احکام

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/31

تعلیم و تربیت دختران در تساوی حقوق، پیشرفت و صلح امری حیاتی است

نوشتۀ: فلورا تِکیِ (Flora Teckie ) 1
ترجمۀ: مهرداد جعفری

تعلیم و تربیت عمومی شایسته توجّه تمامی حکومت های جهان است

اعلان «ماه ملّی بانوان» فرصتی بوجود آورده که نظری به تعلیم و تربیت، توان بخشی و حقوق مساوی در حقّ بانوان و دختران انداخت در حالی که باید در مقابله با چالش هائی که هنوز در آینده خواهد داشت امیدوارانه در انتظار نشست.

علیرغم اقدامات محسوسی در زمینه های تساوی حقوق و تعلیم و تربیت بانوان و دوشیزگان که در عرض چند دهۀ اخیر انجام گرفته ولی هنوز هم می توان شاهد تبعیضاتی علیه این قشر جامعه بود.

یکی از هدف های برنامۀ «اهداف هزارۀ پیشرفت» که در سال ۲۰۰۰ آغاز گردید شامل به اتمام رساندن دورۀ کامل تحصیل ابتدائی بوسیلۀ تمام دختران و پسران در سال ۲۰۱۵ درسطح جهانی می باشد.

وقتی که یونیسف (UNCEF) جهت بررسی نظری به دست آوردهای این هدف نموده معلوم گردید که «علیرغم دستیابی به ثبت نام قابل توجّهی در تعداد دانش آموزان در عرض ۱۵ سال گذشته متأسّفانه از سال ۲۰۰۷ این هدف در تعلیم و تربیت عمومی متحقّق نشد و نهایتاً هیچ پیشرفتی در کاهش کودکانی که نتوانستند به تحصیل بپردازند حاصل نشده».

مدارک منتشره نشان می دهد که ۵۸ میلیون از خردسالان که به سن تحصیلات ابتدائی رسیده اند و ۶۳ میلیون از نوجوانان هم از حق ادامۀ تحصیل محروم گردیدند که اکثریّت این نفوس دختران می باشند. تعلیم و تربیت و آموزش دختران امری حیاتی در پیشرفت ملّت ها و جوامع مختلفه می باشد. در غیاب و کمبودِ مهارت و کیفیّت های لازمه در میان مردان و بانوان پیشرفت اقتصادی کامل در میان جامعه بشری امری غیرممکن است.

از نظر دیانت بهائی «پیشرفت مَدَنیّت، لازمه اش مشارکت کامل تمامی نفوس بشری از جمله بانوان می باشد. لهذا بانوان باید تحصیل علم نمایند نه تنها بخاطر خدماتی که به جامعۀ بشری در نقش اوّلین معلّم فرزندان خویش اجرا می نمایند بلکه نهایتاً نقش بخصوصی که بانوان باید در ایجاد نظمی جهانی اجرا نمایند، نظمی که باید در برگیرنده شفقت، توانمندی در زمینه هائی که در تاریخ بشریّت تا حال سابقه نداشته می باشد.» 2

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2016/05/212732.php

بلاتکلیفی فقها خوش اقبالی حکومتگران و بلاتکلیفی فائزه و فریبا، ذبیح الله ابراهیمی

براستی چه کسی است که فقط با یک مرور سرسری اخبار در وضعیت فعلی جهان به این تنیجه شگرف نائل نگردد که اسلام حالا با هر پسوندی از ناب و غیر ناب و امریکایی و سیاسی و خصوصی و رحمانی و فوق آن و تحت آن چه نمودها ی گوناگون و متنوعی پیدا کرده و گر چه تا بحال این نمودها بیشتر در حدود هشتاد کشور اسلامی رخ می داد و چندان بازتابی نداشت به مدد مهاجرت مسلمانان به بلاد کفریه غربیه و اختلاط با اهل ذمه و همزمان گسترش قارچ گونه رسانه ها چه لرزه هایی که بر تن کافران نینداخته و چه جانها که نربوده و چه برج ها که نسوخته و چه سرها که بر شمشیر ننواخته و چه بتها (بخوانید میراث فرهنگی بجا مانده از هزاران سال تمدن بشری) که منهدم نساخته و چه دخترانی که از مدارس (۱) نربوده و به بازار برده فروشان به نام شریعت نفروخته و چه دختران و زنان از مناطق مفتوحه از خانواده جدا نکرده و به عنوان غنیمت جهاد به جهادگران خود تقدیم ننموده (۲) و... خلاصه هر چه بشر به پیشرفت و تمدن خود در قرون اخیر مباهات می کرد و بخصوص کفار غرب ارتکاب آنرا به قرون اولی نسبت میدادند به یک قیام باطل و عاطل ساخت و ثابت کرد که همه غیر واقعی و ظاهری بوده و هیچ حقیقتی در کنه نداشته است.

