سیاست

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/28

برگرفته از مجلۀ «پیام بهائی»، شمارۀ ۴۲۲، ژانویۀ ۲۰١٥

اشاعه فرهنگ خشونت در بین جوانان
نقشه پنج ساله و جهت یابی نقش جوانان در جهان

فرح دوستدار

عالم آبستن وقایع عظیمه است و این درد و الم عمومی و آشوب و هیجان همه‌جانبه صرفاً رنج سفر در مسیر تحقّق وحدت عالم انسانی و تأسیس مدنیّت جهانی مورد نظر حضرت بهاءالله است. شما که به اهمّیّت اجتناب از هر نوع تعصّب و خشونت و نفاق واقفید و به قدرت معجزه‌آسای اتّحاد و یگانگی که قادر است عالم را به نور خود منوّر سازد ایمان دارید، و اثرات آن را در جوامع خود دیده و تجربه کرده‌اید، می‌توانید در کاستن رنج و درد دیگر هم‌وطنان عزیز نقشی مؤثّر ایفا نمایید. (بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران ٢١ مارس ٢٠١٠ ).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

افزایش خشونت در بین جوانان بویژه در محیط مدرسه در چند سال گذشته یکی از مسائل مورد بحث بین مسئولین و جامعه شناسان و رسانه ها بوده است. آنچه که در ماه های اخیر خصوصا در ممالک غربی بصورت نگران کننده ای افکارعمومی را متوجه خود ساخته افزایش میزان پیوستن افراد جوان ساکن کشورهای دموکراتیک جهان به گروه های تروریستی در خاور میانه و خصوصا عزیمت تعداد زیادی جوان از اروپا و شرکت داوطلبانه آنان درعملیات جنگی گروه معروف به "دولت اسلامی عراق و شام" است که به اختصار با برگرفتن حرف اول این چهار کلمه آنرا "داعش" مینامند. اکثر جوانانی که به این گروه پیوستند متعلق به خانواده های مهاجرین یا پناهندگانی هستند که در سالهای گذشته از کشورهای اسلامی به اروپا آمده اند. برخی نیز جوانان غربی اند که به دین اسلام گرویده وداوطلبانه عازم خاورمیانه شده اند. در هر دو حالت این سؤال مطرح است که چه عواملی جوانان را به اعمال چنین خشونت بار و جنایت آمیزی راغب میسازد؟ خصوصا جوانانی که در مدارس جوامع دموکراتیک پرورش یافته وفرض بر اینست که از مزایای انسان دوستانه این کشورها بهره مند شده اند. آیا مبارزه نظامی با گروه های تروریستی میتواند پدیده خشونت را در بین جوانان مهار سازد یا تنها سرپوشی بر روی دیگی در حال جوشش است و بزودی از جای دیگری طغیان خواهد کرد؟

رسانه ها در درجه اول به تجزیه و تحلیل انگیزه های سیاسی این مسئله میپردازند در حالیکه متخصصین تعلیم و تربیت و جامعه شناسان ریشه های عمیق تر تربیتی و فرهنگی آنرا مورد بررسی قرار میدهند. در این مقاله به شرح مختصر عوامل اساسی که در جهان کنونی خشونت را در بین نسل جوان بطور عموم اشاعه میدهد پرداخته وبه موقعیت خاص مسئله خشونت در خاورمیانه اشاره میرود. در خاتمه این سؤال مطرح میشود که جامعه بهائی چه رویکردی به این مشکل جهانی و ریشه های عمیق فرهنگی آن دارد؟

خشونت وسیله سرگرمی نسل جوان

پیشرفت های تکنولوژی و دسترسی آسان جوانان به همه گونه دانستنی ها و امکانات ارتباطی در دنیای امروز با پیامد های مثبت و منفی هردو همراه است. با آمدن تلویزیون به خانه ها جنگ وخشونت و کشتار چه بصورت اخبار و چه بوسیله فیلمهای کودکان و یا بزرگسالان به حریم خصوصی خانواده وارد گشته و وسیله سرگرمی آنها قرار گرفته. وسائل جدید تکنیکی مانند رایانه (کامپیوتر) و یا تلفن همراه که ابتدا مورد استفاده بزرگسالان بود امروزه در اختیار نوجوانان و حتا کودکان قرار دارد و الزاما به وسیله بازی و سرگرمی تبدیل شده. آمار نشان میدهد که نیمی از بازی های کمپیوتری با اعمال خشونت آمیز و جنگجویانه و کشت و کشتار همراه است. بسیاری از روانپزشکان و جامعه شناسان بر این عقیده اند که بازی های خشونت آمیز کمپیوتری تأثیر منفی بر جوانان داشته و در اشاعه خشونت نقش مؤثری دارد. درایالت متحده امریکا آکادمی دکتران متخصص کودک ، آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان ، انجمن روانشناسان ، انجمن پزشکان و آکادمی پزشکان خانواده به اتفاق در سال ٢٠٠٠ بیانیه ای انتشار دادند تحت عنوان "بیانیه مشترک در زمینه تأثیر سرگرمی های خشونت آمیز بر کودکان ". این بیانیه در اینترنت قابل دسترسی است. (١)

