بشارات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/30

در جهانی که در سال های آغازین هزارۀ سوّمش، هنوز سایۀ شوم نفرت و جنگ، جهانیان را احاطه کرده، یک بار دیگر، عید اعظم رضوان، سلطان اعیاد بهائیان جهان، فرا رسیده است. حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی یک قرن و نیم پیش در چنین ایّامی، حکم جنگ و جهاد و تنجیس این و آن را نسخ فرمود و حکم محکم صلح و وحدت عالم انسان را تشریع فرمود و در آثار وحیانی اش که به مدت چهل سال در تبعید و زندان ارائه نمود، راه و روش رسیدن به چنین هدف مقدسی را تشریح فرمود. جانشین حضرتش، حضرت عبدالبهاء، روح و جان و جنبۀ معنوی این راه و روش را، چنین بیان فرموده است:

«ای یارانِ این مظلوم [=حضرت عبدُالبهاء] نظر را از مشاهدۀ غیر پاک نمایید بیگانه نبینید بلکه جمیع را آشنا دانید زیرا با وجود ملاحظۀ بیگانگی محبّت و یگانگی مشکل است و در این دور بدیع به نصوص الهی باید با جمیع طوائف و ملل یگانگی نمود و نظر به عُنف و شدّت و سوء نیّت و ظلم و عداوت ننمود بلکه به افق عزّت قدیمه باید نظر کرد که این کائنات هر یک آیتی از رَبُّ الآیاتند و به فیض الهی و قدرت ربّانی به عرصۀ وجود قدم نهادند. لِهذا آشنا هستند نه بیگانه یار هستند نه اغیار و به این نظر باید معامله نمود. پس یاران باید در نهایت مهربانی و محبّت با دوست و بیگانه هر دو اُلفت و مَحبّت نمایند و ابداً نظر به استحقاق و استعداد نکنند در هر صورت نهایت مهربانی فرمایند از شدّتِ عِناد و جدال و بَغضا و عُدوانِ خلق شکست نخورند. اگر آنان تیر زنند اینان شهد و شیر بخشند اگر زهر دهند قند بخشند اگر درد دهند درمان بیاموزند اگر زخم زنند مَرهَم بنهند اگر نیش زنند نوش روا دارند.» (منتخباتی ازمکاتیب، ج ۱، شمارۀ ۸.)

درقران مجيدوكتب حديث آمده است كه هرامتي اجل وپاياني دارد ودورهء اسلام 1000سال است. يكي ازاحاديث مزبور، اين حديث است كه مي فرمايد: " ان صلحت امتي فلها يوم وان فسدت فلها نصف يوم وانّ يوماً عندربّك كالف سنة ممّا تعدّون". يعني اگرامت من صالح باشد پس براي آن يك روزاست واگرفاسدباشد نصف روز؛ وروزنزدپروردگارتو مانند1000سال است به حسابي كه شما مي شماريد. دركتاب برهان واضح ،صص122-124درتأئيد حديث مزبور، چنين نوشته شده:

"شاعربزرگ اسلامي حكيم نظامي گنجوي كه درسال پانصدوپنجاه كه مقارن نصف يوم مي زيسته گمان مي كرده كه اجل امّت اسلام وظهورحضرت قائم طبق حديث مذكور درنصف اليوم بايد باشد.اين است كه دركتاب مخزن الاسراربه همين مناسبت اشعاري سروده كه چندبيت آن نقل مي شود: