و فرهنگ و تمدن ايرانى را در قالب معارف اسلامى به اعراب عرضه نموده‌اند.

بطورى‌که در تواريخ مذکور است پس از کشته‌شدن يزدگرد سوم در سال ٢١ ه ق مدّتها پارسيان در گوشه و کنار ايران مقاومت مى‌کردند، چنانکه تا زمان خلافت منصور عبّاسى (١٥٧ _ ١١٤) ه ق اعراب قادر بر تسلّط بر طبرستان (مازندران کنونى) نگرديدند.

بهرصورت در اثر فتوحات اعراب کلّيه ممالک خاورميانه و شمال افريقا و قسمتى از اسپانيا يکى پس از ديگرى تحت تسلّط تازيان قرار گرفت و در نتيجه ديانت اسلام جايگزين اديان موجود در اين اقالبم گرديد و زبان عربى زبان رسمى اقوام مغلوب شد.

در ايران نيز زبان عربى بجاى زبان پهلوى معمول و رايج نمودند، ولی با تمام فشارها و سخت‌گيريها، فرهنگ ايران زمين مقهور اعراب نگرديد، و زبان فارسى بجاى خود باقى ماند و ايران تنها مملکتى است که زبان خود را پس از تسلّط تازيان حفظ نموده‌است.

بطور خلاصه در گير و دار يورش تازيان به ايران و فشارهائى که بر پارسيان وارد نمودند زردشتيان به چند دسته تقسيم شدند.

١‌_ کسانيکه اسلام را پذيرفتند ولی تسلّط اعراب را قبول ننموده و کوشيدند تا تسلّط سياسى و فرهنگى اعراب را از ايران براندازند و اين دسته از ايرانيان بودند که نهضت‌هائى از قبيل قيام ابومسلم خراسانى و بابک خرم‌دين را برپا نمودند و بالاخره موفّق گرديدند فرهنگ ايرانى را با عقايد اسلامى تلفيق نموده و در قالب افکار ايرانى و زبان فارسى بر ديگران عرضه کنند.

٢‌_ دسته ديگر کسانى بودند که ترک يار و ديار را بر ترک دين و آئين خود ترجيح داده و ابتدا در سال ١٢٠ يزدگردى (١٣٠ شمسى) از مرکز کهستان به سوى هرمز حرکت و راه هندوستان را در پيش گرفتند و بعد از مدّتى در جنوب سند (نقل از تاريخ پهلوى و زردشتيان ص ٤١٨) و مغرب کراچى مستقر گرديده و بنگهدارى آتش مقدّس و اجراى مراسم و آئين خود پرداختند، اين دسته از مهاجرين به پارسيان هندوستان و يا شهنشاهيان معروفند که با پارسيان ايران که بنام گروه باستانيان مشهورند، در نگهدارى تقويم و بعضى فروعات ديگر اختلاف دارند.

٣‌_ جمعى ديگر از ايرانيان زردشتى در ميهن خود باقيمانده و بناکامى تن در داده و سختى‌ها را تحمل نموده و آئين نياکان و خانه آباء و اجدادى خود را ترک نگفتند و پس از درگيريهاى زياد،آن ّعده معدودى که باقى ماندند در گوشه و کنار ايران متفرق شدند تا اينکه در سال ٩٩٤ يزدگردى (١٦٢٥) ميلادى شاه‌عبّاس صفوى جمع کثيرى از زردشتيان را از گوشه و کنار ايران به اجبار به اصفهان کوچانيده و در قريه جديدالاحداث خود بنام گبرآباد يا گبرستان وصل بجلفاى اصفهان اسکان داد.

حتّى بعضى از فضلا و دانشمندان زردشتى را که در يزد و کرمان ساکن بودند بزور به اصفهان برد، برخى از سياحان اروپائى بتفصيل در مورد گبرآباد و وضع زردشتيان در سفرنامه‌هاى خود مطالبى آورده‌اند.