حقوق بشر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/29

برگرفته از: http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-38123589?error_code=4201&erro...

ضرورت دگرگونی مواجهه با مساله بهاییان

محمد حیدری

روزنامه نگار

28 نوامبر 2016 - 08 آذر 1395

"مساله بهاییان" در ایران، یکی از مسائل مرکزی ما است. بهاییان، "دیگری"راستین اکثریت شیعه هستند و نحوه مواجهه ما با آنها، آزمونی از شایستگی جامعه، در گذار از استبداد و ستم، و خروج از تاریکی است. ما در ایران با تبعیض، بی‌عدالتی و ستمگری‌های گوناگونی مواجهیم، اما در "مساله بهاییان"، چیزی متمایز وجود دارد که به "چگونگی مواجهه" ما با آن مربوط است.

ما از یک طرف در برابر ستمی که بر بهاییان می‌رود سکوت کرده‌ایم و از سوی دیگر همبستگی و غم‌خواری لازم با این ستم‌دیدگان را نداریم. هم سکوت و هم رضایت‌جمعی، سرکوب بهاییان در ایران را به "گناهی جمعی" تبدیل می‌کند. مشابه این وضعیت در هیچ گستره ظلم دیگری وجود ندارد. به همین دلیل است که ما به مواجهه دیگرگون با این مساله نیاز داریم. این مساله نیز از جمله تیره‌گی‌های جامعه ماست که باید با آن تعیین تکلیف شود.

بابیان و ازلیان و بهاییان، شیعیانی بودند که از دین اسلام با روایت شیعی آن، خارج و بر دین دیگری مومن شدند. امروز از بابیان و ازلیان اولیه نشان زیادی نیست، اما بهاییان همچنان جمعی بزرگ‌اند. خروج از دین اسلام، به موجب فتوای فقیهان، منجر به ارتداد می‌شود. ستم بر بهاییان، و سکوت در برابر این ستم نیز، ریشه در همین رویکرد درون دینی دارد. هرچند که بهاییان امروز بر خلاف اسلاف خود، مسلمان نبوده‌اند و خروجی هم از اسلام نکرده‌اند، با اینهمه، همان خشم و کین بر آنان نیز وارد می‌شود. در دین اکثریت حاکم، ترک ایمان مستوجب عقوبت است و جامعه ما نیز آن را می‌پذیرد.

اکثریت شیعه در ایران، اقلیت بهایی را ترسناک، مرموز، ناشناخته، و دین آنها را دروغین می‌دانند. از این رو، "دیگری" راستین برای اکثریتِ شیعه بهاییان بوده‌اند و بنابراین، آزمون رواداری اکثریت، نه در برابر اقلیت‌های دیگر، بلکه در برابر بهاییان سنجیده خواهد شد.

سرکوب بهاییان در ایران، سرکوبی مداوم، گسترده، بی‌حد و مرز، و همه‌گیر است. مداوم است، چون هرگز متوقف نشده و نه تنها در چند دهه پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، بلکه حتی پیش از آن و در صد و پنجاه سال گذشته نیز تداوم داشت./شماری از بهاییان که امسال در ایران محکوم شدند

سرکوب بهاییان در ایران، سرکوبی مداوم، گسترده، بی‌حد و مرز، و همه‌گیر است. مداوم است، چون هرگز متوقف نشده و نه تنها در چند دهه پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، بلکه حتی پیش از آن و در صد و پنجاه سال گذشته نیز تداوم داشت. گسترده است، چون در سراسر ایران اعمال می‌شود و از یک روستای کوچک در مازندران، تا شهرهای بزرگ و پایتخت ایران را تسخیر می‌کند. بی‌حد و مرز است، چرا که از تبعیض و محرومیت و آواره کردن و تبعید، تا حبس و شکنجه و قتل را شامل می‌شود. همه گیر است، چرا که این سرکوب، هیچ ارتباطی به نوع فعالیت بهاییان ندارد، بلکه همه آنها را در برمی‌گیرد. در واقع جرم همه آنها، بهایی بودن است و نه چیز دیگر.

من منتظرم... در کمال صبر منتظرم...

