ادیان دیگر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/27

 اخيراً مقاله اي ازبه اصطلاح پژوهشگرتاريخ معاصرايران،آقاي لطف الله لطفي، دربارهء خانم شيرين عبادي خواندم كه ذكرنكاتي درخصوص آن ضروري است! ايشان دراوّل وآخرمقاله مقصود اصلي خود را چنين نوشته اند: "امروزتشكيلات بهائيت در تلاش است با استفاده از شيرين عبادي جهت اهداف تشكيلاتي خودزرين‌تاج (قرة‌العين) ديگري را بازسازي كند و اين نيازمند هوشياري وي براي خنثيكردن اين توطئه است".[i]

ايذاء و آزار جامعه بابی و بهائیجامعه بهائی ايران ريشه در نهضت بابيه دارد و آن ديانتی است که در سال 1844 در ايران بنيان گذاشته شد. شارع آن, سيّد علی،محمّد شيرازی, که لقب باب را برای خود برگزيد (1850-1819), در سال 1850, در بحبوحه| حرکت،های ايذائی عمومی نسبت به بابيان که با قتل عامی در سال 1852 به اوج خود رسيد, اعدام شد. حدود سال 1866, ميرزا حسينعلی نوری (1892-1817), که لقب بهاءالله را برای خود انتخاب کرد, علناً مدّعی شد همان رهبر دينی است که باب در آثار خود نبوّت کرده است. از آنجا که بيش از نود درصد از بابيانی که از آزارها و کشتارها جان سالم به در برده بودند در زمره| پيروان بهاءالله در آمدند و در حدود همين احيان به بهائي مشهور شدند, از نقطه نظر جامعه،شناختی و تاريخی معقول آن است که اين دو نهضت, يعنی بابيان و بهائيان, را جنبش واحدی بناميم و از اين پس, برای سهولت ارجاع, به جميع مراحل به عنوان