به حقیقت اسلام در تاریخ ادیانی که تا بحال در این کره خاکی از خود اثر بجا نهاده اند اعمالی از متمسکین خود ثبت کرده است که منحصر بفرد و بی مثل و نظیر است. خاطرات قرون وسطی مسیحی و فتح ایران ساسانی در مقابل جهاد گران متمدن به کلی سپر انداخته و خاطراتشان نه تنها به حاشیه رانده شده بلکه از حاشیه هم بدر افتاده است اگر مرتکبین آن جنایات محیطی بسته و اقتداری بلامنازع داشتند این گروه در جهانی که ادعای وحدت و حقوق بشر و مدیریت جهانی و...دارد مشغول اجرای شریعتند.

شاهکارهایی که گروهی از مسلمین در جهان معاصر به جای می گذارند و به مدد فن آوری در شبکه جهانی ثبت و ضبط می نمایند هم عرصه را بر انکارگران آن در حال حاضرتنگ می کند و هم اگردر این روند جهاد تعللی حاصل شده و اثری از بشریت باقی بماند به جهت بررسی کارکردهای دین اسنادی بی نظیر برجای می ماند. البته تا بحث به اینجا می رسد ذهن حقیقت گریز کسانیکه در جهاد شریک نبوده و دین را به جهت امنیت و معاش برخدمت گرفته و تمام عمر و به میراث از نسلهای قبل بر آن مباهات ورزیده و خود را امت فخیمه و فرقه ناجیه خوانده اند ناله و فریاد کنند که اولا ارتکاب این امور مربوط به معدودی است (که البته کاملا حق با آنان است و خوب این یک شانس بزرگی محسوب است جهان را و جمله مسلمانان را) و ثانیا شعر مشهور را زمزمه می کنند که "اسلام بذات خود ندارد عیبی " و هر آنچه که شما می بینید "از مسلمانی ماست" که حرف ما در همین قسمت است که اولا برای اسلام با وجود این همه فرق و تشعبات هفتاد و دو ملتی ذاتی نمانده بود اما به جهت اینکه هر فرقه در قلمرو خود حاکم بود و از دیگران بی خبر و بدوا تصوری از اختلافاتش با سایر فرق نداشت و فکر می کرد اسلام همین است که از منبر مسجد محل خود می شنود اما فعلا به مدد شبکه جهانی و اعمال سلفیون و طالبیون و جمهورییون و داعشیون و بوکوحرامیون و نصرتیون ...(الی ماشاءالله که هر روز بر تعدان آن افزون می گردد) دیگر شکی نیست که اسلام اگر هم بذات خود عیبی ندارد بدون شک این ذات را یا کسی نیافته و در عالم بالاست که ما را بدان راهی نیست و با آن کاری هم نیست یا اینکه با این همه ذاتیات دیگر بی عیب نیست و این مسلمانی ما چقدر معیوب شده که دیگر علمای اعلام و آیات عظام و حجج اسلام و فتاویشان را نیز کاری بر نمی آید و یا اینکه در این چهارده قرن آنقدر بر این مسلمانی و مستور کردن عیوبش وصله و پینه بسته اند که دیگر درزهای به هیچ وصله و سوزنی رفو نمی شود و هر فتوای جیدی نه تنها کار را بهتر نمیکند که زشتی ها را بیشتر می نمایاند و مسبب اختلافات و فجایع شدیدتر می شود.