ادیان دیگر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/27

برگرفته از: http://iranwire.com/blogs/6272/7137/

علمای شیعه و "مشکل" بهاييت

مریم دادگر

بنا به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن، حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی امام ‌جمعه موقت شیراز، در مراسم یکمین سالگرد ارتحال آیت‌الله‌ سید محمدباقر شیرازی که در شیراز برگزار شد اظهار کردند: « در فتنه بهائیت اگر فقهای شیعه نبودند، امروز ایران دچار بهائیت شده بود.»[1] بیایید در این جمله قدری تأمل‌ کنیم – واقعاً اگر بهائیان نبودند، یا آن‌طور که آقای رضوی اردکانی گفته‌اند، اگر علماى شيعه جلو بهائیان را نگرفته بودند و ايران "دچار" بهائيت شده بود، اكنون کشورمان چه حال ‌و روزی داشت؟ اجازه دهید با برگشت به تاریخ، چنین سناریوی ترسناکی را مجسم کنیم.

با ظهور بهائیت در ايران، علمای شیعه ناگهان خود را با تعاليم "مضره و مهلکه" آن رودررو دیدند. مثلاً دریکی از تعالیم بهائیان آمده بود که دين و علم دو منبع مهم دانش هستند و فقط با همکاری این دو است که تمدن بشری به ‌پیش می‌رود. در آموزه‌ای دیگر با منع تقلید، مردم را برای یافتن حقیقت به تحقیق تشویق می‌کردند، می‌گفتند دوران بلوغ انسان رسیده است و هر شخص می‌تواند خود رأساً کشف حقیقت کند و لازم نيست گوش ‌به ‌فرمان دیگری باشد. در تعلیمی دیگر می‌گفتند آموزه‌های دينی نسبی است و احکام هيچ ديانتی تا ابد اعتبار ندارد. بهاءالله، مؤسس این دیانت، ضرورت تشکیل مجالس مشورت و حکومت قانون را برای ایران توصیه می‌کرد «از برای ایران قانون و اصولی لازم و واجب ... باید... مقری معین گردد و حضرات در آن مقر جمع شوند و به حبل مشورت تمسک نمایند و آنچه را سبب و علت امنیت و نعمت و ثروت و اطمینان عباد است معین فرمایند و اجرا دارند»[2]. در مورد حقوق زنان می‌گفتند زن و مرد هر دو انسان‌اند و امتیازی برهم ندارند درنتیجه بايد در حقوق اجتماعی برابر باشند. در تعلیمی دیگر، علما را از مداخله در سیاست بر حذر می‌کردند «دین را در امور سیاسی مدخلی نه بلکه تعلّق به قلوب دارد ... رؤسای دین باید... ترویج حُسن اخلاق نمایند ولی در امور سیاسی مداخله ننمایند.»[3] و هر زمان که رؤسای بهائیت سخن از دخالت علما به میان می‌آوردند، برای اينكه علمای با انصاف و واقعاً دین‌دار از بقيه جدا شوند، از صفاتی مانند «علمای بی‌فکر»، «علمای بی‌هوش»، «علمای بی‌انصاف» و «علمای بی‌دین» استفاده می‌کردند.

اگر شما به ‌جای علمای شيعه بوديد چه‌کار می‌کردید؟ ديانتی آمده می‌گوید "وقتِ آزادی عقیده، توافق علم و دین- خرد و ایمان- آزادی زنان، دوری و بیزاری از هر نوع تعصّب... فرا رسیده است"[4] و از مباحثی مانند بی‌اعتبار دانستن دین‌داری مبتنی بر اجبار، منع صیغه و چندهمسری، نفی تفکر جنگ‌طلبی و ستایش صلح و دوستی سخن می‌گوید. تصورش را بكنيد اگر علمای شيعه دست بكار نشده بودند و از اجرایی شدن کامل این تعاليم در ایران جلوگیری نکرده بودند، امروز کشورمان "دچار" چه "مصيبتی" شده بود.

بهائی ها در كویت و ١٠٠ پیرو... و محفلی كه نه نفر اداره اش می كنند

ترجمه از سایت «الرّأی»

http://www.alraimedia.com/Articles.aspx?id=583204#_=_

(الرّأی) یك مصاحبۀ تلفنی با یكی از بهائیان كویت نموده؛ با درخواست گفتگو در مورد بهائیّت و مواضیعی كه در اطراف ایده های آن بحث برانگیز است.

و آن شهروند بهائی مهلتی جهت دادن پاسخ و گرفتن نظر از مرجعشان خواستار شد، كه سریعاً پاسخ داده و همان روز دعوت به نشست در خانۀ شهروند بهائی كویتی جناب (ع. ف.) كه دیوارهای منزلش آراسته با نقاشی هائی از میراث فرهنگی بهائی شده بود، نمودند.

و این جلسه با حضور (ع. ف.) و بهائی دیگری (ك. ح.) و خانمی بحرینی (ن. م.) كه همگی مقیم كویت می باشند تشكیل شد، و این نشست تقریباً دوساعت به طول انجامید و بنا به تقاضای آنها نام و تصویرشان پخش نخواهد شد.

آن سه بهائی در بحث خود با (الرّأی) تأكید می نمایند كه صد نفر بهائی كویتی در كویت وجود دارند و محفلی متشكل از نه نفر كه اعضاء آن از نژادها و ملیّت های مختلف می باشد، شرط نیست كه اعضاء آن كویتی باشند. و همزمان تأكید می نمایند كه آن محفل یك مؤسّسۀ اداری و اجتماعی است برای اداره نمودن امور بهائیان مانند تشكیل جشن های اعیاد و ازدواج و غیره در كویت، و آنها حدّ و مرز خود را آگاه هستند و تحرّكات خویش را با توجّه به شرایط اجتماعی و فرهنگی حاكم در كشور انجام می دهند و اشاره نمودند كه بهائیان كویتی در یك محلّه و یا منطقۀ خاصّی مستقر نیستند بلكه در سرتاسر كشور سكونت دارند.

متن زیر در ادامۀ نشست است:

• آیا و اقعاً دیانت بهائی یك دیانت آسمانی است؟

اعتقاد ما مانند معتقدات همه است كه رحمت الهی دائمی است و متوقف نمی گردد و عظیم ترین رحمت الهی همان هدایت بشر است بواسطۀ رسولان و پیامبران خداوند و در نتیجه ما معتقدیم به تسلسل ادیان و جمیع ادیان موجوده اساسشان یكی بوده و غیر قابل تغیر است امّا آنچه كه در حال تغییر است آن محیط زیست اجتماعی است و ما ایمان داریم به همۀ ادیان سابقه كه فرستادگان خداوندند و در آینده ادیان دیگر هم پدید خواهند آمد چون وضعیّت اجتماعی تغییر خواهد كرد لذا بهائی دین است و پیامبر آن حضرت بهاءالله می باشند.

• چگونه ایمان به اسلام و به رسول خداوند دارید در حالی كه معتقد به آمدن پیامبر جدید بعد از اسلام هستید؟

دیانت بهائی ایمان به استمرار ادیان كه از اصول این آئین است دارد و این كه ادیان دیگری بعد از آن خواهد آمد زیرا در هر زمان مقتضیات جامعۀ بشری تغییر می كند و آئین جدید مطابق با مقتضیات و نیازهای جهان و جهانیان ظاهر می گردد.

ممنوعیّت حجاب

• آیا درست است كه دیانت بهائی حجاب را ممنوع می كند؟