اجتماعی

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/2

برگرفته از: http://sociologyofiran.com/?p=1727

نقش دین (بهائی) در جامعه سازی/ شهلا مهرگانی

(مطالعۀ موردی در منابع مقدس بهاییان)

هرجامعه بشری اهتمامی است برای برساختن جهان و دین در این اقدام از جایگاهی برجسته برخوردار است (Berger, 1967).

پیتربرگر در بارۀ فرایند جامعه سازی نظریه ای بسیار مؤثر را ساخته و پرداخته که بر وفق آن دین در این فرایند نقشی حیاتی ایفاء می نماید. مفاهیم نظام یا ناموس (Nomos) وکیهان شناسی (Cosmology) که در کتاب واقعیت اجتماعی دین (Social Reality of Religion 1967)، تعریف می شوند، از کلیدی ترین مفاهیم برای درک این نقش منحصر بفرد و حیاتی به حساب می آیند. این تحقیق از منظر جامعه شناسی دین سعی دارد با بررسی یک جامعۀ دینی که در حال حاضر در جهان در حال ساخت و ساز جامعۀ ایده آل خود می باشد، به روشن شدن نظریۀ برگر در این زمینه مدد رساند. لذا در این تحقیق، ابتدا اصطلاحات ناموس و کیهان از منظر پیتربرگر مورد بررسی قرار می گیرند و آنگاه این مفاهیم در تفسیرآثار بهایی مرتبط با فعالیّت های جامعه سازی (عمدتاً آثار شوقی افندی ربّانی) به کاربرده می شوند. تا آن گونه که برگر گفته است؛ به بررسی نقش دین در جامعه سازی نگاهی انداخته شود.

از یک سو، این تحقیق مبتنی بر نظریۀ واقعیت اجتماعی دین پیتر برگر (1967) است. بسیاری از جامعه شناسان معاصر دین بر آنند که برگر بیش از هر کس دیگری در مطالعات دین در سطحی که می توان آن را فرانظریه نامید، مشارکت و نقش مؤثر داشته است. (Woodhead, et al., 2001) اگر چه وودهد محتملاً حق دارد، با این حال دیگر جامعه شناسان دین به نظریۀ برگر به عنوان نظریه ای قدیمی اشاره می کنند، هرچند با احترام. از جمله وارنر (Warner, 1993)که بیش از بیست سال قبل بر بود که نظریۀ برگر "هنوز" توسط بزرگان جامعه شناسی مورد ارجاع واقع می شود. به کاربردن کلمۀ "هنوز" نشان دهندۀ انتظاری است که به کهنه بودن و قدیمی شمرده شدن آن می رود. با این حال وارنر اندرز می دهد که برای محققینی که به جنبه های پدیدارشناسانۀ حیات دینی علاقمند هستند، نظریۀ برگر "هنوز" مفید است. با این حال تذکر می دهد که کاربرد نظریه ای به این قدمت در جوامع امروزی خطرات و مشکلات خاص خودش را هم دارد. از جملۀ این مشکلات از نظر وارنر آن است که امروزه در جوامع مدرن جامعه های دینی دیگر بخش اصلی جامعه به حساب نمی آیند، بلکه به عنوان خرده فرهنگ هایی در حاشیۀ جامعۀ اصلی به حیات خویش ادامه می دهند. با وقوف بر این خطرات و مشکلات، یکی از این جوامع خرده فرهنگ دینی با علم بر خرده فرهنگ بودنش در تمامی جوامع بین المللی برای بررسی و مطالعه در این تحقیق انتخاب شده است. علاوه بر آن شاید مهم ترین ضعف نظریۀ برگرنداشتن پشتوانۀ تحقیقات عملی است که آن را پشتیبانی نمایند و یا در گذر زمان آن را بروز رسانی نمایند.

از سوی دیگر جامعۀ بهایی قرار دارد که: اوّلاً فاقد طبقه و نقش روحانی است. (Bahá’u’lláh, 1992) و دوّماً دارای آثار بسیار زیادی است که برای پیروان آن مقدس به شمار می رود. بهاییان این آثارمقدسه شان را مطالعه می کنند و بر وفق برداشت فردی خودشان از آن اقدام و عمل می کنند. (Bahá’u’lláh, 1862) بنابراین این آثار و نیز برداشت های فردی و جمعی بهاییان از آثار مقدسه شان برای چنین مطالعاتی بسیار اهمیت دارند. پاول لمپل یکی از اعضای بیت العدل (هیأت مدیرۀ بین المللی جامعۀ بهایی) می نویسد: "ما مجتمعاً عطیۀ کلمةالله را دریافت نموده و از طریق به کارگیری آن مقرّر است که سلطنت الهی را بر ارض برپا کنیم؛ یعنی بتدریج به ساختن یک نظم جدید جهانی که با حقایق ظهور حضرت بهاءالله شکل گرفته است، کمک نماییم." (Lample, 2009, p. 3)بهائیان جامعۀ آرمانی خود را بر اساس دریافت های خود از آثار بهایی بنا می نهند، جامعه ای که عبارت است از یک جامعۀ متحد جهانی شامل تمامی نوع بشر؛ یعنی آنچه آنان وحدت عالم انسانی می نامند. (Effendi, 1936) بنابر این در این مقاله آثار بهایی علی الخصوص نوشته های شوقی افندی مبیّن رسمی و تنها ولی امر بهاییان بر وفق نظریۀ واقعیت اجتماعی دین (1967) مورد تفسیر و بررسی قرار می گیرد.

