حقوق بشر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/29

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله

رسالۀ سیاسیّه و روند سکولاریسم در جهان
نگاهی نو به رسالۀ سیاسیّه

فرح دوستدار

رسالۀ سیاسیّه در سال ١٣١٠ هجری قمری مطابق با سال ١٨٩٣ میلادی به قلم حضرت عبدالبهاء نگاشته شد. همان گونه که حضرت عبدالبهاء در لوحی که در سرآغاز نسخه های چاپی آن منتشر شده اشاره می کنند (١) نقطۀ ثقل رساله تعیین حدود اختیارات حکومت و مراجع دینی و حقوق ملّت است و نشان می دهد که دخالت مراجع و رؤسای دین در سیاست چگونه موجب کاستی ها و آشفتگی امور مملکتی می گردد. به این ترتیب موضوع اصلی رسالۀ سیاسیّه مسائل حقوقی است. در ممالک غربی روند تعین حقّ و حقوق مراجع دینی و حکومتی و حقوق شهروندان تحت عنوان سکولاریسم مطرح می شود. نگارش این رساله هنگامیست که روند سکولاریسم به معنی جدا شدن مراجع سیاسی یا دقیق تر بگوئیم حکومتی از دین در غرب آغاز گشته و رو به پیشرفت بود. از دیدگاه سکولارها امور مملکتی و مسائل مادی زندگی روزمره را نمی توان با قوانین دینی که ابدی و غیر قابل تغییرند حلّ نمود بلکه باید با عقل و درایت فکری و تجارب تخصّصی و دانسته های جدید علمی بسته به نیازهای هر زمان و مکان مورد بحث و تصمیم گیری قرار داد.

راهکارهای عنوان شده در رسالۀ سیاسیّه به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء روش و سلوک بهائیان و اصول اعتقادی آنان را در زمینۀ حقوق و وظائف سه عامل حکومت، دین و ملّت بیان می کند. علاوه بر آن نتایج و مضّرات فساد و فتنه را نیز مورد بحث قرار می دهند. ذکر وقایع تاریخی بعنوان شاهد و اثبات اصولیست که حضرت عبدالبهاء در این رساله به اثبات آن می پردازند.

در مقالۀ حاضر نویسنده بطور مختصر به وقایع تاریخی زمان تألیف رسالۀ سیاسیّه یعنی سال های قبل از انقلاب مشروطۀ ایران و نقش حکومت و مراجع دینی آن زمان اشاره می کند. سپس نکات اصلی رساله را مشخّص نموده و پس از شرح مختصری در زمینۀ روند سکولاریسم در غرب به این سؤال ها می پردازد که دیدگاه دیانت بهائی در زمینۀ سکولاریسم چیست؟ در آثار بهائی جایگاه و حقوق مراجع حکومتی و دینی کدامست و رابطۀ آنها با یکدیگر و با ملّت چگونه توصیف می شود؟ در کدام یک از زمینه ها دیانت بهائی فراتر رفته و چه راهکارهای جدیدی تدوین می کند؟

زمینه های تاریخی تألیف رسالۀ سیاسیّه

هجده سال قبل از تألیف رسالۀ سیاسیّه یعنی در سال ١٨٧٥ میلادی رسالۀ مَدَنیّه به قلم حضرت عبدالبهاء انتشار یافته بود. در آن سال ها ناصرالدّین شاه از اوّلین سفر خود به اروپا بازگشته و اراده ایجاد تحولاتی در ساختار جامعه سنتی ایران و حکومت عقب مانده قاجار نموده بود. از جمله تشکیل مجلس، ایجاد شبکۀ پست، چاپ تمبر پستی، ضرب سکّه و غیره. این فعّالیّت ها با مخالفت شدید علما و برخی از سیاستمداران مواجه گشته بود. حضرت عبدالبهاء در رسالۀ مَدَنیّه با استدلال های منطقی وعقلی لزوم نوسازی و تحوّل را عنوان کرده و خطابشان بیش تر به واپس گرایان سنّتی و خصوصاً قشر روحانیون است. در آن رساله حضرت عبدالبهاء به بررسی عواملی می پردازند که موجب انحطاط فرهنگی و سیاسی در ایران گشته و اینکه چگونه باید ایرانیان با برداشت صحیح از راهکارهای مدرن غربی به نوسازی ساختارهای فرهنگی و حکومتی بپردازند.