مهرداد جعفری

قریب به یک دهه و نیم است که بهائیان جهان با جان و دلی مشتاقانه منتظر این چنین روزهائی بودند که یکی دیگر از اهدافی که تقریبا بیش از شش دهه پیش ولی امر محبوبشان در اهداف نقشه ده ساله در نظر گرفته بودند تحقق یابد و آن ارتفاع یکی دیگر از معابد یا مشرق الاذکارهائی است که بدنبال هم ساخته و افتتاح گردیده و آن مشرق الاذکار شیلی در حاشیه شهر سانتیاگو، پایتحت آن کشور بود.

بیش از ۱۷۰ سال تاریخ دیانت بهائی شاهد فتوحات و موفقیت های بسیار درخشانی بوده که هدف این نوشتار بر شماری آنان نیست. دیانت بهائی جنبشی است که مؤسس بی نظیر این نهضت در وضعی رقت بار اوضاع آن زمان کشور ایران و در شرایطی بسیار استثنائی و بی سابقه آنرا شروع کردند. استثنائی از این جهت که در سیاه چالی متعفن و حتی غیر قابل تنفس لازمه زندگی انرا شروع نمودند که محبس تبه کاران و نه مقدسین و مقربین بوده. نفس مقدسش که ظاهرا از نظر جسمانی محبوس و مسجون بوده در همان ایام تاریخی پر صدمه به امری مأمور گردیدند که هیچ نفس بشری قادر به ادراک و استنباط آن نبوده و نخواهد بود. این شروع را میتوان بمثابه حرکتی خفیف تصور نمود که با هر گونه مانع و رادعی می توانست ضعیف شده و یا متوقف گردد. اگر جسم و جان تحت غل و زنجیر محبوس اما محدودیت های جسمانی مانع از فتح و پیروزی روحانی نگردید زیرا آنچه حال مسلم است اینکه نقشه و اراده ای دیگر در کار بوده که نه تنها موانع کوچک قادر به محدود نمودن پیشرفتش نبوده اند بلکه حال واضح است که حتی قدرت های ریشه کن و بنیان بر انداز هم نتوانستند که از گسترش اش ممانعت و باندازه سر سوزنی کم نمایند.

به حقیقت چرا اینچنین شد؟

آیا این امور را اگر نتوان به معجزه تشبیه نمود به چه چیز دیگری میتوان منتسب نمود؟ اعجاز و یا خارق العاده به امری اطلاق میشود که در حیطه قدرت اجرائی بشر نبوده و معمولا به برگزیدگان حضرت منان منتسب می گردد.

این حقیقتا معجزه ایست که فقط یک بیان از بیانات مؤسّس این امر عظیم که در شرایطی استثنائی به اظهار چنین امری مبعوث شده در مورد مؤسّسۀ مشرق الاذکار در اُمُّ الکتابش نازل گردد و حال جهان و جهانیان اعم از معتقدین به ایشان و غیره شاهد استقرار چنین ابنیه ای بی نظیر باشند؟ آیا این غیر از معجزه چه میتواند باشد که فرزند ارشدشان اندکی کم از دو قرن پیش حجر زاویه اولین مشرق الاذکار نیمکره غربی را بنا نهند و با چنان بینش و درایتی بی نظیر الهی که از دیگر عوالم است بفرمایند که مشرق الاذکار ساخته شده. حال همگی نه تنها بهائیان بلکه جهانیان اگر مایلند قادرند که به دیدار چنین بنای عظیمی که چیزی حدود پنجاه سال طول کشید که اتمام یابد نائل گردند. نکته بسیار قابل تفکر این است که براحتی میتوان نتیجه گرفت که آنچه از پیشگوئی و بشارات نازل گردیده را با اسناد و مدارک میتوان بظاهر ظاهر مشاهده نمود که تحقق یافته و بر همین منوال آنچه را که ظاهر نگردیده بقطع یقین عملی خواهد گردید. گذشته آینۀ آینده است.

به همین روش در سال ۱۹۵۳میلادی هم که حضرت ولی امرالله نقشه ده ساله خویش را به جامعۀ جهانی بهائی ابلاغ کردند، بنا و استقرار چندین مشرق الاذکار قاره ای را با همان بصیرت و بینش الهی مودوعه در نظر گرفتند که پس از طی بیش از شش دهه تمامی ملل شاهد تحقق آن چه را که منظور نموده بودند یکی بعد از دیگری شدند. آیا واقعا این تقارن حقیقتا تصادفی است؟ آیا هم اکنون می توان در حقیقت و صحت آنچه که کمی از دو قرن پیش بیان شده تردیدی بخود راه داد؟