حقوق بشر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/29

برگرفته از: http://news.persian-bahai.org/story/1119

۱۶ شهريور ۱۳۹۵ (۶ سپتامبر ۲۰۱۶)
نیویورک– جامعۀ جهانی بهائی از دکتر حسن روحانی رئیس جمهور ایران خواست که سرکوب اقتصادی بهائیان آن کشور را پایان دهد.

این درخواست در نامه‌ای خطاب به ریاست جمهوری،حسن روحانی آمده است. نامه توضیح می‌دهد که چگونه بهائیان ایران از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، هدف ستم‌های بی‌شماری از جمله عملیات بی‌رحمانۀ اختناق شدید اقتصادی بوده‌اند و چطور این مظالم تا به امروز ادامه یافته است و نشانی از بهبود اوضاع بعد از زمان انتخاب ایشان دیده نمی‌شود.

متن نامه : http://news.persian-bahai.org/story/405

نامه به امضای خانم بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل، توجه ریاست جمهور را به تناقض شدید بین اظهارات رسمی دولت ایران مبنی بر طرفداری از عدالت اقتصادی؛ برابری برای همه و کاهش بیکاری از یک سو، و تلاش بی‌امان برای ایجاد فقر در بین بخشی از شهروندان خود از سویی دیگر، جلب می نماید.

برگرفته از: http://aasoo.org/articles/140/

یک دیدار، چند دیدگاه (۵)

گفت‌وگو با مهدی خلجی*

وقتی خبر دیدار فائزه هاشمی با فریبا کمال‌آبادی را شنیدید چه چیزی به ذهنتان رسید؟

مسئله‌ی مهم این است که یک کسی هست که از امتیازی برخوردار است و آن انتساب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یکی از معماران اصلی جمهوری اسلامی است. این امتیاز را اکثریت قریب به اتفاق شهروندان ندارند. از نظر من این اتفاق خوبی بود که چنین کسی سعی می‌کند که مرزهای تابوهای جمهوری اسلامی را بشکند و از خطوطی عبور می‌کند که تا به حال از آنها عبور نشده و اگر شهروندانِ عادی هم بخواهند از این خطوط عبور کنند هزینه‌ی بسیار زیادی برایشان خواهد داشت چون امتیازهای خانم هاشمی را ندارند. پیش‌بینی هم می‌کردم که این ملاقات یک حربه‌ی چند منظوره دست حکومت بشود. حربه‌ای علیه پدرش در مجلس خبرگان و هم برای فشار آوردن به خانواده‌ی هاشمی. همچنین حکومت چنگ و دندانی هم به دیگران نشان بدهد و نگذارد قُبح ارتباط با بهائیان برای دیگران از بین برود.

اما با وجود حمله‌ی گسترده‌ی ائمه‌ی جمعه به این ملاقات افرادی از خانم هاشمی دفاع می‌کنند؛ از طرف دیگر گروه بزرگی از فقها هم سکوت می‌کنند. موضع فقها و مسلمانان ایرانی در برابر این جریان چیست؟

بله؛ این نکته خیلی جالب هست. افراد مختلف به دلایل مختلف سکوت کردند. گروهی ‌می‌ترسند اگر مخالفت خود را با خانم هاشمی ابراز کنند از آن برای فشار به آقای هاشمی استفاده شود؛ مخصوصاً اصلاح‌طلبانی که می‌خواهند آقای هاشمی دست بالا را داشته باشد، نه اینکه موافق کار خانم هاشمی باشند. بخش عمده‌ای از فقها هم سکوت می‌کنند چون حرفی ندارند بزنند. چون اگر بخواهند برخی مسائل فقهی را برجسته کنند شاید نسل جوان در برابرش شوکه شوند. هنوز در فقه ما مسیحیان و یهودیان باید جزیه بدهند. اینها در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده‌اند اما طبق اصول فقهی نجس‌اند و در روز بارانی نباید از خانه بیرون بیایند چون آب باران به اینها می‌خورد و همه جا را نجس می‌کند. نمی‌خواهند اینها را مطرح کنند چون می‌دانند که چیزی جز شرمساری برایشان نخواهد داشت. یکی دو نفری هم ضد بهائی‌ها فتوا داده‌اند اما تبلیغ این فتواها کاملاً به ضرر روحانیت و نهاد مرجعیت خواهد بود. کسی که از عقل سلیم برخودار است نمی‌تواند قبول کند که با گروهی از انسان‌ها ارتباط انسانی نداشته باشد، با ایشان دست ندهد، غذا نخورد و امثال اینها. فکر می‌کنم کسانی مثل آیت‌الله سیستانی که درک اجتماعی‌شان از بسیاری فقهای حکومتی بیشتر است ترجیح می‌دهند این موضوع را مسکوت بگذارند. به نظر من این کاری که خانم هاشمی کرده یک نقطه‌ی عطف در تاریخ بهائی‌ستیزی بعد از انقلاب است. چون توانسته این موضوع را وارد گفتگوی اجتماعی بکند. مثل این است که کسی سرطان داشته باشد و فکر کند با نادیده گرفتنش و با دکتر نرفتن خوب خواهد شد. بهائی‌ستیزی هم ننگی است بر پیکر جامعه‌ی شیعی و ایرانی، هر قدر هم در موردش سکوت شود از بین نمی‌رود. بهائی‌ها هم در حد خودشان سعی می‌کنند که این مسئله را طرح کنند اما صدایشان به گوش نمی‌رسد. اینکه یک نفر با اسم و رسم سیاسی بیاید و این کار را بکند باعث می‌شود که موضوع به بحث گذاشته شود. مهم نیست مرجعیت، ائمه‌ی جمعه، روحانیون و علما چه می‌گویند، مردم عادی مهم هستند. ممکن است خیلی از مردم از این فتواهای فقهی در مورد غیر مسلمانان آگاه نباشند. ممکن است خیلی‌ها بهائی‌ها را نشناسند، خوب می‌روند و مطالعه می‌کنند؛ رسانه‌ها در موردشان می‌نویسند. تمام اینها موجب می‌شود که سکوت یا عدم سکوت بهائی‌ستیزان به نفع بهائیان تمام بشود. الان با مسئله‌ی بسیار مهمی روبه‌رو هستیم که یکی از مصادیق عمده‌ی نقض حقوق بشر در دنیا است. یعنی اگر ائمه‌ی جمعه سه هفته بیشتر علیه بهائیان صحبت کنند باز هم بیشتر به نفع بهائیان است. برای اینکه مردم می‌پرسند که مگر این مسئله چه اهمیتی دارد که چنین اصل اولیه‌ی انسانی با توجیه فقهی نادیده گرفته می‌شود.