ادیان دیگر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/27

توجّه به «آناکرونیسم» در تحقیقات تاریخی در ادیان گذشته و دین بهائی

گاه برای تحقیق و بررسی و قضاوت وقایع گذشته دچار مغالطه ای می شویم که در علم تاریخ و جامعه شناسی، آن را «آناکرونیسم» یا «زمان پریشی» یا «نا به هنگامی تاریخی» می گویند. با توجه به این مغالطه و دوری از آن می توان از قضاوت های نابجا و غیر منصفانه در خصوص تاریخ گذشتۀ جوامع یا تاریخ ادیان و غیره خودداری کرد و نیز می توان دریافت که بعضی امور و قوانین و ارزش ها و شرایط گذشته را نمی توان و نباید در زمان حال جاری کرد. در مورد تعریف این مغالطه چنین آمده است:

«مغالطۀ زمان پریشی و یا آناکرونیسم (Anachronism)، مغالطه ای است که در آن، شخص، ارزش های زمان خود را به تاریخ تسرّی می دهد و رفتارها، گفتارها و وقایع را با ارزش هایی زمان حاضر تحلیل می کند. در این مغالطه، تحوّل و تغییرِ معناها و مفاهیم در طول تاریخ نادیده گرفته می شود. هر یک از مفاهیمی که امروزه به کار می گیریم، به منزلۀ مَظروفی هستند که محتوای آن را برداشت ها و معناهایی پر کرده است که در این زمان رایج است. معنای هر واژه، امر فراتاریخی نیست بلکه معناها در گذر تاریخ روابط و مناسبات اجتماعی پدید می آید و دچار تغییر و تحول می شوند. بنابر این برای آن که مقصود اصلی گوینده ای را از بکار بردن واژه ای بفهمیم باید پیشاپیش بدانیم که آن واژه و لفظ در زمان بکار گیری اش در بیان چه موقعیّت ها و مناسبت هایی به خدمت گرفته می شده است و برای کدام مقصود استخدام شده است.» (١)

از جمله نمونه های مغالطه و خطای مزبور، آن است که بعضی گمان می کنند تعالیم ادیان سابق را می توان امروز هم جاری کرد و لزومی به استمرار و تجدید ادیان نیست. حال آن که ادیان به حکمت الهی، هر یک مطابق شرایط و زمان خاص خود ظاهر شدند و نمی توان تعالیم آنها را در زمان حال جاری کرد. در این خصوص در آثار بهائی توضیحاتی مفصّل آمده است که می توان به آنها مراجعه نمود. (٢) به عنوان نمونه حضرت بهاءالله دربارۀ لزوم تجدید و استمرار ادیان می فرمایند:

«رگ جهان در دست پزشك داناست؛ درد را می بیند و به دانایی درمان می كند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید. دیده می شود گیتی را دردهای بیكران فرا گرفته و او را بر بستر ناكامی انداخته. مردمانی كه از بادۀ خود بینی سرمست شده اند پزشك دانا را از او باز داشته اند؛ این است كه خود و همه را گرفتار نموده اند. نه درد می دانند، نه درمان می شناسند؛ راست را كژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. بشنوید آواز این زندانی [حضرت بهاءالله] را؛ بایستید و بگویید. شاید آنان كه خوابند بیدار شوند.» (٣)

و حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

«شریعتُ الله بر دو قسم منقسم: یك قسم اصل اساس است؛ روحانیت است... ابداً منسوخ نمی شود... این فضائل عالم انسانی در هر دوری ازادوار تجدید گردد؛ زیرا در اواخر هر دوره شریعتُ الله روحانیّه یعنی فضائل انسانیه از میان می رود و صورتش باقی می ماند... [بنابراین] در دورۀ هر پیغمبری تجدید می گردد... قسم ثانی از شریعت الله كه تعلّق به عالم جسمانی دارد مثل صوم و صلات و عبادت و نكاح و عتاق و محاكمات و معاملات و مجازات و قصاص بر قتل و ضرب و سرقت و جروحات... در هر دور ی از ادوارِ انبیاء، تبدیل و تغییر یابد و منسوخ گردد؛ زیرا در سیاسات و معاملات و مجازات و سائر احكام، به اقتضای زمان، لابد از تغییر و تبدیل است. (۴)

گذشته از این واقعیت كه متاسفانه بین علمای بزرگ اسلام در اصل اینكه بالاخره این فرقه ها از بركت تفكر دینی پدید آمدند و سبب آن پرباری معارف دینی است یا استعمار آنها را برای شكست مسلمانان ساخته و برایشان بودجه صرف می كند وحدت نظری وجود ندارد و اختلاف تمام نشدنی است اما حاشیه های بر آن می تواند در عین تامل بر انگیز بودن تاسف آور نیز باشد.

از این مسئله هم بگذریم كه اگر نظریه دوم را قبول كنیم باید اذعان كرد كه استعمار هم عمری به قدمت دین دارد و اگر چه در آنروزهای عربستان نامی از آن نبود اما بطور مخفیانه وجود داشت و به قول جناب شهبازی كه اصطلاح "بهائیان مخفی" را كشف و ضبط فرموده اند بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام نیز صهیونیسم مخفی و استعمار مخفی و چه بسا "بهائی مخفی" هم وجود داشته زیرا از قدرت خدا چیزی محال نیست و خود را به آن ماسه زارهای بزرگ رسانیده بود تا مانع نوشتن وصیت(1) پیامبر گرامی اسلام شده و اختلافات عمیق را از همان زمان دامن بزند و (البته مخفیا اذعان شود كه قران كریم كامل است مگر در مسئله جانشینی پیامبر).