ارتباط دین و فرایند جامعه سازی

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله:

افزایش نابسامانی و مشکلات روانی در جهان

فرح دوستدار

سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) که یکی از آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد است و نقش سازمان دهی به بهداشت جامعه جهانی را برعهده دارد در گزارش های متعددی گسترش امرض روحی و نابسامانی های روانی را درجهان و خصوصا در کشورهای در حال رشد نگران کننده اعلام میکند خصوصا از آنجا که بیماری های روانی کمتر از امراض جسمی قابل رؤیت است و صدمه های ناشی از آن مانند بیماریها جسمی و معالجات طبی بچشم نمی آید در نتیجه دولت ها و مراجع رسمی نیز علاج آنرا کمتر در برنامه کار خود قرار میدهند.

در گذشته تصویرابتدائی و ساده انگارانه ای در مورد وضع روحی انسان رواج داشت. فرد یا سالم بود یا دیوانه و مختل العقل . حد فاصلی بین این دو وجود نداشت وبر روی ناراحتی های روح و روان انسان سرپوش گذاشته میشد. کاوش در مسائل روح و روان از دوران باستان مباحثی فلسفی بشمار می آمد چنانچه در آثار افلاطون و ارسطو موجود است. دراوائل قرن یازده میلادی ابوعلی سینا در زمینه نیروی فکر و تخیل و حافظه و نظائر آن به کند و کاو میپردازد. در آثار فلاسفه دیگر نیز مانند دکارت و اسپینوزا و بسیاری دیگر نیز در قرن های شانزده و هفده میلادی تجزیه و تحلیل حالات روحی انسان دیده میشود. ولی روانشناسی بعنوان علم شناخت روان انسان وتشخیص بیماریهای مربوط به آن از قرن نوزده میلادی رواج می یابد.

با وجود پیشرفت علم روانشناسی در دو قرن گذشته، برداشت منفی از آن و اجتناب از یاری گرفتن از متخصصین در هنگام مقابله با مشکلات پیچیده زندگی همچنان در بسیاری از جوامع متداول است. اختلالات روانی در ظاهر خاموش و بیصدا هستند ولی عواقب آن نه تنها خود فرد بلکه خانواده و جامعه را نیز تحت تأثیر منفی قرار میدهد.

رایج ترین مشکلات روحی عبارتند از افسردگی، اضطراب، ضایعه های ناشی از وقایع ناگوار در زندگی، اعتیاد و ناتوانی جهت کنترل غرائز گوناگون، اختلالات شخصیتی تا انواع سخت امراض روان پریشی ( schizofrenia ) که به مداوای روانپزشکی و تجویز دارو نیاز دارد.

سازمان بهداشت جهانی افزایش گسترده ناراحتی های روانی در سطح جهانی را نگران کننده اعلام کرده و پیش‌بینی میکند که چنانچه به همبن روال پیش رود تا سال ٢٠٣٠ افسردگی گسترده ترین مشکل سلامتی در جهان خواهد بود.

در رسانه های ایرانی یکی از مسائل مورد بحث افزایش نگران کننده اختلالات روانی در ایران است سایت شبکه خبر ایران در گزارشی در تاریخ ٢٣ مرداد ١٣٩٣ تحت عنوان "آژیر قرمز افزایش بیماری های روانی" عنوان میکند که مطابق تحقیقات انجام شده در برهه زمانی ١٠ ساله ٨٠ تا ٩٠ ‌میزان شیوع بیماری روانی در ایران ٦٣ درصد افزایش یافته. شایع‌ترین اختلال روانی بین نسل جوان افسردگی است. سایر اختلالات به ترتیب شامل خصومت و پرخاشگری، تفکر پارانوئیک (کج‌خیالی و وهم )، وسواس، حساسیت در روابط متقابل، روان‌ پریشی و ترس هستند.

بر طبق این تحقیقات دختران بیشتر از پسران مبتلا به افسردگی میشوند و نزد پسران اختلال تفکر پارانوئیدی بیشتر است. این اختلالات بنا بر گزاریش های مختلف ریشه‌ در آسیب‌های اجتماعی دارند.

طبق داده‌های آماری، دومین بیماری رایج در ایران پس از بیماری‌های قلب و عروق، اختلا‌ل‌های روانی هستند. دبیر انجمن روانپزشکان ایران در سال ۱۳۸۶ در همایش سالانه این انجمن گفته بود که وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد در بروز بیماری‌های روانی بسیار موثرند. جامعه‌شناسان ایرانی نیز متفقا تأکید میکنند که رواج اضطراب، افسردگی، انزوا و بی‌عملی یا پرخاشگری و ستیزه‌ جویی، در اغلب موارد ناشی از ناروایی‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی است.