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله

شاخص های دموکراسی در متن رسالۀ مَدَنیّه
نگاهی نو به رسالۀ مَدَنیّه
فرح دوستدار
نگارش رسالۀ مَدَنیّه بوسیلۀ حضرت عبدالبهاء در سال ١٨٧٥ بنا به درخواست پدر گرامیشان ، حضرت بهاءالله صورت گرفت. (١) ایشان فرزند ارشد خود که در آن زمان جوانی ٣١ ساله بودند را مخاطب قرار داده و از او میخواهند چند ورقی در "سبب و علت عمار (آبادانی) دنیا و خرابی آن" بنویسند که متعصبین را یک درجه تنزل داده تا مستعد پذیرش نظام جدیدی گردند که باید آینده جهان را رقم زند. حضرت عبدالبهاء در این رساله در درجۀ اوّل رؤسای سیاسی و دینی را مخاطب قرار می دهند همان گونه که حضرت بهاءُالله نیز پیام خود را قبل از هر گروه دیگری خطاب به زمامداران و رؤسای دینی ابلاغ نموده بودند.

رساله مَدَنیّه گرچه به شیوه نثر دوران قاجارنگاشته شده و فهم آن برای نسل جوان کنونی ایران قدری مشکل بنظر می رسد ولی در مجموع اصول کلی زمامداری مدرن را برای رؤسای سیاسی و دینی و روشنفکران آن زمان در ایران تشریح میکند و در بخشهائی ازرساله از آن نیز فراتر رفته ، تمدن غرب را مورد نقد قرار داده و به بررسی کاستی های حکومت داری مدرن مغرب زمین می پردازد. رساله مدنیه اصولی را که از قرن هفده میلادی مورد بحث فلاسفه عصر جدید قرار گرفته و در انتها موجب تشکیل حکومت های کنونی غربی یعنی دموکراسی لیبرال گشت بصورتی که با فهم آن زمان ایرانیان موافق باشد مورد بحث قرار می دهد.

این پرسش که تا چه حد این رساله در زمان نگارش و انتشارش مورد توجه زمامداران سیاسی یا رهبران دینی و روشنفکران دوران خود قرار گرفته و یا اینکه آیا مطالب آن در سایر رساله های همزمان نیز آورده شده بود یا نه موضوع بحث این مقاله نیست. در اینجا تنها به بخش ها و نکاتی از رساله توجه می شود که شاخص های پیشرفت و شیوه مدرن حکومت داری عصر جدید را بیان می کند و از دیدگاه بهائی مورد تأئید قرار گرفته و بعبارت خود حضرت بهاءالله زمینه را برای پذیرا شدن نظام جدیدی در ایران آماده می سازد.

نکتۀ دیگری که در مطالعه این رساله باید در نظر داشت آنست که شاخص های دموکراسی و حکومتداری مدرن در متن این رساته مکنون است و نمیتوان آنها را در قالب واژه های متداول کنونی مانند دموکراسی یا انتخابات و رأی مردم و از این قبیل اصطلاحات جستجو نمود. زیرا بسیاری از لغاتی که امروزه متداولند در قرن نوزده میلادی هنگام نشر این رساله بشکل امروزی آن بکار برده نمی شدند.

از جمله این لغات واژه دموکراسی است که درمفهوم امروزی آن و با بار مثبت ابتدا در قرن بیستم متداول گردید. با وجود آنکه در علوم سیاسی که علمی جدید است دموکراسی آتن که در قرن پنجم قبل از میلاد به اوج خود رسید بعنوان اوّلین حکومت مردمسالار در جهان مورد تمجید قرار گرفته و نماد آزادی و برابری در جهان تلقی میشود ولی واژه دموکراسی تا اواخر قرن نوزده میلادی تحت تأثیر آثار افلاطون و ارسطوکه خود شاهد تنزل و انحطاط دموکراسی آتن بودند لغتی منفی و بعنوان حکومت عوام الناس و توده بی اطلاع از حکومت داری تلقی می شد.