برگرفته از: http://www.iranglobal.info/node/42351

بهاییان، تأملی دیگر

صفا راستی

از همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، حمله به بهاییان در اولویت برنامه های رژیم تازه به قدرت رسیده قرار داشت. جمعیتی تقریبا ۳٠٠هزار نفره، که گر چه بزرگترین اقلیت دینی کشور محسوب می شدند اما اصولا در مجموعه قدرت، از هر نوع ان، مطرح نبودند سهل است که اماج حملات بی امان صاحبان قدرت قرار داشتند. دشمن اصلی انان یعنی مذهبیون عامه مردم را تحریک می کردند و علی رغم اختلافات فراوان در میان خود، در مورد بهاییان به شکلی باور ناکردنی متحد و حتی هم قسم بودند۱ و اصولا به چیزی کمتر از ریشه کنی و محو کامل بهاییان و بهاییت، قانع نمی شدند. برای این منظور، انها همه ابزار لازم را در اختیار داشتند. تمامی قدرت، پشتیبان این نظریه و در خدمت ان بود و از ان مهمتر، انگیزه ای قوی داشتند که عمرش به زمان پیدایش بهاییان در عهد قاجار بر می گشت. توجیه افکار عمومی هم مشکل چندانی نبود زیرا عمدتا مبارزه با بهاییان را ثواب و وسیله ای برای کسب توشه اخرت خود می پنداشتند.

مدیران ارشد و منتخب جامعه بهاییان یکی پس از دیگری دستگیر یا ربوده ومعدوم یا مفقود و افراد عادی نیز راهی زندان شدند. بیش از 200 نفر اعدام و تقریبا تمامی بهاییان از کار و شغل خود اخراج گردیدند. مصادره اموال منقول و غیر منقول به صورت فردی و یا گروهی، اخراج از دانشگاهها و حتی مقاطع تحصیلی پایین تر، اخراج دسته جمعی از روستاها با دست خالی، اتش زدن خانه ها و محلهای کسب، تخریب اماکن مقدسه و گورستانها به صورتی گسترده و عمدتا سازمان یافته صورت می گرفت. دانش اموزان در مدارس ابتدایی تا دبیرستان مورد اهانت و هتک حرمت و حتی ضرب و شتم مقامات مسوول و غیر مسوول قرار گرفته و در کوچه و بازار نیز فاقد امنیت بودند. بسیاری از مقامات مذهبی و مراجع تقلید، مردم عادی و مخصوصا اشرار و اوباش را مدام بر علیه بهاییان تحریک می کردند و این امر را از وظایف و بلکه از واجبات دینی و حتی ملی انها می شمردند و می توان تصور کرد که این فتواهای رسمی مذهبی، چه تبعات ویرانگری به دنبال داشته است. رسانه ها، از هر نوع، سنتی یا مدرن در خدمت این بظاهر فریضه مذهبی و یا ملی بودند. اتهامات بی شمار از جاسوسی گرفته تا فساد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی مانند باران بر سر انان می بارید و انها را که بتازگی مدیران خود را از دست داده و از لحاظ مالی حتی در حد تامین معاش روزانه نیز با مشکلات عدیده روبرو شده بودند با مشکلات روحی و روانی مهیبی مواجه می ساخت. همه چیز حکایت از فروپاشی زودهنگام بهاییان و بهاییت در ایران داشت.

اما بعد از گذشت سی و اندی سال، روند تحولات غیر قابل انتظار است. انقلاب اسلامی مانند بسیاری دیگر از انقلابات، تمامی فرزندان خود را بلعید و تقریبا اثری از انان بر جای نگذاشت. اما بهاییان که قرار بود پیش و بیش از همه نابود گردند سرگذشتی دیگر یافتند. گرچه هیچگاه (و حتی امروزه)، از فشار سیستماتیک حکومتی خلاصی نیافتند اما توانستند خود را بازسازی کرده و به حیات خود ادامه دهند. در سالهای اخیر نیز موجی از ابراز همدردی با بهاییان ایران و حمایت از حقوق انان ، ابتدا از ممالک مختلفه جهان و نمایندگان منتخب انان در پارلمانها صورت گرفت و بتدریج به ایرانیان خارج از ایران نیز سرایت کرد و کسانی از درون ایران و بعضا حتی از درون زندان به دفاع از بهاییان پرداختند. با این همه، انچه که امروز در دفاع از بهاییان مطرح می گردد بیشتر از همه بحث حقوق بشر است و اینکه انها هم مانند دیگر ایرانیان دارای حقوق مصرح در قانون اساسی می باشند ولی یک موضوع کماکان در پرده ابهام باقی مانده و انچنان که باید و شاید معرض تحقیق و حتی پرسش قرار نگرفته است. بهاییان چگونه توانسته اند هنوز در عرصه اجتماعی ایران به صورتی موثر باقی بمانند تا انجا که مسوولین نظام از انان با عنوان ( بحث روز ) که ( باید به ان پرداخته شود) نام می برند؟